سخنرانی الگس گوردن، رئیس اتحادیه کارگران حمل نقل بریتانیا،

در مجمع عمومی سالیانه و حمایت از فعالین کارگری در ایران و مصر

توضیح:

آنچه در زیر می خوانید ترجمه متن سخنرانی الکس گوردن Alex Gordon رئیس " اتحادیه کارگران قطار، کشتیرانی و حمل و نقل" ( آر. ام. تی ) در آغاز نشست مجمع عمومی سالیانه نمایندگان این اتحادیه در شهر فورت ویلیام Fort William در اسکاتلند است. این سخنرانی در 26 ژوئن 2011 ایراد شد و متن نوشتاری آن را الکس گوردن به درخواست ما در اختیار ما قرار داد (1).

آر .ام. تی، اتحادیه ای رزمنده و رادیکال در بریتانیا است. این اتحادیه نسبتا کوچک ( با حدود ۸۰ هزار عضو) علاوه بر مبارزه در دفاع از منافع کارگران عضو و بطور کلی منافع طبقه کارگر در بریتانیا، به وظایف بین المللی خود نیز پایبند بوده است و در حد توان خود در راه همبستگی جهانی طبقه کار کوشش می کند. آر. ام تی در کارزار جهانی حمایت از کارگران و فعالین کارگری در ایران و بویژه حمایت از فعالین کارگری در سندیکای کارگران شرکت واحد، نقش ارزنده ای داشته است. بخشی از این سخنرانی به حمایت از جنبش کارگری در ایران اختصاص دارد.

متن سخنرانی الکس گوردن:

نمایندگان، میهمانان بین المللی، ناظران و اعضای آر. ام. تی،

به مجمع عمومی سالانه در فورت ویلیام خوش آمدید. ما در حالی این هفته در بلندی های سحرآمیز اسکاتلند گرد هم آمده ایم که کارگران در سراسر جهان بطور فزاینده به اتحادیه های کارگری روی می آورند. اتحادیه های کارگری به خاطر مبارزه علیه سیاست ریاضت اقتصادی، کاهش دستمزدها و مبارزه علیه حمله به حقوق و آزادی های کارگران که با هدف ابقای سود آوری این نظام اقتصادی سیاسی ورشکسته و از نقس افتاده صورت می گیرد، اهمیت یافته اند.

سرمایه داری جهانی با دگم های نئو لیبرالیسم - ایدئولوژی ای که در 35 سال گذشته در بریتانیا غالب بوده است- همچنان در حال حمله گسترده به دست آوردهای دوران بعد از جنگ است؛ آموزش رایگان و عمومی، دسترسی رایگان به دستگاه قضایی، بهداشت و درمان سراسری، مسکن دولتی ، تامین اجتماعی و حقوق بازنشستگی و بطور کلی دولت رفاه کینزی، بطور مداوم مورد حمله قرار می گیرد. مجریان بریتانیایی سرمایه داری انحصاری، دیوید کامرون ( نخست وزیر) ، کلگ ( معاون نخست وزیر )، جورج آسبورن ( وزیر خزانه داری ) و وینس کیبل ( وزیر تجارت) بر حملات خود علیه طبقه ما افزوده اند. اینان مانند اعضای مافیا تهدید می کنند که اگر اتحادیه های کارگری به دفاع از اعضای خود بر خیزند، قوانین ضد اتحادیه ای بیشتری را به تصویب خواهند رساند .

اتحادیه ما اما خوب می داند که چگونه در مقابل زورگویی بایستد. ما به تازگی خبر خوش بازگشت به کار عضو وفادار این اتحادیه، آروین توماس Arwyn Thoms ، راننده قطار زیرزمینی لندن را شنیدیم (2) .

در روز پنجشنبه 30 ژوئن، چهاراتحادیه کارگری یعنی "اتحادیه خدمات عمومی و تجاری " ، "اتحادیه سراسری معلمان"، "جامعه معلمان و استادان" و "اتحادیه استادان دانشگاه ها و کالج ها" در دفاع از حقوق بازنشستگی کارگران بخش عمومی، بطورهماهنگ دست به اعتصاب خواهند زد. این کشور مدت هاست که چنین اعتصابی به خود ندیده است. می دانم که همه شما موافق هستید که به اتفاق هم در این مجمع، همبستگی صمیمانه خود را با تمام اعضای این اتحادیه ها اعلام داریم (3).

