گرامی باد۱۶ آذر، روز دانشجو !

 

 

کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ توطئه ای بود علیه خیزش استقلال طلبانه و ضد استبدادی مردم ایران، زمینه ساز مبارزاتی بود که از جمله رهروان آنها دانشجویان آگاه و آزادیخواه بودند. طی این مبارزات سه دانشجوی استقلال طلب و آزادیخواه: قندچی، رضوی و بزرگ نیا در ۱۶ آذر به دست دژخیمان رژیم سلطنتی کشته و صدها دانشجو دستگیر، شکنجه و زندانی شدند. اما دانشجویان باهمه افت و خیزها هرگز نگذاشتند مشعلی که همرزمانشان برافروخته بودند، خاموشی بگیرد.

در جریان انقلاب۵۷ ارتجاع مذهبی که سابقه مبارزات ضد استبدادی و ترقی خواهانه دانشجویان را میدانست، پس از سرکوب خلق های بپا خاسته و به هدف نابودی دانشجویان چپ ، مترقی و آزادیخواهی که پایگاهی گسترده در دانشگاه ها و پیوند مبارزاتی با سازمانهای چپ و ضد دیکتاتور داشتند، نخستین انقلاب فرهنگی خود را در اردیبهشت سال ۵۹ به انجام رساند تا بستر شکوفایی آگاهی و روشنگری در دانشگاه ها را نابود کند و زمینه آموزش نسل باورمند به انقلاب اسلامی و ولایت فقیه را فراهم سازد. در جریان این به اصطلاح انقلاب فرهنگی صدها دانشجو و استاد چپ و سکولار دستگیر، شکنجه و به جوخه های اعدام سپرده شدند. هزاران دانشجو اخراج یا از تحصیل محروم شدند. دو سال و اندی تعطیلی دانشگاه ها، امنیتی شدن محیط های دانشگاهی و سهمیه بندی دانشجویی حاصل این ضد انقلاب فرهنگی جانیان حاکم بود.

اما دانشجویان طی تحولات بعدی از جمله استفاده از انشعاب در تشکل های قانونی دانشجویی در جریان انتخابات مجلس چهارم، پنجم و اوج گیری آن در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد ۷۶ نشان دادند که در پی گیری خواست های برحق خود از پا نمی نشینند. اعتراضات سازمانیافته آنها در حرکت ۶ روزه تیر ماه ۷۸ ، خیزش ده روزه آن‌ها در خرداد ۸۲ و در جنبش پس از ۲۲ خرداد ۸۸ به اوج رسید. دانشجویان در اعتراضات پس از تقلب در انتخابات سال۸۸ با طرح شعارهای سیاسی ساختار شکنانه نقش سازمانگرانه ی خود را به نحو بارزی نشان دادند.

حاکمیت با تقلب در انتخابات و رساندن محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری و بسیج دستگاههای امنیتی ــ نظامی، شدید ترین سرکوب ها علیه تظاهرات حق طلبانه مردم، بخصوص دانشجویان، را سازماندهی کرد و انقلاب فرهنگی دوم اش را به اجرا در آورد، انقلابی که در جریان آن دهها نفر کشته، هزاران نفر دستگیر، شکنجه و زندانی شدند، هزاران دانشجو از تحصیل محروم یا ستاره دار و یا مجبور به ترک کشور شدند.

با وجودیکه حس روحانی، رئیس جمهور، گفته بود که ستاره دار شدن دانشجو در دولت او متوقف خواهد شد و وزارت علوم نیز از تعداد معدودی از دانشجویان محروم از تحصیل دعوت کرده بود که به دانشگاهها برگردند، اعلام اسامی پذیرفته شده در کنکور سال جاری نشان داد که در بر همان پاشنه پیشین می‌چرخد و این روند در دولت یازدهم همچنان ادامه دارد: مسدود شدن حساب‌های برخی از دانشجویان، محروم کردن تعدادی از آن‌ها به دلیل بهایی بودن، جلوگیری از تحصیل دانشجویان به بهانه فعالیت سیاسی، مسکوت گذاشتن پرونده ورود ۰۰ ۳۷ بورسیه غیر قانونی که در دوره قبل به مرحله دکترا وارد شده بودند، در این دوره، همگی دال بر دورویی دولت روحانی در تحقق حد اقل وعده‌ هایی بود که پیش از انتخابات داده بود و ادامه همان سیاست‌های تبعیض آمیز و ضد فرهنگی دولت های پیشین .

