اعلامیه کمیته مرکزی سازمان راه کارگر به مناسبت چهار تیر سالروز تاسیس "راه کارگر"

 

دهها تن از زندانیان سیاسی رها شده توسط انقلاب مردم ایران در سال ۵۷ که جریان فکری موسوم به خط چهار را در درون زندانهای رژیم پهلوی پی ریزی کرده بودند، بعد از چند ماه بحث و تبادل نظر و تدوین مبانی مشترک سیاسی و نظری تصمیم گرفتند که در چهارم تیرماه ۱۳۵۸ رسما با نام "راه کارگر" اعلام موجودیت کنند که مقارن بود با انتشار سلسله مباحثاتی به صورت کتاب و جزوه و سپس آغاز انتشار هفته نامه راه کارگر در آذر ۵۸ .

 

راه کارگر اگر چه به عنوان خط چهار در مرزبندی با حزب توده، مشی چریکی جدا از مردم و مواضع جریانات خط سه تعریف میشد، اما مهمترین دستاورد سیاسی و فکری آن اعلام شکست انقلاب بهمن و ارتجاعی ارزیابی کردن رژیم اسلامی در آنزمان بود. موضعی که عمیقا اعتقاد داشت خطر فاشیسم در ایران نه یک کابوس بلکه یک واقعیت آشکار است. آنزمان بیان چنین مواضع رادیکالی، دقیقا شنا خلاف جریان آب بود. دورانی که نه تنها اکثریت توده ها بلکه اکثریت نیروهای سیاسی نیز به رژیم خمینی توهم داشتند.

 

در مدت کوتاهی هزاران نفر از روشنفکران، کارگران، دانشجویان، دانش آموزان و فعالین دیگر تشکلهای چپ به عنوان عضو یا سمپات، همکاری خود را با سازمان ما آغاز کردند. متاسفانه سرکوبهای خونین پس از سی خرداد شصت، همچون دیگر نیروهای مخالف، به ما فرصت گسترش بیشتر نفوذ خویش در میان اردوی کار و رنج را نداد. در این مصاف نفس گیر، متاسفانه صدها تن از کادرها، اعضاء و هواداران راه کارگر ( از جمله ۹ تن از اعضای کمیته مرکزی سازمان) توسط رژیم جنایتکار اسلامی به قتل رسیدند، تا به خیال خام خود رویای شیرین استقرار آزادی و عدالت اجتماعی را برای همیشه نابود کنند.   

 

اکنون اما، در آستانه آغاز ۳۹مین سالگرد تاسییس سازمان و نیز ۴۰مین سالگرد تاسیس جمهوری اسلامی، اکثریت عظیمی از کارگران و مردم، نه تنها توهمی به این رژیم استبدادی و سرمایه داری ندارند، بلکه به موازات تشدید سرکوب و نیز گسترش فقر و فلاکت، عظیم ترین جنبشهای کارگری و اجتماعی را علیه آن براه انداخته اند. خیزش انقلابی دی ماه (ده روزی که بیش از صد شهر ایران را لرزاند و شعار نان و آزادی با شعارهای سرنگون طلبانه عجین شد) نمونه درخشانی از این رنسانس سیاسی در ایران امروز است. آن خیزش اگرچه با به جا گذاشتن بیش از ۲۵ جانباخته و بیش از پنج هزار دستگیری، موقتا سرکوب شد، اما رژیم نتوانست عقربه های ساعت را به دوران قبل از خیزش دی ماه برگرداند. جنبش های گوناگون در اشکال مختلف به مقاومت و مبارزه خود ادامه میدهند. بر تارک این جنبشهای اجتماعی، جنبش کارگری قرار دارد. تقریبا روزی نیست که شاهد چند اعتصاب یا تجمع و یا تظاهرات کارگری در شهرهای مختلف ایران نباشیم. ماهیت مطالبات این اعتراضات اگرچه عمدتا صنفی و اساسا حول دریافت حقوقهای معوقه و نیز اعتراض به خصوصی سازیها و بیکارسازیها میباشد، ولی به لحاظ تاکتیکهای رادیکال و جدیدی که در آن به نمایش گذاشته می شود، آشکارا خصلت سیاسی پیدا کرده و انبوه کارگران را مستقیما در برابر رژیم حاکم و نهادهای سیاسی و امنیتی و اقتصادی تحت امر آن قرار میدهد. اعتصاب سراسری رانندگان کامیون، حرکات اعتراضی سراسری معلمان و بازنشستگان، اعتراضات دهقانان و نیز مردم برخی شهرها به مشکل بی آبی و فجایع زیست محیطی، جنبش مالباختگان، جنبش مردم کردستان در دفاع از کولبران و حق معیشت کسبه شهرهای مرزی، بروز برخی اعتراضات توده ای در شهرهای محل سکونت اقلیتهای ملی تحت تبعیض – بویژه در خوزستان- چندین حرکت دانشجویی در روزهای اخیر در اعتراض به دستگیری و احکام زندان تعدادی از دانشجویان چپ و مبارز شرکت کننده در خیزش دی ماه و سرانجام مقاومت و نافرمانی درخشان زنان ایران در برابر حجاب اجباری و قوانین تبعیض آمیز حاکم بر جامعه ... همه و همه نشان میدهند که بعد از سرکوب خونین خیزش دی ماه، امواج خروشان جنبش کارگری و جنبش های اجتماعی گوناگون متوقف نشده است.

