جنبش دادخواهی را علیه فراموشی و جنایت دامن زنیم!

26 سال از قتلعام زندانیان سیاسی در زندانهای ایران گذشت، اما همچنان دادخواهی هزاران جانباخته تابستان 67 و سالهای خونین دیگر نظیر ماههای هولناک پس از سی خرداد 60 در صدر خواستها و تلاشهای خانواده های جانباختکان ، زندانیان سیاسی رهاشده و مردمیست که چشم به عدالت و حقیقت دارند.

 

امروز که خاورمیانه شاهد عروج داعش و دولت اسلامی عراق و شام است .همگان در بهت و حیرت ، جنایات لشگری تاریک اندیش و ویرانگر را به چشم میبینند. مردم جهان شاهدند که چگونه اسیران در گودالهای جمعی قتلعام میشوند؛ چگونه داعشیان با چاقو و شمشیر سرها را از بدنها جدا میکنند؛ روستاها و شهرها را ویران ، اقلیتهای مذهبی و ملی را کشتار و بازارهای بردگی اسلامی دایر میکنند.جهان در بهت و حیرت، شاهد نابود شدن انسانیت در خاورمیانه و استقرار دولتی اسلامی است. برای ما که دوره تاسیس و استقرار نظام اسلامی در ایران را تجربه کرده ایم ، دولت اسلامی عراق و شام تکرار تراژدیک دوره ایست که ایران از سر گذرانده است.

 

استقرار رژیم جمهوری اسلامی نیزدقیقا با همین سیاست " النصربالرعب" و لشگری از چاقوبدستان و اوباشان اسلامی و جلادان عمامه برسر آغاز شد و در تمام این سالها ادامه داشته است. برای مردم کشور ما تصاویر داعشیان در سوریه و عراق ، میتوانند تصویر اقدامات داعشیان حاکم بر ایران را یعد از انقلاب بهمن زنده کند. تصویر اعدامهای صحرایی خلخالی در کردستان اعدام مجروحین و اسیران در برانکاردها و در کنار بیمارستانها ، قتلعام قارنا و ایندرقاش و...، ربودن و اعدام صحرایی رهبران خلق ترکمن ، محاکمات چند دقیقه ای و انتقام طلبانه سران رژیم پیشین و نطامیان کودتاچی ، اعدام و شکنجه رهبران و فعالان خلق عرب ایران ، سوزاندن کتابفروشیها و بستن روزنامه ها ، اسید پاشی علیه زنان سکولار ، به آتش کشیدن مراکز فرهنگی و هنری و...، اعدامها و جنایات سال های 60 تا 63 و اعلام علنی این کشتارها از تلویزیون دولتی ، گفتارهای آیت الله ها بر لزوم اجرای قوانین وحشیانه قصاص و زجر کش کردن تظاهرکنندکان مخالف در خیابانها و.... و سپس قتل عام سال 67 ، قتلهای زنجیره ای ، کهریزک ها و بدارآویختن محکومین در میادین واماکن عمومی . همه و همه برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم وبرای استقرار و تثبیت نظام اسلامی انجام شده است.

 

اما مسئله ای که قتلعام زندانیان سیاسی در سال 67 را از همه این جنایات متمایز میکند ابعاد این کشتار و برنامه ریزی برای نابود ساختن زندانیان سیاسی مخالف در سکوت و خاموشی بود. در این جنایت سازمانیافته ، هزاران زندانی سیاسی را که بعضا حتی دوره محکومیتشان سپری شده بود و مابقی که دوره حبس خود را میگذراندند، به فرمان و فتوای خمینی ، در محاکماتی چند دقیقه ای ، فقط بر پایه پاسخ مثبت و یا منفی به یک یا دو سوال عقیدتی به جوخه های دار سپردند. اجساد را بر کامیونهای حمل گوشت ریختند و در خاورانهای ایران دسته جمعی به خاک سپردند. رهبران حکومت اسلامی بر این باور بودند که با این قتلعام میتوانند رژیم اسلامی را در مقابل جنبش آزادیخواهانه مردم واکسینه کنند.

