تونس در نیمه‏ی راه!

شباهنگ راد

در چند هفته‏ی اخیر اعتراضات وسیع و میلیونی تودههای تحت ستم تونس خبرگزاری‏های جهان را تحت‏الشعاع‏ی خود قرار داده و یک‏بار دیگر به اثبات رسیده است‏که ظلم و ستم و سرکوب ظالمان، بی پاسخ نخواهد ماند.

مسلم است‏که علل خیزش میلیونی مردم تونس را باید و می‏بایست در سیاستهای استثمارگرایانه و ریاضت‏کشی سرمایه‏داران جستجو نمود. پائین بودن سطح زندگی میلیون‏ها توده‏ی رنجدیده و ناتوانی آنان در تأمین نیازهای اولیه‏ی زندگی توأم با بگیر و به بندها، از زمره عوامل هر جوشش و تغییر و تحول در دنیای سرمایه‏داری‏ست. نظام‏های کنونی، جان مردم را به لب‏شان رسانده‏اند و فقر دارد از سر و کول آنان بالا می‏رود. بیکاری را به بالاترین حد ممکنه رسانده‏اند و بیامیدی و بی آیندگی جوانِ جویای کار در این دنیا، باور کردنی نیست. این نظام‏ها، راهِ هرگونه زندگی را بر روی کارگران و زحمت‏کشان و فرزندانشانرا بسته‏اند. به عبارتی حقیقی‏تر زندگی در این نظام‏ها ناممکن گردیده است و هم‏چنین وجود میلیون‏ها تحصیل‏کرده‏ی بیکار در این کشورها دارد بیداد می‏کند.

 

خودسوزی "محمد بوعزیزی" جوان تحصیل‏کرده‏ی تونسی از دست سرمایه‏داران از جمله تک‏نمونه‏هائی‏ست که دنیای بشریت شاهد آن بوده است. در این دنیا میلیون‏ها جوان دارند از سر خیر سرمایه‏داران به کارهای ناخواسته تن می‏دهند و زندگی میلیون‏ها تن دیگر بدلیل هزاران مشکلات دست‏ساز ظالمان به تباهی کامل کشیده شده است؛ چرا که سرمایه‏داران جانی، قصدشان بر آن است تا با تحت فشار قرار دادن هر چه بیشتر محرومان، بر حاکمیت خود قوام بخشند. می‏خواهند اقتصاد فرتوت و بی‏رمق خود را با سیاست ریاضت‏کشی و استثمار بی‏حد و حصر محرومان نجات دهند. به این کشور و آن کشور خلاصه نمی‏شود و فرا منطقه‏ای و قارهای‏ست. همه‏جا دارند شیره‏ی جان توده‏ها را می‏مکند و همه‏جا دارند کارگران و زحمت‏کشان را مورد استثمار و یورش وحشیانه‏ی خود قرار می‏دهند. در دنیای خود ساخته‏ی آنان، محتزم شمردن به حقوق پایه‏ی انسان‏ها بیمعناست و هر گونه اعتراض و ابزار مخالفت را هم از میلیون‏ها انسان رنجدیده سلب نموده‏اند.

 

این دنیای کارگر و زحمت‏کش نیست. این دنیای جوان تحصیل‏کرده نیست. این دنیای استثمار و چپاول است و ذره‏ای با منفعت محرومان و فرزندان‏شان هم‏خوانی‏ای ندارد. این دنیائی‏ست که سرمایه‏داران دارند با زور و چماق به میلیاردها انسان تحمیل می‏کنند و می‏خواهند با گسترش سرکوب توده‏ها را به عقب برانند؛ امّا بر خلاف امیال و آرزوهای سرمایه‏داران، اعتراضات و اعتصابات کارگران و زحمت‏کشان در اقصا نقاط دنیا و بویژه خیزشهای گسترده‏ی تودههای ستمدیده‏ی تونسی در چند هفته‏ی اخیر، حکایت دیگری دارد و مشاهده شده است‏که، سرمایه‏داری علی‏رغم مسلح بودن به سلاح‏های متفاوت، براحتی قادر به پیشبرد سیاستهای ارتجاعی‏اش نیست. این را مردم تونس و آن‏هم در مدت زمانی کوتاه و در مخالفت با سیاستهای ریاضت‏کشی جانیان بشریت بنمایش گذاشته‏اند و در ابعادی گسترده به خیایان‏ها سرازیر شده‏اند و خواهان تقسیم عادلانه‏ی ثروت جامعه‏اند.

 

تودههای گرسنه و رنجدیده‏ی تونسی به میدان آمده‏اند و در اقدامی غیر قابل تصور "زین‏العاین بن علی" دیکتاتور را، به زیر کشیدند و بار دیگر به اثبات رسانده‏اند که موتور توده‏ی متحد و واحد خاموش شدنی نیست. جنبشی که پایههای سرمایه را تکان داد و قدرت‏مداران را به تقلا انداخته است تا به‏هر طریق ممکنه، سکان و هدایت اعتراضات مردمی را در دست گیرند. زورمداران به سیاق همیشگی‏شان می‏خواهند با سیاستهای فریبکارانهای هم‏چون "دولت آشتی ملی" اعتراضات بحق کارگران و زحمت‏کشان را به انحراف بکشانند. سیاست و اقدامات ارتجاعی‏ای که تازه‏گی ندارد و جنبشهای اعتراضی، شاهد نمونههای فراوانی از این‏دست دسیسه‏ها توسط سرمایه‏داران وحامیان ریز و درشت‏شان در سرتاسر جهان بوده است.

