اعلامیه کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)

به مناسبت بازگشائی دانشگاه ها و مدارس درسال تحصیلی جدید

 

 

سال سرنوشت ساز!

 

نقش دانشگاه ها ومدارس درجنبش عمومی

فرارسیدن مهر ماه وزمان بازگشائی مدارس ودانشگاه ها،امسال ازحساسیت ویژه ای برخورداراست.نه فقط باین دلیل که ازدیرباز دانشگاه های ایران به عنوان سنگرمقاومت،دارای سنت درخشان و نیرومندی درمبارزه علیه استبداد وبرای آزادی و عدالت اجتماعی بوده اند و تأثیرگذاربرمبارزه سراسری، بلکه هم چنین باین دلیل که فضای سیاسی جدیدی که درپی مبارزات اعتراضی مردم درطی سه ماهه اخیر بوجود آمده،جنبش اعتراضی را وارد نقطه عطف تازه ای کرده است. تظاهرات بزرگ ومیلیونی پس از" کودتای انتخاباتی" وتداوم آن دراشکال گوناگون وهم چنین افشاء شدن جنایت ها وتجاوزات صورت گرفته درپی آن، "اقتدار،مشروعیت وحیثیت" رژیم را حتی درمیان حامیان تادیروزخود سخت به زیرسؤال برده است. بدیهی است که اعتراضات بزرگ وتوده ای نمی تواند بدون شرکت اقشارولایه های گوناگون جامعه بویژه اکثریت بزرگ استثمارشونده، فرزندان آن ها و جوانان معناداشته باشد. دراین اعتراضات بویژه مشارکت فعال دانشجویان وجوانان امرمشهودی است.درواقع تعداد قابل توجهی ازلیست جان باختگان وهم چنین رندانیانِ برآمدِ اخیررا دانشجویان وبطورکلی جوانان تشکیل داده اند.دانشجویان ازتیررس موج جدید سرکوب ها درامان نمانده ودامنه تهاجم وحشیانه به کوی ومراکزدانشجوئی ازنظر شدت وخشونت حتی از خشونت های 18 سال 78 هم فراتررفت وموجب کشته شدن لااقل 5 دانشجو وزخمی وزندانی شدن صدها تن گردید.علت حملاتی چنین وحشیانه به دانشجویان، آشکارا بخاطرنگرانی ازنقش آنها درجنبش سراسری و بقصد فلج کردنشان صورت گرفت.اما علاوه برنقش واهمیت جنبش دانشجوئی درفضای حساس وملتهب کنونی ،آنچه که بازهم بردامنه حساسیت فصل بازگشائی سال تحصیلی امسال افزوده است، همانا احتمال تبدیل شدن مدارس به سنگرمقاومت است. نقش دانش آموزان دراعتراضات بزرگ خیابانی اخیر و اعتراضات محلی و شبانه وجلب وتشویق خانواده های خود به صحنه مبارزه برکسی پوشیده نیست.والبته رژیم که خاطره دانش آموزان درانقلاب بهمن را بخاطردارد،بی جهت نگران ورود دانش آموزان به کارزارجنبش نیست.

 

