زیر لوای سوسیالیسم ، خدمت به بورژوازی

جنگ فاجعه ای است خونبار و غم انگیز ، واین بر هیچ انسان شرافتمندی پوشیده نمی باشد ، که تتایج فاجعه بار آن برای نسلهای متوالی مصیبتهای بس غم انگیز و ناگواری ازخود باقی خواهد گذاشت ، و چند نسل را گرفتار مصیبتهای پس ازجنگ خواهد ساخت ، و زخمهای بر جای مانده از آن آلتیام پذیر نمی باشد و آثار شوم آن فاجعهء انسانی را به همراه خواهد داشت ، تلفات انسانی سنگین ، تخریب و ویرانی زیر ساختهای اقتصادی جامعه و منابع رفاهی و بهداشتی جامعه را به تلی از ویرانه بدل خواهد کرد ، که از پیامدهای شوم جنگ خواهد بود . و این نتیجه گریز ناپذیرو ازعواقب جنگی می باشد ، که امپریالیسم جهانی و دیگر شرکای.خارجی و حمایتگران داخلی آن با تدارک تسلیحات بس ویرانگرآن را تدارک دیده اند .

به عبارتی باید پذیرفت که جنگ یکی از دستاوردهای جوامع طبقاتی می باشد ، که نتیجه سیاست طبقاتی ، نظام مسلط سرمایه داری می باشد ، که براساس مالکیت خصوصی بر وسائل تولید و مبادله تولیدات برمبنای منافع مالکیت خصوصی بر ابزارتولید صورت می گیرد ، و با استثمارو خانه خرابی اگثریتی ازتوده های مردم بنام طبقه کارگر، توسط اقلیتی سرمایه دار برای سلطه طلبی ، و حفظ و گسترش آن صورت می گیرد وجنگ طبقاتی نتیجه نهایی و اجتناب ناپذیر بین دو طبق اصلی جامعه سرمایه داری می باشد . و از طرفی همچنین به عبارتی می توان گفت ، این یک اصل اساسی و بدیهی در مبارزه طبقاتی می باشد ، که مبارزه انقلابی بر بستر مبارزه طبقاتی ، گسترش و تداوم می یابد ، و جنگ طبقاتی و انقلابی را در درون خویش پرورش می دهد ، ودر ادامه و تداوم مبارزه طبقاتی می باشد ، که توده های کارگر استثمار شده و زحمتکشان خانه خراب را به رویارویی مستقدیم می کشاند ، و در یک مبارزه و جنگ طبقاتی قرار می دهد ، و این نتیجه و دستاورد ذاتی نظامات سرمایه داری در جهان می باشد ، و از آن گریزی نخواهد بود .و نا گفته پیداست که حکومتهای حاکم بر جوامع سرمایه داری برای گریز از چنین مهلکه ای و برای ادامه سلطه طلبی خویش دست به هر شیوه و ترفندی خواهند زد تا به بقاء و تسلط خویش تحکیم ببخشند .

.ولذا، باید توجه داشت ، که کشورهای سرمایه داری پیش رفته که در راس آن امپریالیسم آمریکا قرار دارد، در شرایط کنونی بیش از هر زمانی با رکود اقتصادی بی سابقه ای روبرو می باشند ، که برای حل بحران و کاهش آن ، نیازمند دست یابی به منابع و منافع کشورهای دیگردارند ، و از همین رو چنگ اندازی آشکاری داشته و تحت عناوین مختلف راه را برای عملکرد سلطه گرانه خویش هموار می سازند ، تا تسلط جهانی خویش را باز همچنان گسترش داده و منابع و شریان اقتصادی کشورهای دیگررا تصاحب کنند، و با تحمیل و یورش نظامی به ایجاد تخریب و شکاف در میان توده های مردم می پردازد و مانع از شکل گیری انقلابات دموکراتیک و مردمی گردد ، تا با تسلط کامل خویش بر جامعه و منطقه به خواستهای اقتصادی و سیاسی خویش نائل گردند، و با چنین چشم اندازی می باشد ، که قیام و انقلابات مردمی را بنا بر ضعف تاریخی جنبشهای انقلابی در کشورهای عربی ومنطقه به بیراهه می کشاند و به جایگزین ساختن رژیمهای ارتجاعی در مقابل ارتجاع قبلی دست می زند ، و عملا رهبری شورش و قیام مردمی را تحت لوای رعایت دموکراسی وحفظ قوانین حقوق بشری توسط اپوزسیون خود ساخته تصاحب می کند و از قدرت و توان توده های جان به لب رسیده ای که فاقد تشکلات سیاسی می باشند در سرنگونی حکومتها سود می جوید و به بیراهه می کشاند .