 

از منظری دیگر، اگر چه پرونده و افسانه‏ی قدر قدرتی "بن علی"، دیکتاتور تونس بسته شده و به تبع‏ی آن بر مناسبات و روابط جامعه خدشه‏ای وارد گردیده است، امّا در کنار آن‏ها متأسفانه باید اذعان نمود که چرخش و حاکمیت سرمایه تاکنون دست نخورده باقی مانده است و هم‏چنین باید تاکید ورزید که تودههای محروم تونسی علی‏رغم پیشرفتهای روشن و دستآوردهای گرانبها، تا رسیدن به حقوق پایهای خویش، راههای دشوار و فراوانی را در پیشارو دارند. در حقیقت مردم تونس با اعتراضات و مبارزات خویش توانسته‏اند مُهر خود را بعد از دهه‏ها بر جامعه بکوبند؛ توانسته‏اند در حرکتی همگانی، قدرت نهان و خفته‏ی خود را آشکار سازند؛ توانسته‏اند جامعه‏ی "آرام و با ثبات" سرمایه را در هم ریزند و مهمتر از همه‏ی این‏ها توانسته‏اند بدون رهبری، سرمایه را یک‏گام به عقب برانند و پرچم, خواسته‏ها و مطالبات پایمال شده‏ی خود را برافرازند. همه‏ی این‏ها را باید از جمله ویژه‏گی‏های ارزنده‏ی اعتراضات اخیر مردم تونس به حساب آورد.

 

این طرف قضیه است و امّا طرف دیگر آن‏هم به سرمایه مربوط می‏شود که دارد با توسل به حیله‏ها و دسیسههای رنگارنگ و با حمایتهای بیدریغ هم‏کیشان و هم‏قطاران داخلی و بین‏المللی خود، راه حل و چارهجوئی می‏نماید تا از اوضاع ناخواسته پیروز بدر آید. در صدد است تا با جابجا نمودن مُهره‏های خود، شعله‏های اعتراضات مردم تونس را مهار و خاموش نماید. به سیاق همه‏ی نظام‏ها در تلاش است تا با اتخاذ تدابیر امنیتی جدید، جنبش خیابانی را به درون خانه‏ها باز گرداند. به دلیل این‏که هرگونه جنبش اعتراضی خیابانی از نوع, مردم تونس، در تخالف با نظم دل‏خواه‏ی سرمایه‏داران قرارد دارد؛ به دلیل این‏که سرمایه ذاتاً مخالف سرسخت تجمعات و اعتراضات خیابانی بدون هدایت و سازماندهی از جانب طبقه‏ی خودی‏ست. بیهوده نیست که دارد رشته و زنجیره‏ی آنرا از درون پاره می‏کند تا مبادا روزی چرخش سرمایه از حرکت باز ایستد. بنابراین تداوم اعتراضات خیابانی و تجمعات گوناگون بنوبه‏ی خود می‏تواند دامنه‏ی عکس‏العمل‏های سرکوب‏گران و سرمایه‏داران و حامیان‏شانرا محدود نماید و گام به‏گام آنانرا به عقب راند.

 

واقعیت این است‏که اعتراضات مردم تونس در مراحل حساسی قرار گرفته است و پر واضح است‏که جنبش خیابانی مردم تونس زمانی به نتایج دل‏خواه‏ی خود دست خواهد یافت، که حامل برنامه‏ی انقلابی روشن و کمونیستی باشد. این جنبش نیازمند هدایت مدبرانه و رهبری کمونیستی‏ست و باید آگاه بود که بدون ارتباط گسترده و تنگاتنگ با روشن‏فکران و کمونیستهای راستین، با دست‏اندازهای متفاوتی روبرو خواهد گردید. ده‏ها مورد از این‏دست اعتراضات را می‏توان شاهد گرفت و نشان داد که زمانی می‏توان از پیشرفت انقلاب و اعتراضات رادیکال مردمی سخنی بهمیان آورد که از سر سالمی برخوردار باشند.

 

خلاصه‏ی کلام این‏که، تونس در نیمه‏ی راه‏ست و موفقیت آن به دخالت‏گری‏های کمونیستهای راستین مربوط می‏باشد. این جنبش علی‏رغم پیشرفت‏ها و علی‏رغم دستآوردهای روشن، در تیررس حمله‏ی منادیان سرمایه، رفرمیست‏ها و ظالمان قرار دارد. بی‏گمان عدم شناخت از موقعیت فعلی، این جنبش را به عقب خواهد راند و سیطره‏ی سرمایه‏داران این‏بار و آن‏هم در لباس و با ترکیبی دیگر بر فضای جامعه‏ی تونس سنگینی خواهد کرد. به بیانی جامعه و خیزشهای مردمی تونس به تار موئی بند است و مسلم است‏که بدون پایداری عمیق مدافعین تودههای ستمدیده، امر انقلاب تونس به پیش نخواهد رفت و ریشه‏ی سرمایه سوزانده نخواهد شد. وظیفهای که بر دوش همه‏ی آزادیخواهان و جویندگان راه رهائی و کمونیست‏ها قرار گرفته است و تنها در چنین شرایطی‏ست که خواستههای پایه‏ی تودههای ستمدیده‏ی تونس تضمین خواهد گردید.

24 ژانویه 2011

4 بهمن