شرم آور این است که هنگامی که سندیکالیست ها در دفاع از حقوق بازنشستگی، دست به عمل می زنند، رهبر حزب کارگر، آقای میلی بند، این اعتصاب را اقدامی نادرست می نامد. او دیروز به روزنامه گاردین گفت: "من شخصا فکر می کنم که اقدام به اعتصاب به موفقیت این گفتمان کمک نمی کند. فکر می کنم که اعتصاب موجب درد سر برای مردم می شود. به نظر من اعتصاب باید همیشه آخرین اقدام ممکن باشد".

هدف از این دو پهلو گویی، پرده افکندن بر این حقیقت است که این رهبر به اصطلاح اپوزیسیون، به سختی می تواند حزب خودش را رهبری کند، و بطور یقین مبارزه با این دولت نامشروع و نامحبوب را رهبری نمی کند. در واقع حمله به حقوق بازنشستگی که مسئله مرکزی جدال کنونی است، توسط آقای جان هاتون، وزیر دولت سابق حزب کارگر طراحی شد. او به وزارت انتصاب شده بود تا حقوق باز نشستگی را بنا به خواست دولت حزب کارگر مورد ارزیابی مجدد قرار دهد، همانطور که جناب روی مکنالتی را انتصاب کرده بودند که طرح "بازنگری ارزش دهی راه آهن بریتانیا " را اجرا کند. این طرح اخیرا انتشار عمومی یافته است.

مخالفت با سیاست های مخرب دولت ائتلافی محافظه کار لیبرال، اکنون بطور فزاینده نه در پارلمان، بلکه در خیابان ها صورت می گیرد و توسط جنبش اتحادیه های کارگری رهبری می شود. اپوزیسیون رسمی این دولت ( حزب کارگر) باید سریعا بیاموزد که با کسانی چون مکنالتی به مخالفت بپردازد و از اتحادیه های کارگری حمایت کند که مجبور شده اند برای دفاع از اعضای خود در برابر سیاست های دولت، دست به اعتصاب بزنند.

اما اتحادیه های کارگری موفق، اتحادیه هایی هستند که دست به مبارزه می زنند. در واقع پس ازآنکه اتحادیه سراسری معلمان اعلام کرد که برای برپایی اعتصاب در دفاع از حقوق بازنشستگی، تصمیم دارد رای گیری کند، سی هزار عضو جدید به این اتحادیه پیوستند. حتی در ایرلند که اقتصاد اش دقیقا به دلیل اجرای همان سیاستی که وزیر اقتصاد بریتانیا مدافع آن است در باتلاق رکود فرو رفته، اتحادیه همتای ما، در جریان کارزار خود در حمایت از کارگران رفتگر پیمانی، از ژانویه تا کنون توانسته ده هزار و پانصد نفر عضو جدید به خود جذب کند. کارگران در اوضاع سخت، بیش از هر زمان دیگر به اتحادیه های کارگری نیاز دارند.

تعداد اعضای اتحادیه ما در اول ماه مه امسال 75979 نفر بود که نشانگر کاهش تعداد اعضا نسبت به سال 2010 است که 77031 عضو داشتیم. از اول سال جدید تا کنون ما 2830 عضو جدید جذب کرده ایم. اما در همین مدت 3882 عضواز دست داده ایم که این شامل هزاران کارگری می شود که در نتیجه ورشکستی شرکت راه آهن "جارویس" بی شرمانه اخراج شدند. بعلاوه تعداد زیادی از پست های خالی در صنعت اتوبوس و قطار، پر نشده اند. تعداد زنان عضو اتحادیه 8530 نفر است که نزدیک به 11 در صد اعضا را شامل می شود.

