اعلامیه کمیته مرکزی سازمان

به مناسبت یازده دی روز تجدید پیمان

با جانباختگان راه کارگر

 

"هست شب، همچو ورم کرده تنی، گرم در استاده هوا،

هم از این رو است، نمی بیند اگر گم شده ای، راه اش را"

 

"هنوز از شب دمی باقی ست، می خواند در او شبگیر

و شب تاب، از نهان جای اش، به ساحل می زند سو سو"

         نیما یوشیج

 

  سی و  شش سال است که جمهوری اسلامی بر طبل شب می کوبد، در درازای شب می پیماید،  سیاهی شب را تیره تر می سازد  تا عرصه را هر چه بیش تر بر روشنائی روز تنگ سازد و شب تاب همچنان در تلاش است تا ساحل روشنائی را نمایان سازد.  

یاد باد از یارانی که به پا خاستند تا در برابر هیولای نظام اسلامی باز آمده از دوران توحش، تا در برابر پاسداران شب و تباهی ، پرچم سرخ رهائی  را بر افراشته سازند و آفتاب روشن زندگی بخش را بتابانند.  

سازمان ما روز یازده دی ماه، سالروز اعدام رفیق علیرضا شکوهی ( دبیر اول کمیته مرکزی سازمان ) چهره برجسته  مقاومت در دو رژیم  شاه و شیخ  در سال 1362 را، روز جان باخته گان  سازمان نام گذاری نمود، تا همه ساله،  در این روز خاطره و یادشان را گرامی بداریم و با آنان تجدید پیمان نمائیم که به آرمان سوسیالیسم، آرمانی که آنان در راهش  جان باخته اند، همچنان پایبند هستیم  و راه دشوار و پر صلابت مبارزه برای آزادی و سوسیالیسم را به عنوان تنها راه رهائی کارگران و زحمتکشان از قید ستم های طبقاتی، جنسی، قومی، ملی  و مذهبی، که آنان پیموده اند، با همان  پشتکار انقلابی آنان پی خواهیم گرفت.  

آری سخن از یارانی است که  به پا خاستند! اما نه به قصد مردن!  به پا خاستند برای انسانی زیستن!  به استقبال مرگ شتافتند برای پاس داری از زندگی و شرافت انسانی! به استقبال مرگ شتافتند، نه به عشق شهادت و وعده دروغین حور و غلمان! به پا خاستند برای برپائی جامعه ای انسانی بر روی زمین! به استقبال مرگ شتافتند به عشق آزادی! مرگ را پذیرا شدند به قصد دادخواهی و افشای بیداد، نه به قصد قهرمانی! مرگ را  پذیرا شدند برای برقراری سوسیالیسم و عدالت اجتماعی!.

بزرگداشت جان باخته گان و مبارزان سیاسی و حقوق مدنی، حتی سالمرگ انسان های نقش آفرین در حوزه های علمی، هنری، فرهنگی، ورزشی و ... که به مرگ طبیعی یا بر اثر حادثه ای جان می سپارند، سنتی است رایج در فرهنگ ما و فرهنگ جهانی، سنتی رایج برای سپاس گذاری از خدمات شان، ارج نهادن به تلاش های شان،  یادآوری از درد و رنج شان! یا بیان شادمانی  و دست آوردشان!.    

از این روی بزرگداشت جان باخته گان سازمان را نباید نشانه ای از فرقه گرائی و دمیدن بر ساز فرقه گرائی تلقی نمود که نه رفقای جان باخته ما با آن سر سازشی داشتند و نه ما، بازمانده گانی که زنده ماندن و زندگی خود را مرهون فداکاری و جانبازی آنان می دانیم، و هم این که ما یاد همه  جان باخته گان،  از همه جریان های مبارز و انقلابی و همه قربانیان جمهوری اسلامی را پاس می داریم و خواهان اتحاد همه  مبارزان راه آزادی و سوسیالیسم هستیم؛ از اینرو نمی توانیم در اندیشه  بزرگ نمائی فرقه ای باشیم.

بزرگداشت یاران جان باخته فرصتی است و بهانه ای، برای یادآوری شرایط مبارزه و مرگ آنان!.

اشاره ای کوتاه به شرایطی که آن جان های پاک و انسان های والا، در نخستین دهه  برقراری جمهوری اسلامی به استقبال مرگ می شتافتند تا ایستادن در برابر رژیم خون آشام ولایت فقیه و جان فشانی در راه آزادی و سوسیالیسم را درخشان تر به نمایش بگذارند، تائیدی است بر این بزرگداشت!.

