منجلاب ِسوسیال دموکراسی!

(درجواب سه مطلب)

درادامۀ بحث دولت کارگری سه مطلب باعناوین :سوسیالیسم بدون دموکراسی!!؟بخش اول(درنقدنظر بهروزشادیمقدم) از:رحمت خوشکدامن ،سوسیالیسم فراترازدولت کارگری! از: رسول آرام ، دیکتاتوری پرولتاریا ودموکراسی از: علی یحیی پور نوشته شده است که با توجه به جهت گیری و همسویی مشترکشان در این مطلب جواب هرسه را باهم خواهم داد. باحفظ نقطه نظرات و مواضع هریک از این سه نوشته.

قبل ازهرچیز بارفیق رحمت موافقم که نوشته : "هیچ چیزی ملال آورتروخسته کننده تر از آن نیست که به مطالبی بپردازی که پیشتر اشاره شده است ."

اما چراچنین است .چون دربحث فوق ما در اصل و اساس از دو دیدگاه وسیاست متفاوت و متضاد باهم به قضایا برخورد میکنیم. در واقع زبان سیاسی مشترکی نداریم و از دو سیاست متفاوت برخورداریم. نقطه نظرات این رفقا در مورد مقولۀ سوسیالیسم وضدیت با سرمایه ،صوری وعاریه ای است، سوسیالیسم شان سطحی ،فرمال و در عوض خواست دموکراسی و پلورالیسم (1) شان جدی و واقعی میباشد.با وجود این اختلاف در دیدگاه ،نگرش و خواسته ها است که تعاریف مان از سوسیالیسم و ضدیت باسرمایه تفاوت فاحشی با هم دارد و خواننده قطعا" متوجه این تفاوت ها شده است .

این سه مطلب از یک تفکر ودیدگاه مشترک مایه میگیرد ، با این حال مطلب رفیق علی یحیی پور چیز خاصی نمیگوید و بیشتر مخدوش و نامشخص است .مطالب رفقا رحمت خوشکدامن و رسول آرام حاوی دیدگاه سوسیال دمکراتیک اَنها نسبت به دولت بوده و دراَن تجدید نظر طلبی در مقولۀ دولت کارگری و رد نظریۀ مارکسیستی دیکتاتوری پرولتاریا و تبلیغ سوسیال دمکراسی و سازش طبقاتی را به راحتی میتوان مشاهده کرد. در زیر دو شباهت اساسی در نقطه نظرات هر سه مطلب را خواهم اَورد .

یک- سعی در یافتن همسویی واشتراک ِوجه بین دو طبقۀ متضادو اَشتی ناپذیر(طبقه کارگرو بورژوا)و یاامیدوار بودن به چنین همسویی و اشتراکی وتجدید نظر طلبی درتعریف طبقاتی طبقۀ کارگر و رنجش از تاکید وتکیه کردن بر جایگاه این طبقۀ را در نقل قول های زیر از اَنان میتوان دید :

- "رفیق فکر میکند که چون بورژوا بورژوا است و چون پرولتر پرولتر است هیچ وجه اشتراکی بین ایندو نمیتواند وجود داشته باشد ، هر چه است تضاد است و بس .او نمیتواند دریابد که هم سوی و وجه اشتراک در حوزه های متعدد میتواند وجود داشته باشد ویااَنکه بوجود آید ." و "چنین فکر میکند که چون بورژوازی از ماهیت ارتجاعی برخوردار است ، نمیتواند با پرولتاریا همسوی و وجه اشتراکی داشته باشد و یااینکه بوجود آید و یا این دوفصل مشترکی داشته باشند."سوسیالیسم بدون دموکراسی!!؟بخش اول(درنقدنظر بهروزشادی مقدم)از: رحمت خوشکدامن

- "از این روست  که تعریف طبقه کارگر دیگر با آن تعریفی که  بکار برده میشد تفاوت و چگونگی نیل به تغییر داد و ستد و رهائی طبقه کارگر از یوغ استثمار و رهائی انسان از نابرابری های اقتصادی و اجتماعی و دگرگونی های مختلف در عرصه های متفاوت زندگی  مورد تجدید نظرهای نوین قرار گرفته است ."سوسیالیسم فراترازدولت کارگری!از : رسول آرام

-"رفیق بهروز دردوران گذار فقط طبقهءکارگر را میبیند وحتماٌ هم به دولت شورائی اعتقاددارد..."دیکتاتوری پرولتاریاودموکراسی" از: علی یحیی پور

