به مناسبت سالگرد 22خرداد

 

اکنون در آستانه 22 خرداد سالگرد زایش اعتلای نوین جنبش آزادی خواهانه و برابری طلبانه مردم ایران ایستاده ایم .

حضور جنبش اعتراضی مردم که در سال گذشته در عکس العمل به تقلب آشکار و بزرگ انتخاباتی حکومت با شعار ساده رای من کو ؟ به صورت خود انگیخته در خیابان آغاز شد ، همچون فوران نیرومند یک آتشفشان تنها سه روز بعد در تهران  در 25 خرداد 3 میلیون نفر را در یک مارش پر شکوه خیابانی ، از زن و مرد ، شاغل یا  بیکار در هر رشته کار ، همچون دریای خروشان، همبسته و ما لامال از شور و امید به صحنه آورد و آغاز فصل نوین مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم ما را رقم زد. تیراندازی به مردم در روز 25 خرداد و حمله وحشیانه  به کوی دانشگاه در همین روز که منجر به کشته و مجروح شدن چند نفر شد و سخنرانی خامنه ای در نماز جمعه به روشنی نشان داد که هسته اصلی قدرت درجمهوری اسلامی با بیرحمی کامل آماده مقابله با جنبش مردم است. وصحنه به خاک افتادن ندا در 30 خرداد که همچون خورشید تابان در سراسر جهان رویت شد به خوبی نشان داد که چگونه رژیمی سفاک پاسخ اعتراضات  مسالمت جویانه مردم را با گلوله میدهد.

به دنبال تظاهرات میلیونی 30 خرداد ، با وجود سرکوب حکومت و جنایات بیشمار در زندانها ، اما جنبش مردم سر بازایستادن نداشت و روزقدس ، 13 آبان ، 16 آذر، مراسم تدفین منتظری و روز عاشورا ، صحنه های تازه ای از مبارزات قهرمانانه مردم  آفریده شد.

در روز قدس با وجود تهدید مستقیم خامنه ای و فرماندهان سپاه که جزدرباره فلسطین هیچ شعار دیگری نباید داده شود،  حضور گسترده مردم در خیابانهای تهران و چند شهر دیگرو طرح شعارهای "مرگ بر دیکتاتور" و" جمهوری ایرانی"  که مشخصا مرز اصلاح طلبی موسوی و کروبی را درهم شکست ماهیت انقلابی شورش مردم را عیان تر کرد.

در 13 آبان بر خلاف روز قدس که حضور مردم مجاز بود اما صف مستقل و شعارهای غیر حکومتی مجاز نبود ،  این بار نیروی انتظامی هر نوع  تجمع را به مجوز مشروط کرده و تاکتیک آنها حضور سریع در محل شکل گیری تجمع هسته های اولیه تظاهرات  و سرکوب فوری و ممانعت از فشرده شدن صفوف تجمع کنندگان بود .اما با وجود آرایش جنگی نیروهای انتظامی  در تهران و به کارگیری این تاکیتک سرکوبگرانه ، اینجا و آنجا جمعیتهای بزرگتر مردم شکل میگرفت و مردم همبسته شعارهای ضد استبدادی و  آزادیخواهانه  خود را نیرومند تر از قبل فریاد میکردند. در این روز مردم در برابر شلیک گلوله و پرتاب گاز اشک آور ، با شعار

" خامنه ای قاتله ! ولایتش باطله ! " و " مرگ بر دیکتاتور! " ایستادگی کردند و با زیر کشیدن پوستر خامنه ای و لگدکوب کردن آن ،سرنگونی  نظام ولایت فقیه را نشانه  رفتند.

در 13 آبان علاوه بر تهران ، مردم در شهرهای باز هم بیشتری  به اقدامات اعتراضی دست زدند. از آن جمله در اصفهان ، شیراز ،تبریر ،قزوین ،شهر کرد ، مشهد، رشت ،اهواز. همچنین در تهران و شهرستانها در تعداد بسیاری از دانشگاهها ، دانشجویان در محوطه دانشگاه تظاهرات کرده و سپس تلاش کردند تا به جنبش مردم در خیابانها بپیوندند. به این ترتیب در 13 آبان شاهد گسترش باز هم بیشتر مبارزات مردم  در شهرهای کشور گشتیم .