سال پیش در مجمع عموعی این اتحادیه در شهر ابردین، به نمایندگان گفتم که وقت اش رسیده که پوتین های راه پیمایی خودمان را بپوشیم؛ در 26 مارس امسال حدود یک میلیون نفر در لندن به دنبال فراخوان کنگره اتحادیه های کارگری ( TUC) موسوم به " راهپیمایی برای آلترناتیو" تظاهرات کردند. این تظاهرات نشان داد که دولت ائتلافیِ محافظه کار- لیبرال که توسط حزب محافظه کار رهبری می شود، مانند تمام مرتجعین، ببر کاغذی است. این دولت حتی مشروعیت پیروزی در انتخابات عمومی را برای اعمال سیاست ریاضت اقتصادی که از سوی سرمایه داران مالی، بانک ها، انحصارگران اتحادیه اروپا و صندوق بین المللی پول دیکته می شود، ندارد.

اما امروز پروژه ابقا سود آوری، چنان بلند پروازانه است که حتی جورج آسبورن و وینس کیبل، شهامت بیان آن را ندارند. اکنون خودِ دموکراسی در برابر سیاست خصوصی سازی و کاهش دستمزدها که آنها به عنوان را ه حل نظام خودشان از آن دفاع می کنند، در خطر قرار گرفته است. پیروزی های اجداد پدری و مادری ما در بریتانیا یعنی رادیکال ها و جمهوری خواهان درقرن هیجدهم ، چارتیست ها و سافرجیت ها suffragists ( طرفداران حق رای عمومی ) در قرن نوزدهم ، مبارزان راه دموکراسی صنعتی، مبارزین علیه تبعیض و تعصب، و طرفداران استقلال ملت ها از امپراتوری در قرن بیستم، آری همه این پیروزی ها، در دوران نئولیبرالیسم که تکنوکرات ها به نمایندگی از سوی سرمایه مالی اعمال قدرت می کنند، در خطر قرار گرفته است.

اکنون هیچ دست آورد سیاسی و اجتماعی مصون نیست. سرمایه داری در مرحله کنونی اش نظامی منحط است ( نظام در حال زوال است) که نیازی به مشروعیت دموکراتیک نمی بیند؛ در هیچ کجای جهان، رای دهندگان، به خصوصی سازی خطوط راه آهن رای نداده اند. اما این مهم نیست. آنها باید همان چیزی نصیب شان شود که خواست بازارهای مالی است.

همانطور که این اتحادیه پیش بینی کرده بود، خصوصی سازی خطوط راه آهن به عنوان بخشی از طرح جدید اتحادیه اروپا موسوم به "راه آهن منطقه واحد اروپا"، در تمام 27 کشور عضو اتحادیه اروپا، برای خوشایند سود جویانِ عرصه های خصوصی سازی، شیادان مالی و دیگر سود جویان سرمایه انحصاری، در حال پیاده شدن است. در این میان خواست کارگران و رای دهندگان این کشورها نادیده گرفته می شود.

ما به مبارزه خود برای آن که دولت ها به مردم تحت حاکمیت شان پاسخ گو باشند، ادامه خواهیم داد.

در یونان، مبارزه برای دموکراسی توسط اعضای اتحادیه های کارگری، بازنشستگان، جوانان و طرف داران دموکرسی علیه قدرت بانک داران و شرکت های خارجی ادامه دارد. بانک داران و شرکت های خارجی که توسط سه قلوها ( بانک مرکزی اروپا ، اتحادیه اروپا و صنوق بین المللی پول) رهبری می شوند، می خواهند که همه چیز در یونان خصوصی شود: از راه آهن گرفته تا جزیره های کشور. این به معنای ساده یعنی امپریالیسم، که یک نفر آن را "بالاترین و آخرین مرحله سرمایه داری" و " عصر انقلاب های پرولتری نامید".