ازسوی دیگر جناح حاکم که درطی ماه های اخیرجنبش اعتراضی را زیرفشارسنگین سرکوب گرفته و باتمامی توان خود تلاش کرده است تا ازبرگزاری تظاهرات سراسری جلوگیری کند،وباتوجه به آن که خود معترف است که باصطلاح آتش فتنه هنوز خاموش نشده،بشدت نگران آن است که با بازگشائی مدارس ودانشگاه ها،کانون های مقاومت تازه ای برپاشوند و براثرآن آتش زیرخاکستر دوباره زبانه بکشد. نگرانی فوق بکرات اززبان فرماندهان ومقامات امنیتی ودانشگاهی و نمایندگان ولی فقیه دردانشگاه ها ابرازشده است.البته رژیم فقط به ابرازنگرانی بسنده نکرده، بلکه با جدی تلقی کردن این خطر،برنامه های گوناگونی را برای مقابله با آن تدارک دیده ویاهم چنان درحال تدارک دیدن است. ابتدا حتی از تعطیلی دانشگاه ها و هم چنین ضد"انقلاب فرهنگی" دوم سخن به میان آورده ومی آورد. خامنه ای رأسا علوم اجتماعی وحدود دومیلیون دانشجوی شاغل در این رشته ها را منشأ شرخوانده است! که البته بدلیل کثرت میلیونی دانشجویان بنظرمی رسد اگرتصمیم به آن بگیرند تعطیل دانشگاه خود به امری دشواروبحران زا تبدیل شود. اعلام حفاظت اجتماعی وحالت آماده باش درمنطقه 6- حول وحوش دانشگاه تهران- ازدیگراقدامات پیشگیرانه باندهای حاکم است. علاوه برآن، بانزدیک شدن زمان بازگشائی دانشگاه ها ،صدها دانشجو درنقاط مختلف ازسوی نهادهای امنیتی و حراستی احضار وبه آنهاتذکرداده می شود ودهها تن دیگرنیز ازتحصیل محروم شده اند.دورتازه محاکمات دانشجوئی مانند دانشجویان دانشگاه مازندران و محکوم کردن آن ها به زندان واخراج و محرومیت های سنگین ویا منحل کردن انجمن های اسلامی ونظایرآن وتشکیل دادگاه اعتراف درمورد فعالین تحکیم وحدت ازدیگر اقدامات رژیم است. آماده کردن بسیج دانشجوئی برای ایفای وظایف خود درفضای کنون و انجام نشست های مشترک این نهاد دانشجوئی وابسته به رژیم بافرماندهان نیروی سپاه سیدالشهداء در تهران همه وهمه بخشی ازتدارک رژیم برای مقابله با این کانون های خطرخیزاست که جملگی باهدف تبدیل محیط های دانشگاهی به پادگان صورت می گیرد.دریک کلام باید گفت که امسال همه عوامل نارضائی در محیط های دانشجوئی اعم از فشارهای ناشی از بحران اقتصادی و سیاسی وفرهنگی و صنفی،بهمراه التهاب فضای عمومی جامعه وهم چنین نارضایتی واعتراضات اساتید بطورهمزمان فعال ویا آماده فعال شدن هستند.

اگرمبارزات دانشجوئی همواره برای مستبدین دردسرزابوده وعموما فصل گشودن دانشگاه هافصل اعتراضات محسوب شده و موجب نگرانی مستبدین می گردیده است، اما امسال ترس رژیم ازمدارس نیزبه آن افزوده شده و همانطورکه اشاره گردید سخت نگران تبدیل شدن آنها به سنگرهای جدید مقاومت است.چرا که خودبهترازهرکسی می داند که نسل جدید و جوانان عاصی،پسرودختر، نیروی اصلی،تازه نفس وکوبنده جنبش نوین اعتراضی را تشکیل می دهند وبمثابه گورکنان نظام حاکم دارای نقش کلیدی هستند.نسلی که عملا درنظام کنونی سوخته وتباه گردیده وفاقدآینده امیدبخشی است و بارساختن آینده نیزعمدتا بردوش آنان است. اگراعتراضات سالهای اخیرمعلمان این نیروی زحمتکش و آگاه وتحت استثمار ونسبتا متشکل را، که سالها علیرغم فشارسنگین دولت مشغول مبارزه وهزینه پرداختن برای مطالباتشان بوده اند را نیزدرنظربگیریم آنگاه وجود زمینه های مثبت تبدیل شدن مدارس به سنگرهای تازه مقاومت مشهود ترخواهد شد .

 