در 16 آذر حضور گسترده دانشجویان در دانشگاه های تهران و بسیاری از شهرستان ها از قبیل مشهد ، شیراز ،تبریز ،اصفهان ،کرمان ، همدان ،شهرکرد، کرمانشاه ،ساری ، سنندج،...و همراهی پرشور مردمی که برای حمایت از دانشجویان به گرد دانشگاهها تجمع کردند ، بار دیگر صحت این شعار مردم را نشان داد که شکنجه ، تجاوز، اعدام دیگر اثر ندارد و پتانسیل مبارزاتی  مردم بیش از آن است که در برابر سرکوب هار و  خشن حکومت اسلامی به زانو درآید.                 

خیزش مردم در روز عاشورا در تهران  و چند شهر دیگر نقطه اوج پرشکوه مبارزه مردم  بود. رژیم که از مدتها قبل و بویژه با عبور جنبش از فرازهای روز قدس ، 13 آبان و  16 آذر خود را برای مقابله  با عروج تازه آن در ماه محرم و بویژه تاسوعا و عاشورا آماده میکرد ناگهان به دنبال فوت آیت الله منتظری و برپایی تظاهرات گسترده در قم ونجف آباد اصفهان و طرح شعار مستقیم سرنگونی خامنه ای ، با افزایش تهدیدها به مردم هشدار داد که محرم را سیاسی نکنند و برای نشان دادن آمادگی اش برای سرکوب هر چه وحشیانه تر حتی در روز تاسوعا به مراسم خاندان خمینی در  مسجد جماران حمله برد  تا به مردم هشدار دهد که هیچ سدی در برابر سرکوبش پابرجا نمی ماند .

اما مردم که دربرابر یورش  وحشیانه مزدوران ولی فقیه در روز تاسوعا اعلام کرده بودند که " وعده ما در عاشورا "، به وعده خود عمل کردند وبه صورت امواج گسترده  از نقاط مختلف تهران  به حرکت درآمدند و با شعارهای ساختار شکنانه از قبیل "مرگ بر خامنه ای !" ، "این ماه ماه خونه ،سید علی سرنگونه! " باردیگر نشان دادند که ولایت فقیه به منزله قلب حکومت اسلامی هدف  مقدم آنان در مبارزه علیه استبداد و فقر و نابرابری  است.

اشکال مبارزه مردم در روز عاشورا که یادآور روزهای قیام بود ، نه تنها حکومت را به این نتیجه رساند که باید با آرایش جنگی کامل به مقابله با جنبش خیابانی به پردازد بلکه  رهبران اصلاح طلب را نیز که از مدتی قبل به مرزبندی با ساختارشکنی می پرداختند به این نتیجه رساند که باید به هرقیمت جنبش را مهار کنند و با تاکید بر دفاع خود از قانون اساسی ، حساب خود را از ساختارشکنان جدا سازند.  

