Günter Grass

بازتاب یک پیام!

گوینتر گراس نویسنده ی هشتاد و چهار ساله ی آلمانی و برنده ی جایزه ی ادبیات نوبل که هنوز هم روزانه دوازده ساعت ایستاده در پشت میز کارش قلم می زند،  نویسنده ای است پرکار و بلند آوازه  در سطح جهان  و از نویسنده گان بزرگ سده ی بیستم آلمان  شاید  تنها با توماس مان و برتولدت برشت قابل مقایسه باشد، بیش از پنجاه اثر برجسته دارد و  شمار زیادی  از این آثار  به  زبان های زنده ی جهان ترجمه شده است. در  اهمیت نویسنده گی گوینتر گراس همین بس گفته شود  هنگامی که به زنده یاد احمد شاملو خبر دادند که جایزه ی نوبل امسال را هم به شما  ندادند  و  نصیب گوینترگراس شد در واکنشی مثبت می گوید گراس  نویسنده ی بزرگی است و شایسته ی دریافت جایزه ی نوبل!   

 گراس یکی از نویسنده گان سیاسی پس از جنگ است که در طی شصت سال گذشته  مسائل مهم سیاسی و اجتماعی  آلمان و  اروپا  را در قالب رمان،  گزارش، یادواره  و شعر بازتاب داده است و اگر چه به عنوان نویسنده شهرت دارد تا شاعر،  اما دست توانائی در شعر دارد و هر قطعه از شعرهای اش به سبک  برشت  بیان گر یک درد اجتماعی و روایت گر یک مساله  خاص سیاسی و حاوی پیامی ویژه است.

در روز چهار شنبه پنجم ماه مارس سال جاری قطعه شعری از وی هم زمان در سه روزنامه ی چپ لیبرال و پرتیراژ اروپا،  زوید دویچه سایتونگ  آلمان، لا رپوبلیکا  ایتالیا، و ال پایس اسپانیا که در مجموع بیش از یک و نیم میلیون تیراژ دارند هم زمان به سه زبان مهم جهان انتشار یافت و  قرار براین بوده که در همان روز در روزنامه نیویورک تایمز هم انتشار یابد اما سردیبر نیویورک تایمر ادعا می کند که آن را به موقع دریافت نداشته است.  البته متن پیام فردای آن روز در شمار بیش تری از  روزنامه های اروپائی و جهان انتشار یافت و مورد بررسی  و نقد رسانه های نوشتاری، دیداری و شنوداری قرار گرفت.

 گراس در این پیام شاعرانه توضیع می دهد  که چرا این همه زمان سکوت کرده است و سکوتی این چنین طولانی!ا؟  و چرا سکوت بیش از این جایز نیست و تابوها  را باید شکست. در پیام خود می گوید از مقامات  دولت خودمان(آلمان)  شنیده می شود که یک زیردریائی مجهز دیگر  که قادر است کلاهک های اتمی با قدرت تخریب زیاد حمل کند به زودی تحویل اسرائیل  خواهد شد. در این جا لازم به یاد آوری است که دولت آلمان پس از ایالات متحده ی آمریکا دومین  کمک دهنده ی  اسرائیل است و  دولت اسرائیل از  1965 تاکنون سالانه معادل پانصد میلیون مارک کمک نظامی و مالی بلاعوض به عنوان غرامت کشتار یهودیان در جنگ دوم جهانی دریافت می دارد. حال آن که در دوران جنگ دوم جهانی اسرائیلی وجود نداشته که امروز اسرائیل  وارث شهروندان قربانی اش باشد.

بیش ترین شمار قربانیان یهود، یعنی  بیش ار سه میلیون نفر از شهروندان لهستان بودند و دومین رقم قربانیان  از شهروندان یهودی مذهب اوکرائین، جمهوری های بالتیک، روسیه ی سفید،  روسیه  و  خود آلمان است  و اگر قرار  پرداخت غرامت در میان باشد در درجه نخست حق لهستان است که  در جریان تجاوز آلمان نازی از جمعیت سی میلیونی اش سه میلیون یهودی و سه میلیون غیر یهودی را از دست داده است .

