اعلامیه کمیته مرکزی  سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر)  

 

انتخاب روحانی ، چگونه عملی شد و چه معنایی دارد؟

 

 انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری  ، با انتخاب حسن روحانی  پایان یافت. از سال 76 تاکنون ، انتخابات ریاست جمهوری همواره یکی از معضلات سیاسی و امنیتی رژیم بوده است . خصوصا این دوره از انتخابات که در دل بحرانهای همه جانبه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تحریمها و مجازات های بین المللی همراه بود میبایست با تدبیری امنیتی سیاسی و با باصطلاح مهندسی دقیقی به اجرا در میآمد اگر در دوره های گذشته ، این مهندسی با حذف غیر خودیها توسط وزرات کشور و شورای نگهبان به اجرا در میامد و سپس جابجایی های صندوقها انجام میگرفت و در دو دوره نهم و خصوصا دهم ریاست جمهوری  با تقلبات گسترده ، کاندید ولی فقیه از صندوقها بیرون آمد. اما هراس از پیامد جنبشی نظیر "رای من کو" سال 88 ، باعث شد که  مهندسی این انتخابات با فرم  جدیدی به اجرا درآید. حذف بیش از 600 کاندیدای ریاست جمهوری ، خصوصا حذف رفسنجانی ، رئیس جمهور سابق و رئیس مجمع تشخیص نظام و مشایی مشاور احمدی نژاد و تائید تنها 8 نفر از کاندیداها که همگی علیه جنبش 88 موضع گرفته بودند، نشان آن بود که انتخابات 92 باید با  بالاترین کنترل سیاسی امنیتی و کمترین منازعات سیاسی انجام شود حذف اصلی ترین کاندیداهای انتخاباتی ، نشان آن بود که "حماسه سیاسی " با تحریم و بایکوت عمومی مواجه شود . اما هفته آخر پیش از رای گیری و تصویر سازی از جلیلی بعنوان "احمدی نژد ثانی" و نماینده بیت رهبری و افشای چماقداری قالیباف،خطر تشدید تحریمهای بین المللی و" سوریه" شدن ایران، بسیاری از اصلاح طلبان و کارگزاران و خصوصا خاتمی و رفسنجانی را به تجدید نظر در سیاست انتخاباتی و حمایت از روحانی بعنوان کاندیدای کلیت نظام ترغیب کرد . در عین حال ادامه سیاست های  احمدی نژادی، بسیاری از مردم را علیه کاندیدای اصلی بیت خامنه ای به خیابان کشاند و در آخرین روزهای کمپین انتخاباتی پشت روحانی برد. حسن روحانی یکی از کلیدی ترین عناصر امنیتی رژیم،  نماینده ولی فقیه در شورای امنیت ملی ، معاون فرمانده جنگ ، عضومجلس خبرگان، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت واز مشاوران نزدیک رفسنجانی است. روحانی با هوشیاری و زرنگی توانست با انگشت گذاشتن روی مسئله هسته ای و روابط خارجی دولت احمدی نژاد و تاکید بر استفاده از همه جناحها و باصطلاح توانائیهای نظام ، از ناطق نوری تا رفسنجانی و خاتمی تا اصلاح طلبان داخل و خارج را پشت خود گرد آورد. شکست این گروههای پرنفوذ برای بیت خامنه ای ، از طریق تقلب در صندوقها بسیار گران تمام میشد.

 

 بر طبق داده های رژیم جمهوری اسلامی که هیچ منبع مستقلی به آن دسترسی نداشته، از میان بیش از 50 میلیون واجدین شرایط، حدود 36 میلیون و 600 هزار یعنی 72.7 در صد در انتخابات شرکت کردند که یک و نیم میلیون رای باطله و سفید بوده و حسن روحانی با کسب بیش از 18 میلیون رای حدود 51 در صد آرا را بخود اختصاص داد. اما سئوال اینجاست چرا وسعت  شرکت  مردم  دوراز انتظار بود؟ چرا اصلاح طلبان و اصول گرایان میانه رو، توانستند حمایت اکثریت رای دهندگان را نسبت به وی جلب کنند، چرا ولی فقیه رهبری سیاسی سپاه پاسداران به پیروزی روحانی  تن دادند؟ چه عاملی باعث شد که رژیم تصمیم بگیرد که در مقابل مردم فعلأ اندکی عقب نشینی کند.

 

برای پاسخ به این چراها چند مولفه را باید در نظر گرفت. بحران اقتصادی  سرمایه داری که بیش از نیم دهه در مناطق مختلف جهان همچنان ادامه داشته، در ایران نیز با توجه به مختصات سرمایه داری محلی ، تشدید و دامنه دار شدن تضادهای جمهوری اسلامی بویژه تحریمهای امپریالیستی که مشخصأ کارگران و طبقات فرودست آماج عارضه های ناشی از آن هستند، موقعیت اقتصادی- اجتماعی بسیار اسفناکی را بهمراه آورده است. تورم، گرانی، بیکاری گسترده، فقر و فلاکت بیداد میکند. حاکمیت در یکی از بدترین شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قرار دارد. توده مردم از وضعیت موجود به جان آمده اند.  بخشی از مردم  دولت احمدی نژاد  و جریانهای اصول گرای پیرو بیت رهبری را عامل اصلی ادامه و تشدید وضع موجود میدانند. بخصوص مناظره تلویزیونی کاندیداها نقش سیاست خارجی بویژه نقش سیاست هسته ای رژیم را در تشدید فلاکت اقتصادی برجسته کرد.  بخشهائی از مردم  کلید اصلی را مساله هسته ای دانسته در هراس از جنگ، نگران از سناریوهای مشابه در منطقه ، در هراس از هم گسیختن شیرازه جامعه مدنی، ناتوان از ایجاد یک دگرگونی ریشه ای  و در غیاب یک آلترناتیو دمکراتیک به پای صندوقهای رای رفتند.

