بیانیه کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

 

به مناسبت سالگرد انقلاب 22 بهمن

 

22 بهمن امسال درشرایطی فرامی رسد که رژیم جمهوری اسلامی بابزرگترین بحران موجودیت خود درطی 31 سال گذشته مواجه شده است.بی شک دراین مدت مبارزه اقشارولایه های گوناگون اجتماعی علیه نظام ولایت فقیه دراشکال وسطوح بی شمار همواره جریان داشته  و رژیم درطی این مدت با بحران های حاد ونفس گیرمتعددی مواجه شده است اماوقتی ازبلندای امروزنگاهی به کل صحنه بیافکنیم،معلوم می شود که آنچه بحران کنونی را ازبحران های گذشته متمایزمی کند،همانا ابعاد توده ای نارضایتی  و دامنه مشارکت آن ها دراعتراضات وبرآمدی است که از8 ماه پیش بدینسوآغاز وسبب سلب اعتبارکامل وهمه جانبه ازرژیم ولایت فقیه شده است. ازسوی دیگر نظام اسلامی هیچگاه تااین اندازه سترون، منحط ودچارشکاف  وفروپاشی درونی نشده بود. وجمع همزمان همین دوعامل است که حاکمیت را درشرایطی قرارداده که دیگرقادرنیست به شیوه تاکنونی به حیات ننگین خود ادامه دهد.سرکوب وارعاب،که دیگربه تنها ابزاربقاء رژیم تبدیل شده است باتوجه به گسترش روحیه مبارزاتی وهمبستگی مردم وگسترش منازعات درونی اش، قادرنشده  رژیم را ازمهلکه ای که درآن گرفتارآمده است برهاند. بدلیل ابعاد همه جانبه وچندوجهی بحران درسیستم،سرکردگان رژیم قادرنیستند عوامل بقاء خود را جهت ترمیم شکافها،بازسازی اقتصاد درهم ریخته وتنش های جهانی ... بازتولید کنند. بحرانی که نه فقط دروجه سیاسی خود علیه استبداد مذهبی و مشخصا حلقه اصلی قدرت- ولایت فقیه -کانونی شده است،بلکه هم چنین دارای وجوه عمیق اقتصادی واجتماعی است. وهمین دامن گستری بحران دروجوه گوناگون  وگره خوردن وجه سیاسی واقتصادی است که موجب تشدید بیش ازپیش نارضایتی و گسترش دامنه توده ای اعتراضات و طرح مطالبات کلان اجتماعی و اقتصادی درکنارمطالبات سیاسی می شود واین درشرایطی است که حاکمیت برای نجات خود واقتصاد بحران زده،با افکندن بارآن بردوش نحیف توده ها ولایه های زحمتکش، درصدد شانه خالی کردن از وظایف دولت دربرابرشهروندان است.  وظایفی که دهها سال است از ِقبل گوشه ای ازدرآمدهای نفتی متعلق به مردم، به عهده دولت بوده است. براساس خوش بینانه ترین برآوردها،شانه خالی کردن دولت ازاین وظیفه، خود موجب تورمی  حداقل برابر40-60%خواهد شد.درکنارآن تشدید فشارهای بین المللی به  دولتی که عملا اعتباررسمی خویش را درسطح جهانی ازدست داده است بیش ازپیش بردامنه بحران می افزاید.

 

بربسترچنین انباشتی ازبحران ونارضایتی است که جنبش خودجوش مردم ایران توانسته  بااستفاده ازشکاف های درونی حاکمیت راه پیشروی خود را بگشاید ودرکمال ناباوری دربدترین شرایط سرکوب نه فقط 8 ماه به مقاومت خود ادامه دهد،بلکه بربسترتجربه و شناخت ازماهیت مافوق ارتجاعی حاکمیت،بردامنه وعمق مطالبات خود هم افزوده است.

 

 جنبشی که با استفاده از سپر اصلاح طلبان و با شعار" رأی من کو !"،سر به  طغیان برداشت ،به سرعت رادیکالیزه شد وبا طرح مستقیم شعارهای ساختارشکنی چون مرگ بر دیکتاتور و مر گ بر خامنه ای ،خواهان عزل وسرنگونی وی گردید. نمایش قدرت مردم در روز عاشورا و آفریدن صحنه هایی که ازجهاتی بی شباهت به  روزهای قیام نبود اوج این حرکت شورآفرین بود.جنبشی که خواب راحت را ازچشمان استبدادحاکم ربوده و گوئی سرِبازایستادن ندارد.

