کولبران، کارگرانی که برای نان، نه تنها از کارشان بلکه از جانشان نیز مایه میگذارند!

 

 

در نظام سرمایه داری "قاعده" این است که کارگر هم صاحب نیروی کار خود است و هم صاحب جان خود. در این نظام، ظاهرا سرمایه دار بر خلاف دوران برده داری نمیتواند جان کارگر را بگیرد بلکه در ازای به استخدام درآوردن نیروی کارش به او دستمزد پرداخت میکند و البته به کارگر میگوید اجباری در کار نیست و او میتواند از فروش نیروی کار و استثمار شدن خودداری ورزد. کارگر میتواند در کمال اختیار از گرسنگی بمیرد. میدانیم که جبر اقتصادی سبب می شود که کارگر چاره ای جز فروش نیروی کارش به سرمایه دار نداشته باشد آنهم به قیمتی که دولت یا کارفرما تعیین میکند.، اما بر خلاف برده داری، سرمایه دار نمیتواند "عمدآ" جان کارگر را بگیرد و سرمایه دار فقط مالک نیروی کار کارگر در مدت توافق شده است!

ولی کولبران کردستان ایران ظاهرأ نه عضوی از طبقه کارگر در قرن ۲۱ بلکه قشری از محرومان عصر بربریت هستند. آنان از سر فقر و گرسنگی و جبر اقتصادی نه تنها مجبورند نیروی کارشان را بفروشند بلکه با جانشان نیز "بازی" کنند. از اینرو نان شان از مسیری دشورا و خونین به کف می آید.

حادثه "طبیعی" اخیر در کوهستانهای بیوران سردشت یعنی ریزش بهمن و گرفتار شدن چندین کولبر در آواری از برف که منجر به کشته شدن چهار نفر و مصدوم شدن تعدادی دیگر از آنها شد- یکی از آخرین نمونه های "نان آلوده در خون" میباشد. اما اگر مادر طبیعت قصد عمدی برای گرفتن جان این محرومان ندارد رژیم اسلامی سرمایه داری حاکم در مقیاسی بیشتر از حوادث طبیعی جان این زحمتکشان را میگیرد، آنهم در ابعادی حیرت انگیز. تنها در سال گذشته صد نفر از کولبران با تیراندازی مستقیم پاسداران و مرزبانان رژیم ایران کشته شدند و دهها تن از آنها مجروح و معلول گشتند. این رژیم حتی به قاطر یا اسب این کولبران نیز رحم نکرده و تعداد زیادی از این حیوانات زبان بسته که یار و یاور صاحبان زحمتکش خود بودند را سلاخی کرد و بقتل رساند.

تازه عامل اصلی مرگ و میر کولبرانی که با حوادث "طبیعی" نظیر بهمن، ریزش کوه، سقوط به دره به خاطر خستگی ناشی از سنگینی بار، سیلاب رودخانه های مسیر و حتی انفجار مین های بجای مانده از جنگ ایران و عراق و یا کاشته شده توسط مرزبانی رژیم برای کنترل عبور و مرور در مرزهای غربی کشور کاشته می شوند، باز خود رژیم آدمخوار حاکم است. واقعیت این است که هم رژیم شاه و هم رژیم شیخ به دلیل پیروی از تبعیضات ملی شوونیستی، هیچگاه نخواستند در مناطق تحت سکونت اقلیتهای ملی و محروم کشور نظیر بلوچستان، کردستان، مناطق عرب نشین خوزستان و ... سرمایه گذاری لازم را برای ایجاد اشتغال در این مناطق انجام دهند. در سراسر بلوچستان و کردستان، شما به زحمت چند کارخانه و محل بزرگ کار می بینید. از اینرو دو راه در برابر کارگران و زحمتکشان این مناطق وجود داشته است : به سایر مناطق ایران و یا حتی خارج از ایران مهاجرت کنند و یا اگر کماکان میخواهند در سرزمین مادری خود ادامه حیات دهند به کار پر ریسک حمل و نقل غیر مجاز کالا به کشورهای همسایه بپردازند.