دو - ضدیت اَنها با انقلاب اکتبر ، لنین و بلشویکها عیان است و خود اَنها نیز به صراحت بیان میکنند :

- "تفکری که شما از آن دفاع میکنید همان مسیری است که در روسیه از سوی بلشویکها طی شده است . نظری که بعد از انقلاب اکتبر پیش رفت تقریبأ بر همگان باطل بودنش آشکار شد.ما دیدیم که با نیت خیر چه جهنمی را برای توده های کارگر وزحمتکش سازماندهی کردند."سوسیالیسم بدون دموکراسی!!؟بخش اول(درنقد نظر بهروزشادیمقدم)از: رحمت خوشکدامن

- "همه میدانند که گرچه  کمونیست ایرانی تنها از مباحثات یکطرفه حزب بلشویک و دیگر شاخه های بر آمده از آن که هر یک سیطره جهانی کردن ایده خود را داشتند ؛ سود میبرد و...." سوسیالیسم فراترازدولت کارگری!از: رسول آرام

- "در واقع پرولتاریا حق وتو دارد این به این معنی نیست که مثل ملانخودی ها بیافتیم به دنبال اشتباهات لنین وپوزه بورژوازی وآزادی بیان او را ببندیم و بگیریم. آزادی برای همه هست."بخشی از کامنت رفیق علی یحیی پور برنوشته ای ازمن درسایت دیدگاه

حال نگاهی به دیگر موارد این مطالب بیندازیم :

رفیق رحمت در ارتباط با نظرات انگلس که درست عکس نظرات خودش است (اَیا خود رفیق متوجه این تناقض گویش هست یا نه که از یک طرف بر طبقاتی بودن دولت و سرکوب گریش" که دولت ،در واقعیت امر،چیزی جز ماشین سرکوب یک طبقه به دست طبقه ای دیگر نیست "تاکید میکند و اینکه " این حقیقتی است که در جمهوری دموکراتیک و نظام پادشاهی ،هر دو ،به یک سان مصداق دارد ؛خلاصه این که ، دولت ، دربهترین حالت ، شری است .." و از طرف دیگر در مخالفت با سیاست سرکوب طبقۀ بورژوا از طرف حکومت کارگری و محرومیت این طبقه از دموکراسی در جامعۀ سوسیالیستی اصرار دارد . به نوشتۀ خود رفیق توجه کنید:

"انگلس در دنباله همین نوشته با کسانی که اعتقاد خرافی وفلسفی که بعضی از فیلسوفان در مورد دولت میاندیشند و فکر میکنند که دولت یعنی" تحقق فکرت "یا ملکوت خدا در روی زمین میدانند.مرزبندی بسیار روشنی مینماید و بر خصلت طبقاتی دولت تاکید میکند .و در دنباله همین نوشته بر علیه کسانی که فکر میکنند که جمهوری دموکراتیک دیگر مفهوم طبقاتی ندارد ،میگوید: "درحالی که دولت ،در واقعیت امر،چیزی جز ماشین سرکوب یک طبقه به دست طبقه ای دیگر نیست و این حقیقتی است که در جمهوری دموکراتیک و نظام پادشاهی ،هر دو ،به یک سان مصداق دارد ؛خلاصه این که ، دولت ، دربهترین حالت ، شری است که پرولتاریای پیروز در پیکار برای به دست آوردن سلطهء طبقاتی خود ،آن را [از گذشته] به ارث میبرد ،شری که پرولتاریا ، درست مانند کمون پاریس ، از مضٌار آن در کوتاه ترین زمان رها نخواهد شد مگر آن گاه که نسل تازه ای از مردم ، که در شرایط اجتماعی تازه و آزادانه ای به بار آمده اند ، چندان توانایی بیابند که بتوانند تمامی این زباله بر انباشته ای را که دولت نام دارد بروبند و از پیش پای خود بردارند ."