 یک نکته ی حاشیه ای دیگر هم که باید بیان نمود این است که جمهوری فدرال آلمان پس از ایالات متحده آمریکا  و  روسیه سومین کشور صادرکننده سلاح  و تجهیزات نظامی در جهان است  و بخش عمده ی  این سلاح صادراتی روانه ی خاورمیانه می شود که باید رضایت اسرائیل را هم با خود داشته باشد. همین سال گذشته و در اوج تظاهرات مسالمت آمیز مردم بحرین که با یورش تانک های عربستان سرکوب می شد دولت آلمان اعلام کرد صدور دویست دستگاه  تانک پیش رفته ی لئوپارد به عربستان را تصویب کرده است، تصویب نامه ای که موافقت پیشاپیش اسرائیل را هم با خود داشت.

از این روی پیام گوینتر گراس در ضمن اعتراضی هم هست به سیاست اقتصاد میلتاریستی آلمان و صدور اسلحه ی دولت آلمان که به موجب مصوبه ی سازمان ملل هیچ کشوری حق صدور اسلحه به  مناطق جنگی و بحرانی جهان را ندارد و دولت های صادرکننده ی سلاح  موظف اند از تحویل سلاح و مهمات به نظام های سرکوبگر  و  پای مال کننده گان حقوق بشر خودداری ورزند. اما دولت آلمان هم چون ایالات متحده ی امریکا،  روسیه،  فرانسه  و  بریتانیا سالانه میلیاردها دلار سلاح،  مهمات  و تجهیزات نظامی در اختیار ترکیه، عربستان،  اسرائیل، ایران، شیخ نشین ها و ...  قرار می دهد و بخشی از رشد اقتصادی این کشور  در پرتو صدور ابزار کشت و کشتار انسانی است  و این رشد  به بهای قربانیان بی شمار نظام های سرکوب گر در  جهان و کشورهای خاورمیانه  تمام می شود.  

گراس در پیام خود اعلام خطر می کند که اسرائیل صلح جهان را به خطر انداخته است  این کشور در سال های گذشته به طور مخفیانه  به تجهیز  اتمی خود پرداخته و  هم اکنون سلاح های  ویران گری  در اختیار دارد و  کشور ایران را تهدید به نابودی می کند. این ابزار مخرب را باید از اختیار دولت اسرائیل خارج ساخت و به کنترل ارگان ها و نهادهای بین ال مللی در آورد.  

تابو شکنی گراس در افشای سلاح اتمی اسرائیل نیست زیرا  از هنگام سرنگون ساختن یک هواپیمای  لیبیائی  بر فراز صحرای نقب در 1973 آشکار شد که اسرائیل دست اندر کار تولید سلاح های اتمی است و  یک دهه دیرتر تکنیسین شجاع و انسان دوست  اسرائیلی، «وانو مُردخای» طی مصاحبه ای با روزنامه تایمز لندن در سال 1386 با اسناد معتبر نشان داد که اسرائیل با کمک های فنی رژیم نژاد پرست آفریقای جنوبی در حال تهیه بمب اتمی است و به همین جرم هم به هجده سال زندان محکوم شد و هنگامی هم که  پس از  گذراندن دوران محکومیت از زندان آزاد شد با استقبال گرم ده ها هزار تن از  مردم صلح دوست اسرائیل و روشن فکران، روزنامه نگاران و  هواداران صلح  از   اروپا، آمریکا و استرالیا  مواجه شد که به همین منظور وارد اسرائیل شده بودند.  البته پس از زوال رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی اسرائیل  تسلیحات اتمی خود را به کمک فرانسه تجهیز نمود. از این روی تابو شکنی امروز گراس اتقاد روشن و بدون اما و اگر از سیاست توسعه طلبانه ی اسرائیل و تهدید صلح جهانی از جانب آن است و نه افشای داشتن سلاح اتمی!  

گراس به لحاظ سایسی یک شخصیت سوسیال دموکرات است و  در  چهار دهه ی گذشته در انتخابات سرتاسری آلمان هم واره و در هر دوره  در  انتخابات از حزب سوسیال دموکرات و نامزدهای این حزب پشتیبانی نموده  و به ویژه پشتیبانی وی از ویلی برانت که با دومشخصه ی تشنج زدائی با شرق و  گسترش دامنه ی  دولت رفاه به میدان آمد و چهره ی جهانی آلمان غربی را دگرگون ساخت در بسیج رای دهنده گان  اهمیت اساسی داشت . گراس هنوز هم  خود را یک سوسیال دموکرات اصیل می داند و اگر چه حزب سوسیال دموکرات آلمان همانند دیگر هم پالکی های اروپائی اش مرتب از برنامه ی سوسیال دموکراسی عدول می کند اما گراس هم چنان بر موضع خود پا برجاست  و نا پی گیری های این حزب را چه هنگامی که در قدرت است و چه هنگامی که در اپوزیسیون  به باد انتقاد می گیرد. هنگامی که حزب سوسیال دموکرات در اپوزیسیون بود و  در توافق با دموکرات مسیحی ها حاکم اصولی از قانون اساسی را به زیان  پناهنده گان سیاسی تغییر داد سخت اعتراض نمود. هنگامی هم که این حزب خود دولت را در اختیار داد و  در ائتلاف با حزب سبزها حقوق بی کاری را کاهش داد هم سخت اعتراض نمود.   