 

در این میان، با خروج امریکا از برجام و آغاز مجدد تحریمهای اقتصادی زنجیره ای، موجی از ناامنی اقتصادی کشور را فراگرفته است. از یکسو دهها میلیارد دلار از سرمایه های کشور توسط سرمایه داران، آقازاده ها و مقامات رژیم به خارج منتقل شده اند و از سویی دیگر با سقوط دهشتناک ارزش ریال و رشد نجومی نرخ مبادله دلار، سفره محقر اکثریت اردوی کار و رنج روزبروز تهی تر می شود و ابعاد گرانی و فلاکت و بیکاری غیرقابل تحمل میگردد. اکنون نه تنها مردم و مخالفین این رژیم غارتگر و درمانده، بلکه خود ایادی رنگارنگ حاکمیت اعتراف میکنند که جامعه در آستانه یک انفجار اجتماعی بزرگتر از خیزش دی ماه قرار دارد.

 

در بطن این بحران عظیم سیاسی و اقتصادی، چپ انقلابی ایران که آزادی را در کنار برابری طلب میکند و سرنگونی رژیم اسلامی را با ضرورت عبور از نظام جهنمی سرمایه داری عجین کرده و این کار سترگ را میخواهد با اراده خود کارگران و زحمتکشان ایران متحقق کند نه با دخالتهای دول امپریالیستی و ارتجاعی، وظایفی دشوار بر شانه های خود احساس میکند.

سازمان ما آشکارا به چپ انقلابی ایران هشدار میدهد که فارغ از فرقه گرایی های تاکنونی و خودشیفتگی های کاذب در مورد وزن و نقش خویشُ، باید خطر عروج اپوزیسیون های ارتجاعی مدافع سرمایه داری و متحد امپریالیستها را جدی ببینند. رسانه های کلان و کل جهان بورژوازی، همه امکانات خود را برای تقویت این نیروها و تبدیل آنها به آلترناتیوی نیرومند بسیج کرده اند. چپ انقلابی ایران در مصاف توامان با رژیم حاکم و اپوزیسیون ارتجاعی، راهی جز تقویت همگرایی و اتحاد در برابر خود ندارد. این چپ باید بداند که اکثریت کارگر و زحمتکش جامعه، درست است که به لحاظ طبقاتی و خواست برخورداری از عدالت اجتماعی در کنار آزادی، پایه بالقوه جنبش سوسیالیستی محسوب می شود، اما لزوما به طور بالفعل ممکن است به دلیل عملکرد نیروهای سیاسی بورژوایی ( از سلطنت طلبان گرفته تا لیبرالها و مجاهدین) در کمپ انقلاب اجتماعی برای گذار به سوسیالیسم نباشند و حتی مورد سوء استفاده آن نیروها قرار گیرند. بنابراین چالش سرنوشت ساز برای تبدیل گفتمان "آزادی و سوسیالیسم" به بدیلی قدرتمند، بر خلاف خوش خیالی برخی نیروهای چپ، هنوز پابرجاست و باید شب و روز برای آن زحمت کشید.

 

با امید به تحقق چنین چرخشی، سالروز تاسیس راه کارگر را به رفقای سازمان و همه راه کارگری ها شادباش میگوئیم.

 

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

 

 کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

۲ تیر ۱۳۹۷ – ۲۳ ژوئن 2018

www.rahekaregar.com