کارگران مرزی که از آن بنام کولبران مرزی یاد می شود

مقدمتأ لازم است اشاره کوتاه و مختصری به این داشته باشم که . کارگران مرزی که امروز به غلط در میان فعالین سیاسی از این بخش از طبقه کارگر بنام کولبران مرزی و حتی گاهی بعنوان کاسبکاران محلی از آنها یاد می شود ، بیانگر درکی غلط از این بخش از طبقه کارگر می باشد که بنوعی باعث مخدوش شدن مرز بین این بخش از طبقه کارگر با دیگر اقشار زحمتکش جامعه می گردد ، و ضمن آنکه ، علی رغم گسترده گی طبقه کارگر به مفهوم کلی آن که با رشد سرمایه داری و عمیق شدن شکاف طبقاتی دیگر طبقه کارگرتنها به کارگران شاغل در کارخانجات اطلاق نمی شود که صرفأ در تولید نقش مستیقم دارند ، بلکه هر فردی که با فروش نیروی فکری وکاری خویش که صاحب ابزار تولید و سرمایه نمی باشد ، بلکه در مقابل دریافت مزد ، انرژی و توان خود را که خلاقیت و تخصص آن را نیز می تواند شامل شود به صاحبان کار و سرمایه ارائه می دهند . و مالکیت سرمایه و کار می تواند شخصی و یا دولتی باشد ودرصنایع تولیدی ،و یابخش خدماتی ، ویا تجاری، خود را مشخص می سازد و آنچه برای صاحبان کار و سرمایه تعیین کننده و حائز اهمیت می باشد ، انجام کار و ایجاد سود است که منافع سرمایه را تامین می کند وبه انباشته شدن سود وبه تمرکز آن درخدمت منافع طبقه سرمایه دار ، در می آید . و حکومتهای نظام سرمایه داری ، با ابزارهای دولتی و تدوین قوانین سرمایه داری حافظ منافع طبقه سرمایه داران می باشد ودر عرصه اقتصادی ، فرهنگی واجتماعی و نظامی به پاسداری از نظام حاکم بر می آید ، و بر این اساس می باشد که معترضین به نظام سرمایه داری را به زندان و شکنجه و اعدام می کشاند و توده های معترض را در خیابانها به خاک و خون می کشد ، بیکاری گرانی و فقر را به طبقه کارگر و توده های زحمتکش جامعه تحمیل می کند و آنان را به فلاکت و خانه خرابی می کشاند ، تا سرمایه داری و سود آن کاهش و تحدید نگردد و در بر همان پاشنه همیشگی افزایش سرمایه در دست اقلیتی سرمایه دار و کار و گرسنگی اگثریتی از توده های جامعه سرمایه داری بچرخد.

ساختار اقتصادی در حاشیه مناطق مرزی غرب و شرق کشور دارای رشد اقتصادی نبوده است و چه در نظام شاهی و چه بعد از آن هیچگونه سرمایه گذاری اساسی در این دومنطقه انجام نگرفته است و طبعأ با عدم رشد اقتصادی در زمینه صنعتی روبرو بوده است ، و منطقه مرزی غرب کشور بیشتر به کشاورزی سنتی و بخش عمده ای از کارگران فصلی در جامعه را تشکیل می دادند و اگثر توده های محروم آن منطقه دارای شغل ثابت و درآمد مشخصی نبوده اند و از طرفی بعلت اختلافات سیاسی فعال که خلق کرد طی سه دهه مبارزه حق طلبانه را پیش کشیده اند از جانب حاکمیت به طروق مختلف نادیده گرفته شده و به شدیترین شکلی سرکوب شده است و همواره در جهت سرکوب آنان بوده است ، این مناطق جزء محرومترین مناطق محسوب می شود و حتی از امکانات اولیه زندگی برخوردار نمی باشند ، و توده های زحمتکش این منطقه را به فقر و فلاکت و درمانده گی کشانده و به نوعی آنان را آواره و درمانده ساخته است .

