اعلامیه کمیته مرکزی سازمان راه کارگر به مناسبت بزرگداشت سال روز جان باخته گان سازمان

 

با اندوه فراوان در سالی که گذشت دو تن دیگر از رفقای مبارز و فداکاری را که سال های چندی در کنار ما بودند،  خود به انبوه جان باخته گان پیوستند.

رفیق شاهرخ زمانی، از فعالان راه کارگری تبریز، کارگر مبارز و از بنیانگذاران سندیکای کارگران نقاش ساختمان و از سازمان دهنده گان تشکل مستقل کارگری، که از نوجوانی به مبارزه پیوست و دو بار، به اسارت پاسداران شب در آمد در نوبت،  نخست در سال هفتاد و هشت محکومیت دو ساله گرفت و بار دوم  در سال نود،  محکومیت یازده ساله و در سال جاری زندان رجائی شهر به قتل رسید.

رفیق شاهرخ زمانی،  خودآگاه به طرح رژیم برای قتل احتمالی وی، در نامه ای به مادر از فداکاری های وی تمجید نمود و به بیان خود از شهید چنگیز احمدی و عبدالله افسری مسئولان راه کارگر در تبریز یاد می کند که در خانه ی آنان به سر می بردند و بر زحمات و فداکاری مادر ارج می نهادند.

مرگ اندوه زای رفیق شاهرخ،  آن چنان بازتاب گسترده ای  در میان فعالان جنبش کارگری و سازمان های انقلابی داشت که رژیم مزورانه اعلام نمود کمیسیونی را مامور بررسی مرگ وی خواهد کرد. اعترافی ضمنی به ارتکاب جنایت  تاریخی دیگری از نوع کشتن سعیدی سیرجانی نویسنده ی مردمی و مبارز!

کاک وحید ( رفیق رضا احمدی نژاد)، از فعالان راه کارگری شهرستان لنگرود، در پی تداوم سرکوب نیروهای انقلابی در سرتاسر کشور، در سال هزار و سیصد و شصت و یک ، به هم راه کاک حمید، رفیق منصور کنفی گیلان را ترک و روانه ی کردستان شد. در کردستان  به صف پیشمرگان سازمان پیوست. در یکی از درگیرها  با مزدوران رژیم، از ناحیه کمر مورد اصابت چند گلوله قرار گرفت که از یک هلی کوپتر شلیک می شد.  با وجود کمبود امکانات درمانی و مداوا،  اگر چه  چند ترکش در بدنش باقی ماند، اما  دوران نقاهت را از سر گذراند و هشت سال به مبارزه ادامه داد.  پس از خروج از کردستان و اقامت در کانادا، اگر چه  با بیماری قلبی دست به گریبان بود اما تا واپسین روزهای زند گی انساني وفا دا ر باقي ماند.

یاد آنان و دیگر جان باخته گانی که در این سال و سال های پیشین، به قصد رهائی کارگران و زحمت کشان از قید ستم طبقاتی و استثمار و بنای جهانی بهتر رزمیده اند گرامی باد.

بی گمان همان گونه که مبارزه، هنر است و هر انسانی توانائی مبارزه و هنر مبارزه جوئی را ندارد، چگونه مردن انسان مبارز  کمتر از چگونه زیستن وی در زیر ذره بین نیست.  و مرگ انسان انقلابی، گاه به آن چنان عنصر تعیین کننده ای تبدیل می شود که سرتاسر زندگی وی را می پوشاند. آن گاه که انسان در برزخ عروج  و فروافتادن در سراشیبی سقوط ، راه عروج در پیش می گیرد. و با "نه " رسا، دشمن را منکوب می سازد که مرگ آری! اما تسلیم هرگز!

با شاعر انقلابی، لاهوتی هم صدا ميشويم:

زنده گی آخر سرآید، بنده گی در کار نیست

بنده گی گر شرط  باشد، زنده گی در کار نیست!

با تکبر گر ببارد بر سرت باران زر

آسمان را گو برو، بارنده گی در کار نیست

هنر یاران جان  باخته ی ما، هم چون دیگر جان باخته گان راه آزادی، سوسیالیسم  و مردم مداری در این بود که از  مردن در  تاریکی  و جان باختن در تاریکی و مصاف در میدان نبردی بدون تماشاچی،  بیمی به خود راه نمی دادند و افروختن خود  در شراره های آتش ارتجاع اسلامی  را هم چون سوختن شمعی در تاریکی، نور امیدی می دانستند برای روشنائی بخشیدن به راه پرسنگلاخی که پیش روی رهروان است.

در سالگرد بزرگداشت جان باخته گان سازمان،  با ارج  گذاری بر آرمان خواهی،  رشادت و جان بازی آنان، بار دیگر پیمان می بندیم  که به مبارزه ی خود برای برقراری حاکمیت کارگران و زحمت کشان، براي سوسیالیسم،  آزاد ي و برابري  همچنان تلاش ورزیم!

 

  یاد یاران و همه جان باخته گان راه آزادی و سوسیالیسم گرامی باد

 

                                           ۲۵ دسامبر ۲۰۱۵