اعلامیه شماره 2 کمیته مرکزی سازمان ، پیرامون " انتخابات " ریاست جمهوری اسلامی ایران

 

 

رسوایی مشترک طیف " توده ای " و " ملی مذهبی " !!

 

 

با تسلیم شدن " معین " به حکم حکومتی خامنه ای واعلام آماده گی برای شرکت در بالماسکه " انتخاباتی" رژیم ،

بار دیگر شماری از نیروها ی به اصطلاح اپوزیسیون، با نواختن نت تکراری " ضرورت انتخاب میان بد و بدتر"، از مردم خواسته اند که به مضحکه انتصابات ، گردن نهند و با ریختن آرای خود به پای " معین" عزم اصلاح طلبانه خویش را به نمایش گذارند.

حزب توده ، راه توده ، حزب دمکراتیک مردم ( گروه بابک امیر خسروی)، نهضت آزادی( به رهبری دکتر یزدی)، شورای ملی مذهبی ها ( به سخنگویی عزت الله سحابی ) ، بخشی از " اپوزیسیون جمهوریخواه " خارج از کشور و شماری از سایتهای اینترنتی وابسته به طیف " توده ای" نظیر: پیک نت، آذین داد و .... با مستمسک قرار دادن شعار تبلیغاتی " معین " مبنی بر تشکیل " جبهه دمکراسی خواهی و حقوق بشر"، بار دیگر از مردم دعوت کرده اند که تجربه شکست خورده هشت سال ریاست جمهوری خاتمی را تکرار کنند . اما کاندید مشترک جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، خیلی زود به این حضرات علیرغم ابراز خوشحالی از حمایت آنها فهماند که منظور از جبهه فرضی و حلوای نسیه " دمکراسی خواهی و حقوق بشر" به هیچوجه در هم شکستن ساختارهای اساسی نظام جمهوری اسلامی نیست . " معین" خط قرمز همکاری و " تعامل" خود با دیگر نحله ها و گروههای سیاسی و اجتماعی را اولاً التزام به قانون اساسی موجود جمهوری اسلامی، ثانیاً اعتقاد به اصلاح پذیری نظام و ثالثاً پیگیری امر " اصلاحات" در ساختار فعلی قدرت حاکم، دانست و با این " شفاف سازی " آب پاکی به روی دست همه جریانات مماشات طلب و استحاله چی در طیف رفرمیست های خارج از حکومت ریخت .

با این همه جریانات دست راستی فوق الذکر ، باز منفعت سیاسی خود را در این می بینند که با خاک پاشیده به چشم مردم، به خیال خام خود، آنها را به پای صندوقهای رأی بکشانند، زیرا هراس آنها از انقلاب اجتماعی مردم و بهم خوردن شیرازه جامعه طبقاتی مورد حراست آنها ، چنان قوی است که حاضرند در یک رسوایی سیاسی بزرگ دیگر، موجبات مشروعیت و تقویت رژیم اسلامی سرمایه را فراهم کنند . آنها با اینکار خویش ثابت می کنند که حتی بعنوان یک " بورژوا- لیبرال" نیز قادر و مایل به دفاع از اصول دمکراسی سیاسی مورد ادعای خود نیستند و این البته در مورد جریانات فوق الذکر، پدیده خلق الساعه ای نبوده و نیست . حزب توده و جریانات انشعابی راست تر از آن ( راه توده و غیره ) از بدو روی کار آمدن رژیم اسلامی، در تضادی آشکار با منافع اکثریت ستمکش جامعه، در رویای "شکوفا سازی جمهوری اسلامی" و ارائه تصویری کاذب وترقیخواهانه از " خط امام " بوده اند . این جریان به همراه گرایشات راست طیف جمهوریخواه، در دوران هشت ساله پس از دوخرداد 76 نیز مشغول توهم پراکنی درمورد امکان استحاله رژیم ولایت فقیه به یک حکومت دمکراتیک بوده است . جریان نهصت آزادی و شرکاء آن نیز که خود از یاوران به قدرت خزیدن حکومت اسلامی در ایران بودند، حتی پس از استعفاء یا اخراج از دایره قدرت نیز همچنان مردم را با رویای اصلاح تدریجی این رژیم، مشغول نگه می داشتند . آنها همواره با انقلاب، تغییرات بنیادی و سرنگونی این نظام جهنمی مخالف بوده اند .