طبقه کارگر ایران وطیف وسیع از توده های فقیرو اقشار کم در آمد و متوسط جامعه در شرایط خطیر و دشواری قرار گرفته است ، و می رود تا جنگ نا خواسته ای را متحمل گردد ، و بار فقر و گرانی وبیکاری و آواره گی حاصل از تحریم اقتصادی را ، بیش از گذشته و با هزینه های انسانی دهشتناگی را بار دیگر در طی جنگی دیگرمتحمل شود، که در یک طرف آن سیاستهای جنگ افروزانه امپریالیسم آمریکا و شرکای خارجی آن قرار دارد ، و در طرف دیگرآن ، رژیم فاشیستی مذهبی سرمایه داری جمهوری اسلامی قرار گرفته است ، که سی و سه سال تمام ، طبقه کارگرواگثریت توده های زحمتکش جان به لب رسیده را به تباهی و سیاهی کشانده است ، و دستگاه کشتار و قتل و عام آن بی وقفه ادامه داشته است ، و هر جنبنده ای را که نشان از آزادی داشته است به وحشیانه ترین شکل ممکن به خاک وخون کشانده است ، وبدون در نظر گرفتن مصالح و منافع توده های مردم ، و با ادامه سیاستهای ماجراجویانه و ضد بشری خود ، جامعه را در تنگناهای اقتصادی و سیاسی قرار داده است ، وعملا ثروت و منابع اقتصادی کشور را به تاراج گداشته است . و این امر برهیچ عقل سلیمی پوشیده نمی باشد ،

و براین اساس و با چنین رویکردی ، نیروهای چپ انقلابی بنابر وظیفه انقلابی خویش باید در کنار طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه قرار داشته باشند ، و وظیفه خویش می دانند که دیدگاه و نظرات سوسیالیستی خویش را که بیانگر منافع طبقه کارگر واگثریت زحمتکشان جامعه می باشد را گسترش داده و به روشنی صراحت ببخشند. و آگاهانه تر و فعال تردر مبارزات دموکراتیک و سوسیالیستی نقش حیاتی داشته باشند ، و با در نظر گرفتن چنین وظیفه ای ، در شرایط کنونی احتمال وقوع جنگ بیش از هر زمان دیگری احساس و درک می شود و لاجرم نیروهای آزادیخواه و دموکراتیک طلب و نیروهای چپ انقلابی راکه بیش از هر زمانی متفرق و پراکنده می باشند ، موظف می سازد تا وظایف سنگین و دشواری را بعهده بگیرند .