چگونه است که رفیق خوشکدامن با تائید حرف انگلس که : " دولت ،در واقعیت امر،چیزی جز ماشین سرکوب یک طبقه به دست طبقه ای دیگر نیست..." از یک طرف و از طرف دیگر از دموکراسی برای عموم و عدم لزوم دیکتاتوری در دولت کارگری حرف میزند. مگر " سرکوب " طبقه ای در دولتی غیر از اعمال دیکتاتوری و سرکوب اَزادی بیان و اندیشۀ اَن طبقه و نقص حقوق سیاسی اش چیز دیگری میتواند باشد ؟

با این اوصاف باید پرسید دولت کارگری که رفیق ما درنظر دارد ومیخواهد برای همۀ طبقات دمکراسی به ارمغان اَورد و بورژوازی و حزب اللهی( به نقل از نوشتۀ خود رفیق رحمت)در اَن اَزادانه از حقوق سیاسی برخوردار باشند ، نمایندۀ کدام طبقه است ؟ برنامۀ سیاسی اش در جهت منافع کیست؟ اَیا وضعیت چنین دولتی با واقعیت های طبقاتی و منافع طبقات مختلف مردم جامعه در تضاد قرار نمیگیرد؟ ونتیجۀ عملکرد چنین دولتی در همان ابتدای کارش غیراز اَنارشیسم و به هم خوردن جامعه وایجاد بی نظمی و هرج و مرج چیز دیگری خواهد بود ؟و اَیا این روش ونگرش اساسا" با تعریف مارکسیسم از دولت که مورد تائید خود رفیق است همخوانی دارد ؟

بعد رفیق رحمت بدون توجه به حرفهای از پیش گفته اش( درتائید نقل قول هایش از انگلس) و این بار نه در راستای بحث انگلس ، از بین رفتن "شر" را به دموکراسی بیشتر ربط میدهد و فراموش میکند که درنقل قول بالا از طرف انگلس اَورده :" و این حقیقتی است که در جمهوری دموکراتیک و نظام پادشاهی ،هر دو ،به یک سان مصداق دارد ؛خلاصه این که ، دولت ، دربهترین حالت ، شری است که پرولتاریای پیروز در پیکار برای به دست آوردن سلطهء طبقاتی خود ، آن را [از گذشته] به ارث میبرد " ومینویسد :

"رفیق اگر اندک تعمقی در این موضوع میکرد میدید که هرچه دامنه دموکراسی بیشتر باشد و هرچه بیشتر طبقه کارگر بتواند آن را گسترش و سازمان دهد به همان نسبت سلطه طبقاتی که بدست آورده (یعنی شر) کمرنگ تر میشود ،تا به مرحله ای خواهیم رسید که دیگر ضرورت وجودی آن با از بین رفتن طبقات از بین خواهد رفت .. "

وعجیب تر اینکه با اَوردن نظریۀ زیر باز بحث دموکراسی بیشتر و از بین رفتن شر را از یاد میبرد و مسئلۀ تقویت پایه های این "شر" را مطرح میکند که :

"طبقه کارگرباید برای تحکیم و حفظ سلطه طبقاتی خود، پایه های این شر را محکم تر گرداند ." و "طبقه کارگرباید همانند دیگر طبقات برای تحکیم و حفظ سلطه طبقاتی خود اقدام نماید تا پایه های این شر را محکم تر گرداند ."

در ادامه رفیق رحمت مینویسد :

"رفیق بر اساس چنین نگرشی ،در دموکراسی مورد ادعای خود که آنرا دموکراسی سوسیالیستی مینامد ، هیچ جای برای نیروهای غیرکارگری نمیبیند .جالب اینجاست که این رفیق آنرا دموکراسی اکثریت نیز مینامد. معلوم نیست که وقتی دموکراسی مورد ادعای او تنها برای طبقه کارگر و نیروهای کارگری است ،چگونه میتوان آنرا دموکراسی برای اکثریت نامید.البته روشن است که رفیق منظورش از اکثریت ،اکثریت در بین طبقه کارگر است ."

دراینجا اَن بخش از مطلبم را که ایشان به اَن اشاره کرده وتحریف شده است میاورم :

 

"واضح است دمکراسی که در دولت سوسیالیستی بوجود خواهد اَمد ،عالی ترین و بالاترین دمکراسی است که جامعه بشری در ادوار تاریخیش به خود دیده.یعنی دمکراسی وسیع و واقعی برای اکثریت مردم جامعه.برای کارگران وزحمتکشان.امامسئله این است برخلاف نظر وتصور رفیق رحمت اَنطوری که نوشته ومیخواهد باشداین دمکراسی هنوزبرای عموم مردم نیست ونباید ونمیتواند هم باشد.چون بخشی ازجامعه(طبقۀ بورژوا) هنوز ازاین دمکراسی محروم و اکثریت جامعه با برخورداری از قدرت حاصل ازحاکمیت شان و منجمله ابزار دمکراسی برای نابودی این طبقه و اَنچه که به این طبقه مربوط است و مانعی بر سر راه وپیشروی انقلاب سوسیالیستی بشود به میدان اَمده است ."از مطلب :شعار"دمکراسی برای عموم" ،تخیل ِسازش طبقاتی

