مسول افزایش حوادث شغلی
و مرگ کارگران حاکمیت است!  
به مناسبت ۲۸ آوریل (۸ اردیبهشت) روز بین المللی قربانیان حوادث شغلی و روز جهانی کارگر

 

محمد صفوی

 

با تشدید سرکوب ها و ادامه زندانی کردن رهبران و فعالین کارگری و فعالین سیاسی جنبش آزادیخواهانه و جنبش سبز در کشور ما، شرایط کار کارگران و میلیونها مزد بگیر نیز در سالی که گذشت به مراتب بدتر شده است ...

 

بالای خندق خونین، نابرادران
از خنده ریسه رفته اند
از رنج پایان ناپذیر ما"
منوچهر آتشی از مجموعه گندم وگیلاس

با تشدید سرکوب ها و ادامه زندانی کردن رهبران و فعالین کارگری و فعالین سیاسی جنبش آزادیخواهانه و جنبش سبز در کشور ما، شرایط کار کارگران و میلیونها مزد بگیر نیز در سالی که گذشت به مراتب بدتر شده است. تصمیمات استبدادی گونه سیاسی و اقتصادی دولت احمدی نژاد که با حمایت کامل بیت رهبری همراه بوده است ،   شرایط زندگی و کار اکثریت مردم کشور ما را دشوار تر کرده است . به همین علت در سالی که گذشت در نهاد کار، وضعیت بهداشت و ایمنی کارگران نیز بحرانی تر شده است و شاهد افزایش حوادث شغلی و مرگ و مجروح شدن کارگران بودیم.
اگر می گوییم مسولیت مستقیم مرگ کارگران به خاطر حوادث شغلی در کشور ما به عهده حاکمیت است بی جا نگفته ایم. بی شک در یک شرایط عادی میتوان ارزیابی بی طرفانه و متفاوتی از وقوع حوادث شغلی داشت و حوادث مرگ آفرین شغلی را فرضا ناشی از بی احتیاطی کارگر یا خطای انسانی یا فرسودگی دستگاه ها و غیر استاندارد بودن آنها یا خطای مدیریت ارزیابی کرد و در جهت رفع خطرات با کمک گرفتن از تمام نیروهای در گیر در نهاد کار در یک شرایط دمکراتیک در جهت ایمن شدن محیط کار و کاهش حوادث شغلی کوشید. اما در شرایط ویژه کشور ما با نگاهی عمیقتر به سیاست های کلی حاکمیت متوجه خواهیم شد که رشد فزاینده آمار مرگ و میر کارگران بر اثر حوادث شغلی و یا مرگ تدریجی کارگران و سایر مزد بگیران جامعه به خاطر انجام مشاغل سخت و زیان آور و بیماریهای شغلی ارتباط مستقیم با تصمیمات نظامی گونه اقتصادی و درجه سرکوب های سیاسی در جامعه و و محیط های کاری دارد.   تا آنجا که به محیط کار و رابطه کار و کارگر مربوط میشود شواهد فراوانی وجود دارد که نشان میدهد حاکمیت طی 32 سال گذشته در بحرانی کردن و سختتر کردن شرایط کار میلیونها کارگر و مزد بگیر در ایران نقش مستقیم داشته است وبا قدرت رسیدن دولت امنیتی نظامی احمدی نژاد وضعیت کارگران و مزد بگیران ما در همه زمینه ها به مراتب بدتر شده است.از جمله:

