اعلامیه کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر )

 

به مناسبت روز دانشجو

 

نه به امپریالیسم ، نه به استبداد ، پیام اصلی ١٦ آذر ١٣٣٢

 

 

در طول یکصد سال مبارزات اجتماعی مردم ایران ، ما بارها شاهد پیکار توده های لگد مال شده با استعمارگران و امپریالیستهای رنگارنگ از یکسو و نبرد طاقت فرسا با استبداد سیاسی حاکم بر کشور بوده ایم . اما معدود دفعاتی بوده که ایندو بخش حیاتی از راهپیمائی مردم ایران برای دستیابی به آزادی ، استقلال و عدالت اجتماعی ، در یک نقطه بهم گره خورند یعنی در یک خیزش معین همزمان امپریالیسم و استبداد را مورد حمله قرار دهند .

١٦ آذر ١٣٣٢ یکی از این تلاقی گاههای درخشان تاریخ مبارزات مردمی در ایران است که هر انسان ترقیخواهی باید از گرامیداشت آن بخود ببالد .

گرامیداشت این روز به ویژه اکنون اهمیت دارد که شاهد حکمرانی فاشیسم سیاسی مذهبی بر ایران ، از یکسو ، و تهدیدهای نظامی امپریالیستی و تحریمهای خانمان برانداز اقتصادی قدرتهای خارجی از سوی دیگر هستیم . اینجاست که باید پژواک " صدای سوم " را علیرغم گذشت 58 سال از آن واقعه تاریخی ، شنید و آنرا بیش از هر زمان در فضای ملتهب سیاسی داخلی و بین المللی بازتاب داد .

در ١٦ آذر ١٣٣٢ هزاران تن از دانشجویان، با اجتماع در دانشکده فنی دانشگاه تهران در واکنش به سفر گستاخانه ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور وقت امریکا- به ایران و برای بیان مجدد خشم و کینه خویش از کودتای سیا ساخته ٢٨ مرداد ، دست به یک حرکت غرورانگیز زده و اعتراض خود را همزمان به دیکتاتوری نظامی سلطنتی حاکم و اربابان امپریالیست آن نشان دادند . این حرکت دلیرانه درست در شرایطی رخ داد که تنها چند ماه از کودتای خونین تابستان ١٣٣٢ می گذشت. زندانها از انبوه مخالفین مملو بود و روزی نبود که خبر دستگیری و شکنجه مخالفین سیاسی به گوش نرسد. رژیم محمد رضا شاه وقتی با سیل اعتراض به سفر فرستاده بلند پایه دولت امریکا مواجه شد، به قوای نظامی و انتظامی فرمان شلیک داد. در نتیجه این یورش خونین به حریم دانشگاه ، تعداد قابل توجهی زخمی و از آن میان سه دانشجو بنام های: قندچی، رضوی و بزرگ نیا جان باختند. از آن تاریخ تا کنون دانشجویان مبارز کشورمان سالگرد این واقعه خونین را بعنوان روز دانشجو پاس میدارند. روزی که دیگر صرفاً تجلیل و یاد بود آن سه دانشجوی انقلابی نیست، بلکه فرصتی ست دوباره بر سازش ناپذیری انبوه دانشجویان آگاه و مترقی با بی حقی عمومی، و دفاع از جامعه ای عاری از سلطه و نابرابری .

اما به رغم این سنت در خشان نیم قرنی ، نه رژیم پهلوی و نه رژیم اسلامی به این خواستهای حق طلبانه گردن نگذاشتند. رژیم ستم شاهی با استقرار گارد ویژه دانشگاهها و سازماندهی مامورین ساواک برای شناسائی و دستگیری " سیاسیون"، برای حفظ " ثبات" این کانون حسٌاس، اهمیتی استراتژیک قائل بود. اما به رغم این سیاستها ، انبوه دانشجویان چپ و مبارز با برپائی محافل مطالعاتی، تیم های کوهنوردی، توزیع اعلامیه ها و کتب ممنوعه و بالاخره همکاری فعال با سازمانهای مخفی اپوزیسیون و در کنار آن راه اندازی حرکات صنفی، خواب آرام را از آن رژیم سلب کرده بودند. بیاد داشته باشیم که بخش اعظم اعضای سازمانهای زیر زمینی از محیط های دانشگاهی برخاسته بودند. در جریان ا نقلاب ٥٧ نیز داشنجویان نقش بارزی در سازماندهی اعتراضات میلیونی داشتند. بعد از شکست این انقلاب عظیم وحاکمیت ارتجاع مذهبی، حتی در اوج توهم توده ای نسبت به خمینی ، رژیم نتوانست پایه چندانی در مراکز آموزش عالی بدست آورد. طبیعت دانش پژوهانه و روشنفکرانه دانشجویان خیلی زود آنها را در برابر استبداد نو رسیده قرار داد. از اینرو رژیم فقها چاره ای جز این نداشت که در اردیبهشت 59 با سازماندهی یک " انقلاب فرهنگی" دانشگاهها و یا همانطور که خود می گفت سنگر چپ ها را تسخیر و سپس تعطیل کند. رژیم اسلامی تنها زمانی اقدام به باز گشائی دانشگاهها در سال ٦٢ نمود که هم با اعدامهای گسترده سالهای ٦٠ تا ٦٢ هزاران تن از دانشجویان و فعالین اپوزیسیون را از صحنه سیاسی کشور محو کرده بود و هم هزاران دانشجوی مخالف را تضفیه و از حق تحصیل محروم نموده بود. ضمن اینکه با تعبیه صافی های متعدد از جمله هیأت های گزینش و نیز اختصاص بیش از 50 درصد سهمیه دانشگاهها به ایادی حزب الهی رژیم، توانست لااقل برای یک دهه محیط سیاسی دانشگاهها را به رکود و رخوت بکشاند. اما دیری نپائید که موجی از حرکات پراکنده صنفی و رفاهی دانشگاههای سراسر کشور را فرا گرفت. حرکاتی که هر سال بر ابعاد آن افزوده می شد. این حرکات به نوبه خود روی بخشی از پایه حمایتی رژیم در انجمن های اسلامی دانشگاهها تاثیر گذاشت و آرام آرام هویت اصلی این تشکل ها دچار سائیده گی مزمن شد.