حوادث عاشورا بویژه نشان داد که روش های تاکنونی سرکوب با همه خشونتش  قادر به مهار جنبش نیست. و مهمتر از آن نشان داد که پیشروی جنبش در این مسیرموجب گسترش بیشتردامنه آن   وطرح مطالبات رادیکال تر شده  و هرروزی که می گذرد کنترلش برای حکومت دشوارترگردیده ومی تواند در نهایت  به لحظات سرنوشت ساز موقعیت انقلابی فرا روید. این شرایط  تأثیرات مهمی بر همه  نیروهای حاضر در صحنه سیاسی گذاشته و جنبش را وارد لحظات حساسی  نموده است. مختصات این وضعیت  را چنین می توان بر شمرد:

 

الف ـ گامهای تازه جنبش اعتراضی در خیابان ، هم در صفوف اصولگرایان و هم در صفوف اصلاح طلبان اختلافات  را دامن زده است. جناح خامنه ای در عین حال که پایه اصلی تاکتیک خود را بر تشدید سرکوب نهاده است،اما با تکیه بر سرکوب در عین حال با انجام مانورها  در صدد بهم ریختن صفوف اصلاح طلبان مشروطه خواه و جدا کردن حداقل بخشی از آنان از صفوف جنبش اعتراضی است.اما دامنه این مانورها و  "امتیازات" بسیار کمتر از آن است که امکان آشتی  سریع با  اصلاح طلبان  را فراهم سازد.

 

 از طرف دیگر موسوی و کروبی که  ازگام های ساختار شکنانه جنبش دچار هراس شده اند ، با صدور بیانیه های  اخیرشان تلاش می ورزند که با تکیه بر چهارچوب قانون اساسی وطرح مطالبات اصلاحی درمحدوده نظام ،جنبش را مهار کنند وجناح غالب را به تخفیف سرکوب و دادن امتیازات بیشتر تشویق و زمینه های مذاکره و سازش مطلوب خود را فراهم کنند. به این ترتیب هر گام که جنبش به جلو بردارد فاصله آن ها با جنبش بیشتر می شود. 

 

راز بقا و تداوم جنبش، گسترش بیشتر خود جنبش است. در شرایط کنونی که هم در اثر بالا رفتن  شدت سرکوب و هم بخاطر گسترش شعارهای ساختارشکنانه ،همراهان  اصلاح طلب جنبش از شورش  خیابانی مردم دچار هراس شده و با قرار دادن لیست مطالبات  خود در برابر ولایت فقیه و چانه زنی با حکومت در صدد کنترل جنبش بر آمده اند، حضور مردم در خیابان هر چند لازم اما کافی نیست . اگرجنبش خیابانی با جنبش اعتصابی که علیرغم ظرفیت و انرژی مؤثر و فلج کننده ،هنوز به میدان نیامده است ترکیب شود می تواند با حضور مستقل جنبش های اجتماعی و اعتصاب سراسری در مواضع کلیدی تولیدی و خدماتی،تیغ سرکوب را کند وبی اثروخطرسازش نیروهای اصلاح طلب را خنثی کند. گشایش عرصه های جدید مبارزه وگسترش هرچه بیشتر پایه های آن درمیان کارگران و زحمتکشان ،نه تنها درجهت تعمیق انقلاب است بلکه راه اصلی مقابله با سرکوب هارحکومت است. دامن زدن به  شکاف های درونی آن و وفلج کردن اقتدارحکومت و ازجمله ایجاد تزلزل دراهرم های سرکوب آن است.