افزایش حوادث شغلی
هر ساله شاهد افزایش افزایش حوادث شغلی و افزایش مرگ و مجروح شدن کارگران هستیم لیکن تاکنون هیچ کدام از مسولین دولتی پاسخگوی فاجعه انسانی در محیط کار نبوده اند. اقدام عملی برای کاهش حوادث شغلی به این بهانه که هزینه تولید بالا میرود و میزان سود دهی کاهش پیدا می کند از جانب مسولین برداشته نمیشود و حادثه پشت حادثه تکرار میشود.. بنا به گزارش معاون پزشکی قانونی:" هر ساله مرگ و میر حوادث ناشی از کار در مقایسه با سالهای قبل از آن با افزایش قابل توجهی مواجهه بوده است و از سال 1381 تا 1387 شاهد رشد 4 و 66 درصدی حوادث شغلی بوده.ایم. در نه ماه سال 1389،   993 تن بر اثرحوادث ناشی از کار جان خود را از دست دادند. این در حالی است که در زمان مشابه در سال 1388، 951 تن در حوادث کاری کشته شده اند"(1). به این ترتیب با توجه به این آمار رسمی دولتی که بازتاب تمامی حوادث شغلی در ایران نیست درسال 1389 در مقایسه با سال 1388 باز هم شاهد افزایش مرگ کارگران در محیط های بشدت نا امن کاری در ایران هستیم. باید توجه داشت که در این گزارشات معمولا هیچگونه اشاره ای به کارگرانی که به خاطر بیماریهای ناشی از کارهای سخت و زیان آور جان خود را در طی سال از دست داده اند نشده است. همچنین آمار حوادث بخش وسیعی از کارگران، که در کارگاه های خصوصی و زیر زمینی و خانگی و غیر دولتی کار می کنند و یا زیر پوشش قوانین تامین اجتماعی نیستند و یا کارگران مهاجر و پناهنده در جایی ثبت نمی شود.

حذف قوانین حمایتی و جلوگیری از تشکل یابی مستقل کارگران
رژیم جمهوری اسلامی با وجود افزایش هر ساله حوادث شغلی ، به جای دنبال کردن سیاست صیانت و مراقبت از نیروی کار و تنظیم قوانین حمایتی و نظارت دایمی بر اجرایی شدن آنها، ، مسیر خلاف را طی می کند. حاکمیت بطور مدوام اندک قوانین حمایتی از نیروی کار را به بهانه های مختلف حذف کرده است و مانع از اجرایی شدن مصوبات بین المللی کارگری مانند حق تشکل مستقل کارگری و قرار داد ستجعی کار، که برای بهبود شرایط کار کارگران ضروری است، می شود.

سختر شدن شرایط کارودستمزد زیر خط فقر
تصمیمات غیر دمکراتیک و استبدادی اقتصادی و سیاسی رژیم مانند حذف یارانه ها و مدیریت استبدادی و نظامی گونه نهاد کار و واگذاری صنایع حیاتی نفت و گاز به سرداران سپاه و تعیین سطح دستمزد زیر خط فقر به همراه ساعات کار طولانی، باعث شده است که بخش عظیمی از کارگران به خاطر اینکه مشاغل" بخور و نمیر" خود را از دست ندهند بی توجه به ایمنی و بهداشت کار، تن به هرکار پر خطری که بهداشت و ایمنی آنان را در محیط های کار تهدید می کند بدهند. از این جهت حاکیت عملا آنان را در دو راهی فقر و مرگ و آسیب های بدنی و روحی ناشی از حوادث شغلی قرار داده است. به همین خاطر است که با طولانی تر شدن ساعات کارو سختتر شدن شرایط کار ، هرسال شاهد افزایش حوادث شغلی هستیم.