آن هنگام  که جمهوری اسلامی در جنگ برون مرزی با عراق، بر طبل "جنگ، جنگ، تا پیروزی" می کوبید و به توده های متوهم و عده  فتح کربلا و قدس می داد و در پرتو تداوم جنگ برون مرزی،  تصفیه خونین و همه جانبه مخالفان و دگر اندیشان از صحنه سیاست کشور را در سر لوحه برنامه های خود قرار می دهد و در چنین شرایطی، بخشی از نیروهای مدعی سوسیالیسم به مجیزگوئی می افتند و گستاخانه به نام سوسیالیسم و سازمان های انقلابی و خلقی،  نظام سرکوبگر جمهوری اسلامی و سیستم مافیائی  حکومتی ولایت فقیه را انقلابی، مبارز،  ضد امپریالیسم  و پیش رو ارزیابی می کنند و با پشتیبانی همه جانبه و بی قید و شرط  از سیاست سرکوب جمهوری اسلامی و انقلابی خواندن شخص خمینی و نوچه هایش که از قلب سده های میانه برگشته اند،  انقلاب و انقلابی  را به لجن می کشند!.

آن هنگام  که بخشی از نیروهای مذهبی با ادعای اسلام راستین و آوازه گری برای حکومت عدل علی و نجات اسلام ، در سودای برقراری نظام اسلامی دیگری، مشابه و تالی  جمهوری اسلامی،  با گزینش مشی ترور در برابر قهر حکومتی ماجراجویانه  دست به سلاح می برند تا ناخودآگاه شرایط سرکوب خود و همه سازمان ها و نهادهای مدنی و تشکل های صنفی ــ سیاسی  را برای حاکمیت آسان تر سازند، طرح بدیل سوسیالیستی و پای بندی بر شیوه مبارزه طبقاتی و کار پر متانت توده ای،  معنا پیدا می کند!.

در شرایطی  که پاسخ هر گونه مخالفت با نظام حاکم،  داغ و درفش است، شعار سرنگونی جمهوری اسلامی و طرح ضرورت  حاکمیت کارگران و زحمتکشان و پای بندی بر مبارزه آزادی خواهانه و آرمان خواهی سوسیالیستی یعنی استقبال از مرگ و شکنجه!.

در شرایطی که خون آشامان اسلامی و سرسپرده گان درگاه ولایت فقیه، در پی خاموش سازی هر نغمه آزادی خواهانه  بر می آیند، سردادن  شعار زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم،  مقاومت و ایستادن در برابر شکنجه و تیرباران، آن " نه " بلندی است که تسلیم هرگز، و آن فریاد رسائی است که رفقای جان باخته ما به عنوان بخشی از چپ انقلابی سر می دهند  و ما،  همچنان،  آن "نه بلند"  و آن "فریاد رسا"  را که "مرگ سرخ"  آری!  اما "تسلیم و تمکین " هرگز!  ایستادن در برابر رگبار گلوله و تیرخلاص شام گاهان آری!  اما دست شستن از آرمان سوسیالیسم و تن دادن به  پستی هرگز! هم چنان پاس می داریم!.

آری هم چنان پاس می داریم جسارت رفقا را، بردباری رفقا  را، تسلیم ناپذیری رفقا  را و پای بندی رفقا را  بر آزادی و سوسیالیسم! پاس می داریم  آنان را و همه ی جان باخته گان راه آزادی، سوسیالیسم، دموکراسی  و دگراندیشی را، همه ی جان باخته گان اقلیت های ملی و مذهبی را!.

بی گمان شب پابرجا نخواهند ماند، افول پاسداران شب نزدیک خواهد بود و درخشش روز با آفتاب آزادی، در  رستاخیز  بزرگ کارگران و توده های در زنجیر درافق نمایان  خواهد شد و در فردای خیزش توده های انبوه شهرو روستا نام جان باخته گان،  زینت بخش پرچم های برافراشته توده ها ی رنج و کار خواهد بود و آرمان بزرگ جان باخته گان، آرمان بزرگ توده های انقلابی به پا خاسته!.  

 

یاد یاران و همه جان باخته گان راه آزادی و سوسیالیسم گرامی باد

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

دسامبر 2014- دی ماه 1393

www.rahekaregar.com