اعلامیه کمیته مرکزی سازمان بمناسبت بازگشایی مدارس و دانشگاهها

بازآمد مهر، حکومت هراسان شد!

 

مهرماه که آغاز میشود، میلیونها دانش آموز و دانشجو، در تلاش شناخت خود و جهان پیرامونی شان، کتاب و دفتر و کامپیوتر را مشق میکنند تا شوق یافتن و پرداختن جهانی بهتر را از لابلای کتابها و از طریق معلمان و استادان و مدرسه و دبیرستان و  دانشگاه به اجرا گذارند. مهر آغاز میشود ومعلمان و کادر آموزشی باز باید از طریق کلاس و درس ، از طریق اعتصاب و اعتراض و تحصن و طومار ، از طریق همبستگی سراسری شان ، درس دفاع از زندگی و مطالبات برحق شان را به دانش آموزان شان بدهند. درس شناخت از زندگی و جهان ، درس همبستگی انسانی ، درس مبارزه و تلاش برای تغییر جهانی که در آن هستیم.  

با آغاز مهر، شهرهای ایران با جنب و جوش  چهارده میلیون دانش آموز و نزدیک به  چهار میلیون دانشجو تب و تاب تازه ای میگیرند و امیدها برای آینده سازان ایران شکل میگیرد. اما  در کنار این تصویر، مسائل دیگری هم همه وجدانهای بیدار را آزار میدهد:

تصویر میلیونها کودک کار، کودکانی که در زیر حجم بزرگ محموله های باری که بردوش حمل میکنند، گم میشوند، کودکانی که در کوره پزخانه ها و کارگاههای کوچک ، دستان کوچکشان با آجر و خشت و خاک و چکش اشنا میشود ، کودکانی که در سر چهارراهها به امید توقف چند لحظه اتومبیلی و احتمال فروش یک بسته دستمال کاغذی و یا پاک کردن شیشه اتومبیل دیگری تمام روز باید گازهای سمی انبوه اتومبیل ها را استنشاق کنند، کودکانی که در زیرزمینهای نمناک و کم نور آخرین رمقشان به تاراج میرود. فقز و بیکاری و فلاکت ناشی از نظام اسلامی سرمایه ، بیش از سی درصد کودکان کار را محروم از رفتن  به مدرسه و خواندن و نوشتن میکند. آمارهای اعلام شده رسمی از دو میلیون کودک کاری خبر میدهد، که بخشی از این کودکان نان آور خانواده اند و در رنج لقمه نان و سقفی بر سر،شریک بزرگ سالانی هستند که مزدهای پرداخت نشده شان، قراردادهای سفید امضا وموقتشان ،مزدهای سه جهارم خط فقرشان،زندگیهای آنان را تباه کرده و میکند.

تصویر دختربچگان شش ساله ای که همراه با شوق شروع تحصیل باید نگران مقنعه ای باشند که بر سرشان نهاده شده و و همراه با آغاز تحصیل به آنها می آموزد که علیرغم اجازه تحصیل داشتن، نباید جایگاه خود را با پسران هم سن و سالشان یکی بدانند. می آموزند که باید از این پس حجاب بر سر کنند و مسئله پوشش باید یکی از دغدغه های اساسی فکری آنان بشود.

وجه مشخصه این رژیم اما صرفا ماهیت مذهبی و سرمایه داری آن نیست بلکه در عین حال ماهیت شوونیستی و حتی نژادپرستانه آن نیز است که از یکطرف بخش قابل توجهی از فرزندان این کشور را که به ملیتهای ترک ، کرد ، بلوچ ، عرب ، ترکمن و غیره تعلق دارند از حق ابتدایی آموزش به زبان مادری محروم میکند و از سویی دیگر میلیونها افغان و یا افغان تبار را نه تنها از حقوق شهروندی محروم میکند بلکه فرزندان و نونهالان آنها را نیز از حق آموزش حتی ابتدایی نیز محروم می کند ضمن اینکه بخشی از شهروندان ایران نظیر بهائیان که ظاهرا از حق آموزش ابتدایی برخوردارند رسما حق تحصیل در دانشگاهها و استخدام دولتی را ندارند و اگر هم دست به ایجاد " دانشگاههای مخفی و یا خانگی " بزنند به شدت با آنها برخورد شده و دست اندرکاران آنها را به زندان می اندازند.

 

بحران افسارگسیخته اقتصادی و طبقاتی تر شدن نظام آموزشی مکمل این تصاویر فاجعه بارند. فاجعه بیسوادی میلیونها کودک و نوجوان و متعاقب آن، ترک تحصیل  بیش از هفت میلیون کودک و نوجوان زیر هیجده سال ، که خانواده های آنان قادر نیستند هزینه آموزش و دفتر و قلم و کتاب آنها را تامین کنند.  آن بخش از جمعیت چهارده میلیونی دانش آموزان نیز اگر شانس اتمام دبیرستان و اخذ دیپلم را داشته باشند برای ورود به دانشگاههای عمومی ( رایگان ) باید از هفت خوان کنکور بگذرند و یا در صورت استطاعت خانواده ، در دانشگاههای " آزاد " ثبت نام کنند که اکنون به دلیل سود سرشاری که در آن نهفته است تعدادشان به بیش از چهارصد عدد در ایران رسیده و بیش از یک میلیون و هفت صد هزار دانشجو را در خود جای داده اند. با این همه وجود، چهار میلیون دانشجو حکایت از اهمیتی است  که خانواده ها برای ادامه آموزش فرزندان خود قائلند. ضمن اینکه واقفند میلیونها فارغ التحصیل دانشگاههای کشور بیکارند و میلیونها نفر دیگر از آنها به ناگزیر در مشاغلی غیر از تخصص شان مشغول به کارند. این مسئله بیش از همه در مورد دختران و زنان فارغ التحصیل صدق میکند که علیرغم سهم شصت درصدی شان در آموزش عالی تنها حدود ۱۳ درصد از بازار کار کشور در اختیار آنهاست. مواجهه شدن با همین معضل بزرگ و صدالبته ماهیت زن ستیزانه مبتنی بر آپارتاید جنسیتی است که رژیم را وادشته در دوساله اخیر با طرحهایی همچون تفکیک جنسیتی دانشگاهها و کلاسها و نیز محروم کردن دانشجویان دختر از تحصیل در بیش از ۷۰ رشته تحصیلی، نارضایتی و نفرت خود را از شوق دختران کشورمان برای تحصیل در مراحل عالی به نمایش گذارد.