با این همه ، نمیتوان از رسوایی سیاسی اخیر آنها به ساده گی عبور کرد . آنها در شرایطی به کمک رژیم قرون وسطایی حاکم شتافته اند که شرایط بین المللی و غلیان جنبش های اجتماعی در ایران ، بیش از هر زمان ، حلقه محاصره را به دور رژیم تنگ تر نموده و فرصت بی همتایی را برای کوبیدن شیشه عمر رژیم بر زمین فراهم کرده است . آنان که در این برهه تاریخی حساس، بجای تقویت جنبشها و تشکلهای مستقل مردم و در یک کلام حرکت به سوی یک انقلاب حقیقتاً مردمی ، توده ها را مجدداً به سوی سراب استحاله رژیم سوق میدهند، عملاً در کنار رژیم و ارتجاع و در تخاصم با اراده بر حق مردم کشورمان برای دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی قرار می گیرند.

تاریخ ، این خیانت تاریخی را هر گز فراموش نخواهد کرد .

آنها در شرایطی تن به این دلالی مشمئز کنند ه داده اند که خود- آگاهی مردم نسبت به ضرورت بر چیدن کلیت حکومت استبداد دینی- هیچگاه در طول 26 سال گذشته همچون امروز نبوده است . بی دلیل نیست کاندیداهای از صافی گذشته رژیم، هر یک سعی می کنند با گرفتن ژست های مدرن و دادن انواع وعده های سرخرمن، دل مردم را بدست آورند. آنان بخوبی آگاهند که اکثریت بزرگی از مردم کشورمان عزم خود را برای تحریم نمایش انتخاباتی رژیم جزم کرده اند از اینرو با تهدید و تطمیع و فریب و تقلب میخواهند، آمار" قابل قبولی" از درجه مشروعیت خود نزد جهانیان به معرض نمایش بگذارند . آنان به این " حضور " برای معاملات خود با کشورهای غربی سخت نیازمند ند . از اینرو با تمام قوا باید این ترفند رژیم را خنثی کرد .

باید کارزار تبلیغاتی و روشنگرانه وسیعی علیه نمایش خیمه شب بازی رژیم وعلیه اپوزیسیون نماهای طرفدار شرکت در " انتخابات " به راه انداخت . در این راستا، به ابتکار مردم، اشکال متنوعی از مبارزه در حال وقوع است . از نوشتن کلمه تحریم و یا " نه " روی اسکناسها و دیوارها ، تا پاره کردن و یا کشیدن ضربدر قرمز بر پوستر های کاندیداها، از تبدیل سخنرانیهای کاندیداها به جلسه محاکمه رژیم و کاندید مورد نظر ، تا انتشار اعلامیه ها و طومارهای روشنگرانه ، از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی، تا میتینگ پر شور زنان علیه سیاست آپارتاید ، از جوش و خروش جنبش کارگری تا افشاگریهای نویسنده گان و روزنامه نگاران متعهد، همه و همه در خدمت بصدا در آوردن " نه" بزرگ در برابر چشم رژیم و جهانیان است . اینکه در روز " انتخابات" نیز مردم از طریق خالی کردن خیابانها و نشستن در خانه ها، تاکتیک تحریم را پیش خواهند برد و یا این تاکتیک را با میتینگها و اعتراضات خیابانی توأم خواهند کرد، به درجه آماده گی مردم در هر منطقه، توازن قوا در آن محل و چگونگی سازماندهی مردم مبارز و نیروهای پیشرو بستگی دارد. ما هیچ نسخه وکلیشه ای را از خارج پیشنهاد نمی کنیم، این امر خود مبارزان داخل کشور است .

اما در خارج از کشور و بدور از قوای سرکوبگر رژیم ، اپوزیسیون- بویژه نیروهای چپ- نمیتوانند و نباید " در خانه بمانند" ! باید چه در روز " انتخابات " و چه در روزهای قبل و بعد از آن، با بر پایی آکسیونهای اعتراضی و افشاگرانه ، برگزاری میتینگ و تحصن و برپایی کنفرانس مطبوعاتی و انجام مصاحبه با رسانه های خارجی ، افکار عمومی بین المللی را متوجه مسایل ایران نمود و ماهیت ضد دمکراتیک رأی گیری رژیم را بر ملا کرد. بر پایی این اعتراضات بویژه در برابر مراکز رأی گیری رژیم در خارج ، از اهمیت بسزایی برخوردار است . سازمان ما همه نیروهای چپ و آزاده را که به دمکراسی و عدالت اجتماعی باور دارند و از سرنگونی رژیم اسلامی توسط انقلاب اجتماعی دفاع می کنند و با هر نوع مداخله خارجی در تعیین سرنوشت مردم کشورمان مخالفت می ورزند را به همکاری و اتحاد عمل با یکدیگر فرا میخواند و به سهم خود از هر تلاشی در این زمینه استقبال می کند .

 

 

پیش بسوی تحریم فعال " انتخابات " رژیم!

سرنگون باد جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر )

 

8 ژوئن 2005