انشعاب بزرگ این تشکل های قانونی در جریان انتخابات مجلس چهارم شورای اسلامی و تعمیق آن در انتخابات مجلس پنجم و بالاخره صف آرائی آنها در جریان انتخابات ریاست جمهوری 2 خرداد ٧٦ تردیدی باقی نگذاشت که جناحهای رژیم دیگر حتی در میان اکثریت پایه حمایتی خود در دانشگاهها نیز حرفی برای گفتن ندارند. بنابراین دردوره پس از دو خرداد ٧٦ این حرکات و اعتراضات صرفاً صنفی نیست که شاخص اساسی جنبش دانشجوئی را نشان میدهد بلکه حرکات آشکار سیاسی و حتی پیشقراولی جنبش دانشجوئی در اعتراضات سیاسی وجه مشخصه اصلی مراکز دانشگاهی کشورمان محسوب می شود. در این میان اگر چه دانشجویان چپ و انقلابی با موانع گسترده ای روبرویند اما بسیاری از پیشروان چپ و مترقی در مراکز آموزش عالی، با استفاده به موقع از شکاف در پایه حمایتی اصلاح طلبان و داغ کردن زیر پای تشکل های موجود نظیر: دفتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی هر دانشگاه و غیره ، موجی از مخالفت با استبداد و خفقان را سازمان داده اند . جنبش شش روزه تیر ماه ٧٨ و خیزش ده روزه خرداد ٨٢ که علاوه بر تهران در چندین شهر یزرگ دیگر ایران رخ داد و از حمایت بخشهای از توده های شهری خصوصاً جوانان برخوردار شد جلوه ای از این تحول را به نمایش گذاشت. این خیزشهای با شکوه اگر چه با بجا گذاشتن چند قربانی دهها مجروح و حدود دو هزار بازداشتی موقتاً سرکوب شد، اما تجارب گرانبهای آن همچون شبحی خواب خوش از چشمان حاکمان ربود .

نقش بارز جنبش دانشجویی به ویژه پس از کودتای انتخاباتی 22 خرداد 88 به وضوح آشکار شد . دانشجویان ضمن ایفای نقش پیشقراولی در غلیان انقلابی دو سال پیش ، بیشترین صدمات را نیز متحمل شدند . از میان دهها جانباخته ای که اسامی آنها تا کنون منتشر شده و نیز از میان هزاران نفری که در دو ساله گذشته بازداشت شده اند ، تعداد قابل توجهی دانشجو بودند . ضمن اینکه شمار زیادی از فعالین دانشجویی یا از ادامه تحصیل محروم شده و یا با " ستاره دار " شدن ، ناگزیر از پناهندگی به کشورهای دیگر شده اند. با این همه و علیرغم این تضییقات و سرکوبها ، روزی نیست که شاهد تحرکات دانشجویان به عناوین مختلف نباشیم .

واکنش در برابر گسترش تحریمهای اقتصادی و سناریوی احتمالی حمله نظامی ، برگزاری سمینارها و جلسات وسیع بحث آزاد در دانشگاه تهران و دیگر دانشگاهها پیرامون جنبش ضد سسرمایه داری " اشغال وال استریت " ،اعتراض به سیاست تفکیک جنسیتی در دانشگاهها که نوعی آپارتاید جنسی را در مراکز آموزش عالی نهادینه می کند و نیز مقاومت در برابر طرح مجدد " انقلاب فرهنگی " در دانشگاهها یکی از تازه ترین این نوع اعتراضات بوده که علیرغم جو سنگین سرکوب و ارعاب در جامعه و دانشگاهها صورت گرفته اند . بگیر و ببند تعدادی از دانشجویان فعال در آستانه روز دانشجو نیز به روشنی وحشت رژیم را از پتانسیل انقلابی نهفته در جنبش دانشجویی بازتاب میدهد .

این پتانسیل و نیز انزوای همه جانبه رژیم اسلامی در میان بیش از سه میلیون دانشجو ، نوید شعله ور شدن مجدد جنبش دانشجویی را در آینده ای نزدیک می دهد .

 

سرنگون باد جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

 

 

کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر )

 

آذر 1390

 

www.rahekaregar.com