در لیبی برای دو رویی غرب انتهایی نیست !

 

 

نویسنده: موری دابین * برگردان : صفار ساعد

 

هرکس اعتماد کند که "غرب" با آن ارتش‌های مبتلا به اوهام ویژه اش ، همراه با ناتو و برخی کشورهای عربی (این ها برحسب وظیفه شان به قطعنامه شورای امنیت مربوط به منطقه پرواز ممنوع و مخلفات آن در لیبی رأی مثبت دادند) میتواند کارهای حسنه ای انجام بدهد ، خود در اوهام بسر میبرد.

هیچ کس منکر خصلت بیرحمانه دیکتاتوری معمرقذافی، که خود نیز به اوهام مبتلاست و میتواند دست به کشتار مردمان خود بزند، نیست.  اما نباید فراموش کرد که قدرت های قدیمی امپریال چه منظور پنهانی را از بیان دیکتاتور بودن این شخص دارند.  ما نبایستی قضاوت خود را به حالت تعلیق درآوریم . ما حتی با فهم عادی خود میتوانیم به این استنتاج برسیم که انقلاب دموکراتیک در خاورمیانه و یا شمال آفریقا واکنش های دوجانبه ای را به همراه آورده است.

من به سخنان هیلاری کلینتون، که یک عضو جنگ طلب نوع کلاسیک حزب دموکرات است، گوش فرا دادم .  وی در سخنرانی خود هشت بار لغت "مردم" را بکار برد تا اثبات کند که چرا عملیات نظامی علیه لیبی به حق است.  ما به درستی میدانیم که در عملیات نظامی، خشک و تر با هم میسوزند و از بین میروند.  اما با کمی دقت در سخنرانی وی مشخص شد که او از "مردم" کسانی را مد نظر دارد که نیروهای مخالف قذافی هستند.

در لیبی بد یا خوب نیروهای مخالف حکومت با کمک سربازان جدا شده از ارتش، خود را به انواع سلاح های سبک، سنگین، آتشبارهای ضد هوایی و حتی هواپیماهای جنگی مسلح کردند.  این "مردم" مردم دیگر لیبی را در آغوش نمی کشند، بلکه آن ها را میکشند.  در اینجا نمیخواهم بگویم که شورش های مسلحانه خطاست و یا برحق نیست.  حتما برحق است.  اما مسلم بدانید که این کش و قوس ها در لیبی همانند کش و قوس های میدان تحریر قاهره نیست که همه گروه های مردمی مطلقا مسالمت آمیز عمل میکردند، حتی زمانی که با آنها با خشونت رفتار میشد.  آنها پیروزی عمومی انقلاب را در مد نظر داشتند.

زمانی که شورشیان لیبی خود را مسلح کردند و به مراکز انبار اسلحه های دولتی حمله بردند، بازی کاملا شکل دیگری به خود گرفت.  آیا واقعا این شورشیان فکر می کردند که قذافی تمامی نیروی نظامی خود را برای مقابله با آنها بسیج نخواهد کرد؟  کاملا واضح است که آنها میدانستند و از دید استراتژیکی امیدوار بودند که غرب برای دفاع از آنان پای پیش خواهد نهاد.

قذافی در نامه ای که خطاب به اوباما می نویسد از رئیس دولت امپریال سئوال می کند که خود او چه خواهد کرد اگر شورشیان مسلح یکی از شهرهای آمریکا را اشغال کنند.  با ساختاری که در آمریکا به چشم میخورد و اسما یک دموکراسی است، ممکن است این امر به وقوع نپیوندد.  اما این سئوال در نفس خود سئوال خوبی است.

خواست دموکراسی در کشور لیبی به جنگ داخلی تبدیل شد.  سازمان ملل متحد هم به طور ساده از این موقعیت بحرانی استفاده کرد تا اوضاع را برای تغییر حکومت در لیبی آماده سازد.

قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت سازمان ملل نفس عملیات نظامی را در خود دارد و بسیار فراتر از منطقه پرواز ممنوع است.  این قطعنامه راه را برای از بین بردن رژیم و ارتش قذافی صاف کرده است. هدف منطقه پرواز ممنوع آن نیست که شهرهای قبلا به تصرف درآمده توسط شورشیان در سواحل دریا و خشکی را به آنها بازگرداند ، بلکه میخواهد رژیم سرنگون کند.