چپ انقلابی و سازمانهای کمونیستی تحت هیچ شرایطی حق ندارند که توده های مردم را به هیزم آتش جنگی فرابخوانند تا تنور جنگی را گرم کنند ، که هیچ منافعی برای توده های مردم ایران ندارد، وتنها باید تاوان سنگین آن را باید بپردازند ، و جزکشتارو فقر و گرانی و بیکاری چیزی عایدشان نمی شود ، و هم در جشن قربانی خواهند بود و هم قربانی عزا ، تحمیل جنگ قبل از هر چیزی به جز لطمات اقتصادی وسیع ، لطمات جبران ناپدیری در عرصه مبارزات توده های مردمی وارد خواهد ساخت ، وبیش از هر زمانی نیروهای انقلابی ودموکراتیک طلب را در فشار و تنگنا های سیاسی قرار خواهد داد ، لذا برای خروج از تسلیم طلبی و برون رفت از آن ، موظف به گشودن جبهه ای تازه می بیند ، تا مبارزات انقلابی خویش را مستقل ، با سازماندهی توده های مردمی در مقابل تجاوزات امپریالیستی وهمچنین درمقابل حاکمیت ارتجاعی بپردازد

متاسفانه تراژدی غم باراز آن جهت می باشد ، که ما شاهد نظرات آشفته و عجولانه ای از جانب بعضی از نیروهای سیاسی چپ می باشیم که در آشفتگی و سردر گمی به سر می برند، و مواضع و نظراتشان عملا همچون خاکی است که بر چشم توده های مردم ایران می پاشند .و از آنجمله می توان به رفقای حزب کار ایران طوفان که رفیق قدرت قاسمی پرچم دار آن می باشد ، اشاره نمود. که در مصاحبه با تلویزیون چشم انداز چنان سراسیمه و واخورده آن را آشکار می سازد ، که موضع گیری در قبال جنگ ایران و عراق را تدایی می کند،و نشان و حکایت از آن دارد که ازگذشته و شکستها درس آموزی نشده است ، و توده های مردم را برای حفظ وطن به جنگ میهنی دعوت می کنند و عملا برای دفاع از جمهوری اسلامی به گوشت دم توپ دعوت می کند . و درباره جبهه سوم ، که از جانب بخشی از نیروهای چپ انقلابی مطرح و به میان کشیده شده است ، و می تواند جبهه ای مردمی و گسترده باشد ودر بر گیرنده خواست اگثریت بخش عظیمی از طبقات و اقشارمختلف جامعه باشد و با در نظرگرفتن منافع ملی و طبقاتی جامعه حول طرح جبهه سوم،که می بایست بطورمستقل سازماندهی و متشکل ساخت را نفی و رد می نماید، و طبیعی است که چپ انقلابی برای ادامه و تداوم آن حول یک مبارزه انقلابی ، پیگیرانه تا پیروزی و قدرت گیری طبقه کارگرمبارزه خواهد کرد،

ونظریه پردازان مخالف جبهه مستقل عملا در کنار جمهوری اسلامی فاشیستی قرار می گیرند . گویا رفقا دچار جمود فکری شده اند ، و در حیطه عمل در پریشان حالی به سر می برند و با اصول مارکسیستی بیگانه می باشند ، باید از رفیق قدرت قاسمی و رفقای ایشان پرسید ، در کدامین اصول مارکسیستی طبقه کارگر و توده های مردم را برای حفظ نظام سرمایه داری به جبهه جنگ دعوت کرده اند.، و هم قربانی جنگ ساخته است ، و هم قربانی جوخه های اعدام کرده است . آیا رفقا فراموش کرده اند ، آن عزیزان کمونیست را که برای دفاع از میهن در جبهه ها شرکت می کردند ، وقتی شناسایی می شدند به دست همین جلادان جمهوری اسلامی دستگیر و اعدام می شدند . رفیق قدرت قاسمی و شرکای تشکیلاتی ایشان به نوعی با سردرگمی با موضوع جبهه سوم بر خورد می کنند ، که بیانگر عدم درک و ناتوان و عاجز ازدرک آن می باشند ، و گویا خود در گرداب به سر می برند . به گفتا رونوشتاراین رفقا در حزب کار ایران طوفان آذر ماه 1390 کمی دقت کنیم تا مشخص شود ،چگونه اوضاع و احوال جامعه و جهان را وارانه می بینند ، و به آنچه دیگر جریانات چپ را متهم می کنند خود عملا گرفتار آن هستند . اپوزسیون چپ ایران را چپ اندر قیچی ایران می دانند ، و گویا خود را تافته جدا بافته از دیگر جریانات چپ می دانند ، و مترادف با همان جملات تربچه های کله پوک قدیم حزب توده می باشد که در حمایت ازحاکمیت رژیم اسلامی بکار برده می شد ، و به نیروهای چپ مخالف جمهوری اسلامی اطلاق می شد .

