بیانیه کمیته مرکزی سازمان

 

تحولات مصر ، " بهار عرب " و ضرورت عاجل انتقال تجربه

انقلاب شکست خورده ایران به مردم کشورهای خاورمیانه

 

انقلاب مصر در هفته های اخیر شاهد تحولات سیاسی مهمی بوده است . محمد مورسی رئیس جمهور مصر و حزب حاکم ( اخوان المسلمین ) تلاش وسیعی را برای کاهش قدرت قوه قضائیه و افزایش بی سابقه اختیارات رئیس جمهور آغاز کرده اند . آنان ضمن قانونیت بخشیدن به این اختیارات دیکتاتورمابانه آشکارا به توهمات موجود در مورد حفظ ماهیت سکولاریستی قوانین و حاکمیت مصر پایان دادند و رسما در قانون اساسی اعلام کردند که اسلام و قوانین شریعت ، حاکم و ناظر بر اداره کشور خواهد بود . اخوان المسلمین و سلفی های افراطی تر از آنها که در شورای تدوین پیش نویس قانون اساسی جدید دست بالا را داشتند علیرغم خروج افراد لیبرال و سکولار درون این شورا ، پیش نویس مربوطه را به مجلس موسسان تحویل داده و این مجلس نیز با اتکا بر آرای نمایندگان اسلامگرا که در آن اکثریت دارند قانون اساسی جدید را از تصویب گذراندند که پس از به رفراندم گذاشتن آن ، جنبه قانونی پیدا می کند . این خیز بلند اسلامگرایان برای ملاخور کردن انقلاب عظیم مردم مصر که با تکیه بر ناآگاهی سیاسی و احساسات مذهبی بخشهای وسیعی از مردم متوهم صورت می گیرد بلافاصله مورد اعتراض میلیونها تن از اقشار معتقد به دمکراسی و آزادیهای سکولار بویژه در شهرهای بزرگ قرار گرفت که در بزرگترین این گردهمایی های اعتراضی بیش از 200 هزار نفر در میدان التحریر قاهره ( نماد انقلاب سال گذشته ) جمع شده بودند . بیش از 26 حزب ، سازمان و نهاد لیبرال ، دمکرات ، چپ ناصریست و چپ کمونیست به همراه شماری از اتحادیه های کارگری ، وکلا ، روزنامه نگاران ، نویسندگان و نیز تشکلهای دانشجویی ،جوانان و زنان به همراه حضور پررنگ اقلیت پرشمار مسیحییان این کشور با صدور فراخوانهای جداگانه از مردم مصر بویزه زنان و جوانان - خواسته بودند که در اعتراض به اختیارات فرعون منشانه محمد مورسی و نیز تلاش اخوان المسلمین و جریانات اسلامی متحد آن برای تحدید آزادیهای فردی و اجتماعی از طریق حاکم کردن تدریجی احکام پوسیده و ارتجاعی شریعت بر این کشور بپا خیزند و با دفاع از مطالبات بر حق انقلاب عظیم 2011 2012 مصر یعنی آزادی و عدالت اجتماعی مانع از شکست گام به گام این انقلاب غرور انگیز در مهمترین و پرجمعیت ترین کشور جهان عرب شوند . این مبارزه و صف ارایی که در لحظه کنونی حول دفاع از سکولاریسم و جلوگیری از تسلط یک حاکمیت ضد دمکراتیک اسلامی کانونی شده است کماکان ادامه دارد . در مقابل این تلاش آزادیخواهانه برای ممانعت از اسلامیزه شدن و " مفتی " خور شدن انقلاب مصر ، اسلامگرایان نیز بیکار نبوده اند و با تکیه بر توهمات مذهبی بخشهای وسیعی از مردم و با برپایی میتینگهای موازی به دفاع از محمد مورسی و پیش نویس قانون اساسی جدید ، عزم خود را برای به باتلاق کشاندن انقلاب مصر جزم کرده اند .

در این میان پاره ای از جریانات سلفی نظیر رهبر حزب جماعت اسلامی ، آشکارا مخالفین سکولار حکومت را تهدید کرده اند که اگر به اعتراضات خود پایان ندهند ترور و حذف فیزیکی در انتظار رهبران و شخصیتهای جریانات لیبرال و چپ خواهد بود . نیروهای مخالف تئوکراسی از مردم مصر خواسته اند که همه پرسی مربوط به قانون اساسی جدید را تحریم کنند . تشکلهای چپ و نهادهای جوانان و زنان نقش پررنگی در روشنگری و تنویر افکار عمومی بازی می کنند . آنها به درستی دروغ و ترفند محمد مورسی مبنی بر اینکه گسترش اختیارات او موقتی خواهد بود و یا اجرای احکام شریعت به معنای برچیدن آزادیهای دمکراتیک نخواهد بود را افشا کرده و خواستار هوشیاری مردم و تداوم انقلاب برای استقرار آزادی و عدالت میباشند.