جی . آ. هابسون در سال 1902 در پیوند با نقش امپریالیسم بریتانیا در چین، نوشت: " حتی امکان دارد اتحاد بزرگتری از دول غربی، فدراسیونی از قدرت های بزرگ اروپایی ایجاد شود که به جای پیش برد تمدن، باعث بروز خطر عظیم یک انگل غربی شود؛ انگلی شامل گروهی از کشور های پیش رفته صنعتی که طبقات حاکم آنها از آفریقا و آسیا خراج های عظیم می گیرند و با استفاده از آن، توده وسیعی از خدمت گزاران رام شده را پرورش می دهند که نه در صنایع اصلی کشاورزی و کارخانه ای، بلکه در بخش خدمات شخصی و یا صنعت کوچک خدمات، تحت کنترل اریستوکراسی جدید مالی به کار می پردازند ( 4).

هابسون می توانست این سخنان را همین امروز در مورد اتحادیه اروپا بگوید. این اتحادیه در حال "بازسازی ساختاری" اقتصاد یونان، ایرلند و پرتقال به سود بانک های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی است، و همزمان مشغول چنگ اندازی به آفریقا، از سواحل لیبی تا ساحل عاج است.

اما به نقش شما نمایندگان در مجمع عمومی اتحادیه در طول این هفته بپردازم . آر. ام .تی به عنوان یک اتحادیه رزمنده و دموکراتیک، و بنا به اساسنامه و عمل تاریخی اش، به عنوان یک اتحادیه سوسیالیست، در تقابل با حمله سرمایه مالی به دموکراسی قرار دارد. اصولا اتحادیه کارگری چیست؟ اتحادیه کارگری عصاره تجربه عملی و هر روزه دمکراسی توسط کارگران است؛ ما هر هفته در شعبه ها و شوراهای محلی اتحادیه، اهمیت بحث های دموکراتیک و تصمیم گیری برمبنای این مباحث، و مهمتر از همه، اهمیت مسئولت جمعی را آموزش می دهیم و خود نیز از آن می آموزیم. ما به دلیل رعایت اصل پاسخگو بودن رهبری اتحادیه به اعضا از طریق ساختار دموکراتیک، به خود می بالیم. شما به عنوان نمایندگان اتحادیه، این افتخار و امتیاز را دارید که بنا بر اساسنامه، به عنوان "عالی ترین نهاد اداره کننده" اتحادیه در این نشست حضور داشته باشید.

وظیفه من در طول این هفته، نظارت بر مباحث، ارزیابی ها و تصمیم های اتخاذ شده توسط شما است، برای آنکه اطمینان حاصل کنم که همه اینها بر اساس مقرارت و با شفافیت و بویژه در فضای رفیقانه انجام گیرد.

به همه نمایندگان و به ویژه به نمایندگان جدید در این نشست، که پارلمان اتحادیه ما محسوب می شود، یادآور می شوم که شما بدون استثنا مسئولیت بزرگی به عهده دارید. ما برای کاری مهم در اینجا گرد امده ایم؛ کاری که نیازمند نظم، هوشیاری، تمرکز و توجه به جزئیات است.

فکر می کنم که شما در پاره ای اوقات تجربه این نشست را بسیار طاقت فرسا اما به همان اندازه پرثمر خواهید یافت. ما در پایان این هفته و بعد از آنکه به شیوه دموکراتیک در مورد مسیر سیاسی و استراتژی اتحادیه تصمیم گرفتیم، متحد و نیرومند تر از پیش، آنچه را که آموخته ایم به شعبه های اتحادیه ، به محل کار، به شورا های محلی و به جامعه خواهیم برد.

اجازه دهید که با استفاده از این فرصت به اطلاع همه نمایندگان برسانم که اگر در جریان نشست، موضوعی را متوجه نمی شوید و یا اگر موضوعی احتیاج به روشنگری دارد، می توانید با بالابردن کارت نمایندگی، پرسش خود را مطرح کنید. من از شما تقاضا دارم که حتما این کار انجام دهید. اگر موضوعی برایتان ناروشن است، بهتر است که پرسش کنید. در این صورت، به احتمال زیاد در خواهید یافت که این تنها شما نبودید که احتیاج به روشنگری داشتید. پرسش کردن خیلی بهتر از آن است که ساکت بنشنید و بعدا افسوس بخورید که چرا پرسش خود را مطرح نکردید.