 

اما نکته دیگر این است که رویدادها و اعترافات سران جمهوری اسلامی به اینکه تحریمها اثر گذاشته  و اینکه  تمام مشکلات نتیجه ی حاکمیت یک جناح بوده و کشور امروز با خطر جدی مواجه است،  از بن بست آشکار رژیم حکایت دارد،  سخن خامنه ای در آخرین لحظات رای گیری که میگوید حتی کسانی که نظام را قبول ندارند بخاطر کشور بیآیند و رای بدهند این مفهوم را می رساند که  رژیم خطر فروپاشی را حس کرده است و به پایان مشروعیتش اعتراف میکند. خامنه ای و بیت رهبری از یکسو خطر شورش گرسنگان و پا برهنگان را از مدتها پیش حس کرده بودند  و از سوی دیگر برای ادامه حیات خود به تظاهر به حمایت و رای مردم  برای تداوم و بازتولید اقتدار خود نیاز داشتند. سیاست تحریم انتخابات، نگرانی از عدم شرکت مردم  را برای آنها به کابوسی تبدیل کرده بود.  در مقابله با این وضعیت دو راه در پیش رو نداشت یا تکرار سناریوی سال 88 و یا تغییر سیاست با یک گام عقب نشینی کنترل شده و حفظ کلیت نظام . بی جهت نبود که صفوف منتقدین و اپوزیسیون اعم از اصلاح طلبان و اعتدال گرایان و اصول گرایان میانه، موجودیت خود و استراتژی بازگشت به قدرت و حفظ نظام جمهوری اسلامی را در درهم شکستن درونی صفوف تحریم قرار داده بودند. از اینرو ولایت فقیه با برنامه ای حساب شده و سازمانیافته با یک عقب نشینی آشکار، با تلاش برای به جوشش در آوردن احساسات ناسیونالیستی توانست مردم را به سوی صندوقهای رای بکشاند. هر چند روحانی نماینده مطلوب ولی فقیه نیست، اما نماینده حفظ کلیت نظام جمهوری اسلامی است. روحانی پس از انتخابات در سخنرانی خود از همه اعتدال گرایان، اصلاح طلبان و اصول گرایان یعنی مجموعه آپارات جمهوری اسلامی تشکر کرد.

 

 اما  با تمام این فریبکاریها و برنامه ریزیهای پشت پرده، تبلیغات رسانه هائی همچون بی بی سی و رادیو فردا برای گرم کردن تنور انتخابات؛  در شرایطی که نیروهای تحریم کننده  در زیر سرنیزه رژیم  و سانسور بسیار گسترده سایتها و قطع شبکه های ارتباطی اجتماعی،  کند شدن اینترنت و...قرار داشتند و  از امکانات رسانه ای محروم بودند؛   طبق آمار رژیم بیش از 27 در صد از مردم  در انتخابات شرکت نکردند که خود رقم بزرگی است. ونشان میدهد  که این نیروهیچگونه اعتمادی به رژیم ندارد ومطالبات وخواسته های خود را با مکانیسمهای دیگری پیگیری میکنند.

 

اعلام پیروزی روحانی، فرصتی بود برای مردم و بویژه جوانان عاصی ای که آمال ، آرزوها،  نیازها و احساسات  فرو خورده و سرکوب شده خود، عطش سوزانشان را به تغییر، به داشتن یک زندگی انسانی و شرافتمندانه، با شادی و رقص و پایکوبی درخیابان نشان دهند. هر چند که این جشن و سرور دیری نخواهد پائید. و ماهیت واقعی سیاستهای روحانی برای مردم بزودی روشن خواهد شد.  دولت  ً تدبیر و امید ً  حتی اگر بتواند با چراغ سبز از سوی ولی فقیه ابتکار سازش با آمریکا را در دست بگیرد، و موقعیت رژیم  را تثبیت کند، الگویش ادامه سیاستهای رفسنجانی است که زمینه را برای خصوصی سازی ها، بیکارسازهای وسیع کارگران هموار کرد وتمامی زیر ساختهای اقتصادی را به دست سپاه  پاسداران و مافیای قدرت و آقازاده ها سپرد.

 

 اما مردمی که برای تغییر رای دادند وهم  آنهائی که هوشیارانه رای ندادند بدنبال خواستها و مطالبات و آرزوهای خود هستند. واقعیت آنست که بدون متشکل شدن و ایجاد صف مستقل ، فعالین جنبش کارگری، جنش زنان، ملیتهای تحت ستم و  همه جنبشهای اجتمایی در ایران نمیتوانند این رژیم ارتجاعی و تبهکار را به عقب نشینی وادارند. آنان برای پیشبرد مطالبات خود، برای دستیابی  به آزادی، برابری، عدالت اجتماعی، بدون متشکل شدن و سازماندهی قادر به تحقق خواسته های خود نخواهند شد. تنها  شکل گیری اراده مستقل کارگران و زحمتکشان  برای دستیابی به خواسته های خود، ضامن تحقق آن خواهد بود.  جلوگیری از احتمال جنگ، مقابله با تحریمهای کمرشکن اقتصادی، مقابله با فقر و فاقه اکثریت عظیم نیروی کار و زحمت، آزادی و کرامت انسانی ، تنها با یایان دادن به  رژیم جمهوری اسلامی، برچیدن نظام سرمایه داری و برقراری سوسیالیسم امکان پذیر است.

 

 

                                                                 سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

    

                                                                  زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

     

                                                   کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر)

 

                                                               20 ژوئن  2013 30 خرداد 1392