درسی که ازمیراٍ ث نلسون ماندلا میتوان گرفت

 

پنجشنبه پنج دسامبر نلسون ماندلای 95 ساله پس از سالها دست و پنجه نرم کردن با بیماری ریوی ، در شهر ژوهانسبورگ چشم از جهان فرو بست . با مرگ او دنیای معاصر یکی از معروف ترین و تاثیرگذارترین شخصیتهای سیاسی آزادیخواه و مبارز را از دست داد . ویژه گی شخصیت کم نظیر او به گونه ای بود که " دوست و دشمن " با احترام از او یاد میکردند و در برابر صداقت این انسان شریف سر تعظیم فرود می آورند . او در دوره رژیمی بدنیا آمد که در بخش اعظم قرن بیستم ، همچون لکه ننگی بر دامن انسان معاصر بود . اقلیت سفیدپوست و استعمارگران هلندی انگلیسی و ... نه تنها بربریت خشن نظام سرمایه داری را در افریقای جنوبی به معرض نمایش می گذاشتند بلکه با تمام قدرت از آپارتاید نژادی یعنی سیاست جدا سازی سیاهان و اعمال تبعیضات سیستماتیک راسیستی علیه آنها حمایت میکردند و در اعمال این شرمساری بزرگ قرن بیستم از حمایت امپریالیستها بویژه انگلیس و امریکا برخوردار بودند . امریکایی که خود قرنها از بردگی سیاهان بهره میبرد و حتی حدود یک قرن پس از الغای برده داری درایالات متحده ، رسما و قانونا به اعمال نژادپرستی علیه سیاهپپوستان و دیگر اقلیتها نظیر بومیان ( سرخپوستان ) و... ادامه میداد و تنها بر اثر جنبش مدنی و ضد راسیستی بزرگ این کشور بود که در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 میلادی ناگزیر شد به حمایت رسمی و قانونی از تبعیضات نژادی پایان دهد . با این همه این عقب نشینی مانع از آن نشد که امریکا و انگلیس و سایر قدرتهای امپریالیستی کماکان از حاکمیت اقلیت نژادپرست بورژوازی سفید پوست در افریقای جنوبی و رودزیا ( زیمباوه ) حمایت نکنند.

 

ANC کنگره ملی افریقا از همان بدو شکل گیری خود در سال 1912 سعی کرد با روشهایی کاملا مسالمت آمیز ، حاکمیت بورژوازی سفید پوست را از اعمال آپارتاید باز دارد اما رژیم نژادپرست این کشور از یکطرف مبارزات عادلانه مردم را سرکوب و از طرفی روزبروز بر دامنه تبعیضات نژادی می افزود . تا جایی که وقتی حزب ناسیونالیست بورژوای سفیدپوست قدرت را در 1948 بدست گرفت بیش از هر زمان بر طبل جدایی نژادی کوبید . خیابانها ، محلات مسکونی ، کافه ها ، مدارس ، پارکها ، سینما ها و ... بر مینای جدایی نژادی سازمان داده شدند . تابلوهایی نظیر : " ورود محلی ها ( سیاهان و رنگین پوستان ) و سگها ممنوع " در همه جا به چشم میخورد . همین مسئله کنگره ملی افریقا را واداشت که سطح مبارزات خود را ارتقا دهد . شکل گیری سازمان رزمنده جوانان که نلسون ماندلا در 29 سالگی رهبری آنرا به عهده داشت ؛ شکل گیری اتحادیه های کارگری عمدتا نیمه مخفی بویژه کوساتو ( اتحادیه کارگران سیاهپوست معادن ) شکلگیری هسته ها و کمیته های مردمی در محلات زحمتکش نشین و حلبی آبادهایی نظیر " سووتو " و بالاخره شکل گیری شاخه نظامی ANC بنام " نیزه ملت " در 1960 و اعزام شماری از اعضای کنگره ملی از جمله خود ماندلا به مصر و الجزایر برای فراگیری فنون نظامی ، از جمله این اقدامات بوده اند . اما ماندلا پس از بازگشت از الجزایر در 1961 توسط رژیم پرتوریا بازداشت شد و به جرم " تروریسم " محاکمه گردید . دادستان برای او تقاضای مجازات اعدام نمود با این همه دفاعیه پرشور و جانانه نلسون ماندلا در دادگاه توجه وسیع جهانیان را به خود جلب نمود و موجی از حمایت بشردوستان را در بیشتر کشورها و در قلب کشورهای سرمایه داری برانگیخت . دادگاه تحت این فشار بین المللی ،او را به حبس ابد محکوم کرد . دورانی که تا قبل از آزادی ماندلا در 11 فوریه 1990 حدود 27 سال طول کشید . 27 سالی که سرشار از استقامت انسانی بود که مردم کشورش را به مقاومت و مبارزه برای برابری و عدالت و آزادی فرا میخواند. یکی از تصمیمات مهم کنگره ملی و شخص ماندلا در روند تکاملی مبارزه شان این بود که جنبش را از صف آرایی صرف میان سیاهان و سفیدها خارج کند و آنرا بدل به یک مبارزه سیاسی تمام عیار نماید که همه انسانهای برابری طلب صرف نظر از رنگ پوست و تعلق قومی یا ملی شان بتوانند در آن شرکت نمایند . این مسئله به خصوص از آنرو اهمیت داشت که حزب کمونیست افریقای جنوبی و بخشهایی از جمعیت ترقیخواه سفیدپوست این کشور بر مخالفت خود با تبعیضات نژادی شدت داده بودند . به همین خاطر در سالهای بعد شاهد حضور بسیاری از کادرهای چپ و کمونیست در صفوف ANC بودیم که این خود بر رادیکالیسم این جنبش و بویژه پیوند آن با جنبش کارگری تاثیر به سزایی داشت .گستردگی این مبارزه و بکارگیری اشکال متنوع مبارزاتی سبب شد که در اواخر دهه 80 میلادی رژیم آپارتاید در اوج انزوای بین المللی خود قرار داشته باشد . تنها هارترین و دست راستی ترین سیاستمداران کشورهای غربی نظیر مارگارت تاچر بخود اجازه میدادند به بهانه جنگ سرد و اینکه در صورت سقوط اقلیت بورژوازی سفید ، کشور افریقای جنوبی به دامن بلوک شرق میافتد از آن رژیم حمایت کنند . اما پایان جنگ سرد و سقوط شوروی و بلوک شرق ، این آخرین توجیح شرم آور برای اعمال آپارتاید نژادی را از میان برداشت و زمینه برای به زانو درآمدن رژیم پرتوریا و برگزاری انتخابات آزاد فراهم شد.