ما در تمام مدت نشست، تابع "کتاب مقرارت" و ضوابطی خواهیم بود که رعایت اش برای همه ما الزامی است. من، دبیر کل اتحادیه، سازماندگان محلی و همه کارکنان و مسئولان اتحادیه، آماده کمک به شما برای تصمیم گیری هستیم. برایتان آرزوی موفقیت می کنم .

اتحادیه های کارگری و حقوق بشر:

سال پیش به نمایندگان مجمع عمومی سالیانه گفتم که در همین هنگام که ما مشغول بحث و گفتگو هستیم، رفقای ما در نقاط مختلف جهان به دلیل فعالیت های سندیکایی با زندان، برخورد های ضد انسانی، تهدید، شکنجه و بدتر از این ها روبرو هستند.

از سال پیش تاکنون ما شاهد اقدامات شوق انگیز توسط کارگران بوده ایم که از ایالت ویسکونسین در امریکا تا قاهره برای کسب حقوق خود مبارزه می کنند. علی فتوح یکی از قهرمانان "بهار عرب" و راننده اتوبوس در قاهره را به جرم تشویق دیگران به اعتصاب در دادگاه محکوم کردند. حسنی مبارک دو روز بعد از آنکه قاهره و دیگر شهرهای مصر در نتیجه اعتصاب رانندگان اتوبوس از حرکت باز ایستاد، مجبور به استعفا شد. اما علی در 4 ژوئن در دادگاه به 7 سال زندان محکوم شد. دیروز این حکم لغو و او تبرئه شد.

هیثم محمدیان، وکیل "اتحادیه مستقل کارگران حمل و نقل عمومی قاهره" در این باره به ما چنین نوشته است: "از سوی اتحادیه مستقل حمل و نقل عمومی قاهره، مایلم که از آر. ام. تی و دیگر اتحادیه های کارگری بریتانیا که با فرستادن پیام از علی فتوح حمایت کردند، قدردانی کنم. این همبستگی برای ما بسیار مهم است. اگر چه علی در دادگاه مجرم شناخته نشد اما ما می دانیم که این محاکمه، حمله ای مستقیم علیه رهبری اتحادیه مستقل ماست. این محاکمه بخشی از کارزاری است که با استفاده از قوانین، علیه اعتصاب ها و اعتراض ها به راه افتاده و ما شاهد دستگیری و اذیت و آزارسندیکالیستها هستیم. برای نمونه، دیروز پنج نفر از همکاران ما در اتحادیه" تکنسین های بیمارستان" دستگیر شدند و قرار است در دادگاه نظامی محاکمه شوند. ما همچنان به حمایت شما نیازمندیم."

در دوم ژوئن امسال، منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه، به دنبال کارزار مداوم از سوی اعضای اتحادیه های کارگری حمل و نقل در سراسر جهان، سازمان عفو بین الملل و دیگر نهاد های حقوق بشری، خوشبختانه از زندان آزاد شد. او حدود چهار سال، از 12 ژوئیه 2007 تا زمان رهایی را در زندان گذراند.

اگر چه منصور اسانلو بطور موقت آزاد شده اما آزادی او مشروط و با محدودیت های بسیار همراه است. در همین حال، همکاران منصور اسانلو، رضا شهابی عضو هیئت مدیره و خزانه دار سندیکا و ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکا همچنان در زندان بدنام اوین در تهران بسر می برند. در 25 ماه مه 2011 رضا شهابی به اتهام " تبلیع علیه نظام" و "اقدام و تبانی علیه امنیت ملی" در یکی از شعبه های دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. وکیل شهابی گفته است که دادستان قصد دارد که اتهام جدید "محاربه با خدا" را نیز به کیفر خواست اضافه کند که حکم آن در ایران اعدام است. اضافه بر اینها، بهنام ابراهیم زاده، فعال کارگری اخیرا به زندان محکوم شد و تعدادی از معلمان از جمله هاشم خواستگار و رسول بداغی در زندان بسر می برند.

