جنبش چپ ، باید با تمام قوا به تقویت جنبش حیاتی دفاع از محیط زیست ،

همت گمارد و جوهر ضد سرمایه داری آنرا تقویت کند !

 

در هفته های اخیر بحران زیست محیطی در ایران ، بار دیگر ابعاد هولناک خود را به دهها میلیون تن از شهروندان کشور نشان داده است . پدیده ریزگردها و توفان های شن در استان خوزستان و بیش از ده استان همجوار ، نه تنها مردم را از کار و زندگی و آموزش و آسایش ، باز داشته بلکه سلامتی میلیونها نفر بویزه تهیدستان شهر و روستا را به نحوی دهشتناکی به مخاطره انداخته و هزاران نفر از مردم این مناطق را راهی بیمارستانها نموده است . وجود بیابان و صحراهای فاقد پوشش گیاهی ، پیشروی شن های روان ، خشکسالی و آب وهوای گرمسیری در جنوب و جنوب غربی ایران و کشورهای عربی همسایه و شمال افریقا ، قدمتی دیرینه در این بخش از جهان دارد ، اما آنچه اکنون در ایران و سایر نقاط دنیا شاهد آن هستیم ، بیشتر از آنکه یک رشته حوادث " طبیعی " و غیر قابل اجتناب باشند ، محصول عملکرد مناسبات اقتصادی اجتماعی سرمایه داری و بهره کشی بی حد و مرز از طبیعت است. گرمتر شدن کره زمین و پدیده گازهای گلخانه ای ، نابودی تدریجی جنگلها و مراتع و پوشش گیاهی ، خشکاندن رودخانه ها و تالابها و دریاچه ها و یا آلودگی و مسموم سازی آنها نشانه ی درماندگی رژیم های سیاسی و بی برنامه گی آنها برای مقابله با این وضعیت وخیم است . برای نمونه در ایران از سالها قبل از انقلاب ، نهادی برای تثبیت شن های روان از طریق پاشیدن نوعی مایع چسبناک بنام مارچ و یا کاشتن گیاهان سازگار با محیط گرمسیری ایجاد شده است اما این پروژه چه در رژیم قبلی و چه در رژیم فعلی فقط چند درصد از مناطق صحرایی را پوشش داده و در حد یک اقدام نمایشی باقی مانده است . رژیم سرمایه داری اسلامی ایران در طول سه دهه گذشته صدها میلیارد دلار از سرمایه کشور را صرف ماجراجویی هسته ای کرده است بی آنکه توانسته باشد حتی یک کیلووات برق تولید کند و این درحالیست که از یکسو ایران از منابع غنی طبیعی تولید برق، مانند انرژی خورشیدی و آب و باد برخورداراست و از سوی دیگر دفن و کاهش خسارات ناش از زباله های اتمی هم اکنون یکی از معضلات بزرگ کشورهای تولیدکننده انرژی هسته ای را تشکیل می دهد.

وقوع جنگ در منطقه، جنگهای تحمیلی خانمان برانداز در افغانستان و پاکستان و عراق و سوریه و یمن و شمال افریقا نیز عملا همه توجه ها و منابع مالی و انسانی را بلعیده و طبیعت آسیب پذیر منطقه را به حال خود رها کرده است . خشک شدن تالاب مشترک " هورالعظیم " در مرز ایران و عراق که نقش فیلتر را برای جلوگیری از توفانهای شدید شن و ریزگردها ایفا میکرد و توقف کامل مارچ پاشی در این منطقه ، نمونه ای از تاثیرات عوامل سیاسی و درماندگی رژیم های منطقه و جهان سرمایه محسوب میشود . در طول حاکمیت رژیم اسلامی ما شاهد خشک شدن نود درصد از دریاچه اورمیه ، خشک شدن بسیاری از تالابها ، خشک شدن رودخانه زاینده رود در بخش اعظم سال ، کم شدن و آلودگی شدید آب کارون ، پاکتراشی جنگلهای حیاتی شمال ایران و افزایش فرسایش و رانش خاک ، مسموم شدن مرداب انزلی ، دست اندازی سپاه بر تالاب های مازندران و نابودی تدریجی آنها ، ایجاد خسارت گسترده به پارک ملی گلستان در شمال و دریاچه " زریبار" در کردستان ، افزایش شدید آلودگی هوا در شهرهای بزرگ بویژه تهران که از مواد خطرناک سرب و گاز کربنیک ناشی از بنزین غیراستاندارد و دودکش اتومبیل ها و کارخانجات اشباع شده اند، ارسال پارازیت علیه تلویزیونهای ماهواره ای که حتی به اعتراف برخی نهادها و مقامات رژیم سبب رشد بی سابقه سرطان در ایران شده است ، کاهش و نابودی تدریجی حیوانات نادر و در معرض انقراض و حتی محکوم کردن محیط بانان به اعدام به خاطر انجام وظیفه خود علیه شکارچیان ... همه وهمه نقش مضاعف و ویرانگر این رژیم را در کنار تغییرات اقلیمی کره زمین نشان میدهد .