در حاشیه مرزی جامعه ایران از دیر گدشته روند تبادل وجابجایی کالا بطرق مختلف قانونی و غیر قانونی انجام می گرفته است ، و این روند همیشه بستگی به شرایط سیاسی منطقه هم مرز با کشور مورد نظر داشته است و در صورت تنش سیاسی بین نظام حاکم با کشور هم مرز حمل و جابجایی نیز کاهش می یافته است و نوع و شکل جابجایی و تبادل کالا به شرایط جغرافیایی نیز بستگی داشته است . در مرزهای آبی با لنچ و قایق انجام می گرفت و در مناطق هموار همچون راه بصره و خرمشهر از طریق کاروانهای خودرو صورت می گرفت ، رابطه جنگی ایران و عراق وتنش بین دو کشور باعث گردیده بود تا عملا تبادلی بین مرز نشینها انجام نگیرد ، اما نیروهای دست نشانده جمهوری اسلامی بنام جیش الشعبی که زیر نظر آیت الله حکیم که در خرمشهر مستقر بودند بعد از پایان جنگ از مرزهای جنوب غربی به راحتی از طریق هویزه ، بستان ، سوسنگرد به درون عراق نفوذ می نمودند و تبادل کالا بر اساس سیاستهای خرابکارانه زیر نظر این گروه عراقی و سپاه پاسداران انجام می گرفت و در همین مقطع واردات سیگار خارجی تا مدتی دست همین گروه بوده است، ودر همین دوره بیشترین قاچاق کالا از مرز شلمچه توسط ایادی و روابط دادستان خرمشهر بنام مطوری صورت می گرفت و توده های مرز نشین این منطقه در حمل کالا جزء خرده پا محسوب می شدند و جزء اعداد و ارقام به حساب نمی آیند . مرزهای آبی منتهی به دبی و امارات تا چند سال پیش همچنان فعال بوده است و حمل و نقل توسط لنچ ها و قایقها صورت می گرفت و صاحبان اصلی سرمایه همیشه تجار بزرگ بوده اند وهمچنین در حاشیه نوار مرزی باندهای قاچاق فرماندهان سپاه وجود داشته است و با شرایط بد اقتصادی که هر روز بیشتر و شدت می یافت و بیکاری و فقر روبه گسترش بوده است ، طبعأ توده های بسیاری را به ورطه فقر و تنگدستی می کشاند و لاجرم بخشی از جوانان و خانواده های مرز نشین را ناچارأ برای حمل کالا که از شناسنامه و امتیاز آنان استفاده می شد و به صورت قانونی انجام می گرفت و به چتر باز معروف بودند تجار محلی و دلالان و واسطه گران تجار بیشترین سود را ازاین بخش عاید خویش می ساختند و این نوع فعالیت اقتصادی حتی در مرز جلفای تبریز و آستارا تا مدتهای طولانی تا چندی پیش توسط توده های مرزی انجام می گرفت ، اما آنچه آشکار و عیان می باشد سرمایه متعلق به تجار محلی و یا تجار بزرگ در دیگر شهرستانها بخصوص تجارپایتخت سرمایه گذاران اصلی این مبادلات بوده اند و توده های فقر زده فقط نقش حمل کننده را دارند و در ازای حمل کالا مبلغی را در یافت می کنند

کارگران مرزی کردستان که آن را توده های مرزنشین منطقه کردستان تشکیل می دهند . بر اثر فقر و فلاکت اقتصادی حاکم بر جامعه ایران که در آن منطقه به شکل گسترده وعریانی وجود دارد و با تحمیل سیاستهای ضد انسانی و ضد بشری در آن منطقه دامن زده می شود ، و به توده های مردم این منطقه فقر و گرسنگی را بیش از پیش تحمیل نموده است ، توده های مردم این منطقه برای نجات از فقر و گرسنگی ناچارأ تن به کارهای شاق و طاقت فرسا می دهند ونهایتأ توسط تجار محلی و واسطه گران و دلالان تجار شهرهای بزرگ برای حمل و نقل کالا به کار گرفته می شوند . و باید در نظر داشت که کارگران مرزی صاحب سرمایه ای از خود نمی باشند و تجار صاحب کالا نوع کالا را مشخص می سازند و بر اساس وزن و نوع کالا به شرط سالم رسیدن به مقصد مورد نظر دستمزد پرداخت می کنند . ناهمواری و طی مسافت طولانی درموقعیت کوهستانی و رود خانه ها بخشی از سختی کار این کارگران می باشد و خطر جانی وتحدید به مرگ از جانب مزدوران نظامی جمهوری اسلامی که هردم آنان را با مرگ روبرو می سازد بخش دیگری از سختی کارشان می باشد ، ودر یاد آوری این نکته ضروری است که تاکید داشته باشم که کاسبکاران محلی در اقدام حمل کالا اندک شمار می باشند ، و باز لازم است این نکته را در همین جا اضافه نمایم . که پس از پایان جنگ در حکومت صدام به مدت چند سال سیل ماشین آلات راه سازی و کامیون و خودرو سواری بخصوص بنز توسط نیروهای وزارت اطلاعات و سپاه از مرز غربی کشور وارد کشور می شد.

حسن اردین 30.12.2011