ایران یکی از امضا کنندگان میثاق جهانی حقوق مدنی و سیاسی است که می گوید: "هر کس حق دارد که آزادانه با دیگران تشکل ایجاد کند و ازجمله حق دارد برای دفاع از منافع خود سندیکا تشکیل دهد و یا به آن بپیوندد." ایران به همین گونه "میثاق جهانی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را" را امضا کرده است که " حق هرکس برای ایجاد سندیکا و پیوستن به سندیکای مورد اتنخاب خویش " را تضمین می کند.

نمایندگان، بگذارید یک بار دیگر در خواست خود برای آزادی و برخورداری از حقوق کامل سیاسی و سندیکایی را برای همه کارگران در بریتانیا، مصر، ایران و در تمام جهان اعلام کنیم.

رضا شهابی آزاد باید گردد!

ابراهیم مددی آزاد باید گردد!

همه زندانیان سیاسی در ایران آزاد باید گردند!

نمایندگان، امسال برابر با صدمین سالگرد نخستین اعتصاب کارگران راه آهن سراسری در تاریخ بریتانیا است. وقایع سال 1911 نشان داد که اتحاد تمام کارگران حمل و نقل در موفقیت کارزار برای به رسمیت شناخته شدن اتحادیه های کارگری و دستیابی به دستمزد و شرایط کار مناسب، بسیار مهم است. به یاد داشته باشیم که نخستین اعتصاب کارگران راه آهن سراسری با اعتصاب کارگران کشتی و سیمانکاران در بندر لیورپول از ژانویه تا مارس شروع شد. به دنبال آن، اتحادیه کارگران آتش-نشانی و اتحادیه سراسری کارگران کشتی رانی در اول ژوئیه فراخوان اعتصاب دادند و در نتیجه، یک اعتصاب عمومی در لیورپول به رهبری "تام من بزرگ" به وقوع پیوست. در 15 آگوست همان سال، هیئت های مدیره چهار اتحادیه کارگران راه آهن گرد هم امدند و اعلام کردند که اگر کمپانی های راه آهن به مذاکره تن ندهند، اعلام اعتصاب خواهند کرد. دولت، ارتش را علیه اعتصاب کنندگان بسیج کرد و در 17 اوت 1911، دویست هزار کارگر اعتصاب کردند. این همبستگی کارگری در بین طبقه کارگر، نقطه عطفی در تاریخ شکل گیری اتحادیه های کارگری در بریتانیا است؛ نقطه عطفی که 18 ماه بعد، به تشکیل نخستین اتحادیه صنعتی در بریتانیا، یعنی اتحادیه سراسری کارگران راه آهن انجامید. تاریخ در چنین لحظاتی است که ساخته می شود.

آلبرت بلامی، رئیس "جامعه متحد کارگران خدمات راه آهن " در نشست عمومی سالیانه این اتحادیه در همان سال چنین گفت:

"پی بردن به علت این اعتراضات و نا آرامی ها مشکل نیست. افزایش مزد ها با افزایش شدید هزینه زندگی مطابقت نداشته است؛ در واقع در بسیاری موارد درآمد ها کاهش یافته است. همه کسانی که برای سال ها به زورِ توافق نامه ها به بند کشیده شده بودند و پاداشی که هیئت های حل اختلاف برایشان تعین می کردند تغییر مادی ای در زندگی شان ایجاد نمی کرد و از آن ناراضی و متنفر بودند، همه کسانی که از هیئت های مصالحه نا امید شده بودند و بی عدالتی خوردشان می کرد و می دیدند که در این بی عدالتی، تشکل های آنها به مسخره گرفته می شود، آری همه اینها وقتی دیدند که دیگر هیچ چاره ای باقی نمانده است، در مراکز مختلف، اوضاع را به دست خود گرفتند و در حمایت از کارگران بخش های دیگر صنعت حمل و نقل، دست به اعتصاب زدند."