رفیق رحمت مینویسد :

- "ثانیأ بدترین نوع دیکتاتوری رابه نام طبقه کارگرمیخواهد اعمال کند.براستی درجامعه ای که دگراندیشان آزادی بیان و اندیشه و....نداشته باشند ،میتوان آن جامعه را جامعه آزاد و دموکرات نامید؟ " و

- "دموکراسی مورد ادعای رفیق در واقع هیچ ارتباطی به دگراندیشان ندارد وجز طبقه کارگر هیچ کس دیگردرجامعه او همانطور که خود نیز میگوید آزاد نیست."

درجواب این نظرباید گفت در دولت کارگری اصل برحقوق سیاسی ، طبقاتی که در نظام قبلی(جامعۀ سرمایه داری)تحت ستم و استثماربوده اند ،یعنی کارگران و زحمتکشان گذاشته میشود و این دولت بنا به ماهیت سیاسی و طبقاتیش نه دولت اَزاد است و نه دمکراتیک .دولت اَزاد نیست و نمیتواندباشدچون اَزادی را از دشمن و دشمنان طبقاتیش سلب میکند و دولت دمکراتیک نیست چون مهر طبقۀ خاصی را برخود دارد و دموکراسیش در خدمت طبقۀ کارگر و متحدین اَن میباشد .

و در هیچ جای مارکسیسم از دولت به معنای اَزاد و دموکراتیک نام برده نشده است و بحث اَزادی بیان دگر اندیش و دگراندیشان، اگر منظور امکان و میدان دادن به اَنهایی است که طور دیگر غیراز حکومت کارگری میاندیشند وفکر میکنند ویا افراد و جریانات دیگری نظر ونظراتی دارند وباید در اظهار نظر اَزاد باشند و منتقد در حکومت کارگری بتواند انتقاداتش را مطرح کنند و امکان طرح انتقاد از طرف دیگران به اَن دولت وحکومت وجود داشته باشد است . -

اگر بحث این است روشن است باید این ها باشد و اَزادی بیان ،انتقاد وانتقادپذیری جزو پرنسیپ های این حکومت باید باشد.ولی بحث رفیق رحمت تنها دگراندیش نیست و اختلاف ما هم برسر چیز دیگری است .ایشان در حکومت برخاسته از انقلاب کارگری خواهان سهیم بودن ارتجاع و ضدانقلاب در دموکراسی موجود در اَن جامعه است و اختلاف ما برسر اَزادی وعدم اَزادی و سرکوب برای بورژوازیست در اَن حکومت. و درطول بحث متوجه شده ایم که منظور رفیق رحمت از دگر اندیش طبقۀ بورژوا هم است .

واما اینکه نوشته است که:

- "جالب این جاست که از در هم شکستن ماشین دولتی بورژوازی نیز صحبت میکنید .اگر از طریق دموکراسی نتوان به این هدف نائل شد ،باچه وسیله ای میخواهید چنین کاری را انجام دهید ؟ آیا با همان سلاح بوروکراتیک که از بورژوازی به ارث میبرید؟ " و

- "هدف طبقه کارگر ساختن جامعه سوسیالیستی است.هر راه دیگری غیر از دموکراتیزاسیون جامعه سرابی پیش نخواهد بود ."

باید گفت که"در هم شکستن ماشین دولتی بورژوازی" نه "از طریق دموکراسی" بلکه با بدست گرفتن قدرت سیاسی و در حاکمیت قرار گرفتن طبقۀ کارگر،سرکوب دشمن، به کنترل دراَوردن کارخانه ها وسهام ونظارت برتوزیع و کنترل و به اختیار در اَوردن تمام موسسات دولتی ،برچیدن سیستم گندیده بوروکراتیک، ضبط اموال سرمایه داران ، به کنترل دراَوردن تمام بانکها ،منابع و سرمایه های ملی ، لغو ارتش وپلیس سرکوبگر وحرفه ای ، لغو همۀ قرار دادهای بورژوایی و..ممکن است .

