در گرامیداشت ۱۶ آذر، روز دانشجو !

 

با کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ که در تبانی امپریالیسم انگلیس و آمریکا و با همکاری سلطنت و ارتجاع مذهبی به ثمر رسید، مرحله جدیدی در مبارزات ضد امپریالیستی و ضد استبدادی مردم ایران شکل گرفت. مرحله‌ای که به حرکت اعتراضی قهرمانانه دانشجویان در ۱۶ آذر همان سال و جان باختن سه دانشجو: قندچی، رضوی و بزرگ نیا و دستگیری و شکنجه صدها نفر منتهی شد. این حرکت شجاعانه دانشجویان فصل جدیدی بر تاریخ مبارزات استقلال طلبانه و آزادیخواهانه کشور ما افزود. دانشجویان از آن پس پرچم مبارزه را زمین نگذاشتند، و به شیوه‌های گوناگون تحت استبداد شاهی و ۳۵ سال حاکمیت فاشیستی جمهوری اسلامی از خواستها و مطالبات بر حق مردم دفاع کردند.

 

خصومت ارتجاع مذهبی با دمکراسی، ترقی خواهی و تجدد ، سابقه ای دیرینه دارد و جای تعجب نیست که حاکمان اسلامی از همان فردای به قدرت رسیدن ، شمشیر را علیه اهداف والای دانشجویان از رو بستند. حاکمان اسلامی که از فعالیت آزادیخواهانه و ضد دیکتاتوری دانشجویان و ارتباطات آن‌ها با سازمانهای مبارز و چپ وپایگاه گسترده آن‌ها در دانشگاه‌ها اطلاع داشتند، اصلی‌ترین برنامه خود پس از سرکوب ملیتهای تحت ستم را نابودی رهروان علم و آگاهی و روشنگری در دانشگاه ها قرار دادند و در اردیبهشت ۵۹ نخستین انقلاب فرهنگی خود را به اجرا در آوردند. هدف ، تربیت نسل مؤمن به انقلاب اسلامی و معتقد به اسلام و ولایت فقیه بود. قتل و اعدام تعدادی از دانشجویان و حامیان آنها در جریان " انقلاب فرهنگی " ، محرومیت از تحصیل و اخراج هزاران دانشجو و صدها استاد، دستگیری شمار زیادی از دانشجویان و استادان و تیرباران تعداد زیادی از آنها پس از سی خرداد شصت ، دو سال و اندی تعطیلی دانشگاه‌ها، تحمیل یک دهه رکود سیاسی بر محیط دانشگاه‌ها، امنیتی کردن محیط های دانشگاهی و سهمیه بندی دانشجویی از پی آمدهای این " انقلاب " به راستی ضد فرهنگی حاکمان آزادی کش بود.

سیر تحولات بعدی نشان داد که این اقدامات ضد مردمی رژیم نمی‌تواند جنبش دانشجویی را از پی‌گیری مطالبات بر حق خود باز دارد، چرا که دانشجویان از انشعاب در تشکل های قانونی دانشجویی در جریان انتخابات مجلس چهارم، ادامه آن در انتخابات مجلس پنجم و اوج گیری آن در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد ۷۶ که تضعیف پایه‌های حمایتی جناحهای مختلف رژیم را در پی داشت، استفاده کردند و به سازماندهی اعتراضات خود پرداختند، اعتراضاتی که در حرکت ۶ روزه تیرماه ۷۸ و خیزش ده روزه خرداد ۸۲ و سرانجام در جنبش پس از ۲۲ خرداد ۸۸ به اوج خود رسید. نقش سازمانگر دانشجویان و طرح شعارهای سیاسی ساختار شکنانه در پی تقلب در انتخابات ، در این حرکات اعتراضی میلیونی چشم گیر بود.

استبداد حاکم با انتصاب محمود احمدی نژاد و بسیج دستگاه‌های امنیتی ـ نظامی خود ، خشن ترین سرکوبها علیه تظاهرات حق طلبانه مردم ، بخصوص دانشجویان را ، در دستور کار خود قرار داد و انقلاب دوم فرهنگی ضد مردمی اش را پیاده کرد. دهها نفر کشته، هزاران نفر دستگیر، زندانی ، شکنجه و شمار زیادی از دانشجویان از تحصیل محروم یا ستاره دار شده یا مجبور به ترک کشور شدند. با هدف اسلامی کردن سیستم آموزشی، ایجاد دانشگاه‌های تک جنسیتی، تفکیک جنسیتی کلاسهای درس ، تفکیک جنسیتی در بیش از۶۰۰ رشته دانشگاهی، برچیده شدن انجمن های صنفی دانشگاه‌ها و انتصاب گسترده رؤسا، همگی بخشی از توطئه ضد فرهنگی و ضد علوم انسانی و آگاهگری بوده است که جمهوری اسلامی از آغاز کمر به انجام آن بسته بود.

