گرامی باد هشت مارس:

 

روز اتحاد ، همبستگی و مبارزه زنان علیه تبعیض و ستم جنسی

 

هشت مارس برای زنان در ایران تداعی گر سی و چهار سال مبارزه با رژیمی بغایت ضد زن و ارتجاعی است که از همان اولین روزهای به قدرت رسیدنش، پایه های موجودیتش را بر تبعیض، تحقیر، بی حرمتی، بی حقوقی و آپارتاید جنسی علیه زنان گذاشت. سنگ بنای رژیم؛ فرودستی زنان است که با سرکوب، پایمال کردن ابتدائی ترین حقوق انسانیشان و به تصویب رساندن قوانینی که زن را تا حد یک برده تنزل میدهد، به پیش برده شده است. زنان در جمهوری اسلامی همواره از اولین قربانیان آسیبهای اجتماعی ناشی از سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و ماجراجویانه رژیم بوده اند. جنبش زنان در شراطی هشت مارس را گرامی میدارد که بحران اقتصادی وتحریمهای مرگبار بیش از هر زمان دیگری بر زندگی مردم به خصوص زنان تاثیر گذاشته و آنان به محرومترین اقشار جامعه تبدیل شدهاند. تورم، سقوط ارزش ریال، افزایش سرسام آور قیمت مواد غذائی، مسکن، دارو، کمبود برخی اقلام بیش ازبیش گلوی مزد و حقوق بگیران و بخصوص زنان که جزو فقیرترین و شکننده ترین لایه های اجتماعی هستند را میفشارد. نباید فراموش کرد که اکثریت زنان جامعه ما را زنان محروم و کارگر تشکیل میدهند که تحت فشارهای ناشی از آسیبهای اجتماعی به سختی روزگار میگذرانند.

 

با این وجود زنان از همان آغاز با پایداری و مقاومت عظیم در برابر سیاستهای ارتجاعی و ضد زن جمهوری اسلامی برای محکم کردن زنجیر بر دست و پایشان و نهادینه کردن سیستم مردسالاری و فرهنگ قرون وسطایی ایستادند. جنبش زنان در ایران یک واقعیت عینی است وبه یکی ازقدرتمندترین جنبشهای اجتماعی تبدیل شده است. زنان اکنون نیروی بالقوه سازش ناپذیر و رادیکال ضد تئوکراسی دینی می باشند و به نیروی سیاسی، اجتماعی عظیمی تبدیل شده اند. این رشد، با نظام پدرسالاری اسلامی در تضاد آشکار قرار دارد و رژیم اسلامی به هیچ وجه قادر به حل این تضاد نیست. جنبش اجتماعی زنان با وجود حاکمیت رژیم اسلامی و عملکرد آپارتاید جنسی، پایه‌های مستحکمی یافته، این جنبش خود جوش، فعال ومقاوم می باشد ، گامهای بس بزرگی به جلو نهاده است ودر اکثر اعتراضات علیه جمهوری اسلامی حضور فعالی داشته است، هم قوانین زن ستیز در حکومت اسلامی را به چالش کشیده و هم تکیه گاه محکمی‌ برای سایر جنبشهای اجتماعی و برای دمکراسی و آزادی می باشد. شواهد حاکی از آن است که به نیرومندترین جنبش سیاسی در تحولات آتی در ایران تبدیل خواهد شد..

 

جنبش زنان در عین حال در شرایطی به استقبلال هشت مارس میرود که بحرانی عمیق سرمایه داری را فرا گرفته است ؛ پیامد این بحران تشدید بیکاری، کاهش هر چه بیشتر دستمزدها، عدم امنیت شغلی، افزایش بی سابقۀ نابسامانی های اجتماعی، فقر و فلاکت است که در ابعاد وسیع و جهانی، زندگی را بر کارگران وزحمتکشان وتمامی مزد بگیران سخت تر کرده است . اکنون در مهد دمکراسی های بورژوائی میلیونها نفر در مرز فقر و فلاکت بسر میبرند. طبق گزارش یونیسف ٧٠ در صد فقیران و دو سوم بیسوادان جهان زن هستند، حتی در کشورهای ثروتمند جهان، زنان فقیر ترین بخش جامعه را تشکیل میدهند. تقویت نئولیبرالیسم در طول سه دهۀ اخیر، نه تنها سبب افزایش نابرابریها بخصوص درحوزه اقتصادی گردیده و ابعاد هولناکی به آن داده است، بلکه بر پروسه گسترش مرد سالاری سرمایه داری شتاب بخشیده است. نظم اجتماعی مبتنی بر جهانی سازی نئولیبرالی بر کنترل جنسیتی ، نظامیگری، خشونت ، انهدام محیط زیست، استثمار بر علیه بشریت بویژه زنان استوار است، مسلمأ اثرات شوم آن تشدید پدر سالاری بوده است و در نقاطی مثل خاورمیانه و شمال آفریقا حمله به دستآورده های زنان را به همراه داشته که طبیعتأ فصل جدیدی در مبارزات زنان گشوده است.

