آیا تونس شاهد یک انقلاب اسلامی است یا دموکراتیک؟

یوسف عزیزی بنی طرف

 

اذا الشعب یوما اراد الحیاة فلابد ان یستجیب القدر

(ترجمه: اگر ملتی روزگاری، زندگی را بخواهد، قضاء وقدر به ناچار باید تسلیم شود).

این شعر، بخشی از قصیده بلند ابوالقاسم الشابی شاعر بلند آوازه تونس است که جایگاه برجسته ای در ادبیات عرب دارد و به نوعی در ادبیات سیاسی ایران هم وارد شده. او پس از سرایش این قصیده که "ام کلثوم" هم آن را خوانده است، در سن بیست و شش سالگی در گذشت. وقتی در دهه پنجاه شمسی دانشجو بودم و همراه همگنان دانشجوی خویش به کوه می رفتم، بارها این شعر را برفراز قله های توچال، سبلان، تفتان یا در جنگل های انبوه شمال ایران خوانده و برای آنان ترجمه کرده ام.

این شعر بلند هم اکنون به سرود توده های انقلابی این کشور 12 ملیونی بدل شده است. خیزش کنونی مردم تونس مرا به یاد این شعر می اندازد و به نظر می رسد این ملت، تصمیم گرفته است تا به ندای این شاعر ملی خود پاسخ مناسب دهد.

بسان هر انقلاب دیگری در جهان، حرکت ضد دیکتاتوری مردم تونس با حادثه ساده ای آغاز شد. در هفدهم دسامبر گذشته، جوانی با آتش زدن خود، اخگری شد که هیزم آماده اشتعال جامعه استبداد زده تونس را به آتش کشید. جوان مقتول هم نام من بود: محمد البوعزیزی، دارای مدرک دانشگاهی که به علت بیکاری در شهر "سیدی بوزید" دستفروشی می کرد. با این همه پلیس سد معبر دست از سرش بر نمی داشت و مانع ادامه کارش می شد. شماری از مردم این شهر در اعتراض به این کار، تظاهرات اعتراضی راه می اندازند و اعتراضات به شهرهای تونس (پایتخت)، قفاقس، بنزرت، قصرین، (شهر توریستی) حمامات ودیگر شهرهای این کشور کشیده شد.

این رویدادها - دست کم - برای ما در ایران آشناست. از انقلاب مشروطیت بگیر تا انقلاب بهمن، گواه چنین حوادثی بوده ایم. هم جرقه اش آشناست وهم تظاهرات گسترده اش. از فلک کردن تاجر تهرانی در عهد ناصرالدین شاه بگیر تا تخریب خانه های خارج از محدوده در عهد محمدرضاشاه.

برخی از تحلیلگران، حرکت کنونی توده ای مردم تونس را "خیزش گرسنگان" وبرخی "انقلاب ستمکشان" نامیده اند اما به نظر من انقلاب مردم تونس یک انقلاب دموکراتیک است. شعارهای اقتصادی به سرعت سیاسی شد و از اعتراض به بیکاری و درخواست شغل برای بیکاران، به شعارهای "سرنگون باد حزب دستور" و" سرنگون باد جلاد خلق" فرارویید. "الدستور" در زبان عربی به معنای قانون اساسی است و در واقع طرفداران "حزب" قانون اساسی همانا هواداران حزب رییس جمهور فراری تونس اند. در اینجا اما برخلاف ایران از شعار "مرگ بر" فلان وبهمان خبری نیست.

تمرکز قدرت در دست زین العابدین بن علی وتمرکز ثروت در دستان او و همسرش و بستگان همسرش و به تبع آن، فساد اقتصادی وسیاسی واختلاف طبقاتی واجتماعی انگیزه های نیرومندی را برای تحریک مردم به جان آمده از دیکتاتوری فردی بن علی به وجود آوردند. به این ها باید اختلاف میان مرکز (مناطق ساحلی) و پیرامون ( مناطق صحرا نشین) افزود. در واقع در اینجا نیز نوعی تبعیض جغرافیایی و نژادی وجود داشت، زیرا که شهرهای دور از مرکز (ساحل مدیترانه) عمدتا از بربرها وبخشی از آفریقایی نژادان تشکیل می شوند. در بزرگترین شهر پس از پایتخت یعنی قصرین نرخ بیکاری حدود 70 در صد گزارش شده است. از نود کشته و هزار زخمی اعتراضات وتظاهرات یک ماه گذشته، بدترین کشتارها در این شهر صورت گرفته است. ضمنا ملت تونس، ملت با فرهنگی است که دارای بالاترین شمار دانش آموختگان در جهان است.

بن علی، شاه وخامنه ای

گرچه تونس طی دو دهه گذشته وبه گواهی سازمان های بین المللی از رشد اقتصادی بالایی برخوردار بود وبه نوعی "ببر اقتصادی" آفریقا نام گرفته بود اما همچون رژیم شاه، خود کامگی و بستن فضای سیاسی وفساد خانواده حاکم، کار دست دیکتاتور تونس داد. لیلا بن علی همسر زین العابدین بن علی را می توان با اشرف پهلوی وروسای فاسد پارلمان تونس را می توان با روسای بی بو وخاصیت دوران شاه یعنی ریاضی وشریف امامی مقایسه کرد.

بن علی همانند شاه سابق ایران قدری دیر صدای انقلاب مردم را شنید. وی دیروز پنجشنبه اعلام کرد که پیام شما مردم تونس را گرفتم.