 

اکنون که از حرکت اعتراضی ۱۶ آذر ۳۲ شصت سال گذشته است، خواست های برحق آنزمان همچنان تحقق نیافته ، ما به دلیل سرکوب خشن پس از حوادث خرداد هشتاد و هشت ، با جنبش دانشجویی چندان فعالی که بتواند رو در رو با نظام، خواستهای صنفی و سیاسی خود را پیش ببرد، رو برو نیستیم، اما پتانسیل پنج میلیونی دانشجویی در دانشگاه‌ها را شاهدیم که با ۱۶ آذر ۳۲ قابل مقایسه نیست، پنانسیلی با ظرفیت بسیار بالا و ره توشه ای سرشار از تجربه سیاسی مبارزاتی. همان پتانسیلی که هنوز کابوس خیزش آن حاکمان جنایت پیشه را رها نکرده و آن‌ها در همین هفته گذشته با توقیف نشریه رمنه دانشگاه علم و صنعت به خاطر چاپ شعری از رضا براهنی که در گذشته چهار بار تجدید چاپ شده بود، احضار ۱۹ تن از دانشجویان به کمیته های انضباطی به دلیل نواختن گیتار یا بازی ورق و احضار تعدادی از دانشجویان دختر دانشگاه علم و صنعت با دستاویز ایجاد سر و صدا همچنان وحشت خود از جنبش دانشجویی را به نمایش گذاشتند.

 

در شرایطی که دولت حسن روحانی داعیه ایجاد فضای باز در مراکز آموزش عالی را دارد ، طرح بر چیدن کلیه ارگانهای امنیتی ــ نظامی از محیط دانشگاه‌ها و سپردن امور به نهادهای مستقل دانشجویان و استادان ، خواست تشکل مستقل دانشجویی و ، خواست بستن دانشگاه‌های پولی و خصوصی و اجرای آموزش رایگان تا بالاترین سطوح، برقراری مجدد رشته‌های علوم انسانی و تمامی رشته‌هایی که حذف آن‌ها به تبعیض و نابرابری بین دانشجویان دختر و پسر منجر شده است، لغو کامل تفکیک جنسیتی و سهمیه بندی جنسیتی، پیشبرد بحث حقوق برابر و مداخله برابر دانشجویان پسر و دختر در همه امور صنفی و سیاسی، بازگرداندن همه دانشجویان ستاره دار، استادان اخراجی دوره های گذشته و احقاق حقوق آنان، برکناری همه نور چشمی ها و رؤسا و مسئولین انتصابی دانشگاه‌ها از جمله مطالباتی است که دانشجویان میتوانند بر تحقق فوری و بدون اما و اگر آن‌ها پافشاری کنند.

 

دانشجویان در عین حال بمثابه بخشی از جنبش های اجتماعی، به دلیل ارتباطات گسترده و نقش آگاهگری خویش میتوانند در بر ملا کردن سیاست‌های عوام فریبانه دولت ها، نقش مخرب خصوصی سازی ها، نقش مخرب دولت های تا کنونی در نابودی صنایع ملی و آسیب هایی که انحصارات سپاه، بسیج، بنیادها و بیت امام در نابودی منابع ملی، حمایت از سازمانهای تروریست شیعه و تحریک جنگ مذهبی دارند، نقش ویژه خود را ایفا کنند. وضعیت بی‌نظیر دانشجویان به خاطر پایگاه اجتماعی گسترده در تمامی لایه ها و طبقات اجتماعی نقش ویژه آن‌ها را بعنوان لولای اتصال جنبش های اجتماعی در پیوند با خود سازمایابی کارگران و زحمتکشان برجسته می کند. در شرایطی که کشاکش بین دولت اعتدال و خامنه ای و محافظه کاران ادامه دارد، موقعیت مناسبی فراهم شده است تا دانشجویان در دو سطح پی‌گیری مطالبات اخص خود و پیوند آن‌ها با مطالبات دیگر جنبش ها نقش پیشگام و آگاهگر خود را با جدیت پی بگیرند.

 

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!

 

کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر )

آذر ۱۳۹۲

www.rahekaregar.com