 

ماندلا و بخشی از رهبری کنگره ملی بعد از آزادی از زندان سعی کردند از طریق دادن تضمین هایی به اقلیت بورژوازی سفیدپوست از جمله عفو عمومی همه حاکمان و جنایتکاران و مهمتر از آن حفظ نظام سرمایه داری و عدم تعرض به ثروت و سرمایه ای که بخش عمده آن در کنترل بورزوازی سفید پوست باقی ماند ، دوره انتقال قدرت را به آرام ترین شکل ممکن سپری کنند . این تضمین ها بورژوازی سفیدپوست را قانع نمود که در 1994 به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری یعنی انتخاب نلسون ماندلا تن دهد . بخش رادیکال و چپ کنگره ملی با خلاصه کردن انقلاب مردم به برچیدن صرف آپارتاید و لاجرم تداوم نابرابریهای اساسی تر یعنی نابرابری عظیم طبقاتی که افریقای جنوبی از دیر باز رکورددار آن است مخالف بود . همچنین خانواده های قربانیان بیشمار دوران آپارتاید از عدم پیگرد جنایتکاران و محاکمه عادلانه آنها ( عدالتی که بی شک باید عاری از هر نوع اعمال زور ، شکنجه و اعدام میبود ) ناراضی بودند اما کاریزمای ماندلا و نفوذ سیاسی بلامنازع او ونیز تاثیرات منفی بین المللی ناشی از سقوط بلوک شرق که اندیشه سوسیالیستی را برای یک دهه دچار رکود کامل نمود سبب شد که این مقاومتها ره به جایی نبرد و جناح راست کنگره ملی افریقا خط و برنامه خود را به پیش ببرد . تا آنجا که حتی ترور کریس هانی از رهبران کمونیست شاخه نظامی ANC در دوران خوش " پیروزی " چرت مردم را پاره نکرد و بورژوازی سفید بی آنکه کنترل اقتصادی و طبقاتی خود را از دست دهد تنها جا را کمی برای شکلگیری نوعی بورژوازی سیاه از میان بوروکراسی و بخشی از رهبران و کادرهای فاسد و فرصت طلب کگره ملی فراهم نمود . نتیجه اینکه حدود دو دهه بعد از پایان آپارتاید نژادی و بقدرت رسیدن کنگره ملی افریقا ، این کشور همچنان رکورددار نابرابری در توزیع ثروت ( فاصله غنی و فقیر در جهان ) است و در ژوهانسبورگ مهمترین شهر این کشور و آخرین منزلگاه ماندلا ، در سه کلیومتری محلات شیک و مرفه نشین سفیدپوستان ، کماکان حلبی آبادهایی نظیر " الکساندرا " به چشم میخورند که حتی از لوله کشی آب آشامیدنی و فاضلاب محرومند ؛ رسما 25 درصد از جمعیت 50 میلیونی کشور که 80 درصد آنرا سیاهپوستان تشکیل میدهند، بیکارند ؛ درصد بیکاری در میان جوانان سیاهپوست زیر 25 سال بالغ بر 60 درصد است؛ 14 میلیون نفر متکی بر کمکهای ناچیز تامین اجتماعی هستند. در این کشور از هر پنج نفر یکنفر مبتلا به بیماری ایدز است و میزان تجاوز جنسی و خشونت علیه زنان از جمله قانونی بودن چندهمسری، بی خانمانی ، فلاکت و فساد اداری و مالی نوکیسه های تازه بقدرت رسیده بیداد می کند . همین پارسال بود که دهها تن از معدنچیان صرفا بخاطر دفاع از خواستهای عادلانه خود با رگبار مسلسل پلیس ضد شورش کشته و زخمی شدند. با این تفاوت که اینبار نیروی سرکوبگر نه پلیس های نژادپرست سفیدپوست بلکه از نژاد " خودی " سیاه بوده اند . این تراژدی بار دیگر به قول کارل مارکس به اکثریت نیروی کار و زحمت در همه جهان نشان میدهد که تنها با دست بدست کردن دولتها نمیتوان رهایی کامل را به ارمغان آورد . هشتاد سال مبارزه مسالمت آمیز و قهرآمیز اکثریت مردم افریقای جنوبی صرفا برای برچیدن تابلوهای جدایی نژادی و یا نشاندن یک رئیس جمهور سیاهپوست بر مسند قدرت نبوده است ، آنها در کنار برابری نژادی ، رهایی و برابری واقعی میخواستند . آنها در جستجوی آزادی ، عدالت اجتماعی ، رفاه و کرامت انسانی بودند اما آنچه اکنون در افریقای جنوبی شاهدیم تنها کاریکاتوری از آن آرمان دیرینه را به معرض نمایش می گذارد . حاصل برچیدن نظام آپارتاید اساسا شکل گیری یک قشر فاسد ، استثمارگر و سرمایه دار سیاهپوست در کنار بورژوازی سفید بوده است .