تغییر حکومت اما تماما بخاطر نفت است. کشور لیبی بزرگترین تولید کننده نفت در آفریقا است و حتی بیش از کشور نیجریه نفت تولید می کند.  این کشور بطور حتم ۵۰ بیلیون سفره نفتی دارد.  در آنجا نفت با قیمتی ارزان استخراج میشود.  هربشکه نفت یک دلار خرج برمیدارد.  اینجاست که بسیاری از غول های نفتی از استخراج این ثروت متعلق به مردم لیبی سودهای میلیونی می برند.  شرکت هایی همچون بی پی (بریتیش پترولیوم)، کنوکو فیلیپس، توتال (فرانسه)، انی (ایتالیا)، رپسول اسپانیایی، آکسون موبیل، شورون و اکسیدنتال .

 

پشت پرده سیاست اوباما در کاربرد نیروی نظامی چیست؟

قذافی در یک سخنرانی بیان داشت دیگر این کمپانی ها جایی در لیبی ندارند.  و این آن نقطه عطفی است که ناگهان تصمیم به تغییر حکومت با تمام قوا از طرف امپریال غرب گرفته میشود.  حاشا کردن ناتو، کانادا و سایر کشورهای غربی که پودر کردن کاخ محل سکونت قذافی برای تغییر رژیم نیست، مسخره است.  آیا واقعا اوباما و استفان هارپر در لیبی دموکراسی میخواهند؟

باید اذعان کرد که اینان لیست بلندبالایی از کشورهایی که باید به سرنوشت عراق و افغانستان مبتلا گردند، در کشوی خود دارند.

اگر امپریال غرب واقعا دموکراسی می خواهد و نه نفت، پس این دموکراسی های غربی می بایستی دو کشور دیگر عربی که مردم آن بدون اسلحه دارند سلاخی میشوند را نیز در این لیست جای دهند.

در یمن تک تیراندازها ۴۰ نفر از نیایش کنندگان را که از مسجد به خیابان هایی که چادر تظاهرکنندگان در آن برپا بود میرفتند، در یک آن از پای در میآورند.  برطبق اطلاعات رسانه ها، تیراندازی های کور به مدت یک ساعت ادامه داشت و صدها تن براثر آن مجروح شدند.  خروجی خیابان ها به وسیله ارتش با لاستیک های مشتعل بسته شد و تظاهرکنندگان را در میان آتش به حال خود رها کردند.  در این مواقع شما نه از استفان هارپر و نه از اوباما صدایی میشنوید.  در لیست سیاه آنان جایی برای جنایاتی که در بحرین توسط ارتش انجام شده است، نیست.  جایی که ارتش به بیمارستان ها حمله می کند تا مجروحین تظاهرات قادرنباشند تحت معالجات پزشکی قرار گیرند.

اوباما از قبل به عربستان سعودی برای فرستادن صدها سپاهی چراغ سبز داده بود تا سپاهیان آن، مرز این کشور را به طرف بحرین در هم نوردند.  اوباما عملا به عربستان سعودی اطمینان داد که در صورت حمله به  بحرین هیچ واکنشی از سوی وی صورت نخواهد پذیرفت.  و همه این ها بخاطر نفت و اسلام رادیکال است.  دیکتاتور یمن تمام سعی اش بر این می باشد که همچون عربستان سعودی حمایت واشنگتن را در پشت خود داشته باشد.  عربستان سعودی به حمایت رژیم بحرین برخاست، چرا که از شرایط دموکراسی واقعی ترس داشت و آمریکا با تمام قدرت حمایت خود را در حفظ رژیم سربراه فعلی اعمال می کند.

تمامی این فعل و انفعالات بوی گند ریاکاری و دورویی میدهد که ما از قبل انتظار آن را داشتیم.

 

* (Murray Dobbin)   یکی از ادیتورهای میهمان در تارنمای Rabble.ca است. وی به مدت چهل سال بعنوان ژورنالیست، گوینده رادیو   تلویزیون و فعال اجتماعی فعالیت می کند و پژوهشگر و عضو هیئت امنای  Canadian Centre for Policy Alternatives می باشد. این مرکز ۵ مطلب از وی در زمینه مطالعات منشور مدارس و "ده افسانه در مورد مالیات" را در اختیار همگان گذاشته است.  موری دابین در فاینانشال پست ستون نویس است و در فری پرس در وینیپگ و گلوب اند میل و تورونتو استار و دیگر روزنامه ها نیز قلم میزند.

 

توضیح مترجم: علیرغم آنکه میتوان با برخی از موضعگیری های مندرج در نوشته موری دابین در [مقاله] فوق موافق و یا مخالف بود، اما از آنجائیکه حس کردم که اساس گفته های دابین استثمار و ریاکاری های حکومت های سرمایه داری غربی را نشانه میرود، دست به ترجمه آن زدم .

۲۴ مارس ۲۰۱۱