برگی زرین و درس آموزاز تاریخ ایران

 

                 به مناسبت سالگرد قیام 30 تیر 1331

 

 

                                               یونس پارسا بناب

                                       با مقدمه ای از : آرش کمانگر

 

 

مقدمه :

59 سال از قیام تاریخی مردم ایران در سی تیر 1331 میگذرد. قیامی که در ضمیر تاریخی مردم کشور مان ثبت شده و تجلی استواری از قدرت و اراده مردم برای به کرسی نشاندن اهداف عادلانه خود است . آن قیام نشان داد که :  هیچ رژیمی و هیچ نیروی سرکوبگری ، در تحلیل نهایی ، قادر به مقاومت در برابر نیروی لایزال توده های مردم نیست .

در این روز، مردم تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران ، طی یک خیزش پر شکوه ، رژیم شاه و مجلس مطیع او را وادار میکنند که سه روز پس از گماردن قوام السطنه مرتجع بجای دکتر مصدق، مجدداً مصدق را بعنوان نخست وزیر ایران برسمیت بشناسند .

مصدق و یارانش در پائیز 1328 در اعتراض به روند ضد دمکراتیک و تقلبات گسترده در جریان انتخابات مجلس شانزدهم، به دربار رفته و دست به تحصن می زنند. آنها که حدود بیست نفر بودند سپس در خانه مصدق جمع شده و با انتشار یک پلاتفرم سیاسی که در آن بر انتخابات آزاد و آزادی بیان و مطبوعات تاکید شده بود، پایه های " جبهه ملی ایران" را پی می ریزند. فعالیتهای گسترده جبهه ملی و نیروهای چپ و مترقی، سر انجام سبب شد که دولت محمد ساعد مراغه ای عقب نشینی کرده و اعلام کند که انتخابات مجلس شانزدهم را مجدداً بر گزار خواهد نمود . در این انتخابات که هنوز فئودالها، سران ارتش و دربار به اعمال نفود گسترده در آن پرداختند، دکتر مصدق و تعدادی از رهبران جبهه ملی انتخاب شدند . تحت فشار آنها، قانون ملی شدن صنعت نفت در 29 اسفند 1329 به تصویب رسید و ضربه ای خرد کننده بر استعمار انگلیس فرود آمد. تحت تاثیر همین پیروزی و حمایت گسترده مردم، مجلس شورای ملی مجبور شد که در 29 اردیبهشت 1330 با اکثریت آراء ، به نخست وزیری مصدق رأی تمایل بدهد.

اما امپریالیستها با استفاده از نفوذ خود در ارتش، مجلس و دربار سعی کردند این دستاوردها را بتدریج کم رنگ نموده و در نهایت آنرا به شکست کشانند.

به همین خاطر دکتر مصدق ضمن برگزاری پیش از موعد انتخابات مجلس هفدهم، بر مبنای اختیارات قانونی خود – که تعیین اعضای کابینه را جزو وظایف نخست وزیری میدانست – خواستار آن شد که ریاست وزارت " جنگ" به او واگذار شود. اما وی طی ملاقاتی که در صبح 25 تیر با شاه داشت ، او  این درخواست را رد کرد، لذا فردای آن ، مصدق طی نطقی ضمن استعفاء ، از مردم خواست که مقدرات خود را بدست گیرند . چهار روز بعد مردم به خیابانها آمده و طی یک حرکت خاطره انگیز شاه و مجلس را وادار به عقب نشینی نمودند . به همین خاطر در سالگرد این قیام درس آموز ، بی مناسبت ندانستیم که ، شرح ماجرا را از کتاب " تاریخ صد ساله احزاب و سازمانهای سیاسی ایران " – جلد یک -  به قلم یونس پارسا بناب، را عیناً نقل کنیم .

 

                                                             آرش کمانگر

  ---------------------------------------------------------------------------------------

 

                            دور ه اول زمامداری مصدق

                        = اردیبهشت 1330 تا تیر 1331 =

                                                                     

                                           یونس پارسا  بناب

 

دکتر مصدق بعد از اخذ پست نخست وزیری و معرفی کابینه خود به مجلس شورای ملی ( دوره شانزدهم) موفق شد که طرح تصویب شده لایحه ملی شدن صنعت نفت را بمورد اجرا گذاشته و از انگلستان در آبادان خلع ید کند . بعد از خلع ید ، انگلیس ها چند صباحی بفکر حمله نظامی به ایران افتادند و لی از ترس شوروی نمیتوانستند که این حرکت را بدون حمایت آمریکا انجام دهند. با اینکه در این زمان امریکا و انگلستان در سطح جهانی برای جلو گیری از توسعه کمونیسم و نفوذ شوروی در کشورهای جهان سوم به وحدت کامل رسیده بودند ، ولی آمریکا هدفش در تضعیف نفوذ انگلستان وگسترش نیروهای طرفدار خود بود . در نتیجه دولتمردان کابینه پرزیدنت ترومن نه تنها با برنامه نظامی انگلیس ها مخالفت کردند بلکه ادعای ایفای نقش « میانجیگری» بین ایران و دولت انگلستان را نیز داشتند . مضافاً آمریکا برای پیشبرد اهداف سیطره جویانه خود در ایران، عناصری را که بعد از پایان جنگ جهانی دوم به طرفداری از خط آمریکا بر خاسته و مخالف سیاست انگلستان بودند به درون جنبش ملی شدن صنعت نفت روانه ساخت که دوش به دوش مصدق و دیگر افراد طرفدار خط استقلال علیه انگلیس ها مبارزه کنند .

