همگام با
مشعل داران ۱۶
آذر !
پنجاه و پنج
سال از رویداد
ضد
استبدادی و ضد
امپریالیستی ۱۶
آذر ۳۲ می
گذرد. این
رویداد سر
آغاز بر آمدی
بود که سه فعال
دانشجوئی (
شریعت رضوی،
بزرگ نیا و
محدث قندی ) با
نثار جان خود
در تاریخ
مبارزاتی معاصر
به ثبت رساندند.
روی آوری ی
نسل جوان،
بخصوص
دانشجویان،
به مبارزات
انقلابی و
آزادیخواهانه
در دهه های
چهل و پنجاه،
رژیم
شاهنشاهی را
نسبت به
دانشگاه ها و
تمرکز
نیروهای
امنیتی در آن
محیط ها به چاره
جوئی واداشت و
سرکوب
پیشروان فکری
دانشجوئی به
یکی از مولفه
های اصلی ی
استبداد
سلطنتی تبدیل
شد. فراموش
نمیکنیم که
در آخرین
سالهای
استبداد
شاهنشاهی زندان
ها عمدتا از
نسل جوان،
مخصوصاً
پیشروان فکری
ی دانشجو ئی،
انباشته بود.
رژیم جمهوری
اسلامی که در
تاریک اندیشی
و دشمنی با هر
نوع اندیشه ی
ترقیخواهانه
و روشنگرانه
گوی سبقت را
از سلسله ی
پهلوی ربوده
است، از همان
آغاز غصب قدرت
سیاسی با حمله
به دانشگاه
ها، کتاب
سوزان
سراسری، حذف
دهها رشته ی
دانشگاهی، به
خاک و خون
کشیدن و بستن
دانشگاه ها و
راه اندازی
انقلاب
فرهنگی و پر
کردن زندانها
از
آزادیخواهان
و برابری
طلبان، حاکمیت
جنایت بار خود
را هویت بخشید
و به خیال
باطل خود
همچنان تلاش
میکند از
ساحت شکوفائی
ی علم، دانش و
خرد، گورستان
تاریک
اندیشی، قمه
زنی، تعزیه
خوانی و بالماسکه
های دین فروشی
به راه
اندازد.
اکنون که رژیم
پس از سه دهه
پیشبرد این
سیاست ها و
سرکوب های پی
در پی دانش جویان
و جنبش
دانشجوئی
بطور عام، هم
در محیط های
دانشگاهی و هم
در کوی
دانشگاه و
زندانها، نه با
نسلی مکتبی که
با نسلی شورشی
و مبارز روبرو
شده است، در
اضطراب از
خیزشی دیگر به
فکر انقلاب
فرهنگی ی دوم
افتاده است.
بگیر به
بندها، اخراج
و بازنشسته
کردن وسیع
استادان غیر
مکتبی ، تهدید
به « باخاک
یکسان کردن
دانشگاه ها
در صورتی که
فرهنگ انتزاع
و فرهنگ بسیجی
حاکم نشود. » ( از
اظهارات وزیر
علوم، آقای
دانشجو )،
تعیین « و ظیفه
ی تربیت سرباز
برای امام زمان
» در دانشگاه
ها، تصویب
نوزده ماده
اجرای طرح «
حجاب و عفاف »،
حذف رشتههای
علوم انسانی،
جداساز ی
جنسیتی،
اعزام هزاران
روحانی و
بسیجی به
دانشگاه ها و
مدارس که وزیر
علو م آن ها
را « افسران
جنگ نرم » می
نامد،
محرومیت و ستاره
دار کردن
دانشجویان که
از ۱۸ تیر ۷۸
تاکنون
همچنان ادامه
دارد، پاک
کردن کتابهای
درسی « از
عناصر غیر
خدائی و غیر
دینی » و «
نامطلوب »
دانستن «
ترجمه ی کتابهای
غربی و تدریس
آنها » ( از
اظهارات
مشعشعانه ی
آقای ولایتی !! )
و واگذاری
بخشی از مدارس
زیر نظارت
حوزه ی علمیه
بخشی از
برنامه ی
انقلاب
فرهنگی ی دوم
رژیم را تشکیل
می دهد.
تمامی
ی این تدارکات
را رژیم در هراس
از خیزش های
دیگری می بیند
که در راه است
و بی سبب نیست
که سعی دارد
با ترور
استادان، دستگیری
و شکنجه و
تجاوز به نسل
جوانی که
دانشگاه ها
را به میدان
مبارزات حق
طلبانه و
آزادیخواهانه
ی خود تبدیل
کرده اند،
فرارسیدن
آنرا به تأخیر
اندازد.
دانشجویان،
اما، چه در
جنبش های
اعتراضی ی
سیاسی و
مطالباتی خود،
چه در همراهی
و همگامی با
دیگر جنبش های
اجتماعی،
حضور
شکوهمندشان
را، طی دهه ها
ی متمادی
سرکوب، نشان
داده اند.
در
همین رابطه
است که
دانشجویان
دانشگاه ها
برنامه سه روز
اعتصاب و تجع
اعتراضی را برای
بیان خواست
های خود اعلام
کردند. از
جمله ی این
خواست ها :
آزادی بی قید
و شرط همه ی
زندانیان
سیاسی و
عقیدتی و
محاکمه ی
عاملین
جنایات ضد
بشری رژیم،
اعتراض به جو
امنیتی و
پلیسی حاکم بر
جامعه،اعتراض
به امنیتی شدن
محیط دانشگاه
ها، اعتراض به
زندانی شدن
فعالان
دانشجوئی و خواست
استقلال و
آزادی
دانشگاه
هاست.
ماضمن
دفاع همیشگی
خود از
مبارزات
آزادیخواهانه
و برابری
طلبانه ی مردم
از خواست های
برحق
دانشجویان که
در همه ی
دوران مقاومت
و مبارز ه
پابه پای دیگر
آحاد مردم
ایستادگی
کردهاند
حمایت میکنیم.
سرنگون باد
رژیم سرمایه
داری جمهوری
اسلامی !
زنده باد
آزادی، زنده
باد
سوسیالیسم !
سایت راه
کارگر
۱۱ آذر ۲۰۰۹