مقاومت مردم مصر و احتمالهای ممکن

مرجان افتخاری

30ژانویه 2011

دنیای عرب با بحرانی بیسابقه ای روبرو است. بحران قدرت سیاسی که ادامه بحران اقتصادی ساختاری در کشورهای سرمایه داری غرب است. پس از اعترضات مردم در الجزایر که ظاهرا اکنون آرام گرفته و جنبش تونس که به سرنگونی دیکتاتوری 23 ساله بن علی انجامید اکنون چند روزی است که بحران قدرت در مصربزرگترین کشور عربی اغاز شده است. اگر چه همه شرایط برای حرکتهای اعتراضی در کشورهای اردن، و یمن، لیبی، سودان و عربستان سعودی این ارتجاعی ترین کشور خاورمیانه وجود دارد ولی فعالا در حال حاضر غیر از حرکت های بسیار ضعیف و پراکنده هیچ نشانه دیگر وجود ندارد.

ویژگی سیاسی در تمام این کشورها، رژیمهای دیکتاتوری است. سرکوب آزادیهای دمکراتیک،زندان شکنجه ، کنترل کامل مردم و نهادهای اجتماعی بوسیله سیستم پلیسی پیچیده جزء جدا ناپذیر قدرت سیاسی در این کشورها است. از سوی دیگر شکلهای عقب مانده ساختار سیاسی امیری، خلیفه ای، پادشاهی و رئیس جمهوریهای دائمی که از پدر به پسر واگذار میشوند هم جزء بافت قدرت سیاسی آنها است. در کنار این مجموعه، قدرت ارتش و نیروهای سرکوبگر در پشت صحنه بخش مهمی از قدرت سیاسی است. علاوه بر این در یمن، سعودی و سودان اجراء قوانین ارتجاعی شرع اسلام، قصاص، هم غیر انسانی ترین و و حشیانه ترین نوع حکمتی است که عرضه زندگی را برای مردم سخت تر و غیر ممکن کرده است.

تا قبل از بحران ساختاری نظام سرمایه داری در سال 2008، بیکاری و فقر جزء مشکلات اصلی اکثریت مردم بود. اما تاثیرات بحران اقتصادی با کمی تاخیر، ولی ویران گرتر زندگی میلیونها میلیون نفررا در این کشورها مورد تهدید قرار داده است. بطوریکه برنامه های ریاضت اقتصادی صندوق بین المللی پول و دولتها فشار چند برابری است که بار سنگین آن تنها و تنها بر دوش طبقه کارگر و تهیدستان این کشورها است. بگونه ای که هیچ راه حل و هیچ امیدی برای جوانان که 60% جمعیت را دراین کشورها را تشکیل میدهند وجود ندارد.

وزنه سیاسی مصر و نقش آن در صحنه بین المللی

مصر کشوری است بزرگ با بیش از 80 میلیون نفر جمعیت، که تا کنون در صحنه بین المللی نقش استراتژتیک و دیپلوماتیک مهمی در بین کشورهای عربی، رابطه بین کشورهای عرباسرائیل و در مورد مشکل دائمی و بدون راه حل فلسطین و اسرائیل داشته است. حسنی مبارک و دولت او مورد اطمینان کامل و طرف اصلی مذاکرات امپریالستها، بویژه امریکادر مورد مسائل خاورمیانه است. به همین دلیل پس از اوج گیری خیزش مردم در شهرهای بزرگ مصر، قاهره، الکساندری، وسوئز و درگیرهای مردم با پلیس، واکنشهای فوری از طرف رئیس جمهوری امریکا و تشکیل کمیته فوری امنیت ملی را پی داشت. حتی در فروم اقتصادی سوئیس نخست وزیر ژاپن مجبور شد در مورد وضعیت اقتصادی مصر اظهار نظر کند. تمام کشورهای سرمایه داری بزرگ با احتیاط همراه با ابهام به ضرورت تغیرات اقتصادی و اجتماعی در مصر اشاراتی داشتند. در حقیقت مصر و رژیم آن بازوی دیپلوماتیک در منطقه حساس خاورمیانه محسوب میشد که خلاء آن با توجه به درگیریهای دائمی در لبنان، فلسطین، اسرائیل وسوریه میتواند برای غرب بسیار گران تمام شود.

