اعلامیه کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

به مناسبت بیست و دو بهمن و انقلابی که سرکوب شد !

 

سی و شش سال پیش مردم ایران به امید رسیدن به آزادی ، عدالت اجتماعی و استقلال به خیابان‌ها آمدند تا مهر پایانی بر حاکمیت دیکتاتوری رژیم سلطنتی پهلوی در ایران بگذارند و به خواستهایی که خصوصا در انقلاب مشروطه و در ادامه آن در جنبش ملی کردن نفت به رهبری مصدق برای آن‌ها جانفشانی کرده بودند، دست یابند. نبود آزادیهای سیاسی و خفقانی که شاه، بخصوص پس از رویداد خرداد ۴۲ و سرکوب همه جانبه جنبش های ضد دیکتاتوری و آزادیخواهانه در جامعه بوجود آورده بود، بستر مناسبی برای قیام توده ها در ۲۲ بهمن ۵۷ فراهم کرد.

خمینی با سازماندهی لایه‌ های متوهم حاشیه تولید از طریق مساجد و به کمک صدها هیئت مذهبی، تکیه بر بازاریان و روحانیت مخالف شاه، بازسازی ستون‌های استبدادی و امنیتی گذشته، استفاده از خلاء قدرتی که در پی اوجگیری تظاهرات توده های بجان آمده و فرار شاه بوجود آمده بود و با طرح شعار همه باهم و برتری سازمانی و عددی، از نیروهای آزادیخواه و مترقی و چپ ، پیشی گرفت و انقلابی که هدفش نان، مسکن و آزادی بود را به بیراهه کشاند و پایه ریزی نظام ضد انقلابی تمامیت خواه فاشیستی خود را آغاز کرد.

توده های بجان آمده از دیکتاتوری و تشنه آزادی و برابری نیز از فرصت بدست آمده استفاده کردند و با طرح خواستهای سیاسی و مطالباتی و طبقاتی خود به میدان آمدند. اما خمینی که در پاریس به آن‌ها وعده نان، آزادی و دمکراسی داده بود، با تثبیت پایه‌های حکومت خود، شمشیر از روبست و جنگ تمام عیاری را علیه آن‌ها آغاز کرد. او با اعتراف به اینکه خدعه کرده بود دستور خرد کردن قلم ها و بریدن زبانها و اجرای احکام شریعت جامعه مبتنی بر مناسبات شبان ـ رمگی را صادر کرد و دستگاه ضد بشری که او سازمان داد تا به امروز همچنان به این سیاست فاشیستی ادامه داده است.

خمینی فرمان سرکوب و کشتار ملیتهای تحت تبعیض را در کردستان، ترکمن صحرا، خوزستان و بلوچستان از همان آغاز کسب هژمونی صادر کرد. در همه این مناطق حمام خون به راه انداخت و هزاران آواره و دهات سوخته و ویران بجای گذاشت. ترس و وحشتی که رژیم از همان آغاز از جنبش های مردمی و خلق های ستمدیده داشته، امری بدیهی است. رژیم جنایت پیشه حاکم حتی تدریس زبان مادری در مدارس این مناطق را برنمی تابد چه رسد به پذیرش اولیه ترین مطالبات صنفی ــ سیاسی آنها. تبعیضات قومی ـــ مذهبی، امنیتی کردن این مناطق و ادامه سرکوب و اعدام های آشکار و پنهان سیاست جنایت کارانه و مداوم رژیم در این مناطق است.

سی و شش سال سرکوب آزادیخواهان که با بستن دانشگاه، زندانی کردن و کشتار صدها دانشجو و استاد آغاز شد، با انقلاب های ضد فرهنگی و با هدف سرکوب جنبش دانشجویی، تصفیه و اخراج دانشجویان و استادان آزادیخواه و معترض، حذف ده‌ ها رشته علمی و اسلامی کردن دانشگاه‌ ها ادامه یافته است. رژیم علم ستیز جمهوری اسلامی خلاقیت و پویایی فکری جوانان را از طریق حقنه کردن فرهنگ فسیل واره تشیع با گسیل هزاران روحانی به مدرسه‌ها پیش می‌برد و دولت روحانی نیز علیرغم شعارهای توخالی اش عملاً از آن دفاع می کند.