در چنین شرایطی در سالروز 22 بهمن ، بسیج همه جانبه قوای انتظامی از یکسو  و تاکتیک  اصلاح طلبان برای حرکت مشترک  با جناح غالب حکومتی از سوی دیگر شرایط تازه ای را بوجود آورد که نشان میداد تاکتیک تظاهرات  خیابانی به روش گذشته و به صورت تک پایه ای نمیتواند پیشروی مردم  را تامین کند. اما عدم درخشش حضور خیابانی مردم  در 22 بهمن به معنای فروکش کردن حرکت شورشی مردم  نبوده و نیست . این جنبش که بر بستر یک بحران بزرگ سیاسی ــ اقتصادی شکل گرفته ، در شرایطی که شکاف میان حکومتیان رو به افزایش است ، خرابی اقتصادی رو به گسترش است ، انزوای بین المللی حکومت رو به تشدید است و حکومت  از دادن هر گونه امتیاز سیاسی و اقتصادی به مردم ناتوان است ، از مجاری تازه ای راه خود را میگشاید . حرکت کارگران در اول ماه مه و اعلامیه های  چند تشکل کارگری که مطالبات جاری را همراه با مطالبات کلان سیاسی از قبیل لغو شکنجه و اعدام و آزادی زندانیان سیاسی و حمایت از جنبشهای دیگر اجتماعی و حقوق ملیت ها  مطرح میکرد و حمایت دانشجویان از کارگران در این روز و فرار دادن احمدی نژاد از حضور در دانشگاه ، اعلام اعتصاب غذای سراسری  معلمان در 12 اردیبهشت ، اعلام اعتصاب عمومی کردستان به دنبال اعدام فرزاد کمانگر و 4 تن دیگر ، مبارزات خانواده های زندانیان سیاسی  برای آزادی  زندانیان سیاسی و اوج گیری مقاومت زندانیان سیاسی در دوره اخیر ، راه  تازه پیشروی  را نشان میدهد : همانطور که  رشد مبارزه صداستبدادی عمومی بستر مناسبی برای گسترش هر یک از جنبش های اجتماعی فراهم آورده است ، بنوبه خود رشد هریک از این جنبش ها و وارد شدن رنگین کمان مطالبات آنها،  راز دوام و بالندگی مبارزه  عمومی ضد استبدادی در مسیر دستیابی به آزادی و برابری است. فعال شدن  جنبش های مطالباتی مزد و حقوق بگیران  ، جنبش زنان ، جوانان ، دانشجویان ، دانش اموزان ،  ملیتها   صفوف مبارزه  عمومی را گسترده تر و مستحکم تر میکند .

اکنون که در آستانه سالگرد 22 خرداد ،  پس از آزمون 22 بهمن  سال 88 ، بار دیگرموسوی و کروبی پس از چند روز بازی قانونی با جلادان حکومتی مردم را به انفعال دعوت میکنند واز دعوت مردم به نافرمانی مدنی حتی غیر مستقیم نیز طفره می روند ،

یعنی در شرایطی که سپر اصلاح طلبان بار دیگر همچون دوران خاتمی در عین حال  به سپر ممانعت از فرا رویی جنبش تبدیل شده و حکومت نیز با خشونت حربه سرکوب را به کار گرفته است ،راهی که خود جنبش نشان داده این است که  باید نیروهای سرکوب را در محاصره  جنبش های متنوع اجتماعی و بر پایه گسترش نافرمانی مدنی  بیش از پیش فلج کرد. بویژه مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی با تکیه بر همبستگی گسترده خانواده ها و حمایت متقابل  جنبش ها دارای اهمیت زیادی است که در داخل و خارج باید حول آن فعالیت مستمر و گسترده  صورت گیرد.

راز بقا و تداوم جنبش، گسترش بیشتر مبارزه است. در شرایط کنونی که هم در اثر بالا رفتن  شدت سرکوب و هم بخاطر گسترش شعارهای ساختارشکنانه ،همراهان  اصلاح طلب جنبش از شورش  خیابانی مردم دچار هراس شده و با قرار دادن لیست مطالبات  خود در برابر ولایت فقیه و چانه زنی با حکومت در صدد کنترل جنبش بر آمده اند، حضور مردم در خیابان هر چند لازم اما کافی نیست . اگرجنبش خیابانی با جنبش اعتصابی که علیرغم ظرفیت و انرژی مؤثر و فلج کننده ،هنوز به میدان نیامده است ترکیب شود می تواند با حضور مستقل جنبش های اجتماعی و اعتصاب سراسری در مواضع کلیدی تولیدی و خدماتی،تیغ سرکوب را کند وخطرسازش نیروهای اصلاح طلب را خنثی کند. گشایش عرصه های جدید مبارزه وگسترش هرچه بیشتر پایه های آن درمیان کارگران و زحمتکشان ،نه تنها اهرم های سرکوب حکومت را بتدریج از کار میاندارد ،بلکه در پایه ریزی سازمانها و تشکلهای مستقل بخش های مختلف مردم که اهرم اصلی دفاع پایدار از آزادی و برابری است نیز نقش بسزایی دارد.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی!

زنده با د آزادی،زنده باد سوسیالیسم!

کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

                                                                21 خرداد 1389