پیام کمیته مرکزی سازمان راه کارگر به مناسبت درگذشت رفیق رضا غفاری

 

با اندوه فراوان رفیق مبارز و یار دیرینه ما، دکتر رضا غفاری، استاد سابق دانشگاه و زندانی سیاسی جمهوری اسلامی در پی چند دهه مبارزه پرشور سیاسی برای سوسیالیسم و رهائی کارگران و زحمتکشان از قید استثمار و بهره کشی و پایداری  چند ساله در مبارزه با بیماری ناتوان کننده و درمان ناپذیر، روز جمعه چهارم خرداد ماه برابر با ۲۵ مه درگذشت. ما با تسلیت به  جامعه روشنفکری و دانشگاهی ایران، و  همدردی صمیمانه با همسر و فرزندانش، به نوبه خود فداکاری همسر گرامی اش را در تیمارداری او از زندان ها،  تا تبعیدگاه و بستر بیماری ارج می گذاریم.  

رفیق رضا غفاری که با نام مستعار کاوه و مهران در سازمان ما شناخته می شد، در ۱۶ تیر ۱۳۱۶ در یک خانواده کارگری در تهران چشم به دنیا گشود و از همان دوران کودکی با کار در کنار پدر، در کارگاه نجاری، با دنیای کار و زحمت آشنائی یافت، با تاخیر به مدرسه فرستاده شد و در سالهای نوجوانی و دوران دانش آموزی، به مبارزه سیاسی روی آورد و در جنبش مبارزاتی  ملی شدن صنعت نفت در تظاهرات سیاسی و پخش اعلامیه کوشا بود و به همین مناسبت سر از زندان در آورد.

اگر چه وارد دبیرستان شبانه روزی نظام شد، اما پس از اخذ دیپلم ریاضی و معرفی به دانشکده افسری نیروی دریائی، قید خدمت نظام و ادامه تحصیل در دانشکده افسری را زد و با شرکت در کنکور اعزام به خارج، با تلاش و پیگیری ممتد، با سپردن تعهد کتبی و ضمانت پدر و عمو دایر بر خودداری از فعالیت سیاسی برون مرزی علیه رژیم شاه، اجازه خروج از کشور گرفت و با اندک ذخیره ای که کفاف بهای بلیط هواپیما نبود، از راه زمینی به فرانسه و از فرانسه با کشتی راهی آمریکا شد و در یکی از دانشگاه های ایالت "وایومینگ"،  ابتدا در رشته مهندسی نفت و دیرتر در رشته اقتصاد به تحصیل پرداخت و  برای تامین شهریه دانشگاهی و هزینه زندگی از تن دادن، به دشوارترین کارها، حتا کار در سرمای ایالت آلاسکا روی گردان نبود. در دوران دانشجوئی در پیوند با کنفدراسیون دانشجویان برون مرزی، با نام مستعار "کاوه آهنگر"، مقالاتی در افشای رژیم شاه و دامنه سرکوب سیاسی و اختناق پلیسی،  به زبان های فارسی و انگلیسی انتشار داد.

درپی یک اقامت دوازده ساله در آمریکا، پس از دریافت دکترای اقتصاد، به ایران برگشت و از سال  ۱۳۵۴ با سمت استادیاری در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران به استخدام رسمی در آمد و با تدریس دروس اقتصادی به آموزش دانشجویان پرداخت. در آستانه انقلاب ۱۳۵۷، در برپائی "سازمان دانشگاهیان" و تحصن چند هفته ای استادان در دبیرخانه دانشگاه، در اعتراض به تعطیل دانشگاه های کشور، به عنوان یکی از دو نماینده دانشکده اقتصاد، به عنوان یک چهره شاخص کمونیستی ایفای نقش نمود.

در طی دوران تدریس در دانشکده اقتصاد، ورای تدوین جزوات علمی دانشگاهی  که در اختیار دانشجویان قرار می گرفت، یک دوره سه جلدی اقتصاد سیاسی را که از جانب شمار چندی از روشنفکران مارکسیست، با استناد به "سرمایه"، جاودانه ترین اثر مارکس تدوین شده بود، ترجمه نمود. نخستین مجلد این کتاب در تابستان شصت و در اوج سرکوب سازمان های سیاسی به بازار کتاب عرضه شد و دو مجلد دیگر پس از چاپ زیر تیغ سانسور رفت.

رفیق غفاری که از سالهای پایانی اقامت در آمریکا و پس از بازگشت به ایران از سازمان فدائی هواداری می نمود و از ان جا که نسبت به مشی چریکی، مساله داشت، با اعلام موضع "راه کارگر" به سازمان ما روی آورد و پس از انشعاب اقلیت و دو پاره شدن سازمان چریک های فدائی خلق، از سال ۵۹ به سازمان ما پیوست.