آزادی ستیزی و زیر پا گذاشتن قوانین بین‌المللی حقوق بشر، شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی طی سی و شش سال گذشته، با گسترش تروریسم دولتی در داخل و خارج ایران، قتل های زنجیره ای، اعدام های سیستماتیکی که حتی به وبلاگ نویسان و مفسرین قرآن دامنه پیدا کرده، ایران را در راس ناقضین حقوق بشر و حقوق اولیه مردم قرار داده است.

سیاست زن ستیزی جمهوری اسلامی که با شعار یا روسری یا توسری آغاز شد، با

سنگسار و شلاق زدن به زنان در خیابان ها به بهانه بد حجابی، محروم کردن آن‌ها از دهها رشته دانشگاهی، مردانه و زنانه کردن محیط دانشگاه و جامعه، طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده برای افزایش جمعیت و در‌ واقع دور کردن زنان از محیط کار و تحصیل و تبلیغ سیاست مجاز بودن ازدواج پدر با دختر خوانده که جنایتی ضد بشری علیه جسم و روح کودکان است، ادامه یافته است و در دولت روحانی با براه انداختن اسید پاشی های زنجیره ای در چندین استان و نابودی زندگی انسان‌های بی‌گناه ابعاد جنایت کارانه غیر قابل تصوری به خود گرفته است.

رژیم جمهوری اسلامی هم‌ زمان با سرکوب خلق ها، روشنفکران و آزادیخواهان، سرکوب کارگران که خود نقش اصلی در سرنگونی رژیم سلطنتی داشتند را در دستور کار خود قرار داد. تعطیل شوراها و اتحادیه های مستقل کارگری، لغو استخدام های رسمی، متفرق کردن کارگران با سپردن سرنوشت آن‌ها به دست مدیریت های مختلف، ایجاد شرکت های پیمانکاری در مناطق حساس اقتصادی، رواج قرار دادهای موقت و سفید امضا، خارج کردن کارگاههایی که کمتر از ده کارگر دارند از شمول قانون کار، قطع مزایای کارگران و کاهش حقوق آن‌ها به سه برابر زیر خط فقر در راستای اجرای کامل سیاست ریاضت اقتصادی نئولیبرالی بزرگترین خدمت را به نظم سرمایه جهانی به انجام رسانیده و همچنان ادامه می دهد.

سیاست جمهوری سرمایه داری اسلامی که اساس آن بر توسعه طلبی، نقض قوانین بین‌المللی، حیف و میل میلیاردها دلار سرمایه ملی برای دسترسی به انرژی غیر ضرور هسته ای و سودای بمب اتمی ، بسط ارتجاع مذهبی و تروریسم دولتی در سراسر جهان، گسترش دستگاههای سرکوب و دزدی و فساد گذاشته شده است، با دولت های دوران " طلايي " موسوی، دولت تعدیل اقتصادی و سازندگی رفسنجانی، دولت اصلاحات خاتمی، دولت مهر احمدی نژاد و دولت تدبیر و امید روحانی در سوق دادن کشور به آستانه ورشکستگی کامل از هیچ اقدامی فروگذار نکرده است.

کارگران و زحمتکشان که زیر چکمه های استبداد مطلق حاکمیت فاشیستی جمهوری اسلامی بجان آمده اند، طی ۳۶ سال از مبارزه و دفاع از مطالبات صنفی ــ سیاسی خود دست برنداشته اند. اگرچه مبارزات آن‌ها هنوز سراسری نشده، اما زمینه‌های مناسبی با هزینه‌های سنگینی که طی ۳۶ سال پرداخته اند، را فراهم کرده اند. برای حمایت از این مبارزات مستقل کارگران و همه اقشار ستمدیده و مبارزه با سیاست‌های ضد بشری جمهوری اسلامی اتحاد مبارزاتی همه کارگران و زحمتکشان و تشکل های متعلق به اکثریت ستمکش جامعه ، جهت سرنگونی کلیت این نظام ضروری است. مبارزه با فرقه گرایی و تفرقه افکنی در صفوف کارگران و زحمتکشان در عین کمک به سازمانیابی مستقل آن‌ها باید وظیفه دائمی همه نیروها ی آزادیخواه، دمکرات و برابری طلب باشد. ما جزئی از این کاروان به راه افتاده انقلابیم و متحد همیشگی آن.

 

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!

 

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

 

۲۰ بهمن ۹۳

www.rahekaregar.com