سرکوب فعالین کارگری
هرگاه فعالین کارگری یا مزد بگیران درکشور ما خواسته اند که بصورت مسالمت آمیز و با تکیه بر قوانین حقوق بشری و مصوبه های برسمیت شناخته شده بین المللی در حوزه کار و کارگر برای بهبود شرایط کار اقدام به ایجاد تشکل های مستقل خود بکنند ، حاکمیت با توسل به قوه قهریه و دستگاه قضایی وابسته و دستگاه های امنیتی و سرکوبگری که درهر کارخانه و محل کار وهرمحله ایجاد کرده است به سرکوب و زندانی کردن فعالین کارگری و اخراج کارگران حق طلب پرداخته است و هر تلاشی برای بهبود شرایط کار با اتهامات واهی نظیر" اقدام علیه امنیت ملی" با سرکوب بی امان و زندان طولانی مدت روبرو میشوند. میدانیم که هم اکنون رهبران ارزشمند کارگری کشور ما، مانند منصور اسالو، ابراهیم مددی، رضا شهابی، غلامرضا غلامحسینی و معلمینی نظیر رسول بداغی وعبدالرضا قنبری، که هم برای ساختن زیر بناهای جامعه مدرن و مدنی و هم کمک به بهتر شدن شرایط کار و زندگی کارگران از طریق ایجاد تشکلهای مستقل کارگری و معلمین تلاش کرده اند هم اکنون در بدترین شرایط در زندانهای رژیم گرفتار هستند.
درچنین شرایطی است که سال گذشته در صنایع متفاوت مانند خودروسازی، نفت و پتروشیمی ، ساختمانی، معادن و کشاورزی و غیره صدها تن جان خود را از دست داده اند و هزاران تن دچار آسیب های جدی جسمی و روحی و بیماریهای ناشی از مشاغل سخت و زیان آور شده اند. در زیر به چند مورد از حوادث شغلی و وگزارشارت و آماری که در مورد حوادث شغلی طی سال گذشته منتشر شده است میپردازیم.

ایران خودرو                                                                                                            
درسال گذشته "شرکت ایران خودرو" شاهد یکی از خونین ترین حوادث کارگری بود. به گفته" سرهنگ مهرابی" رییس پلیس ترافیک شهری اداره راهنمایی و رانندگی،" سه شنبه شب مورخ پنجم بهمن سال 1389 راننده یک کامیون، که خود حدود دوسال پیش قربانی حادثه شغلی و دچار ضربه مغزی شده بود و در طول شبانه روز دارو مصرف می کرده است و همچنین فاقد شرایط لازم برای رانندگی کامیون بوده است در حال ورود به درب شماره 9 کارخانه ایران خودرو با تعدادی از کارگران برخورد میکند و باعث کشته شدن   چهار کارگر به نام ولی رحمانی، مصطفی خضری، سعید شفیع خانی و میر حسین حسینیی ، و زخمی شدن 13 نفر شد."(2) طی گزارشات متعددی که دررسانه های دولتی و رسمی ایران منتشر شده است و بنا به گفته کارشناسان اقتصادی:" یکی از صنایع بحران زده، صنعت خودرو سازی ایران ، "شرکت ایران خودر رو" است که بزرگترین واحد صنعتی در خاورمیانه است. دکتر ادیب در نوشته ای که در روزنامه" همشهری" منتشر کرده است میزان بدهی این شرکت را بیش از ده هزار میلیارد تومان برآورد کرده است و مدیریت نا کارآمد این بنگاه در این چند ساله اخیر و بخصوص در یکی دو سال گذشته مزید بر علت شده است".(3) تحت چنین شرایطی که بحران اقتصادی و عدم بهره وری به خاطر سوء مدیریت، ایران خودرو را فراگرفته است مدیران کارخانه بیشترین فشار برای تولید و سود آوری بیشتر را تحت بدترین شرایط کاری به کارگران منتقل می کنند. بی جهت نیست که کارگران ایران خود رو در چند ساله گذشته به علت شدت کار وحتی اضافه کاری اجباری شاهد قربانی شدن همکاران خود به علت حوادث شغلی بوده اند. قبل از حوادث اخیر در" ایران خودرو" کارگران دیگری از جمله" پیمان خسرو زاده رضی لو" ، "امیدفولادی" و دوکارگر دیگر به نام "وحید امینی" و نیز "یاسر یوسفی" و همچنین" حسین مویدی" و "محمود محمودی و حسین صادق زاده خانمیری وفریدون گلستانی" در" ایران خودرو" به خاطر حوادث شغلی و فشار طاقت فرسای کار، جان خود را از دست دادند." .(4) به خاطر این حوادث مرگبارتا کنون هیچکدام از مدیریت ایران خودرو، و پیمانکاران مورد تعقیب قانونی قرار نگرفته اند و" ایران خودرو" به همان شیوه سابق به عنوان یکی از نا امن ترین محیط های کاری که کارگران آن در محاصره نیرو های حراست و امنیتی رژیم هستند به کار خود ادامه میدهند.