با تشدید بحران در لهستان و تشکیل اتحادیه آزاد کارگری به نام " سولیدارنوش"، در باره این بحران، یک پژوهش اقتصادی انجام داد که دست مایه سلسله مقالاتی شد تحت عنوان "سوسیالیسم بیمار" که در نشریه راه کارگر انتشار یافت.

در شرایطی که در اوج سرکوب جمهوری اسلامی در ارتباط کارگری قرار داشت، در ۱۹ مرداد ماه ۶۲ در پیوند تشکیلاتی با کمیته غرب تهران به اسارت درآمد و با راز داری انقلابی و پایداری درخشان از دهلیزهای شکنجه و بازجوئی گذشت و تن به تسلیم نداد و با وجود این که منکر فعالیت تشکیلاتی شد، به شش سال زندان محکوم گردید و بر اثر شکنجه و شرایط نامناسب زندان به بیماری کلیوی مبتلا شد. اما در زندان هم دست از مبارزه  و مقاومت برنداشت و در سازماندهی مقاومت و برگزاری مراسم از یادبود جان باختگان، تا جشن نوروزی و روز کارگر پیش قدم می شد.    

پس از سپری ساختن هفت سال زندان و آزادی مشروط، در شرایطی که اجازه دریافت گذرنامه و خروج از کشور نداشت، ماهرانه  از کشور گریخت و در تبعیدگاه بار دیگر به سازمان ما پیوست.

در دوران تبعید کتابی تحت عنوان "خاطرات زندان"، به دو زبان انگلیسی و فارسی انتشار داد و به سهم خود به افشای بخشی از جنایات رژیم جمهوری اسلامی پرداخت که مورد استقبال قرار گرفت. اما  ورای  نوشتن خاطرات زندان، در بخش تبلیغات با رادیوی سازمان و روابط خارجی تشکیلات ایفای نقش می نمود. به عنوان نماینده سازمان در پیوند با " کنگره  ملی آفریقا" قرار گرفت و به یکی از کنگره های آن سازمان در آفریقای جنوبی دعوت شد  و در شرایطی که سلمان رشدی نویسنده تکفیر شده هندی ـ انگلیسی، از بیم تروریست های جمهوری اسلامی  در مخفی گاه به سر می برد، با جسارت به دیدار وی شتافت و پشتیبانی سازمان ما را به وی اعلام نمود.

در یک دهه اخیر همزمان با به وحامت گرائیدن وضعیت جسمی اش، دیگر کار تشکیلاتی نمیکرده است، اما از هر فرصتی برای افشای رژیم و دفاع از آرمان آزادی و برابری بهره می جست. شرکت او در دادگاه مردمی ایران تریبونال نمونه ای از این حضور سازنده بود. در دادگاه ایران تریبونال او کتابش را به عنوان سندی معتبر از جنایات رژیم اسلامی در زندان ها به هیئت  قضات اهدا کرد و درهمین رابطه با تلویزیون برابری مصاحبه ای نیز انجام داد.

  

کارگران، زحمتکشان، روشنفکران، مبارزین جنبش چپ!

کشور ما و جنبش کمونیستی و سوسیالیستی انسان مبارز، فداکار، ارزنده و برجسته ای را از دست داده است. انسانی که قلبش برای آزادی کارگران و زحمتکشان از قید استثمار و برقراری نظام انسان مدار سوسیالیستی در تپش بود، قلبش از تپش باز ماند و ما را با اندوه از دست رفتن اش تنها گذاشت. رزمنده ای جسور از ادامه راه باز ماند. اما راه همچنان باز است و با مرگ هر عزیزی می  باید جای خالی وی را پر نمود.

همان گونه که زندان، اعدام و شکنجه ، مبارزان سیاسی را از راه رهایی باز نمی دارد،  مرگ رفیقان هم نباید ما را از ادامه راه سترگ او باز دارد. راه باز است و باید از کوره  راه ها گذشت و به شاهراه ها رسید.

سوسیالیسم از شاهراه مبارزه، دموکراسی، آزادی و برابری می گذرد. امپریالیسم، دیکتاتوری و ارتجاع مذهبی نمی تواند ما را از راه باز دارد. این راهی است که می باید از آن گذشت، و هیچ نیروئی نمی تواند برای همیشه شاهراه ها را مسدود سازد، شاهراه مبارزه، شاهراه آزادی، شاهراه دموکراسی که به شاهراه سوسیالیسم می پیوندد. اگر چه  راه  دشوار است اما  رهروان بسیارند و نسل در پی نسل بارورتر می شوند.

یادش گرامی و خاطره اش چون همه جان باختگان و قربانیان  راه آزادی و سوسیالیسم تابناک باد.

 

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

۶ خرداد ۱۳۹۷ – 27 مه 2018

www.rahekaregar.com