پیام کمیته مرکزی سازمان راه کارگر به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید

 

با آغاز فصل پائیز و پایان تعطیلات تابستانی ، حدود چهارده میلیون دانش آموز  و بیش از چهار میلیون دانشجو به همراه یک میلیون معلم و استاد به مدرسه و دانشگاه بازمیگردند تا سال تحصیلی جدید را با  هزاران آرزو آغاز کنند. این تحول در حالی رخ میدهد که شاهد یک چالش جدی میان " پائینی ها " و " بالائی ها " هستیم . از یکسو اکثریت مردمی که مایلند فرزندان شان دانش بیاموزند و آموزش ببینند و از سویی دیگر با حکامی روبرو هستند که بنا به ماهیت ایدئولوژیک و سنت تاریخی خویش همواره با علوم مدرن و دانش معاصر سر ستیز داشته اند و جز مکتب خانه و  دروس دینی و خرافی ، رسالتی برای امر آموزش قائل نبوده اند . در قرون گذشته روحانیون چه از تبار مسیحی و چه از تبار اسلامی همواره با علوم نوین جدال داشته اند و فتوا ها برای برچیدن مدارس جدید و به آتش کشیدن آنها صادر کرده اند . آن بخش از طبقات حاکمه هم که با تدریس دانش جدید همراه شدند همواره آن را حریم خصوصی فرزندان اغنیا تصور میکردند و در برابر آموزش عمومی رایگان و اینکه فرزندان تهیدستان شهر و روستا بتوانند د ر حوزه تعلیم و تربیت ، گلیم خویش را از آب بیرون کشند ، مقاومت می ورزیدند . جنبش های مدنی اجتماعی مترقی و در راس آنها جنبش کارگری و سوسیالیستی بوده که در دو قرن اخیر توانسته نه تنها حق رای بلکه حق آموزش را از انحصار طبقات مرفه خارج و آنرا همچون یک حق ابتدایی و مسلم بر دولتها و جوامع طبقاتی تحمیل کند . تحت فشار همین جنبش ها و دستاوردهای انقلابات کارگری و رهایی بخش بوده که نظام سرمایه داری در جهان ناگزیر از کنار آمدن با امر آموزش عمومی شده است . د ر ایران پس از اصلاحات 1341 نیز رژیم سلطنتی ناگزیر شد همزمان با پذیرش حق رای فرمایشی زنان ، آموزش رایگان را از مدرسه تا دانشگاه بپذیرد . هر چند دریافت گونه هایی از شهریه و هزینه تا اواخر دهه چهل کماکان در بسیاری از مدارس اجرا میشد . بعد از انقلاب 57  نیز آخوندهای تازه به قدرت رسیده علیرغم سنت دیرینه ضدیت با علوم مدرن و مدارس نوین ، ناگزیر شدند در قانون اساسی جمهوری اسلامی خود، اجباری بودن امورش ابتدایی و رایگان بودن کلیه سطوح آموزشی از دبستان و دبیرستان گرفته تا دانشسرا و دانشگاه را برسمیت شناسند . اما تنها کمتر از یک دهه از حاکمیت نظام ولایت فقهی نگذشته بود که زیرآب همین قانون اساسی و دستاورد چهار دهه آموزش کاملا رایگان در ایران را زدند و با ایجاد دانشگاه " آزاد " اسلامی و مدارس به اصطلاح غیر انتفاعی نوعی سیستم دوقطبی را د ر جامعه ایران ایجاد کردند. این نظام که درآمدهای عظیم نفتی را صرف ادامه جنگ خانمانسوز با عراق ، کمک به تروریسم و نیروهای ارتجاعی اسلامی و ماجراجویی هسته ای کرده بود بجای سرمایه گذاری در امر توسعه آموزش عمومی و عالی ، عملا  این پیام را به اکثریت زحمتکشان جامعه داد که از این پس فرزندان خانواده های متوسط و مرفه میتوانند اگر از طریق کنکور عمومی وارد دانشگاه نشدند ، از طریق پرداخت شهریه های هنگفت امر آموزش عالی را در دانشگاهای " آزاد " پی بگیرند . لایه های مرفه جامعه