معادن                                                                                                                           
معادن ایران خصوصا معادن استان کرمان طی سالهای گذشته جزء مرگبارترین محیط های کاری در ایران بوده است . در پژوهش مستقلی که توسط دانشگاه تهران انجام شده است نشان میدهد:"از سال 2003 تا 2008 میلادی در هر 24 ساعت یک حادثه درمعادن کرمان رخ داده است.(5) از سوی دیگر نماینده "راور کرمان" درمجلس شورای اسلامی طی گزارشی اعلام کرد :" تنها در سال گذشته(1389) نزدیک به سی نفردر اثر ریزش و انفجار معادن جان خود را از دست داده اند(6)". او در این گزارش هیچگونه اشاره ای به هزاران کارگر معادن که سالانه دچار بیماریهای خطرناک تنفسی و آسم شغلی و بیماریهای ریوی مانند آزبستوزیس وسیلکوزیس و سرطان های شغلی ریه که تدریجا منجر به مرگ کارگران معادن میشود، نمی کند.

کارگران ساختمانی                                                                                                                  
در گزارشات متعددی که هر ساله در مورد کارگران ساختماتی منتشر میشود بیشترین حوادث، مربوط به صنعت ساختمان سازی در ایران است.در گزارشی میخوانیم:" 48 درصد از کارگران ساده ساختمانی که شامل کارگران جوان ویا مسن و یا مهاجر هستند و از اموزش و مهارت فنی برخوردار نیستند اصلی ترین قربانیان حوادث شغلی در این صنعت هستند وبیشترین علت مرگ آنان سقوط از ارتفاع و ناامن بودن داربستها، نبود وسایل حفاظت فردی، ریزش دیواره های گود برداری و نبودن امکانات کمک های اولیه در محل کار، از جمله دلایلی هستند که باعث مرگ کارگران ساختمانی هستند." به این دلایل " در سال گذشته فقط 444   تن بر اثر سقوط از بلندی جان خود را از دست دادند."(7) از سوی دیگر نماینده بجنورد در مجلس شورای اسلامی " محمد مهدی شهریاری" با تاکید بر این نکته که حوادث کار در پروژهای ساختمانی بالا است میگوید: "کارگران بسیاری را سراغ دارد که از داربست افتاده و قطع نخاع شده اند اما به دلیل نبود بیمه مدتهاست در خانه افتاده و با دریافت صدقه امرار معاش می کنند.(8)
با اینکه لایحه بیمه های اجتماعی کارگران ساختمانی بر طبق اصل 29 قانون اساسی**،
در سال 1386 به تصویب مجلس رسیده است لیکن شورای نگهبان جمهوری اسلامی ، دولت احمدی نژاد و سرداران نظامی او که اینک به بزرگترین کارفرمایان ایران تبدیل شده اند ومسولان شهرداریهای شهرهای ایران و دیگر کارفرمایان ساختمانی به این بهانه که بیمه کارگران باعث افزایش هزینه ساختمان سازی میشود مانع از اجرایی شدن این قانون هستند. با اینکه فکر بیمه های کارگران ساختمانی از پیش از زمان جنبش مشروطیت از جانب اولین نسل فعالین کارگری وچپ . مطرح بوده و جزء یکی از مفاد اعلامیه جنبش مشروطیت ایران بوده است لیکن هنوز کارگران ساختمانی ایران از این حق و مطالبه عادلانه محروم هستند. هم اکنون بیش از دو میلیون کارگر ساختمانی که با خانوادهای خود بالغ بر شش میلیون از جمعیت کشور ما را تشکیل می دهند علیرغم وعده های مسولین رژیم فاقد بیمه هستند و از حقوق بازنشستگی و از کار افتادگی بی بهره اند.
کارگران کشاورزی                                                                                                                        
صنعت کشاورزی ایران شامل دامداری و شیلات و جنگلبانی ، که کارگران آن عمدتا از زنان کارگر ومهاجر و پناهنده تشکیل شده است در معرض حوادث شغلی و بیماری ها شغلی متفاوتی قرار دارند. برای نمونه یکی از موارد بیماری زا وسرطان در میان کشاورزان استفاده از سموم کشاورزی و مواد شیمیایی صنعتی است که هم در کشاورزی و هم در دیگر صنایع استفاده میشود که در دراز مدت انسان را به بیماریهای خطرناک تنفسی و سرطان مبتلا میسازند. در همایش طب صنعتی بیان شد :" در حال حاضر در کشور ما صد هزارنوع ماده شیمیایی در صنایع استفاده میشود که تنها اثرات هزار وپانصد تا دوهزار آن روی انسان شناخته شده است!"(9)