اما چرا تابوشکنی گراس اهمیت دارد؟   در رسانه های بزرگ و کوچک دولتی و غیر دولتی آلمان از سیاست های نژادپرستانه ی اسرائیل در سرزمین های اشغالی،  تداوم شهرک سازی و کشت و کشتار فلسطینی ها،  محاصره ی همه جانبه نوار غزه و ساحل غربی اردن کم و بیش انتقاد می شود، اما  انتقادهائی بی بو و خاصیت برای خالی نبودن عریضه!  اما  این که این آخرین کلنی جهان در شش دهه ی  گذشته میلیون ها فلسطینی  را از خانه و کاشانه ی خود آواره ساخته و  از  سه میلیون آواره ی فلسطینی که شمار زیادی در کشورهای همسایه کپر نشین اند و صدقه خور سازمان ملل و جمعیت های خیریه سخنی  به زبان نمی آید  و هر انتقاد تندی  علیه اسرائیل و نسل کشی تاریخی اسرائیل از جانب هر کس و هر مقامی تابو است و با واکنش تند اسرائیل،  ایالات متحده امریکا و جریان های راست گرای آلمان مواجه می شود تا چه رسد به این که گفته شود اسرائیل.فراتر از سرکوب و نابودی خلق فلسطین صلح جهانی را هم به خطر انداخته،  باید خلع سلاح شود و سلاح های اتمی اش تحت کنترل درآید.

این هم از شگفتی های دوران ماست که در یک کشور پیش رفته ی سرمایه داری  با نظامی بورژواـــ دموکراتیک  که آزادی عقیده، آزادی قلم و  آزادی بیان اصلی تضمین شده در قانون اساسی آن است،  راست گرایان تندرو  و محافظه کاران در کنار رسانه های هوادار اسرائیل بدون توجه به حقوق شهروندی و حقوق شهروندان هر صدای  انتقادآمیز را خفه می کنند و بی جهت نیست که گراس از تابوشکنی سخن می گوید تا دیگران هم زبان بگشایند. به این اعتبار باید شهامت گراس را ستود که سرانجام سکوت را شکست  و به امید این که دیگران هم به تاسی از وی  لب به سخن باز کنند و  در کنار محکوم ساختن جنگ طلبی، توسعه طلبی و شهرک سازی اسرائیل  در سرزمین های اشغالی اعلام کنند چرا باید شهروندان آلمانی و مالیات دهنده گان آلمانی بخشی از هزینه سرکوب فلسطینی ها و زیادخواهی های دولت اسرائیل را پرداخت کنند.  

یادآوری  دو حادثه ی تاریخی بیان گر  جسارت این تابوشکنی در آلمان است.  «یورگن مویلرمان» از چهره های تراز اول «حزب دموکرات آزاد» که در زمان صدارت هلموت کوهل مدتی وزیر اقتصاد دولت فدرال بود و نیز  رهبر حزب و رئیس فراکسیون پارلمانی این حزب  در مجلس ایالتی «نورد  راین  وستفالیا» که با هجده میلیون جمعیت بزرگ ترین ایالت آلمان است. در جریان یورش ارتش اسرائیل در دوره ی زمام داری آریل شارون به نوار غزه  و ساحل غربی رود اُردن که با ویرانی تاسیاست دولت خودگردان فلسطینی و محاصره ی مقر حکومتی یاسرعرفات هم راه بود  در جریان انتخابات این ایالت طی انتشار بیانیه ای تبلیغاتی سیاست تجاوزکارانه شارون را محکوم ساخت که چرا تاسیساتی که با کمک مالی دولت آلمان و پول مالیات دهنده گان آلمانی ساخته شده است این چنین ویران می سازد.