نیز که از افت کیفیت تحصیل در مدارس عمومی شاکی بودند این امکان را یافتند که فرزندان خود را در مدارس خصوصی و با پرداخت شهریه های هنگفت ثبت نام کنند و یا با استخدام معلم خانگی ، گلیم خود را از آب بیرون کشند . بدین ترتیب 37 سال پس از انقلاب شکست خورده مردم ایران ، شاهد رشد و جا افتادن یک مناسبات بسیار تبعیض آمیز طبقاتی در امر آموزش در ایران هستیم . البته افت مدارس و آموزش عمومی در ایران جدا از عامل عدم سرمایه گذاری و عدم توجه رژیم عصر شترچرانی ،  ناشی از عدم توان معلمین زحمتکش کشورمان برای صرف انرژی لازم نیز میباشد . زیرا بخش اعظم معلمین کشور و حتی اساتید ایران ناگزیر از زندگی چند شغلی هستند و سر کلاس درس له و لورده نمی توانند آن انرژی که ضروری است را صرف کنند . برای مقابله با این وضعیت غیر قابل تحمل بوده که در سالهای اخیر شاهد یکی از عظیم ترین جنبش های اجتماعی کشورمان از سوی صدها هزار معلم بوده ایم .  مبارزه ای که بی هزینه نیز نبوده و سبب دستگیری دهها معلم و صدور احکام سنگین برای امثال رسول بداقی ها و اسماعیل عبدی ها بوده ایم . کما اینکه برای مهار این جنبش و نیز ترس از گر گرفتن مجدد جنبش دانشجویی ، درست در آستانه اول مهر ماه ، حسن منصوری معلم مبارز در تهران و پنج دانشجو را در کرج و تهران بازداشت میکنند وعلیرضا باغانی نائب رئیس کانون صنفی معلمان ایران نیز به زندان رجایی شهر منتقل شده است. این رژیم نه تنها به معلمین رادیکالی نظیر رسول بداقی رحم نمی کند ، نه تنها تشکل مستقل کانون صنفی معلمان تهران و ایران را سرکوب می نماید بلکه حتی دبیر کل سازمان معلمان را هم که یک نهاد وابسته به دولتیان است دستگیر و روانه زندان میکند . بنابراین در بطن نوشیدن جام زهر دوم ( توافقنامه هسته ای ) و بر بستر تشدید اختلافات بالائی ها در آستانه " انتخابات " مجلسین شورای اسلامی و خبرگان ، و البته برای حفظ امنیت سیاسی جامعه برای فعال مایشایی سرمایه های بین المللی و داخلی ،  رژیم به شدت نیاز دارد که در کنار گسترش سرکوب دیگر فعالین و تشکل های مستقل کارگری ، جنبش معلمین را مهار و همزمان مانع از اعتلای مجدد جنبش دانشجویی و جنبش عمومی ضد استبدادی جوانان شود .

تشدید کم سابقه اعدام ها و بگیر و ببندها و گسترش سانسور و خفقان در جامعه ، در همین راستا معنی میدهد . با این همه و علیرغم این تقلاهای فاشیستی ، جنبش کارگری ایران از جمله جنبش معلمین و جنبش دانشجویی در کنار جنبش زنان و جنبش محیط زیست و ملیتهای تحت تبعیض ، نخواهند گذاشت آب خوش از گلوی رژیم در دوران " پسا توافق"  پائین رود و رویای به خواب کردن و خاموش ساختن پائینی ها تحقق یابد .

با امید به گسترش جنبشهای طبقاتی و اجتماعی در دوره حساس پیش رو ، سال تحصیلی موفق و سرشار از مبارزه ای را برای میلیونها محصل ، دانشجو ، معلم ، استاد و کادر آموزشی کشورمان آرزو میکنیم .

 

 

                                   زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

30 شهریور 1394

آدرس سایت راه کارگر ویژه اینترنت پر سرعت

www.rahekaregar.com

آدرس سایت راه کارگر ویژه اینترنت کم سرعت و برای ایران

http://rahekaregar.com/index1.php