در ادامه ایشان مینویسند:

- "پس از انقلاب کارگری و برقراری دولت کارگری چگونه میشود که چنین دولتی راه زوال طی نماید.آیا راه دیگری غیر از دموکراسی برای عموم مردم میتواند وجود داشته باشد؟ رفیق شادیمقدم برای این موضوع نیز هیچ توضیحی نمیتواند داشته باشد . چرا که راه دیگری وجود ندارد ."

درجواب باید گفت"زوال دولت" هم نه از راه "دموکراسی برای عموم مردم" بلکه با دست بردن در مناسبات تولیدی و اقتصادی جامعه و برنامه ریزی سوسیالیستی در جهت لغو مالکیت خصوصی و اجرای مالکیت اجتماعی درعرصۀ تولید وپیش رفت جامعه در این راستا صورت خواهد گرفت . تا اَنجا که دیگر در جامعه چیزی به نام مالکیت خصوصی وجود نداشته باشد و انسانها برابر و جامعه عاری از طبقات شود و اَن وقت پدیده ای به نام دولت زوال خواهد یافت .

رفیق رسول آرام هم مینویسد:

"کلمه چند صدائی  و یا پلورالیسم را بر پرچم خود مینویسم و در باره آن مباحثه میکنم." ودر جای دیگر اَورده : "ازاین جهت است که این وظیفه را بایستی بعهده خود مردم قرار داد تا آنان خودشان روش و چگونگی بریدن از جامعه و سیستم غیرسوسیالیستی را انتخاب نمایند.روشن است که وقتی قدرت تصمیم گیری در دستان مردم باشد درگیری خشونت بار با سیستم سرمایه داری ازطریق اعمال اعتصابات سراسری؛ برای کسب امتیازات هرچه بیشتر و نهایتا خلع سلاح واقعی سرمایه داران از طریق لغو قوانین ارتجاعی و جایگزینی روابط دمکراتیک ؛به حداقل ممکن خواهند رساند."سوسیالیسم فراترازدولت کارگری!"

کاری به طرح "پلورالیسم" از طرف ایشان ندارم که خودش مسئله ای دیگر است و اَنهم با دولت کارگری و مشخصات اَن هیچ همخوانی ندارد وفعلا" به این بحث مربوط نیست .اما در مطالب قبلی نوشتم که در بحث کنونی در واقع روی سخن و مخاطبم با طیف وسیعی از چپ ایران است .و رفیق رسول آرام  این نظر مرا در مورد چپ توهین نامیده و نوشته است :

"برخی از نویسندگان که وقتی برای تامل و تفکر دارند نه تنها در صدد نیستند تا افکار و نظرات همرزمان خود را بعنوان یک نظریه  در چهار چوبه تفکرات سوسیالیستی بپذیرند بلکه با برخوردهای بگونه ای استالینیستی  سعی دارند آنها را از حوزه دفاع از سوسیالیسم اخراج کنند! به نمونه اینگونه برخوردها در سایت راه کارگر مواجه شدم. ابتدا خواستم از کنار آن بگذرم اما با خود فکر کردم که چرا ما باید بی اعتنا باشیم ؟ از این رو بود که نه بعنوان  پاسخ به این نوشته  بلکه بعنوان پاسخ گوئی به جنبش سوسیالیستی اقدام به نگارش این مقاله کردم. در سایت راه کارگر مقاله ای خواندم که در آخر آمده بود : 

.....طیف وسیعی ازچپ ایران که اصلا"مارکسیسم نبوده ونیست واین مباحث مشغله اش نبوده ونمیباشد و ازکنار چنین بحث هایی،لاابالیگر و بی تفاوت رد میشود و با درماندگی و ولنگاری فکر و ذکرش فقط سرنگونی طلبی ِراست روانه است و اکنون بخشی از اَن هم زبونانه دست به دامن ِجنبش سبز و لیبرال ها شده است . چپی که قید همه چیز را در عرصۀ پراتیکش زده است ومارکسیسم ،انقلاب سوسیالیستی ،دولت پرولتری و دیکتاتوری پرولتاریا برایش مسئله نیست و به این اَرمان و اهداف بی باور است و هنوز جرئت ندارد نظراتش را در این  میان بیان کند و درعمل سیاست ومنافع  طبقات دیگر را ریاکارانه تحت نام و لوای کمونیسم پیش میبرد و دروغ میگوید،بیشتراست و با همۀ تفاوت ها با رفیق رحمت درمجموع خود را نزدیکترحس میکنم تا با چپ اَنچنانی.