 

زنان وسیعأ در جنبشهای منطقه علیه دیکتاتوریهای حاکم شرکت کردند. هر چند شاهد بودیم که چگونه امپریالیسم و ارتجاع جهانی برای حفظ منافع خود، بسرعت اقدام به آلترناتیو سازی کردند و مناسب ترین جریاناتی که میتوانست نظام حاکم را با کمترین تغییراتی حفظ کند نیروهای اسلامی بودند که بدون هیچ تردیدی اولین قربانیان آن زنان می باشند. پس از سقوط این دیکتاتوری ها حمله به دستاوردهای زنان، نخستین هدف حکام جدید بوده است. با وجود اینکه جنبشهای زنان در این جوامع با نگرانی و هراس تحولات را دنبال میکنند، اما صرفأ نظاره گر منفعل و هراسان شرایط نیستند، آنها در حال سازمانیابی و بسیج نیرومی باشند. امروزه شاهد مبارزه و مقاومت آنها، نقش پر رنگ وحضور موثرشان در خیزشهای اخیر علیه نیروهای تاریک اندیش و مرتجع اسلامی که قصد تحمیل قوانین عقب مانده شرع، درآمیخته با حاکمیت سرمایه داری بر جامعه می باشند، را هستیم. اکنون همبستگی در مبارزات زنان، مرزهای ملی و کشوری را در نوردیده و فعالان جنبش رهایی زنان در خاورمیانه در تدارک کمپین مشترک برعلیه قوانین ضد زن هستند. این تغییری عظیم در این بخش از جهان است که قوانین زن ستیز حاکم و فرهنگ و عرف و عادات عقب مانده ، بیش از هرجای دیگری در جهان، مقاومت نموده و دوام آورده و در خدمت تثبیت موقعیت فرو دست زنان قرار داشته است.

 

جنبش زنان در ایران با تجربه غنی و با هوشیاری و آگاهی ای که در طی بیش از سه دهه مبارزه با رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی بدست آورده است، میتواند همراه با سایر جنبشهای زنان منطقه نقش مهمی در شکل گیری جنبش زنان علیه تبعیض و ستم جنسی و برای آزادی و برابری ایفا کند. از سوی دیگر برای رهائی از تبعیض و نابرابری، راهی به جز مبارزه ی متشکل وجود ندارد. زنان نیمی از جمعیت را تشکیل میدهند که با هزاران رشته به دیگر جنبشهای اجتماعی پیوند خورده اند، واز این بابت نقش مهمی در سازماندهی و قدرتمند کردن جنبش کارگری، دانشجوئی ، جنبش ملیتهای تحت ستم ایفا میکنند. از اینرو لازم است که جنبش زنان همگام با جنبش کارگری آگاهانه خود را سازمان دهد. بخش مهمی از نیروهای کارگری، زنان کارگر هستند، فعالین جنبش کارگری با کمک جنبش زنان قادر هستند که به سازماندهی زنان کارگر بپردازند ، از اینرو جنبش زنان قادر است که همزمان و همگام برای بدست آوردن خواست های فوری و دموکراتیک، و همچنین جهت رهائی کامل از یوغ تمامی مناسبات سرمایه داری ، خود را سازمان داده و دست به مبارزه ای همه جانبه بزند.

 

سرنگون باد رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی

مداوم باد نبرد برای رهائی و برابری زنان

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر)

 

اسفند ١٣٩١ مارس ٢٠١٣

 

 

 

www.rahekaregar.com سایت سازمان

www.rahekaregarnews.com راه کارگر خبری

www.asj-iran.com علیه ستم جنسیتی