اعلامیه " سازمان راه کارگر" بمناسبت روز جهانی زن

 

گرامی باد هشت مارس ، سمبل آزادی خواهی ، برابری طلبی

و مبارزه علیه تبعیض و ستم جنسیتی

 

ما همه را بدنبال آرمان والای خود خواهیم کشاند

دیگر بس است،

بهره کشی؛

رنج ده تن، آسودگی یک تن

برای هر کس نان و زندگی بهتر

 

بخشی از سروده جیمز اوپنهایم

 

 

بیش از صد و پنجاه سال از 8 مارس 1857 روزی که زنان کارگر کارخانجات نساجی در امریکا در اعتراض به ‌دستمزد کم، ساعت کار طولانی طاقت‌فرسا ، دست به اعتصاب زدند، میگذرد. روزی که سمبل مبارزه علیه تبعیض، نابرابری وستم می باشد. شکی نیست که جنبش زنان یکی از جنبشهای تاریخی جهانی علیه تبعض و ستم است که در عرصه اجتماعی فعال می باشد. هر چند تبعیض علیه زنان به درازای تاریخ وجود داشته است و ستم بر زن ویژه سرمایه داری نیست، اما سرمایه داری ستم جنسیتی را مطابق قالبهای خود در خدمت بازار و سود در آورده است. در واقع ستم کشی بر زن در راستای تحکیم زنجیره ای از تابرابریها و تبعیض ها در جامعه قرار دارد. از همین جهت است که افکار و آراء ضد زن توسط دستگاه مذهب، ایدتولوژیهای متحجر بورژوائی و بازار آزاد و سود بازتولید میشود.

 

با وجود بیش از یک قرن مبارزه وسیع علیه زن ستیزی و تبعیض جنسیتی ، هنوز زنان در سراسر جهان ، تحت خشونت دولتی، سیاسی، مذهبی قرار دارند. این در حالی است که بحران عمیق سرمایه داری و گسترش نئولیبرالیسم در چند دهه اخیر، از یکسو بر ابعاد فقر ، بیکاری، نابسامانیهای اجتماعی افزوده است و از سوی دیگر با تشدید نظامیگری، خشونت ، راه اندازی جنگهای نیابتی و حمایت از دار ودسته های ارتجاعی مذهبی سبب تشدید پدر سالاری و کنترل جنسی در کنار سایر معضلات اجتماعی شده است .

 

اما فرو دستی زنان تحت حکومت مذهبی سرمایه داری در ایران ابعاد بسیار گسترده ای پیدا کرده است. واقعیت این است که در تاریخ سی و پنج ساله جمهوری اسلامی، نظام سرمایه داری با ارتجاع مذهبی ، پیوند عمیقی پیدا کرده است و احکام شریعت در آمیخته با حاکمیت سرمایه داری به آپارتاید جنسی شکلی قانونی داده است. از اینرو همه زمامداران در یک نکته اشتراک نظر داشته اند و آن تشدید هر چه بیشتر آپارتاید جنسی ، پدرسالاری و تاکید بر موقعیت فرودست زنان است. باز گرداندن زنان به کنج خانه و وابسته کردن هر چه بیشتر آنها از نظر اقتصادی به مردان، خشونت و سرکوب روزافزون، بخصوص نهادینه کردن کتنرل مردان بر زندگی زنان به یاری قوانین اسلامی از اجزاء تفکیک ناپذیر برنامه های تمامی دولتهای بر سر کار آمده جمهوری اسلامی بوده اند.

 

در رژیم اسلامی ، ما با دولتی مواجه هستیم که ضدیت با زن جزو تعریف آن است ، فرقی نمیکند که چه دولتی بر سر کار باشد ، به چه اسمی خود را بنامد، ویا چه ترفتدی را برای ادامه عمر ننگین خود بکار ببرد، تمام قوانین و نظام ارزشی اش با تبعیض علیه زن عجین شده است. کافی است نگاهی بیاندازیم به طرحها و برنامه های دولت به اصطلاح " تدبیر وامید": تصویب قانون ازدواج سرپرست خانواده با فرزند خوانده، طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده، ، اجرای طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاها ، تاکید حسن روحانی و دیگر مقامات رژیم بر ضرورت رعایت حجاب و عفاف در جامعه ، طرح نصب منشور حجاب بر سر در مدارس دختران، طرح منشور شهروندی و... همه اینها نشان میدهند که رژیم اسلامی از فشار بر زنان بعنوان بارومترهائی برای تثبیت مناسبات قدرت در جامعه استفاده میکند.