آغاز مهر و سال تحصیلی، البته برای حکومت اسلامی، دردسرساز است. همواره در طول تاریخ این کشور، روحانیت تلاش داشته است که آموزش را در سیطره تاریک اندیشی مذهبی و زیر سلطه شریعت و مذهب قرار دهد. تاریخ آموزش در ایران همواره تاریخ نبرد سنت و مدرنیته، تاریخ نبرد علم و دانش و خردعلیه مذهب و خرافه و سنت های ارتجاعی بوده است. بی سبب نیست که با شکست انقلاب ۵۷  و سیادت روحانیت بر کشور، نظام اسلامی از طریق پیاده نظام انجمنهای اسلامی و بسیجیان و پاسداران و روحانیت و سربازان کمنام امام زمانش ، کوشید این جمعیت عظیم آینده ساز را در کنترل وانقیاد قرار دهد.  رژیم اسلامی کوشید با انقلاب فرهنگی و بستن دانشکاهها ، با اخراج  دهها هزار نفر از معلمین و استادان کشور به جرم دگراندیشی، با زندان و اعدام هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان کشور در جریان اعدامهای سیاسی دهه خونین شصت ، با سرکوب جنبشهای حق طلبانه تیرماه  ۷۸ و ۸۸، با "ستاره دار" کردن دانشجویان چپ و مبارز، با فراری دادن بهترین دانشجویان و استادان و متفکرین این کشور به خارج و اجبار به مهاجرت صدها هزار استاد و دانشجوی سکولار... این جمعیت عظیم را به کنترل درآورد تا ایران اسلامی در سازمان دادن رکوردهای وحشتناک ، در زمینه فرار مغزها هم در جهان رکورد دار باشد.

رژیم جمهوری اسلامی  که از مشتاقان آموزش  " از گهواره تا گور " به تنگ آمده ، چاره را جز تشدید کنترل ، بی ارزش کردن مدارک تحصیلی در بازار کار و اقتصاد ، خانه نشین کردن دختران و زنان و اعمال تبعیضات گوناگون طبقاتی ، سیاسی ، ملی و غیره نمی بیند . رژیمی قرون وسطایی اسلامی در عصری متولد شده که نمیتوان در آن درب مدارس و دانشگاهها را برای همیشه بست اما میتوان با به بن بست کشاندن افق آنها ، فردایی  تاریک و پراضطراب را برای آینده سازان ایران رقم زد  . این سرنوشت تیره و تار را میتوان و باید تغییر داد، نه با دخیل بستن به کرامات این وزیر یا آن وزیر " معتدل " بلکه با سرنگونی انقلابی کلیت این نظام جهنمی و آینده سوز .  تنها یک انقلاب حقیقتا مردمی – که آزادی و برابری را توامان بر پرچم خود نگاشته باشد -  میتواند آینده ای روشن و امید بخش را به هیجده میلیون آینده ساز نوید دهد و هم بیش از یک میلیون معلم و استاد و کادر آموزشی را از منجلاب فقر و فشار یک زندگی چند شغله رهایی بخشد و با ایجاد محیطی از شادی ، آزادی و رفاه برای همگان ، آموزش علم را به یکی از مهییج ترین فعالیتهای انسان معاصر تبدیل کند . این را باید امکان پذیر کرد با انقلابی که سرنگونی رژیم سرمایه داری اسلامی و برقراری حاکمیت دمکراتیک، سوسیالیستی و آزادانه مردمان ایران بر سرنوشت خویش را هدف خود قرار میدهد.

 سازمان راه کارگر ضمن تبریک فرارسیدن اول مهرماه و آغاز سال تحصیلی جدید، به همه دانش آموزان و دانشجویان و معلمان و استادان و کادر آموزشی ایران، تلاش خواهد کرد که به این مبارزه یاری رساند و صدای  این جنبش باشد و صدای این جنبش آینده ساز را در  مبارزه آگاهانه و سازمانیافته و سراسری علیه دخالت مذهب و روحانیت در نظام آموزشی، علیه آپارتاید جنسی و سیاستهای زن ستیز و انسان ستیز اسلامی، علیه سیاستهای نژادپرستانه  و محروم سازیهای سازمانیافته علیه ملیتهای غیر فارس، علیه نظام طبقاتی سرمایه سالار و همه محرومیتهای غیرانسانی ، برای جامعه ای سکولار،آزادیخواهانه، برابر، انسانی، برای همبستگی های سراسری معلمان و دانشجویان و دانش آموزان، برای یک زندگی در رفاه شایسته انسان انعکاس دهد.  مبارزه ای که نیاز امروز و فردای ایران و مردمان آنست.

 

                                              سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

                                          زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

 

سپتامبر 2016 – مهرماه ۱۳۹۵

 

آدرس سایت راه کارگر ویزه اینترنت پرسرعت

www.rahekaregar.com

آدرس سایت راه کارگر ویژه اینترنت کم سرعت و برای ایران

http://rahekaregar.com/index1.php