نیروهای سیاسی در مصر

غیر از چند کشور مانند عربستان، یمن و لیبی، در اکثر کشورهای عربی احزاب فرمایشی که در حقیقت هیچ نقشی در قدرت و صحنه سیاسی ندارند وجود دارند.در تونس تقریبا شش حزب وجود داشت ولی قدرت اصلی را خربRCD در دست داشت. در مصر حزب دموکراتیک ملی نزدیک به سی سال است که تمام ارگانها و نهادهای دولتی و غیر دولتی مهم را در اختیار دارد. احزاب دیگر که شاید فقط اسمی از انها در زمان رای گیری های فرمالیته مطرح شوند عبارتند از، حزب سوسیالیست کار، گروه ناصریهای چپ، حزب سبز، جزب جوانان مصر، حزب اتحاد دمکراتیک، حزب ناصریهای دمکراتیک عرب و حزب لیبرال مصر. جریان برادران مسلمان تنها گروه بزرگ و سازمانیافته اسلامی در بین این دسته است که دارای تشکیلات محلی در اکثر شهرهای مصر بخصوص در مناطق محروم و روستائی است.

ارزیابی از جنبش مردم مصر

تمام شواهد و اخبار نشان میدهد که جنبشی که اکنون یک هفته از آن گذاشته است کاملا خود بخودی و مردمی است. هیچ جریان و حزب سیاسی قدرت رهبری این جنبش فرا گیر را نداشته و ندارد. با توجه به وجود تانکها، هلی کپترها و جتهائی که امروز، یکشنبه، برای هراس و وحشت مردم آسمان مصر را پوشانده اند مانع حضور مردم در خیابانها نشده است. در همین هنگام تمام دولتهای اروپائی، اتحاد اروپا و امریکا در حال مذاکرات محرمانه با حسنی مبارک برای جستجوی راه حلی هستند.

آنچه که بیش از همه محتمل است و میتواند منافع اسرائیل، آمریکا و کشورهای اروپائی را تامین کند، و همچنین احتمال یک کودتادی نظامی توسط ناسیونالیستهای ارتش را خنثی نماید، کنار گذاشتن حسنی مبارک و انتقال قدرت به کسانی است که در گذشته و هم اکنون در صحنه بین المللی سوابق سیاسی شناخته شده ای دارند. افرادی مانند ال براده ای رئیس انرژی اتمی و یا امر موسی رئیس اتحاد عرب که سالها سفیر مصر در هند و سپس در دهه 1990 بعنوان دیپلمات در سازمان ملل مشغول بکار بوده .در بین سیاست مداران مصر از این نمونه شخصیتها که مورد اطمینان تمامی کشورهای غرب و اسرائیل باشند و از طرف دیگر مردم هم نسبت به انها بد بین نیستند.

در حقیقت آرام کردن مصر و جلو گیری از گسترش جنبشهای مردمی در کشورهای دیگر عرب، با قربانی کردن حسنی مبارک به نظر تنها راه باقی مانده برای کشورهای سرمایه داری غرب است. در غیر این صورت غرب با بحران عظیمی در کشورهای دیگر عرب روبرو خواهدشد.

موفقیت مردم مصر در سرنگونی رژیم سی ساله مصر بدون تردید پایان مبارزه نیست ولی قدم بزرگ و بی سابقه ای است برای نشان دادن عزم مردم در مقابل دیکتاتورهای جهان بخصوص عرب. در ضمن درس بسیار خوبی برای کشورهای امپریالستی است که دیگر نمیتوانند به شیوه سابق در این کشورها سیاستهای خود را ادامه دهند. این موفقیت درس بزرگ دیگری برای کارگران و تهیدستان و همه مردم خواهد داشت، سازماندهی تشکلها و احزاب واقعی خود. ارگانها و نهادهائی که میتواند به ارگانهای قدرت در زمانی دیگر تبدیل شوند.

اما کسانی که این جنبشها و جنبش سال 1388 درایران را جنبش های بورژوازی و یا "شکم سیرها" ارزیابی کردند و به صرف اینکه طبقه کارگر قدرت و رهبری را در دست ندارد قابل دفاع و حمایت نیستند. امروز باید به توده های میلیونی کارگر و تهیدست مصری، تونسی و دیگر کشورها که از جان مایه میگذارند پاسخ مشخص دهند. هیچ تردیدی نیست که عصر انقلابات بورژوا دموکراتیک سالهای سال است که پایان یافته ولی گرسنگان برای" سیر کردن" شکم خود منتظر نخواهند شد.