جنبش
چپ و آینده
جنبش اعتلایی
مردم ایران
تضاد
داخلی
جناحهای
حکومت اسلامی,
نارضایتی وسیع
مردم از اوضاع
اقتصادی ,
نبود آزادی و
اعتراض به
فضای سرکوب
حزب پارگانی
در روزهای پس
از کودتای 22
خرداد اکثریت
مردم ایران را
در مقابل دولت
کودتا و ولی
فقیه حکومت
اسلامی قرار
داد.
در این
روزها مردم
نشان دادند که
نمی خواهند
دیگر این نظم
و نظام را
بپذیرند و
حکومت اسلامی
نیز نشان داد
که دیگر به
شیوه پیشین
قادر به
ادامه حکومت
نیست. حتی اگر
جنبش اعتراضی
مردم ایران
امروز سرکوب
شود, تبدیل به
آتش زیر
خاکستری
خواهد شد که
هر از چند
گاهی در گوشه
و کنار ایران
زبانه خواهد
کشید و "طعم
شیرین" کودتا
را بر
کودتاگران و
ولی فقیه آن
تلخ خواهد
کرد.
جنبش
وسیع, شجاعانه
و اعتراضی
مردم ایران
زمانی روی داد
که هنوز احزاب
و نیروهایی
وجود ندارند
که بتوانند
این اعتراضات
را کانالیزه
کنند. اگر چه
جنبش های
اجتماعی خود
رهبران سیاسی
را از درون خود
بیرون میدهند,
اما جنبش های
اعتراضی
کوتاه مدت در
نبود یک نیروی
هدایت گر یا
سمت دهنده
نمی توانند به
سرانجامی
برسند. این جنبشها
در بهترین
حالت ارتجاع
را پس مینشانند
و به مردم
نیرو و انرژی
میدهند چرا که
توانسته اند
ارتجاع را در
عرصه داخلی و
خارجی به چالش
کشند.
این
جنبش اعتراضی بدون
شک میتواند از
سوی میر حسین
موسوی و جناحی
از حکومت مورد
سوء استفاده
قرار گیرد.
اما از آنجا
که اکثریت
معترضین
توهمی به
اصلاح طلبان
ندارند, این
جنبش تبدیل به
آتشی زیر
خاکستر خواهد
شد. مردمی که
چهره کریه
ارتجاع و
استبداد را
دیده اند و
آنرا به چالش
کشیده اند
اکنون بدنبال
ظرف, زمان و
مکانی
میگردند تا به
سیل ویرانگر
جنبش ضد
استبدادی
دیگری
بپیوندند.
اما
آنچه در این
میان عمده نشد
گره زدن
شعارهای
برابری طلبی
با شعارهای ضد
استبدادی
مردم ایران
بود. این نشان
داد که چپ
درون ایران
نتوانست و یا در
مواردی حتی
نخواست در این
جنبش
خودنمائی کند
و یا اگر بخشی
از چپ تلاشی
کرد شعارهایش
در دریای
اعتراضات ضد
استبدادی
مردم گم گشت.
حوادث
روزهای اخیر
نشان دادند که
درس آموخته از
انقلاب بهمن
هنوز
نتوانسته است
توسط جنبش چپ
در داخل و حتی
خارج از ایران
با پیگیری دنبال
شود.
جنبش
ضد استبدادی
بدون گره
خوردن با
خواسته های
اقتصادی و
عدالت طلبانه
مردم نمی
تواند ریشه
بگیرد, به عمق
رود و ماندگار
شود. نگاهی به
مطبوعات چپ در
داخل و خارج
از کشور نشان
میدهد که چپ
آنچنان مجذوب
جنبش ضد
استبدادی
گشته است که
دیگر فراموش
کرده است که
خطرات موجود
در مقابل جنبش
ضد استبدادی را
به آن گوشزد
کند.
جدا
از نیروهای
سرکوبگر ولی
فقیه, خطر
اصلی دیگر عدم
گسترش کافی
جنبش ضد
استبدادی
درون مناطق
کارگری و مناطق
تهیدستان است.
ولی فقیه و
ایادی وی سعی
فراوانی بکار
میبرند تا
جنبش ضد
استبدادی
مردم ایران را
منسوب به
اقشار مرفه
جامعه جلوه
دهند. ولی
فقیه وانمود
میکند که
مدافع اقشار
تهیدست است و
تلاش میورزد
تا از میان
تهیدستان
ایران سرباز
گیری کند. این
یکی از
بزرگترین
خطراتی است که
در راه جنبش
اعتراضی مردم
ایران قرار
دارد. نگاهی
به نقشه
جغرافیایی
اعتراضات
شبانه تهران
نشان میدهد که
دامنه
اعتراضات ضد
استبدادی
مردم
متاسفانه
هنوز در جنوب
تهران گسترش
نیافته و این
حکم در مورد
شهرستانهای
کوچک نیز صادق
است.
در این
میان بخشی از
چپ - و در
میان آنها نظریه
پرداز بخش
انشعابی
سازمان ما -
شعار نافرمانی
مدنی و
اعتصابات
عمومی را به
پیش کشیده است,
اگر چه این
شعار به خودی
خود غلط نیست
اما بدون جدب
گسترده
کارگران و
تهیدستان
شهری به جنبش
اعتراضی نمی
توان امیدی به
ثمر رسیدن
اعتصابات و
نافرمانی مدنی
گسترده داشت.
و کارگران و
تهیدستان
جامعه در
طولانی مدت به
جنبش اعتراضی
نخواهند
پیوست اگر چپ
ایران نتواند
خواست
تغییرات
بنیادی اقتصادی
و ضرورت آن را
بمیان
کارگران و
تهیدستان
شهری ببرد.
امر
گره زدن جنبش
ضد استبدادی و
جنبش برابری طلبی
تنها و تنها
توسط چپ تحقق
پذیر است.
حوادث
روزهای اخیر
نشان دادند که
جنبش چپ ایران
نیازی جدی به
حرکت هماهنگ
هواداران
سوسیالیسم در
ایران دارد. اتحاد
نیروهایی که از
یکسو به
سرنگونی رژیم
اسلامی باور
دارند و از
سوی دیگر
پایبند به
آزادی و دمکراسی
هستند.
چپ
ایران بایستی
از یک سو خود
را درگیر مبارزات
ضد استبدادی
کند و از سوی
دیگر تلاش
ورزد تا
کارگران را به
میدان
مبارزات
اقتصادی و
اجتماعی بکشد.
از میدان
مبارزه ضد
استبدادی
امروز
یارگیری کند و
از میان آنها
کادرهای آینده
خود را
برگزیند و پیش
از پیش به
گسترش نفوذ
خود در مناطق
کارگری شهرها
و مراکز
تولیدی بپردازد.
حمید
موسوی پوراصل
7
تیر 1388