شورش مردم آذربایجان علیه سیاستهای شوونیستی و تحقیرآمیز رژیم اسلامی ایران

 

موزائیک زیبای ملیتها ، نژادها ،  زبانها و لهجه های ایران که قرنها در جغرافیای این فلات ، کنار هم قرار داشته و مردمان ساکن آن در جوار یکدیگر زیسته اند حدود یک قرن است که تحت لوای " دولت ملت واحد فارس و آریایی " زیر چکمه دو شاه " پهلوی "و نعلین دو شیخ " ولایت فقها " ، دائما منکوب و لگدمال شده اند . کشوریکه در آن همزمان میتوان در آبهای گرم جنوبش شنا کرد و در کوههای شمالش اسکی ، در جنگلهای البرز از طبیعت لذت برد و همزمان در کویرهایش بیابانگری کرد، همزمان گندم و برنج کاشت وهم مرکبات و خرما ، و در هر گوشه ای از این رنگین کمان زیبا از زبانها و لهجه ها و فرهنگها و موسیقی و رقص های محلی لذت برد به واسطه پمپاز دائمی سیاستهای تبعیض آمیز و شوونیستی علیه ملیت های غیر فارس توسط دولتهای شاه و شیخ و جوامع تحت تاثیر آنها ، دچار بی اعتمادی شده است . بر مبنای این ستم و تبعیض ویژه هم شوونیسم غالب و هم ناسیونالیسم ملت تحت ستم تلاش میکنند از شکل گیری یک انقلاب حقیقتا اجتماعی که علاوه بر محو ستم ملی بر نابودی نابرابری های طبقاتی و جنسیتی و سیاسی و ... نیز پای فشرد ، ممانعت نمایند و آنرا در چنبره ستیزهای افقی که مانع اتحاد اردوی کار و رنج است نگه دارند .

در تازه ترین نماد این درد دیرینه ، شبکه دو صدا و سیمای جمهوری اسلامی که مدیر کل آن توسط رهبر نظام برگزیده می شود در برنامه تلویزیونی ای بنام " فتیله " آشکارا به ترک زبانان ایران توهین میکند. در فردای این نمایش مضحک که از قضا قرار بود جنبه آموزشی برای کودکان و نوجوانان داشته باشد مردم شهرهای عمدتا آذری زبان ایران ( تبریز ، اردبیل ، ارومیه ، زنجان ، مراغه و ...) به خیابان می آیند و با برپایی سلسله تظاهرات و اعتراضاتی در شهرهای مذکور ، صدای اعتراض خود را به تداوم سیاستهای تحقیرآمیز رژیم اسلامی اعلام کرده و به دفاع از حقوق ملی و زبان مادری خویش می پردازند . در برخی از شهرها بویژه تبریز و ارومیه درگیری های وسیعی میان مردم و نیروی انتظامی و بسیج رخ میدهد که چندین مجروح و دهها بازداشتی بجا میگذارد . مدیریت صدا و سیما در وحشت از این اعتراضات ضمن یک عذر خواهی سطحی اعلام میکند که افراد خاطی یعنی دست اندرکاران برنامه فتیله توبیخ شده اند و خود این برنامه نیز فعلا پخش نخواهد شد . آنها با این عقب نشینی و عذرخواهی تاکتیکی میخواهند فتیله انفجاری نهفته در جنبش ملیتهای تحت ستم ایران را بیرون کشیده و از انفجار آن ممانعت بعمل آورند .