به این گونه تفکر واینگونه نگرش میتوان در فرصتی مناسبتر پاسخ گفت ولی قصد من یقه گیری نیست و نمیخواهم کسی را که شاید غیر عمد مطلبی را مطرح میکند از صف انقلاب به بیابان برهوت پرتاب کنم. اما معتقدم   کسانی که اینگونه  دیگران  را به باد انتقاد و توهین بی رحمانه حتما پرولتری قرار میدهند؛ هنوز برایشان روشن نیست که دوستان و دشمنان خود را درکدام  گوشه  جهان باید بیابند. این رفقا حتما در دولت کارگری و یا حکومت سوسیالیستی مورد ادعایشان قدرقدرتی خواهند بود!"سوسیالیسم فراترازدولت کارگری! از: رسول آرام

پاراگرافی که رفیق رسول از من اَورده واَنرا توهین قلمداد کرده ،رابه دلیل اهمیتش درتوضیح چگونگی وضعیت و مواضع چپ بیشتر توضیح خواهم داد .

بعداز فروپاشی شوروی و ناکارایی و بن بست تفکرات سیاسی وایدئولوژیک احزاب چپ در قالب مارکسیسم که چندین دهه میداندار مبارزه تحت لوای کمونیسم بودند و در واقع مبارزات و خواست های طبقات غیر کارگری را در جوامع مختلف نمایندگی میکردند، و بسر رسیدن این دوران و شکست چپ واحزاب فعال اَن در اوایل دهۀ 60 در حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران ، شکست پیش روی های قیام57، دورشدن و قطع ارتباط باقی ماندۀ چپ با جامعه و ماندنش در خارج کشور ، طولانی شدن سالهای تبعید ، برباد رفتن تمامی تحلیل ها و پیش بینی های این چپ در مورد حاکمیت این رژیم در ایران و بردوام بودنش ، تلاش های هر از چند گاه احزاب چپ در ارتباط با اعتراضات و خیزش های موجود در جامعه و به امید سرنگونی حکومت سیاه اسلامی زیستن و تشکیلات های خود را نگه داشتن ،باتمام نیرو به استقبال اعتراضات و جنبش های طبقات دیگر رفتن ،دردنیای فکری و فانتزی های خود به سمت دولت و حاکمیت های موهوم و ایده ال خود خیز برداشتن ،-

یاس ِهر از چند گاه و ممتد ِناشی از به هدف نرسیدن و این دور باطل را سالها طی کردن ، با جنبش ها خود را تعریف نمودن ،از مارکسیسم اندوختۀ اندک داشتن و ناتوان در انطباق تئوری ها با عمل مبارزۀ طبقاتی در اجتماع بودن ، سرنگونی طلبی صرف را با جهت گیری سیاسی و طبقاتی در راه نابودی نظام سرمایه داری و بر پایی جامعۀ سوسیالیستی عوض کردن ، به نام کمونیسم و سوسیالیسم ،سیاست و اهداف دیگر طبقات را پیش بردن ، با سکوت وسازش از کنار مقولات مارکسیستی و درارتباط با اهداف اصلی اَرمان رهایی انسان گذشتن ، عملا" سوسیالیسم ، مقولۀ طبقات و مبارزۀ طبقاتی ، دولت کارگری ، وراه نیل به جامعۀ برابر و اَزاد رابه فراموشی سپردن ، در مقابل سیاست طبقات دیگر سازش و همراهی کردن ، اپورتونیستی عمل کردن ، روز به روز از مارکسیسم و اهدافش دور شدن ،تحت تاثیر دمکراسی پارلمانی و بورژوایی کشورهای اروپایی بودن ، -

سوسیالیسم را وانهادن و سوسیال دمکرات شدن ،با نگرشی سطحی و بدون درک مقولۀ طبقاتی دولت و ضرورت دوران تاریخی حکومت کارگری و گذار از سوسیالیسم و صرفا" در نقد کشور هایی تحت نظام دیکتاتوری و موجود در دنیا به نفی دولت طبقاتی کارگری ودیکتاتوری پرولتاریارسیدن ، دمکراسی را مقوله ای زیر بنایی و اصلی در نظام سوسیالیستی و هر نظام دیگر دیدن ، مسئلۀ طبقات و نابودی نظام سرمایه داری را بدست فراموشی سپردن و برای عدم اَزادی بیان بورژواها در دولت کارگری نگران شدن و برخلاف مارکسیسم و منافع طبقۀ کارگر و سایر زحمتکشان ِجامعه سعی در اثبات حق سیاسی و لزوم برخورداری طبقات ضدانقلابی در جامعه سوسیالیستی نمودن ، -

