اعلامیه کمیته مرکزی سازمان کارگرن انقلابی ایران ( راه کارگر ) در مورد بحران سوریه

 

به جنگ ، استبداد ، تحجر و توحش ، نه بگوئیم !

 

کشور سوریه طی دو سال اخیر علیرغم شکل گیری اعتراضات توده ای اولیه و بر حق علیه رژیم استبدادی بشار اسد ، به دلیل دخالت قدرتهای خارجی و قرار گرفتن در فاز خشونت بی پایان هم از سوی رژیم حاکم و هم از سوی اپوزیسیون ارتجاعی ، در بن بست یک جنگ داخلی تمام عیار گرفتار آمده است که طی آن بیش از صد هزار کشته ، صدها هزار مجروح و میلیونها نفرآواره و پناهنده شده اند . جنگی فرقه ای و ارتجاعی ، جنگ قدرتهای امپریالیستی و منطقه ای با دولتی جنایتکار و فاشیستی ، آینده ای شوم برای مردم سوریه و حتی منطقه به همراه آورده است. صحنه های فجیع از کشتار کودکان و سالمندان ، خرابیهای بیشمار و...مدتهاست در رسانه ها بازتاب پیدا میکنند و هیچکدام از طرفین حاضر به پذیرش راه حلهای سیاسی نیست. اینک این جنگ ، با بمب های شیمیایی و سلاحهای کشتار جمعی هم آمیخته شده است. هر دو طرف جنگ دیگری را مسبب این جنایت وحشیانه میداند و این را دلیل و عاملی بر ادامه این منازعه بی سرانجام می پندارد .

در نخستین ساعات بامداد سی مرداد ، فاجعه ای هولناک در حومه شهر دمشق بوقوع پیوست . منطقه " عین ترما و زملکا " در شرق و منطقه " معظمیه " در غرب پایتخت ، مورد بمباران و حمله موشکی شیمیایی قرار گرفتند که طی آن حدود 1500 نفر که عمدتا غیرنظامی و کودکان و زنان بودند کشته شدند . کلیه علائم نشان میدهد که در این حملات از گاز سمی اعصاب ( سارین ) استفاده شده است . این جنایت هولناک مصداق کامل " ژنه ساید " ( جنایت علیه بشریت ) محسوب می شود . استفاده از سلاحهای شیمیایی ، اتمی ، میکروبی و خوشه ای سالهاست که از سوی اکثریت عظیم کشورهای جهان ممنوع شده و کلیه عهدنامه های بین المللی استفاده از این سلاحهای کشتار جمعی غیرنظامیان را مردود می شمارد هر چند هنوز بسیاری از کشورها ، دارای اینگونه سلاحها بوده و جهان هنوز از بختک این تسلیحات هولناک رها نشده است .

تمام قرائن حاکی از آن است که تنها به کمک دولت یا دولتهایی و با استفاده از تکنولوژی مجهز میتوان این نوع سلاحها را تولید و شلیک کرد . در حال حاضر رژیم بشار اسد متهم شماره یک این جنایت بشمار میرود . اینرا نه تنها ادعاهای دول و رسانه های غربی و حامیان اپوزیسیون سوریه در منطقه میگویند بلکه اظهارات اخیر رفسنجانی که بعدا توسط او تکذیب شد و نیز افشای مکالمه یکی از مقامات حزب الله لبنان با سفارت رژیم ایران در بیروت که در مجله اشپیگل چاپ شده نیز بیان میکند . اما موضع رسمی رژیم سوریه و ایران این است که حمله از سوی ارتش سوریه صورت نگرفته و انگشت اتهام را بسوی اپوزیسیون ، القاعده ، برخی دولتهای عربی ، اسرائیل و غیره دراز میکنند و در همین راستا مکالمه افرادی مسلح از اپوزیسیون اسلامی را فاش میکنند که سخن از استفاده از این سلاح بدلیل عدم آگاهی از محتویات آن می نمایند . بازرسان شیمیایی سازمان ملل نیز که از مناطق بمباران شده بازدید کرده اند هنوز گزارش خود را منتشر نکرده اند ضمن اینکه در درون شورای امنیت سازمان ملل نیز دولتهایی نظیر روسیه ، چین و ... با شروع جنگی بدون مجوز شورای امنیت مخالفند. اما دولت امریکا و پاره ای از متحدین آن که در ابتدا بر ضرورت سازماندهی فوری یکسری عملیات برق آسا علیه " اهداف معین " پای می فشردند تحت فشار " ابرقدرت افکار عمومی " و شکست فاحش برای همراه کردن اکثریت کشورها و از جمله اکثریت G20 و اتحادیه اروپا و نیز " گاف " جان کری وزیر خارجه امریکا در کنفرانس خبری پاریس در روز 9 سپتامبر که راه حلی غیرجنگی برای فاجعه شیمیایی اخیر متصور شد و نیز استقبال فوری روسیه و وزیر خارجه سوریه ( ولید معلم ) از کنترل نهادهای بین المللی بر زرادخانه شیمیایی این رژیم ، طرح رای گیری در کنگره امریکا برای شروع جنگ ، موقتا توسط اوباما به حالت تعلیق درآمد . بدون شک مخالفت 60 درصدی مردم امریکا ( بر طبق آخرین نظرسنجی ها ) و مقاومت بین المللی همه نیروهای ضد جنگ و صلح طلب نقش مهمی در آچمز کردن سیاستهای جنگ طلبانه امپریالیسم امریکا حداقل در این لحظه داشته است .