تردیدی نیست که جنبش چپ ایران باید بی قید و شرط سیاستهای تحقیر آمیز و شوونیستی رژیم ایران علیه ملیتهای غیر فارس را محکوم کرده و خواهان برابری کامل همه ملیتها و اقوام ساکن موزائیک رنگارنگ ایران شود . اما علیرغم حضور پررنگ گفتمان چپ در جنبش خلق های تحت ستم ایران در دهه های گذشته ، متاسفانه در سالهای اخیر وزن گرایشات راست ناسیونالیستی در این جنبش ها افزایش یافته و متناسب با این دگردیسی ، پیوند این جنبش با مطالبات طبقاتی ، فمینیستی و برابری طلبانه دیگر کمرنگ شده است . بی تردید بخشی از چپ که اهمیتی به جنبش رفع ستم ملی به بهانه مرزبندی با قوم پرستی و ناسیونالیسم نمی دهد در جداسری جنبش ملیتهای تحت ستم از دیگر جنبشهای اجتماعی بویژه کارگری و طبقاتی تاثیر داشته است . چپ باید بر سنت برابری طلبانه خود به ایستد و در کنار مبارزه برای سکولاریسم ، برابری طبقاتی و پایان دادن به مردسالاری ، تبعییض علیه اقلیتهای جنسی ، تخریب محیط زیست و ... بدون هرگونه اما و اگری خواهان برابر حقوقی همه انسانها از جمله ملیتهای ساکن ایران شود و قاطعانه علیه همه سیاستهای شوونیستی و راسیستی به پا خیزد . اگر چپ نتواند از عهده این رسالت خود برآید و ملیتهای تحت ستم احساس کنند که نه تنها از دید پوزیسیون( رژیم حاکم ) تحقیر می شوند بلکه در نزد اپوزیسیون و مخالفان حاکمیت نیز به هیچ انگاشته می شوند طبعا نیروی گریز از اتحاد ملل در چارچوب ایران و جداسریهای ناسیونالیستی در انها تقویت خواهد شد .

در همین راستا میتوان به تجمع هزاران نفر در"پاسارگاد "با شعارهای ما "آریایی هستیم عرب نمی پرستیم " و تبلیغات عرب ستیزانه در میان جریانات اپوزیسیون ، شعارهای نژادپرستانه و شوونیستی  در استادیومهای ورزشی وهنگامه رقابتهای فوتبال و..اشاره داشت. اینان علیرغم هر نیتی که داشته باشند نفت بر آتش درگیریهای قومی عقیدتی میپاشند .اقدامی که تنها سیاست سلطه و اشغال امپریالیستی و رژیمهای مرتجع جمهوری اسلامی ،سعودی و ترکیه میتوانند از آن بهره برند. نباید فراموش کرد ما مردم ایران ،آذری ، بلوچ ،ترکمن ، کرد ،عرب ، لر ، فارس و قشقایی هستیم. این رنگارنگی و تنوع زبانها و فرهنگها ،نقطه قوت و زمینه اصلی ایجاد ایرانی آزاد ، دمکراتیک ،فدرال و  پلورالیست است. دقیقا به همین خاطر باید ضمن احترام به اختلافات زبانی و مذهبی و عقیدتی همه هموطنانمان ، با برسمیت شناختن خواستها و مطالبات مشروع و انسانی همدیگر به ترمیم شکافها ی قومی و مذهبی حاضر در ایران بپردازیم و با تمام توان علیه ناسیونالیسم افراطی و نژادپرستی مبارزه کنیم. مبارزه ای انسانی که رژیم جنایتکار مذهبی حاکم را به عقب راند و ارزشهای  دمکراتیک و انسانی چنبشهای اجتمایی مردم ایران در دوره مشروطیت و انقلاب 57 را زنده کند.

بنابراین چپ ایران باید با وفاداری به سنتهای ارزنده بجای مانده از انقلاب اکتبر اهمیت زیادی برای حق ملل در تعیین سرنوشت خود و رفع کامل همه اشکال تبعیض ملی ، نژادی و مذهبی قائل شود . بدون دخالت فعال چپ برابری طلب و آزادیخواه ، تردیدی وجود نخواهد داشت که منازعه شوونیسم حاکم و ناسیونالیسم زیر خاکستر ، سناریوی تیره و تاری را  برای کشور ما رقم خواهند زد .

 

زنده باد جنبش ملیتهای ایران برای حق تعیین سرنوشت و برابری کامل

سرنگون باد رزیم اسلامی سرمایه داری ایران

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

19 آبان 1394 10 نوامبر 2015