در این میان ما چپهای ایران که ایضا همین تجربه را از سرگذرانده ایم و شاهد هزیمت انقلاب عظیم بهمن 57 در منجلاب ولایت مطلقه فقیه و فاشیسم مذهبی بوده ایم نقش تاریخی حساسی میتوانیم در منطقه بحران زده ، استراتژیک و در حال انقلاب خاورمیانه و آفریقای شمالی ایفا کنیم .

مردم ما 34 سال پیش شاهد بودند که چگونه جریانات اسلامی به رهبری خمینی پای درخت سیب در نوفل لوشاتوی پاریس سخن از استقرا ر جمهوری از نوع فرانسه ، برابری زن و مرد و آزادی فعالیت مارکسیستها میکردند اما وقتی در تهران به قدرت رسیدند با تکیه بر توهمات مذهبی اکثریت مردم یک قانون اساسی عصر شترچرانی و مبتنی بر اختیارات خدایی ولی فقیه و شریعت مبتنی بر ارتجاعی ترین قرائت ها از تشیع را بر کشور ما حاکم کردند . آنان راهپیمایی خود برای پرتاب جامعه ایران به 1400 سال قبل را ابتدا با فرمان لغو آزادی پوشش و تحمیل حجاب اجباری بر زنان ایران آغاز کردند . اقدامی که سبب شکل گیری اولین بارقه های مقاومت بخش لائیک جامعه در برابر حاکمیت تئوکراسی نوپا را درست یکماه پس از سرنگونی رژیم سلطنتی در اسفند 57 همزمان با روز جهانی زن توسط هزاران زن مبارز در تهران پدید آورد . شعار اصلی آنها این بود : " ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم " " نه شرقیه ، نه غربیه ، آزادی جهانیه " !

متاسفانه آنزمان توده انقلاب زده سرشار از مستی ناشی از سرنگونی استبداد شاهی و حتی نیروهای چپ و جریانات سیاسی سکولار ، اهمیت تاریخی این هشدارباش فمینیستی زنان را درک نکردند و بنام اینکه الویتهای سیاسی ما چیز دیگریست به ارتجاع اسلامی نوپا اجازه دادند که قدم به قدم آجرهای ولایت مطلقه اسلامی را بچینند و بهائیان و کمونیستها و دمکراتهای سکولار و حتی دگراندیشان مسلمان را از دم تیغ بگذراند و سرکوب سیستماتیک جنبش کارگری ، جنبش دانشجویی ، جنبش زنان ، جنبش روشنفکری و جنبش ملیتهای تحت ستم ایران را در دستور کار خویش قرار دهد و 34 سال علیرغم پشت سر گذاشتن بحرانهای بیشمار ، تخت خلافت خود را همچنان سرپا نگه دارد .

اما سالهاست که اکثریت خردکننده مردم کشورمان با درسگیری از انقلاب شکست خورده و ملاخورشده ایران ، ضمن تنفر از تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی و فعال مایشایی فاشیسم مذهبی ، اهمیت مبارزه برای آزادیهای بنیادی و لائیک را دریافته اند به نحوی که میتوان ادعا کرد بزرگترین و توده ای ترین جنبش سکولاریستی خاورمیانه و " جهان اسلام " در کشورمان جاری و ساری است و الگوی نوید بخشی میتواند برای توده های عرب منطقه باشد که پس از دهها سال تحمل استبداد و دیکتاتورهای عمدتا وابسته به امپریالیسم ، شاهد تجربه عظیم ترین تلاشهای انقلابی برای دستیابی به رهایی و منزلت انسانی هستند .

متاسفانه حدود سه دهه است که به دلیل شکست تجارب سترون " سوسیالیسم واقعا موجود " و فروپاشی این قطبهای کاذب استبدادی که بنام اندیشه های رهایی بخش سوسیالیسم ، بزرگترین ضربات را به آن زدند و نیز تبعیت نیروهای چپ خاورمیانه از این قرائت استالینیستی از آلترناتیو سوسیالیستی ، نیروی چپ سکولار و رادیکال ، در عرصه سازماندهی مبارزات مردم علیه رژیمهای استبدادی منطقه ، رقابت را به آلترناتیو اسلام سیاسی باخته است که به طور " طبیعی " و در طول قرون بر جهالت و توهمات مذهبی اکثریت مردم مسلمان سوار بوده است . ضمن اینکه سرکوب بی امان و خونین چپها از یکسو و آزاد گذاشتن نسبی دست اکثریت نیروهای مرتجع اسلامی برای توسعه حوزه نفوذ اجتماعی خویش از سوئی دیگر توسط رژیمهای ارتجاعی وابسته به غرب از ایران تا اسرائیل و از مصر تا افغانستان سبب شده که در همه این کشورها اسلام سیاسی عمده ترین آلترناتیوی باشد که " بهار عربی " خود را ناگزیر از افتادن به دامچاله ارتجاعی آن می بیند .