همه دولت هایی که حق مذاکره دستجمعی اتحادیه های کارگری را نقض و یا از اعتصاب کارگران جلوگیری می کنند، باید از تاریخ درس بگیرند. کارگران برای همیشه ساکت نخواهند ماند، و وظیفه ماست که آنان را برای روبرو شدن با چالش های کنونی و آینده به بهترین شکل ممکن سازماندهی کنیم.

رفقا، خواهران و برادران، سخن ام را با نقل قولی پایان می دهم که به نظر من بهترین سخنرانی سیاسی در قرن بیستم برای جمعی از اعضای یک اتحادیه کارگری است. همان گونه که بعضی از شما می دانید، من چند روز پیش از اکثر شما به فورت ویلیا م آمدم، چون می خواستم از زیبایی و آرامش کوههای اینجا لذت ببرم. در طول این هفته که ما کارها را پیش می بریم اگر کسی از شما می خواهد از چیزی الهام بگیرد، پیشنهاد من این است به کوه "بن نویس" نگاه کند و از منظره آن لذت ببرد.

دکتر مارتین لوترکینگ در 3 اوریل 1968، درست یک شب قبل از آنکه توسط گلوله یک آدم کش حرفه ای به قتل برسد، در نشست رفتگران اعتصابی در شهر ممفیز در ایالت تنسی امریکا حضور یافت و در حمایت از آنان سخنرانی کرد. او خطاب به آنان گفت: "موضوع بر سر بی عدالتی است. موضوع بر سر خود داری ممفیز از برخورد صادقانه و عادلانه با کارکنان بخش عمومی و در این مورد با کارگران بخش بهداشت است." او سپس آن عبارت فراموش نشدنی را بیان کرد: "هم اینک، من نمی دانم که چه خواهد شد، ما روزهای سختی در پیش داریم. اما این واقعا برایم مهم نیست. زیرا من بر ستیغ کوه بوده ام و از آنجا نگاه کرده ام و سرزمین موعد را دیده ام."

خواهران و برادران، من تا بالای کوه رفتم و به همین دلیل پاهایم بد جوری درد می کند. من سرزمین موعود را ندیدم، اما این را می دانم که ما به عنوان بخشی از جنبش به هم پیوسته اتحادیه های کارگری، می توانیم این دولت ضعیف و هراسان را شکست دهیم و برای اعضایی که آنها را نمایندگی می کنیم اندکی عدالت بدست بیاوریم.

کنفرانسِ شاد و موفقی را برای شما آرزو می کنم .

 

ترجمه و تکثیر از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران- واحد بریتانیا

27 ژوثیه 2011

پانوشته ها

1- برای شنیدن این سخرانی بر روی لینک زیر کلیک کنید

http://www.rmtv.org.uk/video/video90/index.html

 

2- آروین توماس راننده قطار و عضو فعال آر. ام . تی به خاطر فعالیت های اتحادیه ای و نقش موثر در برپایی اعتصاب رانندگان قطار، به دلایل واهی توسط کارفرما از کار برکنار شد. اتحادیه آر. ام. تی در اعتراض به این اقدام و با درخواست باز گشت بدون قید و شرط توماس بر سر کار، از رانندگان عضو خود خواست که در جعمه 13 مه دست به اعتصاب بزنند. چند روز مانده به اعتصاب، دادگاه، رای به باز گشت توماس بر سر کار را صادر و اتحادیه، اعتصاب را لغو کرد.

3- این اعتصاب یک روزه با موفقیت انجام شد. در نتیجه این اعتصاب حدود 750 هزار نفر، شامل معلمان، استادن کالج و دانشگاه و دیگر کارگران و کارمندان بخش خدمات عمومی، دست از کار کشیدند. در همان روز در تعدادی از شهر ها بطور همزمان تظاهرات برگزار شد. درتظاهرات لندن حدود 25 هزار نفر شرکت کردند و بعد از راه پیمایی، در برابر پارلمان تجمع کردند و به سیاست دولت در حمله به حقوق بازنشستگی اعتراض کردند.

4- هابسون، امپریالیسم، لندن 1902 ، به نقل از "امپریالیسم ، بالاترین مرحله سرمایه داری"، اثر لنین، فصل هشتم .