راز جهانی شدن Happy

و در دفاع از آزادی بی قید وشرط همه بازیگران ویدئوی " هپی " در ایران

 

از زمانیکه فارل ویلیامز خالق ترانه Happy ( خوشحال ) با به اشتراک گذاردن رایگان اثر خویش در یوتوب از همه مردمان جهان با هر رنگ و عقیده و فرهنگی خواست که به سلیقه خویش با ضربآهنگ این ترانه برقصند و انرا متناسب با علایق شان بازسازی کنند ، کمتر کسی تصور میکرد که تقاضای ساده او بدل به یک فراخوان و کارزار جهانی در ستایش شادی شود . راز این موفقیت چیست؟ صرفا بخاطرعده ای الکی خوش که از وضع دنیا بی خبرند و بقول سعدی " از محنت دیگران ، بی غمند " ؟!

آیا هوش زیادی طلب میکند که بفهمیم در جهان معاصر انواع بحران و جنگ و فلاکت و بی خانمانی و فقر و بیکاری بیداد میکند ، حدود یک میلیارد از سوتغذیه رنج میبرند و بیشتر از آن از درمان مناسب و اب آشامیدنی سالم بی بهره اند ؟ و یا در ده سال اخیر فقط در خاورمیانه حدود یک میلیون انسان قربانی جنگ و اشغال و توحش شده اند ؟ نه ، مردم و یا اگر درستتر گفته باشیم بسیاری از آنها کور و کر نیستند و از این فجایع خبر دارند اما در عین حال واقفند که با چرت زدن و زانوی غم بغل گرفتن ، نه از این غم و اندوه کاسته می شود و نه چاره ای برای مشکلات بشریت پیدا می شود . اما برای مقاومت در برابر ناملایمات زندگی و مهمتر از آن مبارزه برای حقوق حقه اکثریت محروم ، نیاز به شارژ باطری است که اکسیر آن ،همانا شادی و پایکوبی و ورزش و زندگی سالم است . برای اینکه از پس غم و اندوه فردی و جمعی برآئیم نیاز داریم که تن و روان خود را سالم و شاداب نگه داریم .

سعدی شاعر سرزمین ما می گوید : " تو که از محنت دیگران بی غمی - نشاید نهند نام تو آدمی " و نیک واقفیم که : " چو عضوی بدرد آورد روزگار ، دگر عضوها را نماند قرار " اما بی قراری ما برای جاودانه و همگانی کردن شادی و آزادی است نه غمگساری زاهدانه و از روی استغاثه برای آرامش محرومان . ما شادی را به روز محشر حواله نمی دهیم ، همین جا و از همین حالا در پی آن هستیم و هیچ ابایی از درافتادن با دشمنان شادی و شادابی مردم هم نداریم ، حتی اگر " غم لشگر انگیزد و خون عاشقان ریزد " !! شادی چون اکسیژن نیاز حیاتی تن و روان ماست ، اما در عین حال برای ما ایرانیان ، شادی به لحاظ ممنوعه بودنش ، معنای سیاسی و بار اجتماعی سنگینی نیز دارد چون در سایه رژیمی متعلق به عصر شترچرانی زندگی میکنیم که رقص و پایکوبی و موسیقی و نوا و عشق را ممنوعه می پندارد و تک خوانی زنان را گناهی کبیره . در نظامی که از امام راحلش تا امام حاضرش ، گریه و عزا و ماتم را بپا دارنده خیمه شرع انور میدانند و با صراحت راز بقای اسلامشان را در تداوم زاری می انگارند ، شلیک هر خنده ، جنباندن هر پیکری و صدای هر سازی و آوای هر خواننده ای ، مبارزه ای است با تحجر و توحش . شاید به همین خاطر است و ناشی از این خطر است که در هیچ جای جهان رقصندگان ترانه Happy را بازداشت و محکوم به " ترویج فساد و رابطه نامشروع " و سپسس شلاق و جریمه و حبس ، نمی کنند الا در رژیمهای داعش زده ای چون ایران و ... . وقتی حکومتی با زاری زنده میماند طبیعی است که با شادی خواهد مرد !

راز جهانی شدن ترانه فارل ویلیامز، لزوما به معنای بی بدیل بودن شعر آن نیست ، نیاز انسان معاصر است برای شادی و شادابی در همین دنیای واقعی ، و اصلا هم نمی خواهد این حلوای نقد را با بهشت نسیه زاهدان و مرتاضان عوض کند . آری ما خود را شاد نگه میداریم نه برای فراموشی غم دیگران و رفتن به کومایی که حاکمان جهان از ما طلب میکنند ، بلکه برای تندرست نگه داشتن خویش و کسب انرژی افزونتر برای مقابله و مقاومت در برابر نابرابریهای جهان متناقض کنونی . جهانی که ابزار و امکانات لازم را برای لذت بردن از زندگی و شادی ، از میلیاردها نفر از ساکنان خود دریغ میکند و با اینکار هر دم بر دامنه انواع بحرانهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی می افزاید و هیولای تحجر و توحش را در جای جای این جهان بازتولید میکند .

با این همه با پیام نهفته در ترانه هپی موافقیم که باز ناگزیریم شاد باشیم و بمانیم . به این امید که روزی ایام ، به کام همگان باشد !

از کارزار جهانی تلاش برای آزادی فوری سازندگان کلیپ هپی در ایران حمایت میکنیم و همگان را نیز به حمایت از آن فرا میخوانیم !

 

زنده باد شادی ، آزادی و برابری

 

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

25 سپتامبر ۲۰۱۴