پیام کمیته مرکزی سازمان به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد کشتارهای دهه شصت

فراموشی هرگز، دهه طلایی " امام" ، دهه خون و مرگ و بیداد بود !

 

35 سال از تداوم جنایات سیستماتیک رژیم اسلامی سرمایه داری ایران میگذرد ، 25 سال از آغاز اعدامهای فله ای پس از سی خرداد 60 و نیز و بویژه 25 سال از تابستان 67 و قتلعام هزاران زندانی سیاسی کشورمان که دوران محکومیت خود را طی میکردند میگذرد. 25 سال پیش در تابستانی داغ و سوزان، رژیم اسلامی آتش بس در جنگی هشت ساله را با جامی زهر گونه پذیرفت تا درجشن پایانی جنگی خونین، هزاران زندانی سیاسی بیدفاع را  قربانی کند. عاشقان خون و مرگ و مرثیه ، در سکوت و تاریکی ، در بی خبری و انتظار ،با فتوایی در دست، زندانیان سیاسی را به صف کردند. راهروهای منتهی به بیدادگاه از زندانیان انباشته شد و انگیزاسیون اسلامی در انتظار زندانیان ، آنانرا به سالن های دار و شلاق هدایت میکردند . مرداد و شهریور 67 با نامهای بینام هزاران زندانی رنگین شد و  سکوت با دارهای سالن حسینیه و  آمفی تئاتر ، با احکام هیات مرگ اشراقی نیری پورمحمدی ، با کامیون های حمل گوشت بر زندان تحمیل شد. در تمام این دوماه ملاقاتها قطع و خانواده ها دربی خبری مطلق بودند و ماشین مرگ با چراغ خاموش در حال ساختن مرگ بود. انتظار، انتظار ، بی خبری ، سکوت ، نماز جمعه ، اوین ، گوهردشت ، ملاقات ممنوع ... روزها و هفته ها گذشت ، اینک خبرها را از کمیته ها میگیرند ...خبرها ...اعدامشان کردند...تنها ساکهایی بجامانده از فرزندان رشید و اسیر به خانواده ها میرسد ...بکدامین گناه ، بکدامین جرم اعدامشان کردند....در کجای این خاک جایشان داده اند.... سکوت ...انکار ...سکوت .... خانواده ها پاسخی نمییابند... اما تلاشهای بی وقفه و شجاعانه خانواده های زندانیان سیاسی و قربانیان این جنایات وسیع ، خاورانها را آشکار میکند  و مبنا و آغازی برای کارزار دادخواهی مردم ایران علیه خبرگان آدمخوار میشود.  این تلاشها بود که دهه خونین 60 را با نگاهی دیگر به نسل جوان پس از انقلاب و جهانیان نمایاند. این تلاشها بود و هست که راهپیمایی خونین روحانیت حاکم را برای تحکیم قدرتش ، از طریق قتل عام دهها هزار مخالف به جهانیان آشکار کرد. دهه ای که از پشت بام مدرسه رفاه آغاز میشود و دادگاهای شرع خلخالی و گیلانی و لاجوردی و موسوی  ، نوروز سنندج ، کشتار فعالان خلق ترکمن ، سرکوب فعالان خلق عرب و بلوچ ،لشگرکشی 28 مرداد به کردستان و اعدامهای گسترده پس از سی خرداد شصت و... را در بر میگیرد تا در تابستان 67 دسته دسته بازماندگان این دوره خونین را در سکوت قتل عام کنند. این راهپیمایی خونین آشکار میکند که استقرار استبداد مذهبی و شکست انقلاب 57 ، هرگز خواست عمومی مردم ما نبوده است. این رژیم هرگز نمیتوانسته است بدون داغ و دار و شلاق و شکنجه به حیاتش ادامه دهد. دهه خونین شصت سند وگواه روشن این حقیقت است.