نکته مهمی که دراین جاباید به آن توجه کرد همزمانی ودرکنارهم قرارگرفتن کانون های ملتهب مقاومتی است که دارای حلقات متداخلی بین خودهستند.حلقات طبیعی که زمینه های عینی و مساعدی رابرای پیوند خوردن آن ها با یکدیگرفراهم می سازد:دانشجویان،اساتید،دانش آموزان،معلمان و خانواده ها،درمجموع وبطوربالقوه حلقات زنجیری را تشکیل می دهند که درمتن یک فضای عمومی ملتهب وداغ مبارزاتی می توانند به یکدیگرمتصل شوند. واگربه این مجموعه دونکته زیررا هم اضافه کنیم آنگاه معلوم می شود که با چه زنجیره پردامنه وتأثیرگذاری مواجه هستیم که می تواند ازپیوند حلقات متداخل این کانون های مقاومت برخیزد:نخست نقش کمی وکیفی حضور زنان دردانشگاه ها و مدارس است ودیگری نقش کمی وکیفی ملیت های گوناگون درمیان دانش آموزان ودانشگاه ها. اولی آتشفشانی است برخاسته ازتبعیض جنسیتی( آپارتاید جنسیتی) و رسمی حکومت مذهبی برنیمی ازجمعیت کشور و دومی دربرگیرنده کمیت گسترده ای است که باگوشت وپوست خود ستم مضاعف ملی ومذهبی( آپارتاید ملی وقومی) را لمس کرده وحتی حق آموزش به زبان مادری درمدارس نیز ازآنها دریغ می شود.

 

درنتیجه می توان گفت که بدلیل فعال شدن کانون های اعتراضی گوناگون و وجود حلقات متداخل فی مابین آنها،وفضای عمومی ملتهب،ما باشرایط مساعدتری برای پیوند اعتراض های مدارس، معلمان،خانواده ها(ومحافل فامیلی)، دانشگاه ها،اساتید و هم چنین جنبش زنان و جنبش ملیت ها مواجهیم که اولا خصلت سراسری دارند ودراقصی نقاط کشورمی توان حضورآنها رامشاهده کرد که این خود در سراسری کردن شعله های جنبش مؤثرخواهدبود وثانیا باجنبش های اجتماعی مطالباتی سروکارداریم که برای درهم آمیزی جنبش های اجتماعی و مطالبات مشخص با مطالبات عمومی وفراگیرِ جنبش عمومی کارسازخواهدبود و ثالثا بدلیل حضوردرمحیط های مشخص ومنافع صنفی سیاسی دارای پتانسیل تجمع وتشکل پایدار بیشتری هستند که درمجموع می توانند شبکه ها و زمینه ها مناسبی برای مفصل بندی جنبش عمومی وتعمیق آن فراهم سازند. واگرآگاهی وتجربه جنبش های اجتماعی وحربه نیرومند آن ها- اعتصاب- را درنظربگیریم آن گاه معلوم می شود که نتایج حاصل ازپیوند این کانونهای ملتهب اجتماعی تاچه حد برای تعمیق،استمرار،فراگیرکردن ونهایتا موفقیت جنبش سراسری کارسازخواهد بود.بی شک آنچه که گفته شد،تنها بیان کننده زمینه ها و شرایط مساعدی است که بطوربالقوه فراهم می شوند والبته رژیم واهرم سرکوب هم برای ازکارانداختن آن ها بیکارنیست. ازهمین رو فعلیت بخشیدن به آنها مستلزم تلاش وبکارگیری آگاهی وتجربه ورزم همه فعالین است.درهرحال وجود چنین بسترهای مناسب وفعال شدن آنها اگرنه سبب،لااقل زمینه ساز به حرکت درآمدن موج دوم وبلند اعتراضات مردمی با استحکام وشبکه بندی نیرومندتری می شود .

 

همانطورکه سیررویدادها و نوع واکنش رژیم نشان می هد،تنها حربه رژیم برای مقابله باموج نارضایتی سرکوب وبازهم سرکوب بیشتراست. اما تجربه های گوناگون نشان داده اند که مقابله باجنبش های توده ای ازطریق تکیه صرف برسرنیره،درشرایط انباشت مطالبات ونفرت وفقدان ظرفیت هرگونه رفرم ودگرگونی ،کارسازنبوده وحکم خاموش کردن آتش توسط بنزین را دارد وبهمین دلیل مصداق کاشتن باد است که حاصلی جزطوفان نخواهد داشت.تشدید فشاروبگیروبه بندِ دانشجویان، باید ونباید ها ومداخله های بی پایان درکوچکترین امور زندگی جوانان ومحصلین، امری که ازاجزاء ذاتی یک رژیم تمامیت گرا ومذهبی محسوب می شود، ازجمله اجباری کردن نمازجماعت درمدارس و...ویا افزایش فشاربه معلمان و بازداشت و زندانی کردن آنها وتشدید فشاربه دانشجویان، حاصلی جزتقویت دامنه وعمق جنبش اعتراضی ندارد. استبداد حاکم بخیال خود با چنین تلاش های مذبوحانه ای برآن است تانسلی را که دردامن خود پرورانده واکنون سربه شورش برداشته ودرنقش گورگنان نظام درصحنه ظاهرشده است، رام وسربراه بسازد.اما غافل ازآنکه به جنگ آسیاب های بادی می رود وتاریخ نشاهنده آنست که جنبش های اعتراضی مردم، مرتجعینِ نیرومندترازآن ها را به زباله دان تاریخ پرتاب کرده است. وقتی "خس وخاشاک ها"به حرکت درآیند، تاریخ نیزسربه فرمان آن ها می نهد!