تصویب قانون ازدواج با دخترخوانده با تاکید شورای نگهبان بر اسلامی بودن آن و تحت عنوان حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست، شکننده ترین و محروم ترین لایه های زنان و دختربچه ها را هدف قرار میدهد و عملا سوء استفاده جنسی از زنان بیوه، مطلقه، زحمتکش را که دارای فرزند دختر هستند تسهیل کرده و با ازدواج با مادر ، روادید تجاوز شرعی به دخترش نیز کسب میشود و عملا محیط خانه را برای سوء استفاده جنسی از دختر بچه ها قانونی میکند. در طرح جامع جمعیت و " تعالی خانواده "، با تبلیغ بازگشت زنان به خاتواده با خانه نشین کردن آنان، حذف علتی آنها از اشتغال، محروم تر کردن از داشتن شغل و درآمد، وابسته کردن هرچه بیشتر زنان به مردان خانواده، نه تنها از آنها بعنوان ابزار تولید مثل استفاده میکند بلکه میخواهد امکان کنترل وسلطه گری بیشتری بر آنها داشته باشد. بعلاوه با تنگ تر کردن و بستن هر چه بیشتر بازار کارهر چند محدود بر روی زنان ، امکان بیشتری به رشد بازار کار غیر رسمی، استثمار هر چه بیشتر زنان کارگر و زحمتکش در فروش نیروی کار خود با دستمزد کمتر وحتی ناچیز تر از سابق را میدهد.

با این وجود هر چند جمهوری اسلامی از همان آغاز به قدرت رسیدنش از حمله به زنان برای قدرت گیری، تحکیم و تثبیت سلطه خویش و ایجاد زمینه ای برای حمله به کارگران، دانشجویان، ملیتهای تحت ستم و ... استفاده کرد، اما زنان همواره در طی این سی و پنج سال، نبردی پنهان و آشکار و روزمره را علیه سیاستهای ارتجاعی رژیم و علیه آپارتاید جنسی در همه عرصه ها در خانه ، مدرسه ، محیط کار و اجتماع به پیش برده اند. این پژواک مقاومت زنان است که هر روزه رژیم اسلامی را مجبور میکند طرحی تازه برای کنترل زنان به میدان آورد، اینها همه نشاندهنده آنست که رژیم اسلامی نتوانسته است علیرغم همه سیاستهای سرکوبگرانه و زن ستیزانه خود ، زنان را در غل و زنجیر نگه دارد. واقعیت آنست که مبارزه زنان برای رهائی از تبعیض و نابرابری ، تنها با مبارزه متشکل امکانپذیر است از اینرو مبارزه زنان برای تعیین سرنوشت خود ، در گرو حضور متشکل، وسیع ، آگاهانه و سازمانیافته آنان ، قدم برداشتن به سمت سازمانیابی توده ای ، به میدان آوردن مطالبات مشخص ، تکیه بر نیروی عظیم اکثریت ستمدیده ، بخصوص زنان کارگر و زحمتکش است. آزادی زنان با آزادی و دمکراسی در جامعه ایران رابطه تنگاتنگ و دیالکتیکی دارد و تحقق خواستهای برحق زنان از مسیر مبارزه برای سرنگونی رزیم اسلامی سرمایه میگذرد. بدون آزادی و رهایی زنان ، آزادی جامعه امکان پذیر نیست.

 

سرنگون باد رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی ایران

زنده باد همبستکی بین المللی زنان برای رهائی و برابری

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

 

مارس 2014 اسفند 1392

 

www.rahekaregar.com

 

www.asj-iran.com