آری، 25  سال از تلاش خانواده های قربانیان جنایات دهه شصت و زندانیان سیاسی سابق وفعالان سیاسی و گروههای چپ و آزادیخواه ، برای روشن شدن حقیقت و ابعاد این کشتار وسیع و سراسری میگذرد. علیرغم کشف خاورانها و گورهای دسته جمعی درتهران و بسیاری ازشهرهای ایران ، علیرغم شهادت صدها شاهد از میان زندانیان سابق و خانواده های قربانیان ،علیرغم اعترافات و خاطرات منتظری ، علیرغم تمام تلاشهای بین المللی و مراسمها و یادبودها و برگزاری دادگاه نمادین بین المللی در لندن و لاهه  و آشکار شدن تصمیمات و فتواهای  بالاترین رهبران حکومتی در تصفیه زندانها و قتل عام زندانیان سیاسی ،علیرغم افشای چهره و نام هیات سه نفره مرگ و دست اندرکاران و آمران و عاملان این کشتار،  همچنان قاتلان و جنایتکاران ، بر مصدرحکومت اسلامیند  و همچنان خبره ترین ادمخواران و جنایت کاران ، خبره ترین سانسور چیان و تیغ بدستان در هیات جناحهای متنوع حکومتی در این دستگاه ماقیایی و جهنمی ، در پی شکار انسان و آزادی و شادی و زندگیند. علیرغم شکافها و تضادهای مابین این فرقه ها و ماقیای هزار فامیل ، سکوت و دروغ و فراموشی و انکار، سیاست اصلی در رابطه با جنایات آن دهه خونین و خصوصا قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 است.  علیرغم کذشت 25 سال از قتل عام ، ابعاد این کشتار در سراسر ایران در ابهام است و گزارشات انتشاریافته تنها گوشه کوچکی از این جنایت را برملا میکند. متاسفانه  در این میان بسیاری از مادران و پدران قربانیان جنایات سیاسی در دهه 60، جان میسپارند ، بی آنکه امکان دادخواهی داشته باشند و حتی از مکان دفن عزیزانشان باخبر شوند. مادر پرتویی ، مادر ریاحی ، مادر معینی و... از آن جمله اند. مادرانی که با شنیدن صدای دادخواهی شان در عرصه داخلی و بین المللی و برسمیت شناسی تدریجی این فاجعه ؛ بعنوان جنایت علیه بشریت ، باری از دوششان برداشته شده و میشود. نباید بگذاریم این جنایات فراموش شوند ؛ نباید بگذاریم آمران و عاملان این فجایع از دست عدالت بگریزند . باید شرایط محاکمه عادلانه و علنی آنان را فراهم کرد و آنانرا به جرم جنایت علیه بشریت و سازمان دادن یک نظام فاشیستی اسلامی ، سازماندادن تصفیه های خونین عقیدتی ،مذهبی ، سیاسی ، ملی و جنسیتی به محاکمه کشاند تا نگذاریم تاریخ خونین وجنایتبار استبدادی ، باردیگر در کشور ما تکرار شود.  روشن شدن حقیقت این دهه خونین و همه 35 سال سرکوب و خون و وحشت و اضطراب ، برای ساختن کشوری آزاد و برابر ، برای شکستن زنجیره قتل و انتقام و جنایت ضرورتی  حیاتی است.

سازمان کارگران انقلابی ایران- راه کارگر ضمن گرامیداشت یاد و خاطره همه جانباختگان راه آزادی و برابری ، مصمم است همراه و همگام با همه انسانهای شریف و آزادیخواه ، همه سازمانها و گروههای مدافع حقوق انسانی ، برای آشکار شدن  تمام حقیقت تلاش کند ، تمام قربانیان جنایت های سیاسی در ایران شناخته و دادشان را در دادگاهی عادلانه ؛ آزاد و علنی فریاد کند ،  همه آمران و عاملان این جنایات سازمانیافته و سراسری ، شناخته و افشا و محاکمه شوند ، امکان تکرار شدن این جنایت های سیاسی و وحشیانه را با کمک به  سازمان دادن مردم در شبکه ها و نهادهای مترقی و بشردوست و عدالت طلب ، آزادیخواه ، مدرن و سکولار علیه جریانات ارتجاعی و نژادپرست و مذهبی بگیرد .  برای سرنگونی رژیم جنایتکار اسلامی و برای آزادی و برابری مبارزه کند و در راه متحد کردن همه تلاشها و مبارزات و به ثمر نشاندن آرمانهای جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم تلاش نماید . 

 

 گرامی باد یاد همه جان باختگان راه آزادی و برابری

سرنگون باد رژیم اسلامی سرمایه داری ایران

زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر)

www.rahekaregar.com

شهریور 1392- اوت 2013