 

ماندلا بعد از یک دوره ریاست جمهوری از ادامه حضور در حاکمیت انصراف جست این نشانه فردی مثبتی است که ماندلا را از دیگر رهبران سیاسی متمایز میکند. خصوصا در جهانی که سیاستمداران و حتی متاسفانه آنها که داعیه انقلابی دارند معمولا بعد از بقدرت رسیدن تا فوت نکنند از " خر مراد پائین نمی آیند " میتواند تلقی شود اما سیاست و دفاع از آرمان آزادی و برابری تنها با بودن در قدرت معنا پیدا نمی کند . او چند بنیاد خیریه برای کمک به کودکان ، بیماران ایدزی ، آموزش در روستاها و غیره برپا کرد بیش از 250 جایزه بین المللی دریافت کرد و از نفوذ خود برای جلوگیری از جنگ در برخی نقاط جهان بهره جست . اما نتوانست و هیچگاه نخواست دریابد که با امور خیریه ، رفاه و منزلت انسانی متحقق نمی شوند . مادام که بنیانهای نابرابری یعنی نظام بردگی سرمایه دست نخورده باقی بماند فقر و فلاکت و فساد و جنگ و نابرابری بقوت خود باقی خواهند بود . کاریزمای درخشان او تنها نقطه قوت او نبود نقطه ضعف او نیز بود میتوانست حکم مسکنی را برای مردمی ایفا کند که از انقلابشان تنها برچیدن ظواهر راسیسم را دیدند . او مردم را با استفاده از نفوذ بی همتای خویش به آرامش دعوت کرد . اکنون با مرگ او این " مانع " از پیش رو برداشته شده است . مردم جهان و افریقای جنوبی برای 50 سال مبارزه ماندلا در دوره آپارتاید از جمله 27 سال مقاومت او در زندانهای آن رژیم و نیز برای انبوه کارهای انسان دوستانه ای که در دو دهه اخیر در سراسر جهان انجام داده ، احترام قائلند و در غم از دست دادن این انسان شریف اندوهناکند ، اما در عین حال طبقه کارگر ، زحمتکشان و چپ افریقای جنوبی و همه دنیا درسهای مثبت خود را از ضعفهای تاریخی و طبقاتی این مبارز سیاسی می گیرند و از خود می پرسند که چرا در هنگامه مرگ او، مهمترین اقتصاد و کشور قاره " سیاه " همچنان مردماانش در فقر و فلاکت و ایدز و فساد و تبهکاری و بی آینده گی دست و پا میزنند !؟

 

زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر )

6 دسامبر 2013

www.rahekaregar.com