بنا به گزارشی: هر سال فقط در استان گلستان500 کارگر کشاورزی به خاطر نداشتن لباس ایمنی و نبود آموزش به خاطر استفاده از مواد سمی دفع آفات، جان خود را از دست میدهند.علت مرگ آنها سرطان معده و سرطان حلق و حنجره و خون گزارش شده است.(10)
بنا به گزارش یکی از کارشناسان بهداشت حرفه ای مرکز استان خراسان جنوبی، "آمار مرگ ومیر حوادث شغلی در کشاورزان با آمار حوادث در معادن زیر زمینی و فعالیت های ساختمانی برابری می کند و یا گاهی بیشتر از آن است"(11)
شواهد و نمونه های بالا بازتاب اندکی از وضعیت غیر ایمنی و غیر بهداشتی وغیر قابل قبول در محیط های کاری در کشور ماست . با نگاهی به گزارشها و دغدغه کارمندان خصوصا زنان کارمند و کارکنان نهاده های مختلف کاری اعم از دولتی وغیر دولتی ، بیمارستانها ، بانکها ، آموزش و پرورش و دیگر محیط های کاری که آلوده به استرس و یا آلوده به آزار و اذیت جنسی و تبعیض علیه زنان است ، گستردگی غیر ایمنی و غیر بهداشتی کار بیشتر و بیشتر آشکار میشود.(12) و (13)
شیوه و روندی که در حال حاضر دولت احمدی نژاد و وزیر کارش" شیخ الاسلامی"، در مورد نهاد کار و تولید در ایران در پیش گرفته اند بی شک سال جاری نیز درکنار رکود و گرانی و بیکاری و تورم که صندوق بین المللی پول، تورم را در سال جار ی در ایران بیست ودو نیم درصد اعلام کرده است ، سالی سختر و پر حادثه تر برای میلیونها کارگر و کارمند و مزدبگیر کشور ما خواهد بود.
هم اکنون سیاست حذف یارانه و تعیین دستمزد زیر خط فقر، نه تنها سطح زندگی بخور و نمیرکارگران و اقشار پاین جامعه را تهدید میکند بلکه زندگی اقشار متوسط جامعه را نیز دچارمشکلات اساسی کرده است. درچنین شرایطی اکثریت مزدبگیران و خانوادهای آنان مجبورخواهند بود که تن به انجام مشاغل دوم و سوم یا هرگونه مشاغل سخت و زیان آوری برای تامین هزینه های زندگی بد هند. بی جهت نیست که سید علی خامنه امسال را سال "جها د اقتصادی" (بخوان کار کردن تا حد مرگ) اعلام کرده است.
درسال جاری بی قانونی بیشتری در محیط های کاری ایران حاکم خواهد شد. حذف تدریجی قانون کار طی سالهای گذشته تا کنون 80 در صد نیروی کار را از زیراندک پوشش حمایتی قانون کارخارج کرده است. در سال جاری نیز حذف باقی مانده قانون کار بطور جدی در دستور کار دولت احمدی نژاد و وزیر کارش قرار دارد. در آخرین جلسه ای که بین وزیر کار و احمدی نژاد مدتی پیش یرگزار شد وزیر کار اعلام کرد:" از دیگر مصوبات در سال جاری(1390) اصلاح قانون کار( بخوان حذف اندک قوانین حمایتی کارگران)است و نیز مصوب شد نظام استاد و شاگردی احیا شود." (14) احیاء نظام "استاد و شاگردی" مورد نظر دولت احمدی نژاد و وزیر کارش، در واقع چیزی نیست جز بازگشت به دوران حجره داری و بی قانونی کامل و احیای رابطه نیمه برده داری در محیط های کاری کشور ما. " نظام استاد و شاگردی" رابطه ای پیشا سرمایه داری است که هیج گونه ارتباطی با دوران مدرن ندارد .و سابقه آن به پیش از جنبش مشروطیت و ایده های شیخ فضل اله نوری باز می گردد.این رابطه نیمه بردگی همه اختیارات را به کارفرمایان تفویض خواهد کرد. تحت چنین شرایط بی قانونی، کارفرما حرف اول و آخر را میزند و میتواند هر طور که مایل باشد با کارگران و یا شاگردان بی پناه و بی حقوق خود رفتار کند و آنها را مورد بهره کشی و سوء استفاده قرار بدهد. اتخاد چنین سیاستهای غیر انسانی از جانب دولت احمدی نژاد به طبع کارگران و مزد بگبران کشور ما را در سال جاری در موقعیتی تحقیر آمیزتر و آسیب پذیرتر قرار خواهد داد.