رفقای حزب طوفان در نقد نظرات طرح جبهه سوم بیان می کنند که

با فرو کش کردن جنگ دیگر به جنگ جمهوری اسلامی نمی روند .

و در سطوح پائین تر

موجودیت عملی و عینی جبهه سومی ها موجودیت عملی مستقلی نیست و تنها با موجودیت تهاجمی امپریالیستها و صهیونیستها قابل تعریف است

و همچنین به این بخش از چپ ایران انتقاد دارند که می خواهند

با یک انقلاب قطعی سوسیالیستی و ضد استثماری مناسبات ظالمانه سرمایه داری را نیز از ریشه بر افکند و جامعه آزاد سوسیالیستی در ایران بر قرار کنند

و در ادامه چنین می آورند

انسان از این همه بیگانگی نسبت به شرایط ایران در شگفت می ماند ، آیا این عده نمی فهمند که حتی بر فرض محال در سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نیز در روند جنگ موفق شوند ، قادر نیستند بهره کشی انسان از انسانن را از میان برداشته و ازادامه جنگ تجاوزکارانه جلوگیری کنند

و در پایان رفقا خاطر نشان می سازند

هدف تجاوز به ایران سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و استقرار سوسیالیسم نیست و .... .

این همان آشفته فکری است که رفقا ازخود نشان می دهند ، و بی عملی خود را در به نقد کشیدن فعالیت و مبارزات دیگر جریانات چپ پنهان می کنند . نقد رفقا از آن جهت نیست ، که طرح و راه کارهای مبارزاتی و انقلابی راپیش بکشند ، رفقا مدام تاکید بر تحلیل مشخص می کنند ، ولی خود تشخیص نمی دهند ، که مبارزات انقلابی متکی بر واقعیتهای موجود و جاری جامعه می باشد و در غیر اینصورت نمی تواند زمینه عملی داشته باشد ، و چپ انقلابی به درستی تشخیص داده است که در ادامه مبارزات انقلابی تاکنونی اش به طبقه کارگر و توده های مردمی روشن سازد که گوشت دم توپ سرمایه داری نگردند ، و مستقل و متشکل در دو جبهه هم مبارزه با امپریالیسم و هم مبارزه با ارتجاع را در طرح و برنامه خویش داشته باشند و رفقا ضمن خورده گرفتن از دیگر جریانات چپ ، ولی روشن نمی سازند با فروکش کردن جنگ چگونه باید به جنگ جمهوری اسلامی رفت ، آیا با تشکیل گروه های پارتیزانی و یا اینکه با متشکل ساختن طبقه کارگر حول پرچم واحد ، و یقینا نظر رفقا حول جنگهای پارتیزانی و چریکی بیشتر دور می زند.

رفقا با بیان نظراتشان نشان می دهند، که هیچگونه درک مشخصی ازعلت وجودی طرح جبهه سوم نداشته و گویاعاجزو ناتوان از درک آن می باشند ، باید به نبوغ و استعداد این رفقا آفرین فرستاد که گویا نائل به کشف مجهولی شده اند ، که طرح جبهه سوم ، تنها با موجودیت تهاجمی امپریالیستها و صهیونیستها قابل تعریف است ، باید به این رفقای انقلابی متذکر شد که تحلیل مشخص از شرایط مشخص ، نیازمند راهکارهای عملی می باشد ، و از همین روست که نیروهای چپ انقلابی اتحاد ، ائتلاف ، وحدت ، تشکیل جبهه وجبهه متحد ،و لاغیر را را براساس شرایط و بر اساس منافع و موقعیت طبقه کارگر، برای پیش برد مبارزات انقلابی طبقه کارگر ، و درخدمت و تحکیم قدرت طبقه کارگر و زحمتکشان طرح و بیان می سازند، تا راه را برای قدرت گیری طبقه کارگر هموار سازند ، و به عبارتی باید زمینه عملی آن موجود باشد ، و درغیر اینصورت تخیلاتی بیش نخواهد بود و عملی نخواهد شد.

