Bottom of Form

 

 

 

در این مضحکه رسوای انتخاباتی حکومت اسلامی نباید شرکت کرد!!

 

هفتم اسفند ماه ،انتخابات مهندسی شده بیت رهبری برای مجلسین اسلامی و خبر گان برگزار میشود.  علیرغم سازمان دادن خشن ترین وآشکارترین تصفیه ها و حذف بیش از 90 درصد کاندیداهای اصلاح طلب حکومتی و کاندیداهای منتقد و زاویه دار با بیت رهبری، علیرغم  مهندسی آشکار این مضحکه انتخاباتی و آشکار شدن هر چه بیشتر بی حقی عمومی مردمان ایران در مقابل دستگاه ولایت و بیت رهبری ، همه سران رژیم از همه گرایش ها دائما از مردم می خواهند که از صندوق ها قهر نکنند و کر دسته جمعی قهر نمی کنیم راه انداخته اند.  خامنه ای با  تکرار مدام حساسیت  دوره کنونی ،خواهان مشارکت گسترده مردم و حتی مخالفین نظام برای رای دادن میشود و  "بیمه شدن "و"عزت بخشیدن " به نظام  را ناشی از مشارکت گسترده مردمی میداند.  رفسنجانی با انتقاد شدید از گزینش های شورای نگهبان ، شرکت وسیع مردم را مایه تقویت "اسلامیت و جمهوریت" نظام میخواند . محمد خاتمی با پذیرش " کاستیها و تندرویها" از مردم میخواهد برای تقویت نظام  و مقابله با دشمنان داخلی و خارجی به میدان بیایند و از طریق "اصلاح" مانع از تندرویها شوند. روحانی از "پشت نکردن مردم علیرغم همه کاستیها ، به صندوق رای " صحبت میکند.  این بساط مضحک مناسبتی است که سران جمهوری اسلامی بار دیگر میخواهند با اتکا به کشاندن مردم پای صندوق رای برای نظام آبروباخته خود آبرو بخرند.  آنان آشکارا اعتراف میکنند که  در جمهوری اسلامی "انتخابات" وجود ندارد و آنچه مسئله آنها است کشاندن مردم به پای صندوق رای و تبدیل مردم به سیاهی لشگر کسب مشروعیت کاذب نظام اسلامی  نزد افکار عمومی است. در این نمایش انتخاباتی ،این بار هم رسانه های مسلط در داخل و خارج  همراه با باصطلاح اپوزیسیون نیم بند و مذبذب و دل بسته به "تعدیلات" نظام اسلامی ، وزرای سابق  و سرداران و بازجویان بازنشسته اصلاح شده در مهاجرت ، تاجران و دلالان معاملات بین المللی و... همه کسانی که معضل عمده شان "نظارت استصوابی" و"تندرویهای" جناح غالب است ،آگاهانه برای درهم شکستن صف مستقل مردمان ایران علیه بی حقوقی مطلق شان ،خواهان پشتیبانی مردم از جناحی از حاکمیت میشوند که در همه سیاستها و جنایت های سیاسی و غارتگری های عظیم و نابود کردن فرصت های اجتمایی ایران در طی 37 سال گذشته  دست داشته اند. اینان  میخواهند همچنان این سیکل باطل انتخاب بین جنایت کاران و سیاهی لشگر بودن مردمان را ادامه دهند. باید  برای خنثی کردن نقش این تحریم شکنان کوشا باشیم و نقش رسوای آنان را در حمایت از ولایت مطلقه و حکومت اسلامی افشا کنیم  و نشان دهیم که سیاست شرکت درا ین مضحکه در راستای ممانعت از قطب بندی جامعه علیه استبداد مطلقه و حذف و سرکوب رقبای درونی و ایجاد یکدستی در ساختار قدرت است. حاصل نهائی این سیاست  جز سفت ترشدن حلقه و تشدید خفقان و سرکوب و فلاکت عمومی نیست.