تا زمانیکه شاهد اتخاذ چنین سیاستهای ضد کارگری و خشونت آمیزی در رابطه با میلیونها کارگر و کارمند ومزد بگیر از جانب حاکمیت هستیم و هر گونه تلاش مسالمت آمیز فعالین کارگری و اجتماعی و سیاسی بخاطر بیان ابتدایی ترین مطالبات عادلانه مردم با سرکوب وزندان و شکنجه و حبس روبرو می شود ،ما مردم حق داریم که حاکمیت و استبداد حاکم را مسول بدتر شدن وضعیت سیاسی و اجتماعی ومسول مرگ کارگران و مزد بگیران در محیط های کاری بدانیم.

اردیبهشت 1390

* پس ازتلاشهای پیگیر اتحادیه های بین المللی خصوصا کنگره کار کانادا ، سازمان جهانی کار در سال 2003، روز 28 آپریل(8 اردیبهشت) را روز جهانی بهداشت و ایمنی کار و روز بین المللی گرامیداشت قربا نیان حوادث شغلی اعلام کرد.
**اصل بیست و نهم قانون اساسی: برخورداری از تامین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری از کار افتادگی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی ومراقبت های پزشکی به صورت بیمه و غیره حقی است همگانی. دولت مکلف است طبق قوانین از محل درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایت های مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تامین کند..                              

منابع:
1- - سایت سازمان پزشکی قانونی کشور. بهمن 13891
2- 2- ایسنا 10 بهمن 1389
3-احمد سیف، "گلستانی که آتش گرفت" آرش 104 ،ص 256
4_ سایت بانک مقالات رایگان مهندسی
Freepaper.blogfa.com
             5www.ro.uow.edu.au -5
6- ایلنا 30/9/1389
7- سایت پزشکی قانونی ایران
8- ایلنا 11/2/1389
9- ایلنا 29/2 1389
10.www.pan.uk.org
http/hanafirmohammad.blogfa.com - 11
12- زنان کارگر قربانیان خاموش حوادث شغلی، م. صقوی- سایت مدرسه فمنیستی
13- خشونت جنسی در محیط های کاری_ سایت کانون مدافعان حقوق کارگر.
14- "پایان بررسی اصلاح قانون کار در هفته جاری" پایگاه اطلاع رسانی وزارت کار جمهوری اسلامی .23/1/1391414