 

در لحظه کنونی نه تنها گفتمان اصلاح حکومت اسلامی بلکه گفتمان لیبرالی هم که خواهان تغییراتی درحوزه سیاسی اما باحفظ همان مناسبات وشکاف های اقتصادی وطبقاتی هستند،نیزفرایند خود بنیاد وخود فرمانی مردم واکثریت بزرگ استثمارشونده را خطرناک تلقی می کند و خواهان اعمال کنترل آن ازبالا و معامله با جناح های حکومتی است.گواین که درآنسو گوش شنوائی وجود ندارد و  حاضربه تقسیم کیک قدرت نیست. ازاین رو هر دوی این گفتمان ها که تا کنون ریا کارانه از جنبش شبکه ای و ابتکارات آن صحبت می کردند با ارایه پلاتفرم هائی درکناررهبران باصطلاح نمادین جنبش برای مذاکره با قدرت حاکم هستند.طبعا در چنین شرایطی گفتمان سوسیالیستی و آزادی وبرابری اجتماعی بطوربالفعل، از دو گفتمان دیگر به مراتب ضعیف تراست، اما این ضعف نه بدلیل فقدان شرایط عینی مساعد بلکه اساسا از شکاف بین واقعیت اجتماعی و آگاهی اجتماعی متناسب با آن وبخصوص بدلیل فرادستی گفتمان های دیگردراین حوزه سرچشمه می گیرد. بااین وجود ازآنجا که  رابطه عمیقی بین وجوه گوناگون بحران وجود دارد وبویژه بخاطرحضورو نقش مستقیم توده ها درصحنه مبارزه، زمینه ها وفرصت های مناسبی برای طرح این مطالبات  توسط  جنبشهای اجتماعی گوناگون وفعالین آنها بوجود می آید.در واقع با تعمیق جنبش خودپوی مردم وواقعیت حاد و روبه گسترش شکاف های طبقاتی  وضرورت  تحقق  توأمان وتاریخی آزادی وعدالت اجتماعی به مثابه اساسی ترین خواست اکثریت بزرگی ازمردم،بسترمناسب و ضروری برای طرح وگسترش این گفتمان بیش ازپیش در صحنه اجتماعی پدیدار می شود. گفتمانی که دارای سنت درخشانی ازمبارزه وفداکاری  است و ازهمان فردای پیروزی ضدانقلاب دربهمن ماه 57 تااکنون،علیرغم زندان وشکنجه وترور واعدام وقتل عام ها ومیعادگاه هائی چون خاوران و تبعید بی شمارمبارزان، به مبارزه خستگی ناپذیرخود با استبداد همه جانبه سیاسی واقتصادی ادامه داده است.

 

ما وهمه نیروهای چپ وهمه آنانی که به پیوند ناگسستنی آزادی وبرابری اجتماعی - اقتصادی دلبسته اند، هم در داخل وهم در خارج و ازهر نسلی، لازم است که  بر بسترفرایند تکوین  جنبش و درچهارچوب اشتراکات پایه ای وبرسمیت شناختن تنوعات وتمایزات  به تقویت این گفتمان وتقویت صدای رسای آن کوشا باشیم

 

ما که خود را بخشی ازجنبش مردم علیه استبداد وعلیه فلاکت ونابرابری های طبقاتی  وبخشی از جنبش وگفتمان سوسیالیستی میدانیم  در لحظه کنونی بر محورهای زیر تاکید داریم :

 

ـ  برخلاف اصلاح طلبان طرفدارولایت مشروط و لیبرال ها نه تنها گسترش جنبش خیابانی را راه پیشروی می دانیم بلکه بر فعال شدن جنبش های مستقل اجتماعی و تدارک اعتصابات گسترده و سراسری برای تعمیق انقلاب و مقابله با تیغ سرکوب تأکید داریم.

 

ــ تأکید بر پیشروی جنبش توده ای و تأکید بر انقلاب به معنای دعوت مردم به خشونت نیست وهمطرازکردن انقلاب مردم باخشونت را نادرست می دانیم. در توازن قوای کنونی، تاکید بر مسالمت امیز بودن جنبش بدون آن که ازخواست های اصلی خود کوتاه بیاید، نقطه قوت آن است. درعین حال که تأکیدبرحق مردم دراستفاده ازاقدامات و حرکات دفاعی  برای مهارومقابله با خشونت و بیرحمی که ذاتی رژیم حاکم است،منافاتی با تأکید بروجه مسالمت آمیزآن ندارد.

 

ـ ما نه تنها  بر نفی کامل جمهوری اسلامی  بلکه بر سازمان دهی تشکل های مستقل مردمی در محله، خیابان، محل کار و در همه عرصه های اجتماعی برای تداوم و پیشروی جنبش وتضمین آزادی و برابری و  شکل گیری پایه های خود رهانی وخود حکومتی  ازهمین امروز در عرصه های سیاسی و اقتصادی تأکید می کنیم.

