یاد رفیق آلبرت سهرابیان همرزم و همدست زحمتکشان گرامی باد

 

در روزهای خیزش مردم کشورمان جای خالی رفیق آلبرت را بیش از هر زمان دیگر احساس کردیم. او به این ظرفیت نهفته در توده ها ایمان داشت و چنین روزهائی را بی تابانه انتظار می کشید اما در نبرد نابرابر با بیماری سرطان در21 شهریور 1383 ( 11 سپتامبر 2004) از پای درآمد.

 

او تا زمانی که توان سخن گفتن داشت علیرغم پیشرفت بیماری و درد طاقت فرسا ساعت ها پشت کامپیوتر در نشست اینترنتی با فعالان کارگری برای وحدت جنبش کارگری ایران تلاش می ورزید و برای این کار به اتفاق دیگر فعالان در تدارک رادیوی سراسری کارگری بود که مدتها پایۀ همکاری بسیاری از فعالان کارگری از نحله های گوناگون جنبش کارگری ایران قرارداشت.

 

رفیق آلبرت از رهبران طبیعی جنبش کارگری ایران بود که بخش اعظم عمر پر ثمر خود از سیزده سالگی تا پایان عمر یعنی بیش از شش دهه را سخت کوشانه دوشادوش کارگران و زحمتکشان صرف بالا بردن آگاهی طبقاتی خود و کارگران بسیاری و کمک به تشکل یابی و مبارزۀ بی وقفه با دیکتاتوری شاه و بعدا دیکتاتوری اسلامی و نظام سرمایه داری بستر هر دو رژیم کرد. او از رهبران کمونیستی بود که هیچگاه ادای رهبران کاریزمائی را در نیاورد و وبال گردن دیگران نبود و همواره کار و مشارکت در زندگی اجتماعی و واقعی در کنار مردم را توأم با مبارزۀ سیاسی پیش می برد.

 

رفیق آلبرت با وجود اعتقادش به حزب رزمندۀ طبقۀ کارگر و عضویت در تشکل های مختلف صنفی و حزبی در طول حیات مبارزاتی خود، که آخرین آن به مدتی طولانی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر) بود، هیچگاه خود را در حصار فرقه ای محبوس نساخت و همواره وحدت کل طبقۀ کارگر را مد نظرداشت و همۀ توان و فعالیت سیاسی و اجتماعی خود را در این مسیر به کار می گرفت. او به علت پیگیر بودنش در این مسیر که بهای آن را با سال ها زندان و تبعید پرداخت و همچنین صمیمیتش در همدستی با توده های زحمتکش، محبوب گرایشات مختلف جنبش کارگری ایران و برای همه سمبل یک رهبرطبیعی کارگری بی تکلف بود که از زندگیش می توان درس های مبارزاتی زیادی گرفت.

 

خوشبختانه رفیق آلبرت با احساس مسئولیتی بالا با کار شبانه روزی در سال های آخر عمرش توانست تجربه پربار مبارزۀ خود و سایر همرزمانش را در کتاب خاطراتش به رشتۀ تحریر درآورد.

کتاب خاطرات رفیق آلبرت سرگذشت قلب بزرگی است که برای رهائی طبقۀ کارگر ایران به دست خود این طبقه می تپید.

 

او چه خوب این روزهای نبرد خیابانی نسل نوین جوانان ایران را که مشت بر آسمان می کوبند، در پایان کتابش پیش بینی و تصویر کرده است که می نویسد:

 

من و امثال من از نسل قدیمی فعالان جنبش کارگری که پرچم مبارزه در راه آزادی و سوسیالیسم را در دست داشته ایم، اکنون این پرچم را به نسل های جوانتر و بویژه جوان ترین نسل جنبش مان می سپاریم تا کاروان آزادی و سوسیالیسم با غرور، راه خود را به پیش ببرد.

 

 

یاد رفیق آلبرت را با ادامۀ راهش گرامی می داریم

کمیتۀ مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

 

سپتامبر2009