اعلامیه کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) :

                    سی و دو سال پس از انقلاب سال 57 ، رویای انقلابی  تازه در ایران جان میگیرد !

 

امسال در شرایط ویژه ای در آستانه سالگرد انقلاب بهمن 1357 ایران ایستاده ایم . حدود یک سال و هشت ماه از خیزش انقلابی مردم ایران که با شعار ساده "رای من کو ؟" آغاز شد و به سرعت و در جریان حرکت  با شعار "مرگ بردیکتاتور" ، "مرگ بر خامنه ای"، ماهیت ساختار شکن خود را به نمایش گذاشت ، میگذرد. خیزش پر شکوهی که از شکاف جناح های حکومتی فوران کرد و در مدت نه ماه زیر سرکوب شدید نیروهای انتظامی  جمهوری اسلامی ، صحنه هایی فراموش نشدنی  از همبستگی ،ابتکارات توده ای ، سازمان دهی شبکه های گسترده شورشی و سایر تشکل های مستقل مردمی  ، به وجود آورد و با استفاده از شبکه های اجتماعی ارتباطی ،جهان را مسحور خود کرد و به ویژه تصویری زیبا و حماسی  از شور ، جسارت ،آگاهی و همبستگی انسانی  جوانان  و زنان و زحمتکشان ایرانی را به تصویر کشید. و اکنون در شرایطی که جنبش مردم ما پس از یک خیز بلند ،در برابر خشونت فاشیستی حکومت ، درحال تجدید قواست و بویژه به دنبال  پیاده شده طرح به اصطلاح هدفمند کردن یارانه ها  زمینه های بروز و رشد جنبش های مطالباتی اقتصادی و سیاسی  نیروی کار و زحمت  بیش از پیش فراهم شده است،  شورش های  خیابانی  در کشورهای عربی منطقه نیز زمین را زیر پای دیکتاتورها به لرزه در آورده است.

 امواج شورش های توده ای که در شمال آفریقا و خاورمیانه  در کشورهای عربی ، سر به طغیان  برداشته و در خیزش اول بن علی دیکتاتور تونس را سرنگون کرده و اکنون در مصر سرنگونی حسنی مبارک را  کلام اول خود قرار داده است ، با همه تفاوت های این کشورها در اساس از ریشه مشترکی برخوردار است :به لحاظ اقتصادی وجود فقر و فلاکت و بیکاری و شکافهای رو به تزاید طبقاتی و به لحاظ سیاسی دیکتاتوری های جا افتاده و خفقان سیاسی وستم بر اقلیتها و نابرابری جنسیتی . و اینهمه در شرایطی است  که بحران جهان سرمایه داری که از اواسط سال  2008 به صورت انفجاری خود را نشان داده ، دامنه اش کشورهای سرمایه داری پیرامون را نیز فرا گرفته و رکود بیسابقه  درتولید و رشد بیکاری به ویژه  درمیان جوانان و افزایش قیمت مواد غذایی وکالاهای اساسی فشار بر اکثریت مردم را که در ردیف فروشندگان نیروی کار و یا ارتش ذخیره بیکاران قرار دارند به شدت افزایش داده است. بیهوده نیست که در تونس اخگری که از خود سوزی یک جوان تحصیلکرده بیکار می جهد ، آتش  خشم توده های زحمتکش را که از فلاکت و استبداد  در رنجند دامن میزند و با ضربت اول شورش مردم ، دیکتاتور تونس از کشور به بیرون پرتاب میشود. و اکنون نسیم این  اعتلای انقلابی بر فراز مصر این لنگرگاه ارتجاع عرب  که با استبداد خشن ، حافظ منافع بورژوازی عرب و امپریالیسم غرب است ، وزیدن گرفته و عطر حضور مستقل  مردم که در حد آگاهی نسبی خود خواهان مداخله در تعیین سرنوشت کشورهستند ، فضا را از رایحه خوشبوی خود پر کرده است.

اگر مارش خیابانی مردم ایران در سال گذشته و استفاده وسیع و توده ای از شبکه های نوین اجتماعی در ارتباط گیری وخبر رسانی توسط آن ، درس های زنده و جاندار برای شورش های جاری  مردمی در منطقه داشت،اما فرجام تراژیک  انقلاب سال 57 ایران  که با روی کار آمدن خمینی ، شکست این انقلاب از درون را در پی داشت نیز، به نوبه خود درس های بزرگی برای مردم این کشورها در بر دارد و هشیاری آنان را نسبت به عواقب روی کار آمدن حکومت اسلامی در کشورهای منطقه  بالا می برد.  به ویژه عروج  تظاهرات خیابانی مردم ایران که از خرداد88 به مدت 9 ماه قهرمانانه در شهرهای بزرگ کشور جاری بود و با  سرکوب شدید و اعدام های گسترده حکومت اسلامی پاسخ گرفت  ، آگاهی  مردم جهان و بویژه مردم منطقه را  نسبت به ماهیت فاشیستی حکومت اسلامی ایران تا حد زیادی افزایش داده  است. دامنه این بیداری  تا آنجا ست  که رهبر جنبش اسلامی تونس از اینکه او را با خمینی مقایسه کنند ابراز نگرانی میکند و فریبکارانه ماهیت ایدئولوژی  ضد مردمی خود را میپوشاند و اخوان المسلمین نیزریاکارانه در مصر ادعا میکند که در پی مقام ریاست جمهوری نیست .