 

ـ ما ضمن دفاع از آزادی در همه وجوه آن(آزادی بی قید و شرط سیاسی ،آزادی احزاب و تشکلها، برابری حقوقی وعملی زن و مرد،حق تعیین سرنوشت ملل و..) برای خود حکومتی  درعرصه سیاسی و درهم شکستن کنترل سرمایه بر اقتصاد و اجتماعی کردن آن و پرکردن شکاف مبارزه برای نان و آزادی ازهمین امروز مبارزه می کنیم .ازاین رو درعرصه مبارزه علیه استبداد و آزادی ها با نیروهای دیگر درهر حدی که  با جنبش مردم همراهی کنند،همکاری و هماهنگی می کنیم.

 - درعرصه سوسیالیستی نیز برضرورت  شکل دادن به گفتمان سوسیالیستی، در بسترو درپیوند با جنبش و در مسیر اتحاد بزرگ هواداران سوسیالیسم وبرای دست یافتن به طرح های روشن به منظور بسط هرچه وسیع تر این  گفتمان تأکید داریم.

 

ـ در خارج کشور نقش مبارزه ایرانیان آزادیخواه وبرابری طلب  در انعکاس مسایل جنبش و افشاء سرکوبهای حکومت و جلب دفاع نهادهای حقوق بشر و جنبش های مترقی مردم کشورهای دیگر از جنبش مردم ایران  وتقویت صدای آزادیخواهانه و عدالت طلبانه آن، اهمیت زیادی دارد.

 

*****

31 سال پیش مردم ایران درمبارزه علیه استبداد ونابرابری نظام سلطنت را بدست خود برافکندند،اما باتوهم به ماهیت  روحانیت وتفویض قدرت اجتماعی ناشی ازهمبستگی خویش به آنها، باردیگرهمان مناسبات نظام گذشته حتی با وسعتی بیشتروباچهره ای ارتجاعی تروکریه ترتحت عنوان ولایت مطلقه فقیه، بازسازی شد.ازهمان فردای انقلاب شکست خورده،قدرت جدید،که البته درائتلاف با لیبرال های مذهبی که روحانیت درقدرت به سرعت زیرپای آن ها را هم خالی کرد، سرکوب  زنان و شوراهای کارگری وسایرتشکل های تازه پای آنان،مردم مناطق تحت ستم ملی،اقلیت های مذهبی، دانشجویان روشنفکران وگروه های مخالف سیاسی را دردستورکارخود قرارداد.واکنون که یک باردیگرتوده های مردم علیه استبداد واین باردرچهره مذهبی آن وعلیه نابرابری ها وستم های اجتماعی به پاخواسته اند، بکارگیری درسها وتجارب مبارزاتی یک صدساله اخیربویژه تجربه شکست خورده انقلاب بهمن،برای ممانعت ازبازگشت استبداد،نه فقط درسیمای شناخته شده ومنفور مذهبی وسلطنتی اش بلکه درهرشکل نوسازی شده دیگرازاهمیت زیادی برخورداراست. بوجود آمدن سازمان یابی شبکه ای مبارزان بجای متمرکزشدن آن ها،نه تنها قدرت تحرک وبقا درمقابل سرکوب را افزایش می دهد، بلکه مهمترازآن امکان دخالت فعال و مستقیم هرمبارز ومعترضی را فراهم می کند.این آن چیزی است که به آن نیازمندیم. یعنی نیازبه افزایش توان خود که بتوانیم برپای خود بیایستیم، با مغزخود بیاندیشیم وبادست خود بگیریم. اگرازهمین لحظه ودردل همین مبارزه چنین کنیم، مجالی برای آن که  که قدرت دربالادست بدست شود پیدا نمی شود. ازهمین لحظه تمرین کنیم که با دخالت فعال، حرکت جمعی را شکل دهیم و عنان اختیار را بدست هیچ "بزرگی"  و "خردمندی" ندهیم. درآن صورت ، فرصت نمی دهیم که "رهبری کاریزما" یا دسته ای فعال، قیم ما شود و با اشکال مختلف هرچند بظاهردموکراتیک، قدرت ما را به رباید و برفرازسرِما به نشیند وبنام ما و به کام "سرمایه" فرمان براند.

 

 

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی!

زنده با د آزادی،زنده باد سوسیالیسم!

کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

19بهمن 1388-8 فوریه 2010