با انتشار این بیانیه ی انتقادی بر سیاست تهاجمی اسرائیل،  بدون توجه به مضمون منطقی آن،  از خودی تا بیگانه به مویلرمان که در عین حال ریاست انجمن دوستی اعراب و آلمان را داشت تاختند و او را به «آنتی سمی تیست» ضدیت با یهود متهم ساختند. زیرا  آنتی سمی تیست چماقی است در دست زمام داران اسرائیلی و  بر سر هر منتقدی فرود می آید.  دیگر رهبران حزب دموکرات آزاد، حزبی که ادعای دفاع از آزادی های لیبرالی را دارد  موضع مویلر مان  را به شدت محکوم ساختند و او را به شکل همه جانبه ای زیر فشار گذاشتند تا  هم چه گونه گی تامین هزینه یک میلیون یوری این بیانیه تبلیغاتی  را بیان کند که آیا از جانب اعراب پرداخت شده و یا از صندوق مالی حزب  و  هم این که داوطلبانه از حزب کناره گیری کند و چون با مقاومت وی مواجه شدند در صدد اخراج اش  برآمدند و در یک کلام آن چنان عرصه را بر او  تنگ ساختند که جز خودکشی یا تن دادن به خودکشی چاره ای برای اش نماند. بگذریم از این که شایع شد که عوامل موساد در کایتی که با آن پرش می نمود دست کاری کرده اند.  

مورد دوم به حزب چپ آلمان بر می گردد. هنگامی که یک کشتی شامل کمک های داروئی  و انسانی از ترکیه راهی نوار غزه شد و در کنار چند تن از سرنشینان ترک و فلسطینی کشتی که توسط نظامیان مهاجم اسرائیلی در آب های آزاد  کشته شدند دو نفر از نماینده گان مجلس فدرال آلمان از حزب چپ این کشور هم حضور داشتند؛ آن  چنان این حزب  را زیر فشار گذاشتند که چهل و پنج تن از اعضای فراکسیون پارلمانی آن ناچار شدند طی بیانیه ای اعلام کنند  که حزب چپ آلمان آنتی سمی تیست نیست و در آینده در چنین آکسیون هائی شرکت نخواهد کرد.   

اما خوشبختانه گراس از یک سو نه  مقام سیاسی  و اداری مهمی دارد که از دست بدهد و از سوئی دیگر  از چنان  پشتوانه ادبی،  فرهنگی و  شناخته شده گی  برخوردار است که توان پای داری دارد  و به اعتبار شخصیتی هم  بیدی نیست که از این باد ها به لرزه درآید. وی  در برابر درخواست مخالفان دایر بر  پس گرفتن  بیانیه و در پاسخ به انتقادات تکراری اعلام کرد  آزادی بیان حق تضمین شده ی شهروندان آلمانی در قانون اساسی این کشور است و وی  به عنوان یک شهروند در بیان عقیده اش آزاد است. اما شنیدنی است که خیلی از شهروندان آلمانی و متولیان مدعی دموکراسی به این اصل توجه ندارند.  رئیس جامعه  یهودیان آلمان که شهروند آلمان است  سخت به گراس حمله نمود و او را به آنتی سمی تیست متهم ساخت.  رئیس انجمن دوستی آلمان و اسرائیل هم که خود از چهره های حزب سوسیال دموکرات است بیانیه ی گراس را محکوم نمود . چند نفری از چهره های شاخص حزب سوسیال دموکرات هم اعلام کردند نیازی نیست که گراس در انتخابات آینده  در کنار آنان باشد اما کسانی از حزب سوسیال دموکرات و  حزب چپ آلمان بیانیه وی را ستودند و این بیانیه در میان اکثریت خاموش شهروندان با استقبال گرمی مواجه شد..

 واکنش رهبران اسرائیل هم  طبق معمول بسیار حاد  و شتاب زده بود  و انگار  گراس آب  در لانه ی مورچه گان ریخت.  وزیر امور خارجه ی اسرائیل از کمیته  ادبیات نوبل درخواست نمود که جایزه ادبیات نوبل را از  گراس  پس بگیرد انگار که کمیته ی نوبل کمیته ای است اسرائیلی و جایزه ی ادبیات نوبل هم جایزه ای است  در خدمت سیاست تجاوزکارانه  اسرائیل!  وزیر کشور اسرائیل اعلام کرد گراس حق مسافرت به اسرائیل را ندارد و  ناتان یاهو  نخست وزیر اسرائیل هم  گراس را  به آنتی سمی تیست  متهم ساخت و گفت آن چه را که گراس در جوانی نتوانسته است انجام دهد اینک در پیری انجام می دهد،  اشاره ناتان یاهو به پیشینه گراس است که خود در کتاب این یک صد سال بازگو نموده و  در هفده ساله گی در صف اس اس ها از مدافعان برلین بوده است