 

نقش جنبش دانشجوئی و دانش آموزی درسراسری کردن جنبش عمومی وتعمیق مطالبات آن

یکی ازنقاظ ضعف تاکنونی جنبش عمومی علیه استبداد عدم بقدرکافی سراسری شدن آن درنقاط گوناگون کشور وتمرکزاصلی آن درتهران بوده است که البته این به معنی تمرکزقدرت سرکوب درتهران نیزمی باشد.واقعیت فوق درشرایطی است که نارضائی سراسری بوده ومردم شهرستان ها وروستاها نیزاکثرا ازوضعیت موجود خشمگین اند وکفگیرِوعده ووعیدهای دولت برای فریب آن ها به ته دیگ خورده است.ناموزونی فوق البته عمدتا بدلیل محدودیت های موجود درفضاهای کوچکتروبسته تروازجمله ضعف ویا فقدان امکان انتشاروگردش اطلاعات واخبار مربوط به جنایت های رژیم و اعتراضات مردمی، ضعف شبکه های مبارزاتی و تشکل وهم چنین تاحدی بسته بودن دانشگاه ها و مدارس درطی چندماه اخیروبعضا برخی وعده های فریبنده احمدی نژاد بوده است.اما ازآنجاکه دانشجویان ودانش آموزان ومعلمان درمقیاس میلیونی،دارای بعد سراسری وداشتن امکان تجمعات طبیعی وطبعا آگاهی وتحرک بیشتری هستند، قادرند که سهم شایسته ای درجبران ضعف فوق و بعد سراسری دادن به اعتراضات و پیوند مطالبات وتعمیق آن ها داشته باشند. وهمین مسأله توضیح دهنده علت اصلی بیم رژیم ازفصل بازگشائی مدارس ودانشگاه هاست.

 

دانشجویان،معلمان ودانش آموزان مبارز!

باهمه توان خود درراستای پیوند هرچه بیشتر جنبش های اجتماعی-مطالباتی گوناگون اعم از دانشجویان، معلمان و دانش آموزان، زنان وملیت ها، وبطریق اولی سایرلایه های طبقه بزرگ مزدوحقوق بگیران،بیکاران،طردشدگان وهمه زحمتکشان وتهیدستان...با جنبش عمومی بکوشیم. برآمدنوین جنبش اعتراضی وفضای ملتهب سیاسی ازیکسونقش و وظایف کیفیتا تازه ای را دربرابرتک ما قرارداده است و ازسوی دیگررژیم خودکامه وتاریک اندیش را وادارساخته است که آخرین تلاش خود را برای بقاء وجود منحط وگندیده اش که اینک مشام همگان را می آزارد، بکارگیرد.رژیمی که ازشدت نابهنگامی و گندیدگی اش باید که هرچه زودتردفن شود والبته که ازمدت ها پیش می بایست دفن می شد. برآمد اعتراضات مردم سال جدید را به سالی مهم وسرنوشت سازدر مبارزه مردم ایران علیه معجون بهم آمده ای از استبداد مذهب وسرمایه،به سال مصاف و آوردگاه جوانی وسرزندگی با مرگ وفرتوتی درآورده است.آستین ها را برکشیم و بادبان ها را برافرازیم که سال سرنوشت سازی برای آزادی و برابری دربرابرهمه ما قراردارد!

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی !

زنده باد آزادی ! زنده باد سوسیالیسم!

کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

21 سپتامبر 2009 ــ 30 شهریور 1388