باز هم تابستان! 

 

این یک داستان نیست. حقیقتی عریان است که در سال 1367 زندانبانان جمهوری اسلامی در پی فتوای امام جنایتکارشان خمینی  درهای زندانها را بستند و زندانیان سیاسی را بکام مرگ فرستادند. آنچه خواستند کردند و در سکوتی باورنکردنی هزاران زندانی را صرفننظر از موقعیت قضائی آنها به تعبیر جمهوری اسلامی به دار آویختند.

رویا نیست و واقعیتی است عریان با اینکه باور کردن آن از دیدگاه دنیای متمدن دشوار است. ار تباط زندانیان را با دنیای خارج بریدند و دنیا را از اخبار داخل زندانها بدور نگه داشتند و تفتیش عقیده را به اشکارترین اشکال خود  بر زندانیان روا داشتند.

تلی از اجساد پاکترین فرزندان کشورمان ساختند و در گورهای جمعی دفن کردند. آزادگان را با هرگونه اعتقاد سیاسی و عقیدتی به اتاقهای سیاه مرگ بنام دادگاه آوردند و بی انکه رخست دفاعیه ای دهند مهر نابودی بر زندگی سراسر افتخار آنان زدند.

با قطع درازمدت ملاقاتها کابوس و هراس را به اردوی خانواده های زندانیان سیاسی اوردند. امروزه که بیش از دو دهه از وقوع کشتار بزرگ در زندانها میگذرد هنوز در انتظاریم که شرایط لازمه برای ایجاد دادگاههای حقیقت یاب بین المللی و محاکمه آمران و مجریان این جنایات هولناک  بعنوان جنایت علیه بشریت فراهم اید. انتظار می کشیم که خانواده های داغدار این عزیزان  در چنین محکمه هائی از بی عدالتی ها و رنجهایشان سخن گویند و در فضائی آکنده از انسانیت  و عدالتجوئی داد رفتگانشان را بستانند.

اینکه کدام حمله نظامی مجاهدین به نوار مرزی بهانه و دلیل کشتار زندانیان اسیر بوده است هرگز نمیتواند مشروعیتی برای قتلعام زندانیان سیاسی باشد که در کمال بی حقوقی در سیاهچالهای جمهوری اسلامی قرار داشتند. اما رزیم فاسد حاکم  بر مصداق عدو شود سبب خیر اگر .... حمله نظامی سازمان مجاهدین و پذیرش قطعنامه 598 را دستاویز تحقق آرزوی دیرینه خود برای قلع و قمع زندانیان سیاسی دانست و آن کرد که خود خواست.

هنوز و پس از گذشت بیست و چند سال از این تاریخچه کبود شریکان جرم چه در میان حکومتیان و جه در صف منتقدان اصلاح طلب - خمینی جلاد و فتوی دهنده این جنایات سراسری را مرجع و مرکز ثقل صحت گفتار و رفتار خود قرار داده اند و مهر سکوت بر لب دارند.

هنر تاریخ نگاری و  قلم زنی اما این نیست  که  دورانهای بغایت حساس و فراز و نشیبهای روند سیاسی  در گذشته را بفراموشی سپریم. ظرافت قضیه دقیقا همینجاست که  خطاهای فاخش حاکمیت را که به تعبیر ما جنایت علیه بشریت است گوشزد کنیم. به انها بگوئیم که ما فراموش نکرده ایم و به نسیان مبتلا نشده ایم. از معاملات مبلغین فراموش کار بدوریم  و تا تشکیل دادگاههای بین المللی  حقیقت یاب و محاکمه جنایتکارانی همچون خامنه ای - اشراقی فلاحیان محمدی ری شهری محسنی اژه ای محمدی گلپایگانی -  روح اله حسینیان -  علی اصغر حجازی احمد پورنجاتی رفسنجانی و میر حسین موسوی مرتضی مقتدائی موسوی اردبیلی -  موسوی بجنوردی خوئینی ها محمد حسن مرعشی علی مبشری اسماعیل شوشتری مصطفی پور محمدی حسین علی نیری ابراهیم رئیسی و ..... از پای نخواهیم نشست. نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم. این دفتر باز است اگر چه  در چشم انداز خوانده شود.