دیکتا توری پرولتاریا ودموکراسی

کامنتی در جواب رفیق شادی مقدم

علی یحیی پور سل تی تی

به تاریخ6مارس دوهزاروده

 

رفیق بهروز شادی مقدم  دموکراسی بورژوائی را نتیجهء مبارزات بورژوازی می داند وبه خاطر همین در جامعهء آینده خواهان سر کوب آن هست در حالیکه دموکراسی بورژوائی نتیجه ء مبارزات طبقهء کارگر در جوامع سر مایه داریست دموکراسی بورژوائی یک نمادی از جامعهء آینده هست مثل بیمهء بیکاری مثل آموزش رایگان مثل طب رایگان  اینها نماد هائی از جامعهء آینده هستند که بر اثر مبارزات طبقهء کارگر در جوامع بورژوائی به وجود آمده اند که بورژوازی خواهان باز پس گرفتن آنان هست  مارکس می گوید دوران گذار دوران دیکتاتوری پرولتاریا ودوران نبرد برای دموکراسی هست.

  مارکس مشخصهء اندیشهء بورژوائی را همیشه لیبرالیسم می دانست وهیچ وقت واژهء دموکراسی برای بورژوازی  به کار نمی برد دیکتا توری پرولتاریا در منظور مارکس یعنی حاکمیت طبقهء کارگر وتسخیر قدرت سیاسی در این مرحله می توان وباید بورژوازی رابا تما م ارکانش قهراٌ سرکوب کرد ولی پس از کسب قدرت سیاسی وخلع ید از بورژوازی از نظر مالکیت وارتش وماشین دولتی بورژوائی؛ دیگر چرا بایدبورژوازی  را سر کوب کرد ؟پس اندیشهء انسانی سوسیالیسم کجا باید نمود خود را نشان دهد؟  رفیق بهروز شادی مقدم  در  دوران گذار فقط طبقهء کارگر را می بیند وحتماٌ هم به دولت شورائی اعتقاد دارد در حالیکه دوران گذار دوران عمیقی از مبارزه وتخاصم  طبقاتی برای استقرار دموکراسی هست در دوران گذار فقط طبقهء کارگر نیست  بلکه از نظر سیاسی  بورژوازی وطبقهء متوسط هم هستند آن بورژوازی که در کمون پاریس هیجده نماینده از هشتاد نماینده را از آن خود کرده بود راستی رفیق بهروز آیا می داند که کمون پاریس به بورژوازی آزادی بیان وآزادی حق نمایندگی داده بود ؟ .

 بنا براین وبه خاطر رشد دموکراسی؛  پرولتاریا برای تحکیم حاکمیت خود نمی تواند فقط به شورا ها تکیه کند چون بورژوازی وطبقهء متوسط در شورا ها سازمان دهی نمی گردند تکلیفشان چیست؟ آیا آنهارا باید به امان خدا فرستاد ؟ شورا ها فقط برای کنترل تولیدند  رفیق بهروز همه ء این طبقات را می خواهد سر کوب کند ویک جامعهء پادگانی ومیلیتانت به وجود بیاورد .

 

 اندیشه ها ی مارکس چنین دیکتاتوری را مد نظر ندارد بلکه طبقهء کارگر نه تنها خود را از قید بردگی سر مایه آزاد می کند بلکه طبقات دیگر را هم آزاد می کند در نتیجه باید محملی وجایگاهی برای جذب پس مانده های طبقات دیگر که در درون جامعه سوسیالیستی موجودند  را در درون نظام سوسیالیستی تدارک ببیند وآنها را به چشم انسان نگاه کند وبه حقوق دموکراتیک آنان از جمله آزادی بیان وآزادی حق تشکل وحزب را بدهد  وبه خاطر همین فقط شورا ها نیستند که سازماندهی می شوند بلکه مجلس موءسسان ومجلس نمایندگی هم هستند که باید طبقهء کار گر آنها را سازماندهی کند.

 

 مجلس موسسان برای تدوین قانون اساسی وتعیین نظام آینده وپارلمان نمایندگی که کارش تخصصی وبرای تعیین دولت آینده ونظارت اجرائی بر دولت هست وبرای جلو گیری از بورو کراتیسم دولتیست همان بوروکراتیسمی که مثل  خوره ای سوسیالیسم اردوگاهی را خورد واز درون متلاشی کرد ؛در این رابطه هست که ضرورت می یابد در نتیجه دوران گذار دوران نبرد برای استقرار دموکراسی هست سوسیالیسم یا دموکراتیک هست یا هیچ.

 

 رفیق بهروز روی اشتبا هات لنین تکیه می کند ودر مورد مارکس هم درک اشتباه آمیزی از آن ارائه می دهد ویک سوسیالیسم

کوبائی را به جامعه تفیض می کند دوران گذار دوران نبرد برای دموکراسیست شورا ها فقط کارگران ودهقانان را سازماندهی می کنند ودر نتیجه طبقهء متوسط جامعه هاچ واج می ماند در حالیکه با تاءسیس مجلس موسسان ومجلس نمایندگی همه در آن سازماندهی می شوند دیکتا توری پرو لتاریا پس از کسب قدرت سیاسی  حاکمیت طبقهء کارگر هست نه سر کوب بورژوازی.

 

 فقط از طریق بسط وسیع دموکراسی می توان جلوی باز گشت بورژوازی را دوباره در عرصهء قدر ت گرفت درست مثل این؛ فقط از طریق تشویق وتوسعه علم ودانش هست که  می توان به نفی خرافه ومذهب نایل آمد نه سر کوب مذهب .آنکه حسابش پاک هست چه باکی دارد پرولتاریا از طریق بسط دموکراسی هست که پس مانده های فرهنگ بورژوائی را سر کوب می کند واین یعنی دیکتا توری  .

 طبقهء کارگر اگر نتواند دموکراسی وآزادی بیان را برای همه  مستقر سازد یک جهنم را مستقر خواهد کرد. فقط از طریق بسط دموکراسیست دولت در نظام آینده زوال می یابد هر چه دموکراسی بیشتر ووسیع تر باشد جامعه از از خود بیگا نگی که فر هنگ سر مایه هست رهائی می یابد  وجامعه به زوال دولت ترقی می کند وگرنه همه چیز میکانکی می شود ودولت بورو کراتیک سراغ جامعه می آید.

 

  به نظرم رفیق بهروز باید بحث های جدید را هم مطالعه نماید که در عرصهء بین المللی درک درست تری از مارکسیسم را ارائه می دهند بحث هائی که در سایت نشر بیدار هست بحث هائی که در مورد دیکتا توری پرولتاریا از دید گاه مارکس که تماماٌ یک تحقیق مبسوطی را ارائه می دهند ونظرات جدیدیست از کاوشی عمیق در مارکسیسم .

 

                www.nashrebidar.com