ما هم اکنون در خلال همین نمایشنامه انتخاباتی، شاهد کانونی شدن صف آرائی های جامعه حول ولایت و استبداد مطلقه از یکسو و بی قانونی عمومی و عریان شدن این تضاد هستیم. اعلام رسمی نظارت ناپذیربودن رهبر از تریبون های رسمی ، نشان دهنده کانونی شدن ولایت مطلقه و بی قانونی در برابر بی حقی عمومی است .در این شرایط  تضاد کانونی شده جامعه ، اقتدار مطلقه و بی حقی عمومی است. برای مقابله با این روند و سیکل نابود کننده حقوق انسانی مردمان ایران، برای اینکه مردم صف خودشان را از روحانیت حاکم و دستگاههای امنیتی و نظامی و سیاسی آن جدا کنند و قطب خودشان را سازمان دهند، نیروی آزادیخواه  نباید خود را به سطح رویکرد جناحهای حکومتی  و تاکتیک انفعالی آن ها تقلیل بدهند. این کاری است که اصلاح طلبان رژیم و شبه اپوزیسیون با تن دادن به انتخابات گزینش شده بیت رهبری و شورای نگهبان آن می کنند. رژیمی که به قطعیت میداند در اقلیت مطلق است ،علیرغم  همه تلاشش از طریق مهندسی انتخاباتی ، حذف فله ای و گسترده منتقدین و زاویه داران با ولایت مطلقه همچنان در هراس از تحریم عمومی ،استفاده مخالفان خصوصا جوانان و فعالان جنبشهای اجتمایی از فضاهای انتخاباتی و مهمتر اعتراضاتی شبیه جنبش 88 است ، رژیمی که برایش همه انتخابات ها سرنوشت ساز میشود و ترس از شکلگیری اعتراضات توده ای و شورشهای خیابانی و جشن و پایکوبی مردمان ،بیت رهبری و امامان جمعه و کل دستگاه روحانیت را به وحشت میاندازد در تلاش تضمین  کنترل مطلق مجالس توسط دستگاه ولایت و بیت رهبری است، ذره ای تردید و ورود تصادفی یک باصطلاح نفوذی ،چارچوبهای نظام را دچار بحران میکند.  برای آنکه  تضمینی برای رای مردم در صندوقها  وجود ندارد ، باید آن را از طریق این نوع مداخلات رسواکننده در تغییر نتیجه تضمین کند. حکومتی بحران زده، سراسیمه و نگران از هر ریسمان سفید و سیاه ، بار دیگر همه مخالفان انقلاب مردم را به یاری گرفته است. هراس از تحریم گسترده مردم ،هراس از عریان شدن تنفر عمومی از نظام اسلامی و انزوای آن است.  باید این هراس را عینیت بخشید ، باید به این بساط خیمه شب بازی دستگاه روحانیت حاکم " نه " گفت،  باید محکم و متحد به فراخوان رژیم جمهوری اسلامی و جناحهای آن جواب رد داد. تصمیم فردی و جمعی شهروندان جامعه و اراده آنها برای شرکت نکردن در این بساط بسیار تعیین کننده است. در موقعیت کنونی ، عزم و اراده متحد و جمعی کارگران و زحمتکشان،  زنان ، جوانان وهمه  مردم متنفر از نظام اسلامی ، مقابله جدی با اهرمهای فشار و مانورهای جمهوری اسلامی و دم و دستگاه سرکوب و تحمیق آن است. صف متحد و هم بسته ما میتواند حربه های به گرو گرفتن نان سفره و معیشت و مهر نخوردن شناسنامه و تهدید و سرکوب را خنثی کند. در این راستا بار دیگر باید گفت که امید بستن به انتخابات برای یافتن روزنه ای برای رهایی از جهنم نظام اسلامی اشتباه بزرگیست که تکرار آن ،تنها در خدمت تحکیم استبداد دینی است. برای رهایی از جهنم اسلامی و سرمایه داری  باید  در مراکز و محیط کار و زندگی ، در کارخانه  و کارگاه ،محله و دانشگاه و محیط آموزشی  به سازماندهی مستقل نهادهای مردمی اقدام کرد ، امکانات و راه های خودسازمانگری توده ای و اعتراضات اجتمایی در مقابل قدرت حاکم  را یافت و از فرصت های مختلف برای امر اگاهگری و ابراز اعتراض جمعی و متحد و مستقل بهره گرفت.  مضحکه انتخاباتی  مجلسین اسلامی  میتواند فرصتی باشد  برای ایجاد و سازماندهی این صف مستقل ، برای بیان و اراده واحد مردمی که با بایکوت و تحریم این نمایش اعلام میکنند که مشروعیتی برای این نمایش و مضحکه انتخاباتی قائل نیستند و  منفعتی در درگیریهای جناحهای حکومت اسلامی  ندارند و درآن  شرکت نمیکنند.  شرکت در این نوع نمایش ها تنها یاری به مانور نهادهای سرکوبی است که نفس وجودی آن ها نفی آزادی و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش است. مردمی که برای رهایی و حق حاکمیت خود مبارزه میکنند، نباید در این مضحکه انتخاباتی شرکت کنند.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسمِ

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

اسفند ماه 1394