مقولۀ قهر و سرکوب دشمن را در انقلاب اجتماعی وسوسیالیستی و دولت طبقاتی اَن حذف کردن ،دمکراسی پرولتری را نالازم دانستن و دمکراسی همگانی را تجویز نمودن ،با یک چرخش فکری و عملی لنین وبلشویسم وانقلاب اکتبر را از قلم انداختن ، نظرات و تحلیل های مارکس و انگلس را به دلخواه تعبیر وتفسیر کردن.این است مختصات سیاسی و فکری طیف وسیعی از چپ امروز ایران. و گفتن اینها در مورد این چپ توهین نیست و عین واقعیت است .

این بحث رابه سهم خود بانقل قولی از لنین خاتمه میدهم :

"مابشکل گروه فشردۀ کوچکی درراهی پرازپرتگاه ودشواردست یکدیگر رامحکم گرفته وبه پیش میرویم.دشمنان از هر طرف ما را در محاصره گرفته اند و تقربیا" همیشه باید از زیر اَتش اَنها بگذریم .اتحاد ما بنا به تصمیم اَزادانۀ ما است . تصمیمی که همانا برای اَن گرفته ایم که با دشمنان پیکار کنیم و در منجلاب مجاورمان در نغلطیم که سکنه اش از همان اَغاز ما رابه علت اینکه بصورت دستۀ خاصی مجزا شده نه طریق مصالحه بل طریق مبارزه را برگزیده ایم سرزنش نموده اند .

وحالا از میان ما بعضی ها فریاد میکشند: به این منجلاب برویم ! وقتی هم که اَنها را سرزنش میکنند بحالت اعتراض میگویند :شما عجب مردمان عقب افتاده ای هستید ! خجالت نمیکشید که اَزادی ما را برای دعوت شما براه بهتری نفی میکنید !اََری اَقایان ،شما اَزادید نه تنها دعوت کنید بلکه هر کجا هم دلتان میخواهد بروید ولو اَنکه منجلاب باشد، ما معتقدیم که جای حقیقی شما هم همان منجلاب است و برای نقل مکان شما به اَنجا حاضریم در حدود توانایی خود کمک نمائیم . ولی در این صورت اقلا" دست از ما بردارید و بما نچسپید و کلمۀ بزرگ اَزادی را ملوث نکنید . زیرا که اَخر ما هم " اَزادیم " هر کجا خواستیم برویم و اَزادیم نه فقط علیه منجلاب بلکه با هر کس هم که راه را بسوی منجلاب کج میکند مبارزه نمائیم !" لنین چه باید کرد

بهروز شادیمقدم 2010 .3. 20

http://shadochdt.wordpress.com

shadi_behr@yahoo.de

 

(1) پلورالیسم به معنی چند گانگى ، کثرت گرایی

 

مطالب مربوط به بحث دولت کارگری واَزادی بیان

 

خوشکدامن - درباره آزادی بیان   رحمت

اتوپی حکومت ِ"دمکرات و آزاد"یا راست روی بهروز شادیمقدم -

- دولت کارگری یادولت ایدئولوژیک! (نگاهی به انتقادات رفیق شادیمقدم) رحمت خوشکدامن

- دولت موردنظررفیق خوشکدامن،دولت کارگری نیست.   بهروزشادیمقدم

 (2) رحمت خوشکدامن - دولت کارگری یا دولت ایدئولوژیک

جایگاه مفهوم دولت در ادبیات مارکسیستی    حسن معارفی پور-

شعاردمکراسی برای عموم ، تخیل ِسازش طبقاتی   بهروزشادیمقدم-

- سوسیالیسم بدون دموکراسی !!؟ بخش اول( در نقد نظر بهروز شادی مقدم )   رحمت خوشکدامن

- دیکتا توری پرولتاریا ودموکراسی    علی یحیی پور

- سوسیالیسم فراتر از دولت کارگری!    رسول اَرام