 

اما علیرغم آن جنایت هولناک و خلق خاورانهای ایران از طریق کشتارهای دامنه دار وادامه دار ، ما شاهد آن هستیم که در ازای هر مبارزی که در تابستان 67 بخاک افتاده ، چندین آزادیخواه جدید برخاسته اند تا ضمن دادخواهی آن عزیزان و پیگیری مطالبه بر حق محاکمه آمرین و عاملین آن جنایات هولناک، با شعار آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیده تی، بساط دیکتاتوری و فاشیسم را به لرزه در آورند . میتوان افزود که در این 26 سال تلاشهای بی شائبه خانواده های جانباختکان و زندانیان رها شده و فعالین سیاسی در داخل و در سطح بین المللی تا حد زیادی ابعاد این جنایات را روشن کرده است. این جنایات امروز بعنوان جنایت علیه بشریت در بسیاری از مجامع حقوق بشر جهانی برسمیت شناخته شده است. هر چند تا به محاکمه کشیدن آمران و عاملان این جنایات در یک دادگاه عادلانه و کشف تمام حقیقت راه درازی در پیش داریم و باید همه ما برای روشن شدن ابعاد این جنایات و دادخواهی عادلانه هرچه بیشتر به تلاشهایمان ادامه داده و بر ابعاد آن بیفزاییم.

پاسخ ارتجاع اما همچون همه مستبدین ایستاده بر لبه پرتگاه، همچنان تهدید و سرکوب و کشتار است . اعدامها و دار کشیدن مخالفان- خصوصا فعالین جنبشهای ملی- بستن مطبوعات و رسانه های منتقد ، حبس و شکنجه منتقدین و مخالفان خصوصا رهبران و فعالان کارگری ، سرکوب جنبشهای زیست محیطی وحق طلبی ادامه دارد. دولت روحانی ، همانند همه دولتهای پیشین در باره این جنایات نه فقط مهر سکوت بر لب زده بلکه با گماردن اعضای کمیته سه نفره مرگ دروزارت دادگستریش ، دادخواهی را به سخره گرفته است . روشن است که باید جنایتکاران را به زور وادار به شکستن سکوت کرد.اما شکستن سکوت گورستانی در باره جنایات رژیم اسلامی وآمران و عاملان آن تنها با انقلاب مردم ممکن است. نباید در هیچ شرایطی ننگ تداوم استبداد دینی را در ایران و منطقه تحمل کرد، چراکه مردم ما جویای آزادی ، برابری، عدالت وکوتاه شدن دست مذهب از زندگیشان هستند.

سازمان راه کارگر در بيست و ششمین سالگرد ياد جانباختگان تابستان خونين ۱۳۶۷ و همه جانباختگان راه رهایی در طول 36 سال حیات خونبار رژیم اسلامی سرمایه ، با اداي احترام به خاطره تابناك جانباختگان راه آزادي و سوسياليسم و همۀ سربدارانی که بر اعتقادات خود ایستادند، پايداري و مقاومت ستودني خانواده هاي داغدار اين جانفشانان را كه بيش از سه دهه بار سنگين يك مسئوليت عظيم اجتماعي را به تنهائي بدوش كشيدند و نگذاشتند اين جنايات درسكون و سكوت به فراموشي سپرده شود را بيش از پيش ارج مي نهد. ما بار ديگر با تاكيد بر آرمانخواهي اين نسل از خود گذشته در مقابله با استبداد و امپرياليسم، براین باوریم كه جنبش دادخواهي خانواده ها میتواند با ديگر جنبش هاي عدالت خواهانه مردم ايران پيوند خورد ه و از این طریق به جنبشي وسيع و فراگيرو توده اي تبدیل شود. جنبشی عظیم و عدالت طلبانه ای که رژيم جمهوري اسلامي را با همه دستگاه های زندان و شکنجه و کشتارش از اريكه قدرت به زير كشد و آمران و عاملان جنايت هاي سي و پنج ساله رژيم را به پاي ميز محاكمه اي علني و عادلانه كشاند. باشد كه با كشف حقايق اين جنايت و افشای گسترده ی آن درمیان افکار عمومی مردم ایران و جهان مانع از تكراراین جنایات و ایجاد دولتی اسلامی در منطقه خاورمیانه شویم.

 

یاد همه جانباختگان راه آزادی و برابری گرامی و جاودان باد

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

شهریور 1393

www.rahekaregar.com