انگلیس ها چون شرایط را مساعد ندیدند در ظاهر به « میانجیگری» آمریکا پاسخ مثبت داده و وارد مذاکره با دولت ایران گشتند. آنها با اینکه از حمله آشکار نظامی به ایران از طریق قبرس در مدیترانه ( مستعمره انگلستان ) وخلیج فارس و ترکیه و عراق منصرف گشتند ولی عملاً به جنگ اقتصادی روی آوردند. در پائیز 1330( سپتامبر 1951) انگلیس ها از صدور نفت ملی شده خود داری کرده و کشتی های نفتکش انگلیسی را در آبادان بحالت رکود انداختند. دولت انگلستان در خارج از ایران نیز خرید نفت ایران را از طرف دیگر ملل تحریم کرده و هر کشتی را که به قصد خرید نفت ایران به سوی خلیج فارس روان میشد تهدید میکردند . مسلم بود که انگلیس ها انتظار داشتند که بدین وسیله دولت مصدق را زیر فشار اقتصادی وادار به تسلیم سازند ولیکن دولت مصدق با تکیه به مردم ایران و اخذ سیاست های مناسب و درست، مثل فروش اوراق قرضه ملی به مردم و پیاده ساختن سیاست « اقتصاد بدون نفت » توانست در مقابل سیاست های انگلستان مقاومت کرده و بر محبوبیت و مشروعیت حکومت ملی خود بیافزایند . مداخلات انگلستان در امور ایران در اواخر پائیز 1951 بقدری تشدید یافت که دکتر مصدق مجبور شد که در ماه نوامبر همان سال بطور رسمی از دست انگلیس ها به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کند . ولی شورای امنیت اعلام کرد که ایران و انگلستان باید اختلافات خود را از طریق مذاکرات دو جانبه حل کنند. در این زمان دولت انگلستان به رهبری وینستون چرچیل ( که دو باره نخست وزیر شده بود) به کار شکنی ها و اقدامات در جهت خنثی ساختن سیاست های دولت مصدق افزوده و با سازماندهی طرفداران خود در مجلس، دربار و ارتش کوشید که دولت مصدق را ساقط سازد .

در پائیز 1330، دولت مصدق برای جلوگیری از کارشکنی های انگلیس ها اقدام به بستن کنسولگریهای انگلستان در شهرهای ایران کرد و لی رابطه دیپلماتیک را با انگلستان قطع نکرد . انگلستان که از طُرق تحریم و فعالیت های سیطره جویانه خود نتوانسته بود کاری از پیش ببرد این دفعه از دست دولت مصدق به شورای امنیت شکایت کرد . خود دکتر مصدق همراه هیئتی  در شورای امنیت سازمان ملل در نیویورک شرکت کرده و طی یک سخنرانی تاریخی از حقوق مردم و حق تعیین سرنوشت ملی و سیاست ملّی  شدن صنعت نفت ایران دفاع کرد . او از سازمان ملل خواست که انگلستان را از مداخله در امور ایران بر حذر دارد . انگلیس ها چون از این عمل نتیجه ندیدند به شدت فعالیت های خود  در درون دربار و مجلس شورای ملی و ارتش ایران افزودند که سرنگونی دولت مصدق راهر چه زودتر مهیا سازند .

در جریان زمستان 1330 (1951) بعضی از نمایندگان مجلس ، مثل شمس قنات آبادی، عبدالقدیر آزاد و دکتر مظفر بقائی و جناح هائیکه تا آن زمان از روی اجبار و بطور مصلحتی از دولت مصدق در مجلس شانزدهم پشتیبانی میکردند شروع به مخالفت و کارشکنی کردند . تشنج و پراکندگی بقدری در اواخر 1330 در مجلس شانزدهم رواج پیدا کرد که مصدق مجبور شد تا انتخابات برای مجلس هفدهم را زودتر از موعد مقرر به اجرا در آورد . دکتر مصدق امیدوار بود که در مجلس هفدهم اکثر نمایندگان از برنامه سیاست خارجی او حمایت کرده و نمایندگان در بار وابسته به نیروهای خارجی اقلیت کوچکی راتشکیل خواهند داد . ولی بعد از اینکه 81 نفر از کل 126 نمایندگان مجلس هفدهم انتخاب شدند،

دکتر مصدق و یارانش متوجه شدند که مجلس هفدهم نیز مثل شانزدهم با اصلاحات داخلی و برنامه سیاست خارجی او مخالفت خواهد کرد .