این مقاومت بین المللی نشانگر آن است که اکثریت مردم جهان با شروع جنگ خانمانسوزی دیگر آنهم در منطقه بحران زده خاورمیانه مخالفند . مخالفتهایی از این دست بوده که پارلمان بریتانیا را نیز واداشت بر خلاف نظر دولت محافظه کار " کامرون " به جنگ رای منفی بدهد و دولت آلمان و بسیاری از متحدین امریکا را تحت فشار قرار دهد که از شراکت در حمله نظامی امریکا ، فرانسه و ... اجتناب ورزند . در درون اتحادیه کشورهای عربی نیز اختلافات اوج گرفته است . از یکسو کشورهایی نظیر عربستان ، قطر ، امارات و بحرین از جنگ دفاع می کنند و از سویی دیگر عراق و لبنان و مصر و عمان و الجزایر با آن مخالفند .

تردیدی نیست که تهاجم جنگی امپریالیستی در صورت وقوع تنها تکمیل کننده جنگ " نیابتی ای " است که بیش از دو سال در سوریه تداوم داشته است . کشور بحران زده سوریه دو سال است که به باتلاقی هولناک مبدل شده که طی آن قدرتهای امپریالیستی و منطقه ای ، با فلج کردن انقلاب به حق اکثریت مردم این کشور علیه رژیم استبدادی بشار اسد ، این کشور را به جولانگاه منافع و رقابتهای ارتجاعی خود مبدل کرده اند . از یکسو رژیم فاشیست سوریه برای حفظ قدرت به هر جنایتی دست میزند و در این میان از حمایتهای سیاسی ، اقتصادی و نظامی روسیه و ایران و مزدوران آن در لبنان ( حزب الله ) برخوردار است و از سویی دیگر بدلیل ضعف نیروی چپ ، دمکرات ، مستقل وسکولار در سوریه ، و وابستگی بخش اعظم اپوزیسیون سوریه به قدرتهای امپریالیستی به رهبری امریکا و نیز قدرتهای منطقه ای نظیر ترکیه ، عربستان و قطر از یکسو و قدرتگیری جریانات وابسته و یا نزدیک به القاعده نظیر " جبهه نصرت " ، " امارت اسلامی شام و عراق " و ... از سویی دیگر ، کشور را در مردابی تهوع آور از توحش و جنگ داخلی تمام عیار فرو برده و بخش اعظم سوریه را به ویرانه ای مبدل کرده است .

بدون شک تنها نیروهای مستقل و معتقد به " صدای سوم " میتوانند با نه گفتن به استبداد ، توحش ، تحجر ، امپریالیسم ، اسلامگرایان شیعی حامی اسد و اسلامگرایان سنی مخالف اسد ، آینده امیدبخشی را برای اکثریت زحمتکش و ستمدیده سوریه به ارمغان آورند . اما این نیرو که در آغاز انقلاب با شکل دهی به کمیته های مردمی و سازماندهی اعتراضات سیاسی نقش مثبتی ایفا میکرد با کشیده شدن نبرد به فاز نظامی و دخالت قدرتهای خارجی ، عرصه را به ائتلاف دست راستی و وابسته به امپریاللیسم " شورای ملی و ارتش آزاد " و بنیادگرایان اسلامی واگذار کرده و دیگر قادر نیست نقش چندانی ایفا کند. اما ناتوانی نیروی چپ ، دمکرات و سکولار در صحنه سیاسی سوریه و توحش دوجانبه رژیم اسد و سپاه قدس ایران و حزب الله لبنان از یکطرف و اپوزیسیون ارتجاعی و حامیان بین المللی آن از سویی دیگر ، نه مجوزی برای قرار گرفتن کنار امپریالیستها ، اسرائیل ، ترکیه ، کشورهای استبدادی اسلامی عربی و همگامی با پروژه های نظامی جنگی آنها میدهد و نه توجیه ایست برای قرار گرفتن کنار رژیم فاشیست بشاراسد و حامیان اصلی آن نظیر رژیم اسلامی ایران و حزب الله لبنان .

نیروی صدای سوم در خاورمیانه و سراسرجهان ، باید ضمن دفاع از حق بی چون و چرای مردم سوریه برای برخورداری از آزادی ، دمکراسی ، برابری ، رفاه و لائیسیته ، به افشای هر دو طرف منازعه بپردازد . ما معتقدیم شروع جنگی تازه در منطقه حساس خاورمیانه نه تنها سبب تعمیق بحران ، کشتار و ویرانی کلیه زیرساختهای جامعه منجر خواهد شد بلکه با از بین بردن آخرین تتمه های انقلاب و " بهار عرب " ، عقب مانده ترین نیروهای ارتجاعی بویژه اسلامی را تقویت خواهد کرد و با توجه به اهمیت استراتژیک خاورمیانه چه به لحاظ جغرافیایی و چه به لحاظ اینکه یکی از اصلی ترین منابع تامین کننده انرژی جهان است ، تاثیرات بین المللی گسترده ای بجای خواهد گذاشت . مردم جهان و منطقه باید بدانند که جنگ نه تنها راه حلی برای این کلاف سردرگم نیست بلکه همچنانکه نتایج فاجعه بار جنگ در افغانستان ، عراق ، سومالی ، لیبی و یمن نشان داد سبب گسترده تر شدن ، این باتلاق تهوع آور در خاورمیانه بحرانی خواهد شد . سناریویی که در آن فقط دیکتاتورها ، کودتاچیان ، بنیادگرایان و امپریالیستها ، حرف اول را خواهند زد و در منازعه ای بی پایان و غیرقابل مهار ، بشریت قرن بیست و یکمی را دهه ها بعقب خواهند برد و آزادی و رفاه و امنیت را به کیمیایی کمیاب مبدل خواهند کرد . باید جلوی این فاجعه را گرفت !

 

کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر )

11 سپتامبر 2013