بر بستر چنین شرایط هولناکی است که شاهد شکلگیری جنبش ها و نهادهای مدافع محیط زیست در کشورمان هستیم که بویژه در یک دهه اخیر روزبروز در حال اوجگیری بوده اند . حرکات اعتراضی متعدد در تهران علیه آلودگی هوا ، اعتراضات سالهای اخیر در آذربایجان علیه خشک شدن دریاچه ارومیه و پروژه های سد سازی رژیم ، تظاهرات مردم اصفهان علیه خشک شدن زاینده رود ، مردم مریوان برای حفاظت از دریاچه زریبار ، مردم شمال برای حفاظت از جنگلهای طبیعی و تالابها ، مردم ایلام و کهکیلویه علیه سرقت از منابع آب آنها و یا مردم خوزستان علیه نابودسازی تدریجی رودخانه استراتژیک کارون ، گسترش نهادهای غیردولتی حمایت از حیوانات کمیاب نظیر یوزپلنگ ایرانی و یا حفاظت از سگها برای جلوگیری از کشتار بیرحمانه آنها و بالاخره سلسله راهپیمایی ها و تجمعات اخیر مردم اهواز و دیگر شهرهای خوزستان علیه پدیده کشنده ریزگردها و آلودگی هوای این استان ... همه و همه گوشه هایی از این جنبش هر دم فزاینده را جلوه گر می سازد . وجود و رشد این جنبش برای نیروهای چپ اهمیت حیاتی دارد و شرکت فعال آنها را برای بالا بردن رادیکالیسم این جنبش و مبارزه ریشه ای برای ممانعت از نابودی طبیعت طلب می کند. سازمان ما همچنانکه در قطعنامه مصوب کنگره نوزده خویش ( مرداد 1393 ) متذکر شده است، عمیقا باور دارد که هیچ جنبش سوسیالیستی و کارگری و برابری طلبانه نمی تواند به جنبش نوین زیست محیطی بی توجه بماند . طبقه کارگر و نیروهای سوسیالیست باید بدانند که در هیچ کجای کره زمین نمی توان در محیط زیستی آلوده و آب و هوایی مسموم و توفانهایی که هر چند هفته یکبار ، مردم را به کلی از کار و زندگی ساقط میکنند و سلامتی آنها را به مخاطره می اندازند ، سوسیالیسم که سهل است کوچکترین رفاه و آسایشی برای اکثریت زحمتکش جامعه فراهم کرد.

تردیدی نیست که به دلیل خصلت گلوبال این بحران ، مبارزه برای مهار و توقف آن نیز مبارزه ای لاجرم جهانی و بین المللی است و یا باید باشد . از اینرو در کنار مبارزه برای حفظ محیط زیست و حیات وحش در هر کشوری باید ارتباطی تنگاتنگ با کلیه جنبش های جدی دفاع از محیط زیست در منطقه و سراسر دنیا برقرار کرد . زیرا هیولای نظام افسارگسیخته سرمایه و ماشین بهره کشی توامان از انسان ، حیوان و طبیعت را تنها از طریق یک مبارزه بین المللی و گلوبال میتوان به چالش طلبید و از نابودی سیاره زیبای ما بدست ساکنانش ممانعت به عمل آورد . از اینرو مبارزه برای حفظ محیط زیست در ذات خود یک مبارزه ضد سرمایه داری است و ظرفیت آنرا دارد که به چشم اندازی سوسیالیستی نیز بیندیشد که در آن رفاه و آسایش انسان و توسعه اقتصادی اجتماعی به قیمت نابودی تدریجی طبیعت و آلودگی آب و خاک و هوا بدست نمی آید ، بلکه در یک هارمونی به موازات یکدیگر به پیش میرود و یا باید برود . آینده ایران و جهان نه تنها در گرو پیروزی آرمان آزادی و برابری ، بلکه در گرو غلبه ارزشهای زیست محیطی بر نظام بهره کشی سرمایه و رژیم های های سیاسی و درمانده حامی آن است .

پس :

هر چه گسترده تر باد پیوند جنبش چپ با جنبش دفاع از محیط زیست

سرنگون باد رژیم اسلامی سرمایه داری ایران

زنده باد طبیعت ، زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

18 فوریه 2015 29 بهمن 1393

www.rahekaregar.com