در عین حالیکه از سال ۹۰ به این سو شاهد کاهش فعالیت‌های صنفی ــ سیاسی دانشجویان بوده‌ایم و هر دولتی خواه اصولگرا ، خواه میانه رو و" اصلاح طلب " سعی کرده است یا تشکل های دانشجویی را به ابزار تبلیغاتی خود علیه مخالفین در حکومت و در دانشگاه‌ ها تبدیل کند یا کلاً از میان ببرد، اکثریت چهار میلیونی دانشجویان که خواهان علم، دانش، آگاهی و آزادیخواهی اند در همین شرایط بسته و امنیتی ـ نظامی خواست های خود را به شیوه‌ های گوناگونی پی‌گرفته اند: اعتراض دانشجویان دانشگاه هنر به تغییر مدیریت دانشگاه، پایین بودن سطح کیفیت آموزشی، شفاف نبودن گردش مالی دانشگاه، عدم حمایت از تشکل های دانشجویی، قطع سهمیه ها، کارگذاشتن دور بین های کنترل در محیط دانشگاه، نامه اعتراضی ۱۹۰۰ دانشجوی علوم پزشکی در خصوص پذیرش دانشجوی پولی و اشاره آن به زیر پا گذاشتن قانون اساسی و بدین گونه از میان بردن امکان ادامه تحصیل برای دانشجویان نخبه و در نتیجه فرار ی دادن آن‌ها به خارج ، خواست ۲۴۰۰ دانشجوی دانشگاه علامه طباطبائی به توقف طرح تفکیک جنسیتی، کمبود استادان مجرب و پایین آمدن رتبه علمی دانشگاه و اعتراض به نظارت پیش از چاپ بر نشریات دانشجویی و دادن سهمیه دانشجویی به ارگانهای سرکوب نمونه‌های چندی از اعتراضات دمکراتیک ـ صنفی دانشجویان در سال جاری بوده است..

همینطور هم در ماه جاری اعتصاب غذای ۲۹ دانشجوی دانشگاه تبریز در اعتراض به جنایات وحشیانه تبهکاران داعش و سکوت جامعه جهانی در محاصره و کشتار مردم کوبانی و تجمع دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه امیر کبیر، علامه و دانشگاه بین‌المللی قزوین در اعتراض به اسید پاشی های اخیر در اصفهان تداوم و پی‌گیری همان خواست ها و مطالباتی است که دانشجویان، علی‌رغم همه سرکوب ها و محدودیت‌های تحمیلی دولت های ضد آزادی و روشنگری، در برنامه خود داشته اند.

شرایط کنونی و اختلافات بین دولت روحانی و محافظه کاران حکومتی زمینه‌ای را فراهم کرده است که دانشجویان میتوانند از آن استفاده کنند و خواست تشکل مستقل، احیای رشته‌ های علوم انسانی، تعطیل ارگانهای امنیتی ـ نظامی، تعطیل دانشگاههای پولی و خصوصی، لغو تفکیک جنسیتی و سهمیه جنسیتی، بازگرداندن کلیه دانشجویان ستاره دار و استادان اخراجی و احقاق حقوق آنان، انتخابی کردن روسای دانشگاه‌ ها، برکناری روسا و دانشجویان انتصابی و شرکت برابر دانشجویان دختر و پسر در تمامی امور صنفی و سیاسی بعنوان مطالبات دمکراتیک تا کنون نادیده گرفته شده خود را در سطحی سراسری مطرح کنند.

دانشجویان و جنبش دانشجویی که سنگ بنای آن در ۱۶ آذر ۳۲ گذاشته شد، امروزه دیگر گروه کوچکی نیست که بتوان در محدوده دیوارهای دانشگاه‌ ها سرکوبش کرد، به جاسوسیش نشست یا تعالیم دوره جاهلیت را به آن‌ها حقنه کرد، بلکه ظرفیتی است عظیم با بافت طبقاتی گسترده و استعداد بر شدن از همه موانع. جنبشی اجتماعی است با توان بالای آگاهگری که به دلیل پیوند گسترده اجتماعی میتواند همراه و در پیوند با دیگر جنبش های اجتماعی، سیاست‌های بنیاد برافکن دولت های تاکنونی را افشا کند، سیاستی که از طریق خصوصی سازی های پی در پی ، انحصارات سپاه، بسیج، بنیادها و بیت امام و کمک به سازمانهای تروریست شیعه و بر انگیختن جنگ‌های مذهبی ، سرمایه های ملی را نابود کرده و اقتصاد جامعه را به نابودی کشیده‌ است. این جنبش در عین حال بمثابه لولای اتصال جنبش های اجتماعی با جنبش سراسری کارگران و زحمتکشان میتواند ضمن طرح خواست ها و مطالبات ویژه خود در کمک به خود سازمایابی کارگران و زحمتکشان نقش ویژه خود را با عزمی راسخ ایفا کند. جنبش دانشجویی از طریق پیوند گسترده با جنبش کارگری ، میتواند نقش مهمی در بر کشیدن گفتمان آزادی برابری بازی کند . گفتمانی که نه تنها برای دمکراسی عمیق بلکه برای عدالت اجتماعی نیز مبارزه میکند .

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!

پرتوان باد جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه دانشجویان!

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!

 

کمیته مرکرزی سازمان راه کارگر

آذر ۹۳