گزارشی ازشهرک قلعه حسن خان شهرک قدس

منطقه ای که توده های جان به لب رسیده کارگری را در خود متمرکز ساخته است

شهرک قلعه حسن خان ، شهرکی است مسکونی که در کیلومتر 19 جاده قدیم کرج در حد واسط شهر تهران و کرج واقع شده است و بخش عمده ای از کارگران ساکن در این مطقه در کارخانجاتی همچون کفش ملی ،ایران یاسا ،ارج و ایران خودرو و یا وانت زامیاد و یا کارخانجات ریسنده کی و پارچه بافی ویا پوشاک جامکو و یا در دیگر کارخانجاتی که شاغل می باشند در این منطقه زندگی می کنند . از منطقه غربی و جنوبی علی رغم عدم اجازه شهرداری در ساخت و ساز رو به گسترش می باشد و به شهرک اندیشه وملارد کرج و فردیس کرج در عدم امکانات زندگی و شراکت در فقر و بدبختی دست دوستی می دهد و می پیوندد

باغات و زمینهای کشاورزی به برکت گسترش فقر و فلاکت بی امان و هر دم فزاینده جمهوری اسلامی که با شتاب جنون آسایی توده های فلاکت زده را بیش از پیش به گذشته خانه خراب تر ساخته و توده های زحمتکش و روستایی را آواره شهرها ساخته و به آلونک نشینی کشانده است ، که بخشی از این بلا زده گان از روستا رانده شده به امید پیدا کردن کار درپایتخت در این منطقه رندگی می کنند و با فروش تمام دارایی خویش و دریافت قرض و با هزار مشقت و عمدتأ بطور شراکتی با نزدیکان و یا همکاران خویش صاحب قطعه زمینی می شوند که سند آن دست نوشته و یا در بهترین حالت شورایی است و شورای محل آن را تأئید می کند

قلعه حسن خان در نزدیکی و مجاورت معادن شن و ماسه ودر میان کارخانجات تولیدی بی شماری قرار گرفته شده است و زمینهای کشاورزی و باغات این منطقه با سیاست خشکانده شدن درختان توسط صاحبان سود جو و ملاکین بعد از مدتی با رشوه و زدوبند تعقیر کار بری داده و زمینها را در قطعات 40 و 50 متری توسط دلالانشان به فروش رسانده اند . و خانه های ساخته شده با مصیبتهای بسیاری پس از جنگ و گریز با شهرداری ساخته می شود و به شکل دخمه هایی پیچ در پیچ خانواده کارگری را در خود جای می دهد که بیشتر این خانوارهای کارگری از هیچگونه امکانات زندگی و بهداشتی برخوردار نمی باشند و تنها یک هدف را دنبال می کنند و آنهم این است که سر پناهی برای خانواده خویش داشته باشند برای در امان ماندن از سرمای زمستان

روستائیانی که کارو تلاش شبانه روزی آنان در روستا کفاف زنده گی شان را نمی دهد و با سیاستهای غلط و ضد مردمی نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی خانه خراب تر گردیده وبه ورشکستگی کامل کشانده شده اند ، واکثر آنان ناچارا با فروش زمینها وامکاناتشان در روستا ها به امید پیدا کردن کار، جذب شهرهای بزرگ شده وناچارأ درحاشیه شهرها بعلت فقر و عدم امکانات مالی ساکن گردیده اند ، و این شکل زندگی در حاشیه تمام شهرهای بزرگ بخصوص شهرهای صنعتی به وضوح وبه شکل آشکاری نمایان است و این روند بعد از سال 57 با شدت و حدت بیشتری رو به گسترش بوده است و و از طرفی ازآنجائیکه کارخانجات بخش تولیدی هر روز نسبت به روز پیش ورشکسته می گردند و با بیکار سازی کارگران بر انبوه بیکاران می افزیند ، و طبعا باسرازیر شدن سیل عظیم توده های رانده شده از روستا بر ارتش بیکاراران افزوده می گردد و عمدتا به کار دست فروشی ویا شغلهای کاذب در شهرها می پردازند که آنهم بدون جنگ و گریز با ماموران شهرداری و دولتی امکان پذیر نمی باشد و یا جذب بخش خدمات می گردند و بدون برخورداری از حداقل حقوق و ساعت مشخص کاری به استثمار غیر انسانی از جانب کارفرمای شرکتها و یا صاحبان کار تن می دهند و جبرآ خود و خانواده شان در بیغوله ها و کپرهایی زندگی می کنند که نام خانه به خود گرفته است و این بیغوله ها در کوچه پس کوچه های اسلام شهر ، خاک سفید ، مرتضی گرد ، صالح آباد ، ورد آور و قلعه حسن خان ، ووووو .... بسیار و انبوه دیده می شود و عمدتأ در این بیغوله ها 40 یا 50 متری دو خانواده پرجمعیت زندگی می کنند که از هیچگونه امکانات بهداشتی و رفاهی برخوردار نیستند ، و کاهی اطاقکی بنام طبقه دوم ایجاد کرده اند تا با اجاره دادن آن کمک خرجی داشته باشند

