قله ی
قدرت و ضرورت
تسطیح جبری آن
ــ 2
« سهم
زنان در قدرت»
بمناسبت 8
مارس
در عصر
امروز,
هوشیاری خیره
انگیز و
آگاهانه ی
زنان در همه ی
عرصه های ممکن
, چه در سطح
جهان نظری و
یا
توانایی حضور
و تاثیر آنان
در خوزه های
سخت عملی ,
چنان
گسترده و
تعمیم
یافته که میتوان
با صراحت
اعلام «آغاز
مرگ
مردسالاری» را
کرد.این روند
شکوهمند
وزیبا
وحیاتی
برای بشریت
زیرستم که
ازهمه ی جهات
تحت ستم و
تحقیربوده
مثل یافتن
کلید گشایش
واقعی
دروازه
ی زندانیست
بزرگ در سطح
جهان که زندانیانش
ــ تنها
انسانهای
ضعیف بودند
وزن دراین
میانه
ی ستیزبا
انسانیت ,
تحقیر و
تنبیه
چندجانبه و
بمراتب
بیشتری رااز
مردان, متحمل
گشته است .
دراین
میان کشورما
دچار ملایان
فاسد ِ وحشی وبشدت
زنباره که
بتمام قله های
غیرممکن زن
ستیزی و
وسوء
استفاده اززن
با قوانین
صحرا نشینی ضد
بشری
نایل آمده
است , ازاینان
و اعمال این
دیوانگان
بیرحم
و عاطفه چه مانده
که دراین هزار
وچهار صد سال دیده نشده
باشد و کدامین
اندک
نشانه ای هیهات ,
ازدرک شرافت
انسانی
این قوم پست که دچار
اندک تغیری بعنوان
روزنه امید در
پیشروی زن و
خواسته های حداقل
او
متصورمیتوانست
هنوز
باقیمانده
باشد ؟
دلایل
نداشتن
این نرمش
وتوان ضرورت انطباق
را بیتردید
باید در مبانی
بشدت عقبمانده
مذهبی ــ
جغرافیای و در
پیوند با پیدایش
آن
درصحراهای
خشک و مسطح
آنزمان جستجو
کرد که هیچ
چیزی بسادگی
از چشم عموم
پنهان و
در
عینحال قابل
نمایاندن
نبودند, یافت بیشک
تعدد و تصرف و
تصاحب زنان در
آن دوره ایجاد
امتیازات و
افتخاربرای
مردان
داشته و زن
بعنوان کالا ی
تجمل و تشخص
ویژه ی مرد در
اجتماع و در
همانحال نیز
تنهاترین
اسباب جاه
طلبی ولذت و
امکان آرامش و
سرگرمی مردان
بیکار و
خودخواه بوده
« همانگونه که
امروز نیزدر بخش
مرفه وغیرمتعهد
به مرام و
مسلک
تک همسری»
دیده
میشود ,
میبایست او
اززن و یا
زنان خود بعنوان
مایملک مطلق
اش « آبرو و
غرور وشرافت»
در مقابل غیر:
که این غیرحتا
فرزند و برادر
نیز , بعلت آن
شرایط ساده ی
چادر نشینی
ابتدایی
میتوانست تسری
یابد , باشد . پس
با چنین
برداشت و
نگرشی از این
موضوع و تعمیم
آن تا خود « محمد » هم
میتوان
او را نیز
شامل و
حامل و عامل
این فرهنگ و
مدافع آن
دانست ! کمتر
کسیست نداند : او
پیامبر
, زنان
فراوانی
نداشته
و حتا
نشنیده باشد
که او در
بالای سن 60 سالگی کودکی 9 ساله را
بعقد
خود درآورده
است !
آنچه
اینک زنان ما دراین
شرایط
استبداد زده
ی دینی
میطلبند و در
طی این سالهای
سیاه
برای آن
خونخورده و یا
در
سیاهچالهای
جهل و جنایت
مورد تحقیر
تجاوز, شلاق ,
سنگسارو
اعدام
قرار گرفته و هنوز
هم با تمام
توان در مقابل
این نا مردمیهای دستگاه
شرم آورفقیه ,
بدون ترس از
دژخیمان
خونخواربا
شهامت وایمان
بر آن پای
میکوبند ,
تنها
حق اندکی
حیات برابر و
امکان
آن زندگی
مورد
انتخابیست که
هر انسان مستقل وآگاه
جدا از هویت
جنسی خود ,
خواستار و
جوینده و
نیازمند آن
است , میباشد .
تمام اعمال و
افکاراین
دشمنان زن و
مخاطراتیکه پیوسته
وی را در طی
این مبارزات
تهدید و
محروم
کرده است , تنها
زاییده ترس
ازتوانایی
موجود
متعدیست که اگر
از اسارات
اینچنین زور
و جباریت دینی
ومردسالاری
ناشی از آن ,
رهایی یابد, قادرست
در زمانی
نچندان بلند , تمامی
مبانی
اسلام را که
اوــ یعنی خدا
, زن را «ناقص
الاخلقه» ,
شناسانده را ویران
گرداند .
زنان ما
بخوبی
میدانند که
هیچکس جزخود
آنها و تشکل
مستقلشان قادر به
کسب و نجات
حقوق حقه ی
پایمال شده
شان در جامعه
وحکومت دینی
ـ
مردسالار,
نیست ! آیا
کمپین یک میلیون
امضا
زنان , چالش
کوچکی برای
رژیم بود ؟
البته
که هزینه ی
سنگینی است
برای
زورمداران !
توان و
بستراین
نهادها وتشکل
یابی و
سازماندهی
پرغرور
مستقل
آنها ,
یاورست
مبارزو همراه در همه
صحنه های مبارزه
ی دردمندان ,
با
راستای
برابری خواهی زمانه و
استعداد شگرف
تاریخیسازی
برای
قدرت مسلم نیمه
دیگرانسان !
8مارس
بر همه ی
مبارزان راه
آزادی
وبرابری انسانها
, مبارک باد .
بهنام
ــ ششم مارس 10