 همچنین جنبش انقلابی که در کشورهای عربی منطقه فرا روئیده  و دیکتاتور تونس را فراری داده و حال دیکتاتور مصر را هدف قرار داده است ، برای مردم ما نیز درس های آموزنده ای در بردارد. اولین درس اثبات مجدد این حقیقت بارها اثبات شده است که دیکتاتورها را تنها با به کارگیری قهر میتوان از اریکه فرمانروایی به پائین کشید. همانطور که اکنون در مصر شاهدیم  ، مردم در آغاز  با مسالمت کامل به خیابان آمده و خواهان رفتن حسنی مبارک شدند. حتی مردم در روزهای گذشته با ایجاد گروه های داوطلب ، خود حفظ امنیت را عهده دار شدند تا آنجا که  گزارشگر بی.بی.سی گزارش داد که قاهره هیچگاه تا این اندازه امن نبوده است.  اما  در برابر این حرکت مردم ، دستگاه امنیتی حکومت مصر با سازماندهی نیروهای امنیتی و مزدوران دیگر در ظاهر لباس شخصی های طرفدار حکومت ، تظاهرات مردم بی سلاح را به خشونت کشید. به این ترتیب  درنتیجه  اعمال قهر ضدانقلابی توسط دیکتاتور مصر راه دیگری در برابر مردم  نمیماند : یا تسلیم و بازگشت به خانه ها و در انتظار روزی که فرعون مصر داوطلبانه اصلاحات را بپذیرد ! ویا ادامه تظاهرات و نشان دادن زور و در صورت لزوم به کارگیری آن برای نبرد تا به آخر برای سرنگونی دیکتاتور. تا آنجا که سیر حوادث  نشان میدهد، مردم  مصر چاره ای ندارند که  همانند تونسی ها  راه دوم  را برگزینند .

اما این درس بزرگ انقلابات شکست خورده  نیز نباید فراموش  شود که سرنگونی استبداد به معنای کسب آزادی پایدار و برابری اجتماعی نیست.همانطور که انقلاب 57  ایران در سرنگونی رژیم سلطنتی پیروز شد اما  همزمان با تفویض قدرت به نظام ولایت فقیه از درون  شکست  خورد. البته  راه گریزاز فاجعه شکست انقلاب، چه در کشورهای عربی و چه به طریق اولی در ایران ،برخلاف تبلیغات اصلاح طلبان مرید خمینی و لیبرالهای رفرمیست،  فرار از خود انقلاب نیست . بلکه درک این حقیقت است که اگر این قدرت مردم است که استبداد را سرنگون میکند ، تنها با تداوم حضور این قدرت و اداره همه امورات  جامعه بر مبنای مداخله و مشارکت همین مردم است که راه رهایی سیاسی گشوده میشود و چنگال سرمایه از حلقوم نیروی کار قطع میگردد.

بنابراین امسال مردم ما در شرایطی به استقبال 22 بهمن 57 که با قیام شکوهمند خود طومار سلطنت پهلوی را درهم پیچیدند میروند که جهش انقلابی مردم در کشورهای عربی منطفه نیز نشان میدهد که دیکتاتورها در برابر خیزش  همبسته مردم راهی جز تسلیم ندارند . تمرکز جنبش مردم تونس واکنون مصر بر شعار دیکتاتور باید برود ،انگیزه مردم ایران را بر تداوم جنبش ساختار شکنانه علیه نظام ولایت فقیه بازهم قویتر میکند. راه شورشی را که از خرداد 88 توسط مردم ما  آغاز شد ، باید و میتوان  ادامه داد.آمادگی شرایط عینی برای رشد مبارزات مردم همچنان موجود است. شکاف در میان حکومتیان همچنان رو به افزایش است و اکنون زبانه آتش اختلافات به درون اصول گرایان نیز کشیده است. پیاده کردن طرح به اصطلاح هدفمند کردن یارانه ها که با رشد بحران اقتصادی و افزایش رکود در تولید نیز همراه شده است ، فلاکت و بیکاری را به شدت افزایش میدهد و شرایط  برای گسترش مبارزات اقتصادی مزد و حقوق بگیران و بیکاران  بیش از پیش  فراهم میشود.و این همه مبارزه درهم تنیده برای نان و آزادی را دامن میزند و بویژه کارگران و  لایه های تهیدست جامعه را به میدان مبارزه روزمره و گسترده میکشاند و پایه های توده ای جنبش را گسترش میدهد  . راه پیش روی مبارزات مردمی ، رشد هماهنگی  و همبستگی میان جنبش های متنوع اجتماعی : جنبش گسترده کارگران مزد و حقوق بگیر ، بیکاران ،زنان ،ملیت های تحت ستم ،دانشجویان ، خانواده های زندانیان سیاسی  ، .... است. شبکه های گسترده و اشکال  متنوع سازماندهی این جنبش ها در ادامه راه گذشته میتوانند جویبارهای مبارزه را در محیط زیست یا محل کار حول مطالبات اقتصادی یا سیاسی و همچنین استفاده از اشکال متنوع نا فرمانی مدنی جاری ساخته و رژیم را در محاصره  انبوه حرکات اعتراضی رو به گسترش  فرسوده کنند . بر بستر این جنبش های گسترده مطالباتی و درهم تنیدن مبارزه برای نان و آزادی ست  که پایه های خود حکومتی  نیروی کار و زحمت  در جریان نفی نظام جمهوری اسلامی  مستحکم میگردد تا دیگر قدرتی بر فراز سر مردم نتواند میوه انقلاب را برباید و استبداد سرمایه را در اشکال تازه بازسازی کند.

 

                                                  سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی !

                                                   زنده باد آزادی !زنده باد سوسیالیسم !

                                     کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر )

                                                      17 بهمن 1389ــ 6 فوریه 2011