هم ناتان یاهو و هم دیگر منتقدان این بیانیه به درستی می دانند که این بیانیه ربطی به ضدیت با یهود ندارد و اتهام ضدیت با یهود به گراس نمی چسبد زیرا  وی یکی از نخستین کسانی است که در باره ی هولوکوست و سیاست یهودی کشی و یهودی آزاری در آلمان و اروپا  قلم زده  و از پشتیبانان پابرجای اقلیت یهود در آلمان و جهان  است و حتا اسرائیل و جمهوری اسلامی را هم  یکی نمی داند.  خطاب این بیانیه افکار عمومی آلمان، اروپا، جهان و نهادهای بین ال مللی است که طرح های  جنگ طلبانه ی  ناتان یاهو و دیگر رهبران اسرائیل را خنثا و کنترل سلاح های اتمی را از  دست آنان  خارج سازند.

پیام  تابو شکنانه ی گراس در  این برش تاریخی که از یک سوی تحریم های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی تشدید می شود و از سوئی دیگر  تهدید های نظامی  جدی تر،  می تواند حامل این قضیه ی مهم  باشد که خطر جنگ دیگری در خاورمیانه  صلح جهانی را تهدید می کند و کسی نمی تواند پیش بینی کند  پایان چنین جنگی به کجا می کشد.

 

اما این بیانیه خطاب دیگری هم دارد و مورد خطاب رهبران جمهوری اسلامی هستند و  از آن جا که گو.ینتر گراس با محافل سطح بالای سوسیال دموکرات در تماس است  چندان دور از ذهن نیست که از  تصمیمات پشت پرده خبرهایی  داشته باشد و وی با این افشاگری خواسته باشد  به مقامات جمهوری اسلامی گوشزد کند که  دست از ماجراجوئی بردارند و  تن به جنگ و اشغال کشور ندهند  و به وارونه ی یاوه گوئی های دستگاه های آوازه گی جمهوری اسلامی، بیانیه تنها علیه اسرائیل نیست و جمهوری اسلامی و ماجراجوئی جمهوری اسلامی را هم نشانه گرفته و درخواست گراس مبتنی است بر کنترل هر دو جانب درگیری، هم کنترل جمهوری اسلامی و جلوگیری از دست یابی این رژیم به سلاح اتمی و هم بازداشتن اسرائیل از کاربرد سلاح اتمی!

 

گراس از خطر تجزیه ی ایران دم می زند و بی گمان منظور وی از این تجزیه، احتمال  اشغال بخشی از ایران است توسط ایالات متحده ی آمریکا و هم پیمانان ناتو! و این پیام را هم سازمان دهنده گان  تظاهرات روز صلح آلمان که در روز دوشنبه نهم آوریل در هشتاد شهر بزرگ و کوچک آلمان برگزار شد  به درستی دریافتند و سخن رانان در این اجتماعات از دولت خواستند هم چون ماجرای اشغال عراق پیشاپیش اعلام کند که در جنگ علیه ایران شرکت نخواهد کرد و نیروهای خود را هم از افقانستان خارج سازد.

هم برای اسرائیلی ها و هم برای غربی ها از روز روشن تر است که ایران عراق و یا سوریه نیست که با یک ضربه هوائی تاسیاست اتمی اش نابود شود. آمریکائی ها و اسرائیلی ها که در زمان شاه از مشاوران ارش نظامی و امنیتی بودند می دانند که ایران زاخه های زیادی دارد که در زرفای زمین و زیر کوه ها قرار دارد  و احتمال حمله ی متقابل جمهوری اسلامی به تاسیسات نفت حوزه ی جنوبی خلیج فارس و مختل ساختن خطوط نفتی و کشتی رانی و مانع شدن از گسیل آزادانه ی نفت و گاز به بازارهای جهان منتفی نیست. در این صورت برای تامین امنیت نفت مصرفی جهان در حال بحران سرمایه داری جز وارد شدن به یک جنگ فرسایشی و اشغال حاشیه ی شمالی خلیج فارس و دریای عمان چاره ای باقی نمی ماند. بی گمان سرنوشت جنگی به این ابعاد بیش از آن مبهم است که دیوانه گانی از هر دو سوی زمینه ی آن را فراهم سازند.  جنگی دامنه دارتر از اشغال افغانستان و عراق و برای ما جنگی ویران گرتر از جنگ هشت ساله با عراق با آثاری شوم تر از حمله ی اعراب و مغول!

چهاردم آوریل 2012

مجید دارابیگی