.رفقا همچنین مخالفت خودشان را در رابطه با انقلاب سوسیالیستی ، به گونه ای مجهول باقی می گذارند ، ومیتوان چنین برداشتی نمود ، که آن را امری دست نیافتی و دور از ذهن می پندارند ، و یقینأ در صورت وجود چنین ذهنیتی، لزومأ طبقه کارگر و اقشار پائین و متوسط جامعه باید از بورژوازی ملی حمایت نمایند ، تا بورژوازی ملی قدرت را تسخیر نماید ، و تنها در این صورت نیروهای مولده جامعه رشد کمی و کیفی می نمایند ، و آنگاه طی یک دوره تاریخی می توانند ، نقش تاریخی خویش را ایفا نمایند ، و قدرت را کسب نمایند ، که چنین تفکری زائیده اندیشه بورژوازی می باشد ، و در دوره ای که سرمایه نقش جهانی پیدانموده و در هم تنیده شده است ، وجود بورژوازی ملی در عرصه اقتصادی سرابی بیش نیست ، و بورژوازی لیبرال عملا در خدمت امپریالیسم می باشد ، و چنین دیدگاهی طبقه کارگر را به زائده بورژوازی مبدل می سازد وگویا رفقا دچار نزاکت تاریخی شده اند.

سرنگونی جمهوری اسلامی توسط توده های مردمی ایران ، و تسخیر قدرت بدست مردم بدون دخالت نیروهای خارجی به بهترین شکل ممکن راه را برای احیای سوسیالیسم تسهیل می کند و باید برای کسب قدرت لحظه ای درنگ ننمود وبا تمام نیرو و توان برای آن مبارزه وکوشید و تردید درآن سراشیبی سقوط است .

همانگونه که رفقا به درستی یاد می کنند ، هدف تجاوز به ایران سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نیست

و کدام یک از نیروهای انقلابی بر این باور بوده است که دخالتهای پنهان و آشکار امپریالیسم برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی می باشد تا سوسیالیسم در آن شکل بگیرد ، مگر آدمی کودن و بیمار سیاسی باشد تا به چنین نقطه نظری رسیده باشد ، و در مجموع رفقا با ارائه نظراتشان پرچم تسلیم طلبی را پیشا پیش به اهتراز در آورده اند، و دو راه در پیش روی طبقه کارگر و توده های مردم ایران قرار داده اند یا در کنار آمپریالیسم جهانی و یا در کنار رژیم جمهوری اسلامی و به نظر رفقا راه سوم و مستقلی وجود ندارد و عملا طبقه کارگر و توده های مردم ایران را به تسلیم طلبی دعوت می نمایند ، تا به قربانگاه جنگ بکشانند .

و در پایان رفیق قدرت قاسمی را به مرور مصاحبه اش با رادیو همبستگی در 24 ژانویه مندرج در ماهناه توفان شماره 40 بهمن ماه سال 1376 دعوت می نمایم تا تنزل فکری خویش را باز یابد .

حسن اردین 2012.01.31

http://www.toufan.org/Toufan%20organe%20moshdarak%201-64/at%20-%2040.pdf

http://www.toufan.org/Maghalat%20jadid/Hamleh%20ehtemali%20be%20iran%201112.htm