مجلس هفدهم ، که در خرداد 1331 بطور رسمی گشایش یافت، با انتخاب دکتر حسن امامی به ریاست مجلس حدس مصدق را به یقین تبدیل ساخت . حسن امامی نیز از طرفداران دربار و انگلیس و از مخالفین سر سخت مصدق در مجلس شانزدهم بود . علیرغم مخالفت های مجلس ودربار و توطئه های انگلستان مصدق و یارانش به پیاده کردن اصلاحات داخلی و برنامه های سیاست خارجی خود ادامه دادند .

در اوایل تیر ماه 1331 ( ژوئن 1952) دکتر مصدق از مجلس خواست که به دولت او شش ما ه اختیار تام تفویض کند تا او و اعضای کابینه اش اصلاحات ضروری را سریعتر به مرحله اجرا در آورند . اکثریت مجلس درخواست مصدق را به بهانه های مختلف، منجمله اینکه دکتر مصدق با اخذ این نوع اختیارات خیال استقرار دیکتاتوری شخصی دارد، رد کردند . در طول تیر ماه مبارزه بین طرفداران خط مصدق ومخالفین مصدق، که از طرف دربار و انگلستان حمایت میشدند، شدت یافت . در صبح روز چهاردهم تیر نمایندگان دانشجویان با دکتر مصدق ملاقات کردند و ضمن حمایت از او خواستند که « به مبارزات علیه نوکران داخلی بیگانه» شدت بخشد . در همین زمان دکتر مصدق برای اینکه از انجام کودتای نظامی توسط دربار و طرفداران انگلیس در داخل ارتش علیه دولت ملّی پیشگیری کند ، درخواست کرد که ریاست وزارت جنگ به شخص نخست وزیر محول گردد.

مصدق معتقد بود که چون طبق قانون اساسی انتخاب اعضای کابینه با نخست وزیر است اگر شاه این پیشنهاد را نپذیرد نا گزیر از استعفا خواهد بود . ملاقات تاریخی دکتر مصدق ساعت 11 صبح روز25 تیر ماه با شاه بدون توافق پایان یافت و شاه پیشنهاد مصدق را رد کرد . دکتر مصدق لاجرم در 16 ژوئیه (26 تیر 1331) طی نطقی به ملت از نخست وزیری استعفا داده و از مردم خواست که با مداخله خود امور میهن و سرنوشت ملی خود را تعیین کنند . شاه طرفداران انگلیس در مجلس از این موقعیت استفاده کرده و در روز 27 تیرماه از احمد قوام السلطنه دعوت کردند که مقام نخست وزیری را بپذیرد. قوام طی یک ملاقات طولانی در دربار فرمان نخست وزیری را دریافت داشت . او در این زمان لقب «جناب اشرف» را که شاه قبلاً از او سلب کرده بود دو باره به دست آورد . قوام بلافاصله با کمک اشرف و علیرضا پهلوی و روسای شهربانی و ژاندارمری دست به کار شد که جلو قیام مردم را بگیرند . همانطور که انتظار میرفت جواب مردم به استعفای مصدق و خبر نخست وزیری قوام، قیامی بود که به روز تاریخی سی ام تیر 1331 منتهی شد. در بار و انگلیس با روی کار آمدن قوام السلطنه میخواستند دو باره اوضاع را بنفع خود و نظام حاکم جهانی و به ضرر مردم تغییر دهند . ولی دلاوریهای مردم و قیام خشم آسای آنها در تهران و شهرهای مختلف ایران به نفع مصدق و پیوستن عده ای از افسران  جوان ارتش به صف مردم ارتجاع را مجبور به عقب نشینی ساخت . شاه استعفای قوام را پذیرفت و دکتر مصدق دوباره بخاطر مبارزات مردم به نخست وزیری  رسید. روزنامه « باختر امروز»  ( اول مرداد 1331) پاسخ مصدق به قدر دانی از مردم را چنین نقل می کند « من هر چه کرده ام با حمایت ملت بوده است و من به تنهائی کوچکتر از آنم که بتوانم به خودی خود قابل این موفقیت باشم ». به این ترتیب مردم ایران موفق شدند که با قیام تاریخی خود، پایگاه اصلی ارتجاع را که در بار بود، موقتاً وادار به تسلیم ساخته و عملاً ایران را از مدار وابستگی به نظام جهانی سرمایه رها سازند . خواهیم دید که چگونه بعد از اینکه مبارزات مردم ایران در دوره دوم زمامداری دکتر مصدق بعد از قیام سی تیر آبدیده تر شد و کیفیت رهبری و سیاست ها عمیقتر گردید نیروهای سیاسی و شخصیت ها نیز ماهیت اصلی خود را در صحنه واقعی مبارزه بروز دادند . بعضی ها بزودی از جنبش و خط مصدق بریده و دور شاه حلقه زدند، عده  دیگر به « رفقای نیمه راه » و  «سرباز خطاکار» تبدیل گشته و به مصدق پشت کردند و بعضی دیگر از پشت به مصدق خنجر زده و ایران را دو باره به حوزه نفوذ و مدار نظام جهانی کشاندند .

 

                         ------------------------------------------------------