زین العابدین بن علی دیروز جمعه - پس از اعلام آزادی کامل مطبوعات ورسانه ها و فضای باز سیاسی و اصلاحات اقتصادی، با دریایی از تظاهرات مخالفان رو به روشد و فرار را بر قرار ترجیح داد واز کشور خارج گردید. با عقب نشینی دیکتاتور، توده های خشمگین، گام ها جلو آمده اند وبر مبنای سخنان بن علی با تظاهرات عظیم خود، خواستار استعفای وی شدند. او بعد از ظهر امروز جمعه از کشور خارج شد و محمد غنوشی نخست وزیر تونس ریاست موقت کشور را به دست گرفت.

آیا محمد غنوشی، کرنسکی انقلاب روسیه یا بختیار انقلاب ایران است؟ هنوز این امر کاملا آشکار نیست. هم اکنون ارتش به بهانه جلوگیری از چپاول اموال عمومی و خصوصی و جلوگیری از هرج ومرج وارد میدان شده است. اما مردم خشمگین تونس خواهان برچیدن نظام فاسد گذشته اند. یعنی نه نخست وزیر را می خواهند ونه رییس پارلمان را ونه دیگر اعوان وانصار رژیم را. نوعی گرایش به تغییر و دگرگونی اساسی در شعارها و گفته های سران احزاب مخالف رژیم دیده می شود.

البته از حق نباید گذشت که بن علی بر خلاف آیت الله خامنه ای (در برخورد با جنبش سبز) رفتار کرد. یعنی نخواست به کشتار تظاهر کنندگان ادامه دهد و از قدرت گرچه موقت کناره کشید. نیز جنبش سیز ایران محدود به تهران و چند شهر مرکزی بود، اما تظاهرات گسترده مردم تونس از جنوب تا شمال و اغلب شهرها وروستاهای این کشور را در برگرفت. در اینجا نیز لباس شخصی ها ونیروهای شبه نظامی همانند نیروهای بسیج در ایران در کنار ارتش به سرکوب مردم پرداختند والبته به غارت خانه ها ومغازه ها نیز دست زدند تا دست ارتش را در قدرت یابی باز کنند.

ضمنا افزون بر فیس بوک وتویتر که در هر دو جنبش ایران و تونس نقش اساسی بازی کردند، دو تلویزیون ماهواره ای الجزیره و العربیه، لحظه به لحظه مردم تونس و توده های جهان عرب را در جریان تحولات این کشور قرار می دهند. به ویژه در روزهای اخیر این دو تلویزیون به ندرت دوربین خودرا از رخدادهای تونس دور کرده اند. یعنی در واقع بیینده عرب، شبانه روز با انقلاب مردم تونس زندگی می کند. والبته این دو شبکه تلویزیونی با فعالان جامعه مدنی و رهبران وفعالان سیاسی و فکری وسندیکایی و نیز با مردم عادی گفتگوهای مستقیم انجام می دهند. به اینها والبته در قیاسی کمتر - باید تلویزیون های عربی بی بی سی و فرانس 24 را اضافه کنیم. به نظر می رسد که رسانه های تصویری واینترنت نقش مهمی در تحولات کنونی تونس دارند. در اینجا انقلاب رسانه ای با انقلاب مردمی در می آمیزد وتاریخ را از نو می سازد.

از نوع شعارها و گفتگوها و تصویر تظاهر کنندگان وبه ویژه زنان نشانه ای از مذهبی بودن یا اسلامی بودن جنبش مردم تونس مشاهده نمی شود. بن علی اما در سومین سخنرانی اش در یک ماه گذشته، "اسلام گرایان افراطی و چپگرایان" را مسوول تحریک مردم دانست. از رویدادهای انقلاب تونس می توان استنباط کرد که شکست انقلاب اسلامی در ایران از جذابیت شعارهای مذهبی کاسته است و شعارهای دموکراتیک وعدالت طلبانه نقش عمده ای دارند.

انقلاب تونس ونقش نهادهای سیاسی وجامعه مدنی

از خوانش جامعه تونس می توان در یافت که سازمان واتحادیه های دانشجویی و کارگری و احزاب چپ و دموکراتیک می توانند برای گذار از نظام دیکتاتوری به نظام دموکراتیک در تونس نقش بازی کنند. در حوادث اخیر، اتحادیه کار تونس، حزب دموکراتیک پیشرو، حزب تونس سبز، جنبش دموکراسی خواهان سوسیالیست،انجمن آزادی و عدالت، کانون وکلا و انجمن پزشکان نقش مهمی در رهبری تظاهرات بازی کردند، اما به علت سرکوب مستمر ما شاهد تشکیل یک جبهه یا اتحاد میان نیروهای دموکراتیک وآزادیخواه نبوده ایم. در تونس حتا احزاب اسلامی همچون جنبش النهضه به رهبری راشد غنوشی از نوع اصولگرا نیستند و اندیشه های این شخص به اندیشه های محمد خاتمی شباهت دارد. اغلب این نیروها خواستار تشکیل "دولت نجات ملی" هستند تا راه را برای انتخابات آزاد پارلمانی و ریاست جمهوری آماده کند. نقش کشورهای غربی همانند آمریکا و انگلیس وبه ویژه فرانسه را نباید فراموش کرد وباید دید که ارتش طی روزهای آینده چه برنامه ای دارد. بی گمان قافله انقلاب دموکراتیک تونس را سر ایستادن نیست و به دشواری می توان جلوی احساسات آزادیخواهانه و عدالت طلبانه مردم تونس را گرفت. این انقلاب اگر پیروز شود بر کشورهای عربی و رژیم های دیکتاتوری آنها نیز تاثیر خواهد گذاشت. تونسیان می گویند که ما به نیابت از جهان عرب علیه دیکتاتوری می جنگیم. آنان تاکید می کنند که برای پلورالیسم، آزادی، دموکراسی و استقلال مبارزه می کنند.