پیروزی حزب اسلامی النهضه در تونس ، پیروزی حزب اخوان المسلمین در مصر ، حکمرانی بلامنازع حماس بر غزه ، نقش پررنگ اسلامگرایان در انقلاب سوریه ( که اخیرا یک آخوند سنی را نیز بر ریاست عمده ترین جبهه متحد اپوزیسیون گمارده اند ) ، نقش برجسته اسلام سیاسی در انقلاب لیبی ، یمن و بحرین ، به همراه یکه تازی طالبان در افغانستان و پاکستان از یکسو و حکمرانی اسلام تعدیل شده حزب عدالت و توسعه بر ترکیه ... همگی گواه بارز نقش کمرنگ و ضعیف چپ رادیکال و کلا نیروهای مترقی سکولار در منطقه حساس خاورمیانه و تقریبا در همه " کشورهای مسلمان " است .

در این میان ایران به مدد از سرگذراندن سه دهه حاکمیت خونبار یک رژیم تئوکراتیک ، استثنایی نادر است . اگر چپ و نیروهای مترقی و سکولار مخالف جمهوری اسلامی بتوانند با استفاده از همه امکانات رسانه ای و از جمله شبکه های مدرن اجتماعی ، تجربه گرانقدر انقلاب ملاخورشده ایران را به مردم در حال انقلاب خاورمیانه منتقل کنند و این آگاهی را به میان آنها ببرند که زیر نگین اسلام سیاسی نه از آزادی خبری خواهد بود و نه از عدالت اجتماعی و نه از برابری زن و مرد و حق بی چون چرای دگراندیشی و دگرباشی ، آنگاه ما میتوانیم در سراسر منطقه مقاومتی دمکراتیک و لائیک در برابر استبداد و حاکمیت شریعت سازمان دهیم و پیشروی بنیادگرایان اسلامی را با موانع جدی روبرو سازیم .

کمک به شکل گیری نهادهای مدنی و تشکلهای توده ای نظیر تشکلهای مستقل کارگری ، جوانان ، زنان ، دانشجویان و اتحادیه های سکولار و دمکراتیک نویسندگان ، روزنامه نگاران ، حقوق دانان و غیره میتواند سنگر بندی توده ای عظیمی در برابر عروج اسلام سیاسی فراهم کند .

در این میان چپ رادیکال خاورمیانه باید بیش از هر زمان به نقش تاریخی و حساس خود توجه کند . این نیرو نه تنها به لحاظ دفاع از جامعه و حاکمیت سکولار ، نه تنها به خاطر دفاع از برابری کامل زن و مرد ، نه تنها بخاطر دفاع از آزادیهای فردی و اجتماعی مردم بویژه جوانان نقش مهمی میتواند ایفا کند بلکه تنها نیرویی است که میتواند با ایستادن در کنار کارگران و تهیدستان شهر و روستا و سازماندهی مبارزه طبقاتی علیه نظام سرمایه داری و برای استقرا عدالت اجتماعی و برابری واقعی ( چیزی که هم اسلامگرایان و هم لیبرالهای سکولار عاجز از تحقق ان هستند ) رلی اساسی برای بیرون کشیدن انبوه عظیم تهیدستان از چنبره توهم به اسلامگرایان ایفا کند . باید اهمیت مبارزه برای آزادی در کنار برابری را هم خود بیاموزیم و هم به کارگران و زحمتکشان بیاموزانیم . همچنانکه اکثریت کارگران و زحمتکشان کشورمان ، هم از حاکمیت جمهوری اسلامی بیزارند و هم از نابرابریهای عظیم طبقاتی در جامعه سرمایه داری ایران .

چپ انقلابی و در عین حال آزادیخواه و مدرن ایران در انتقال این تجربه تاریخ ساز به توده های انقلابی خاورمیانه نمی تواند به تنهایی ره به جایی ببرد . باید وسیعترین ارتباطات را با رفقای همرزم چپ خویش در این منطقه برقرار کنیم و زمینه را برای شکل دهی به یک فوروم بین المنطقه ای چپ در خاورمیانه فراهم نمائیم . این فوروم از طریق سازماندهی همکاری و همبستگی متقابل میان نیروهای چپ انقلابی و سکولار نقش مهمی میتواند در صحنه سیاسی پرالتهاب منطقه ایفا کند .

سازمان ما با استفاده از همه امکانات خود در خدمت چنین رسالت بزرگی خواهد بود .

 

زنده باد انقلاب ، زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر )

4 دسامبر 2012

 

www.rahekaregar.com