ضمن آنکه در همین جا ضروری است تاکید داشته باشم و اشاره به این داشته باشم که زمینهای کشاورزی همین روستائیان توسط همین اربابان و ملاکین و دلالان سرمیه دار برای ویلا سازی و خانه های تفریحی طبقه سرمایه دار و مرفه خریداری می شود و در مجموع این طبقه اجتماعی زحمتکش روستا را خانه خراب و آوره ساخته و در نهایت در چرخه اقتصاد زیر پوشش نام طبقه کارگر به برده گی می کشانند

مناطق کارگری و مناطق فقیر نشین که در آن ازدحام توده های مردمی وجود دارد و خانواده های پرجمعیت را در خود جای داده است فاقد امکانات بهداشتی و رفاهی می باشد و با فقر و گرسنگی وحشتناکی مواجه می باشند و وضعیت زندگی آنان هر روز خرابتر می شود ، بیکاری و گرانی سر سام آور آنان را به درمانده گی بیش از پیش کشانده است ، هزینه های بهداشتی وهزینه های دارویی و درمانی سلامتی این بخش از توده های مردمی طبقه کارگر را با خطر مواجه ساخته است و بیشتر امید آنان در زمینه درمانی به وجود بیمارستان شماره 2 یا همان شهید فیاض بخش می باشد که بقول خودشان آنهم دردی است بزرگ

در زمستان بارانی کافی است گذرتان به منطقه سرقنات خیابان شهید عالمی در قلعه حسن خان بیافتد، با آبگرفتگی چنان سیلابی دراین منطقه راه می افتد که توصیف آن فاجعه بار است اگثر خانه ها و خیابانها را آب به شکل وحشتناکی می گیرد و زباله ها و آشغالهای موجود جوی آبها و فاضلابها با سیلاب در کوچه ها و خیابانها به حرکت در می آیند

اعتیاد و فقر و فلاکت لجام گسیخته ، مردم این مناطق کارگری بلا زده توسط نظام سرمایه داری را به تنگنا کشانیده است و جوانان بیشماری در این ماطق به اعتیاد کشیده شده اند و سن اعتیاد در جوانان بسیار پائین آمده است و بی داد می کند و خانواده این بلا زده گان نظام سرمایه داری را با درمانده گی بیشتری روبرو ساخته است ، روابط خانوادگی و مناسبات خانوادگی در بین خانواده ها دچار تنش و مشکلات می باشد و کوچکترین واکنش آنان با عصبانیت توأم می باشد که ریشه درفقر مالی آنان دارد

کارگری نقل می کرد وقتیکه بهترین شام خانواده 5 نفری ما کله پاچه مرغ باشد و 4 ماه 5 ماه می شود که گوشت قرمز با ما قهر کرده است و جانمان به لبمان رسیده است و منتظر روزنه و جرقه ای هستیم تا نظام جمهوری اسلامی این جرثومه فساد رابرای همیشه بزیر کشیم و به آن پایان دهیم

حسن اردین

25.12.2011