پاسخ رژیم برای این معضل و نرخ بالای بیکاری در مناطق محروم چیزی جز قاچاق دانستن کار این محرومان و ستاندن جان آنها نبوده است. شما در کردستان کولبری سالمند را می بینید که سن وی از ۶۵ سال هم گذشته، یکبار سکته کرده و چانه اش کچ شده اما مجبور است کماکان به این شغل مرگ آور ادامه دهد تا لقمه نانی برای فرزندانش تهیه کند. کسانی حتی معلول و بیمار هستند اما مجبورند با بارهایی بیشتر از وزن بدنشان در مسیرهای دشوار کوهستانی، کولبری کنند تا با چند ده هزار تومان حاصل از این زحمت طاقت فرسا و خطرناک به نوعی گلیم خود را در جهنم فلاکت موجود، از آب بیرون کشند. کولبری میگوید چند فرزند فارغ التحصیل دانشگاهی دارد اما نمیتوانند کاری پیدا کنند لذا او مجبور است با حدود ۷۰ سال سن، کولبری کند زیرا نمیخواهد فرزندان جوانش جانشان را در  این کار پر ریسک از دست  دهند.

آنان که میگویند از ملیتهای تحت ستم ایران سخن نگوئید ما فقط یک ملت تماما برابر در ایران زمین داریم، باید به مناطق عرب نشین خوزستان بروند تا ببینند که چگونه این مردمان روی انباری از طلای سیاه ( نفت ) زندگی میکنند اما آب آلوده مصرف میکنند و منازلشان بیغوله هایی بیش نیست. باید به بلوچستان سفر کنند و کپرنشینها را نظاره گر باشند.  یا یکروز را با هزاران کولبر کردستان بگذرانند تا اوج بیرحمی ناشی از تلفیق بهره کشی سرمایه داری و تبعیضات سیستماتیک شوونیستی را بینند تا آگاه شوند که چگونه این رژیم تاراجگر جان و مال، از یکسو میلیاردها دلار در سال صرف کمک به سرپا نگه داشتن رژیم دیکتاتوری بشار اسد و یا مرتجعین حزب اله لبنان و ... میکند و یا جناحبندیهای حکومتی از پسر رهبر تا برادر رئیس جمهور تا خود رئیس قوه قضائیه تا این یا آن سردار سپاه و آقازاده فلان آیت اله میلیارد میلیارد از خزانه کشور و ملت غارت میکنند و در حسابهای شخصی داخل و خارج واریز می نمایند.

اگر چهار کولبر کشته شده اخیر این امکان را داشتند که شغلی برای خود دست و پا کنند و به کولبری روی نیاورند و از ترس پاسداران ( که همچون تک تیراندازان داعشی) بر سر هر کوی و برزن در کمین نشسته اند تو گویی دارند بز کوهی شکار میکنند، به راههای صعب العبور نمی رفتند و گرفتار بهمن نمی شدند، اکنون داغ مرگ شان روی دل خانواده هایشان سنگینی نمیکرد.

ما ضمن همدردی عمیق با خویشان این قربانیان زحمتکش و صدها کولبری که فقط در چند سال اخیر جان خود را از دست داده اند و یا مصدوم و معلول شده اند، همصدا با مردم کردستان و همه نیروهای چپ و مترقی اعلام میکنیم که کشتار دائمی کارگران کولبر، جنایتی است سیستماتیک علیه محرومان، که نباید بی پاسخ بماند. باید با اعتراضات توده ای نسبت به این جنایات واکنش نشان داد و با تمام قوا از حق کار و زندگی انسانی کارگران و زحمتکشان کردستان و دیگر مناطق ایران حمایت کرد.

 

 

 

                                                          ۸ بهمن ۱۳۹۵ کمیته مرکزی سازمان راه کارگر  

  

 

آدرس سایت راه کارگر ویزه اینترنت پرسرعت

www.rahekaregar.com

آدرس سایت راه کارگر ویژه اینترنت کم سرعت و برای ایران

http://rahekaregar.com/index1.php