دادگاه بین المللی و مردمی ، دادگاه دهه خونین

 

دادگاه جمهوری اسلامی ایران به جرم جنایت علیه بشریت، تحت عنوان کارزار مردمی ایران تریبونال از روز هجدهم ژوئن در لندن آغاز شده است. دادگاهی که با تلاش شبانه روزی خانواده های قربانیان و جان بدر بردگان زندانهای رژیم اسلامی تشکیل شده است. شاهدان و خانواده های قربانیان دهه خونین از تمام طیف های سیاسی و گروههای ملی ساکن در ایران در این دادگاه ، پس از بیش از سه دهه گرد آمده ا ند تا از تاریخ خونینی بگویند که در سکوت گورستانی چند دهه تلاش شده است به فراموشی سپرده شود. سرگذشت و داستانهای تکان دهنده ای که در این دادگاه گفته شده و میشود رازهای پنهان و ناگفته ای را بر ملا میکند که امکان گفته شدن نداشته اند. فرصت مغتنمی است برای روشن شدن حقیقتی است که تمام جناحهای حکومتی در تلاش بوده اند آنرا پنهان کنند. تلاشی است برای گفتگو بین خانواده ها ی قربانیان و بازماندگان آن دهه خونین ، تلاشی است برای گفتگویی بین مردم در رابطه با تاریخ خونینی که از سر گذرانده اند، تلاشی است برای پرتو افکندن بر تاریکخانه اشباحی که در طول سه دهه در سراسر ایران کفر آبادها و خاوران ها ساخته اند و دهها هزار انسان را به دار کشیده و صد ها هزار نفر را در سراسر زندانهای کشور به دار و داغ کشیده اند. ساختن آینه ای است در مقابل ما که سیستم دار و داغ ، نفرت و انتقام ، زندان و شکنجه و اعدام و استبداد در ایران را به مردم ایران و جهان نشان دهد و آنرا مورد نقد و انتقاد قرار دهد و ارزش انسان بمثابه انسان و حقوقش برسمیت شناسد.

در اولین روز این دادخواهی و شکستن سکوت گورستانی سه دهه، هیات اجرایی سازمان راه کارگر در اقدامی حیرت انگیر بیاینه ای صادر کرده است که نشانه ای آشکار از بی مسئولیتی و بی عدالتی نسبت به تلاش خانواده ها جانباخته ای است که در تلاش بر شکستن سکوت سه دهه جنایت سازمانیافته در رژیم اسلامی هستند. سازمان ما هماره در تلاش برای سازمان دادن میارزه برای آزادی و برابری بوده و صدها نفر از کادرها و اعضا و هوادارانش را در زندانهای رژیم از دست داده است و این رژیم را از همان ابتدا ضد انقلاب ارزیابی و با فاشیسم و استبداد مذهبی حاکم مبارزه کرده است. اینک که تلاش بی وقفه خانواده ها و بازماندگان دهه خونین به ثمر نشسته و گفتگویی در باره جنایات سازمانیافته حکومتی مابین خانواده ها و بازماندگان و قربانیان و مردم ایران و جهان از طریفی حقوقی آغاز شده است ، بی انصافی مطلق و یک بی اخلاقی آشکار است که با این تلاشها مقابله کنیم تا ضعف و ناتوانی خود را در این سی سال توجیه کنیم و با نسبت دادن این تریبونال و کمیسیون حقیقت یاب به "باصطلاح گروههای ماورائ چپ " و "تلاشهای امپریالیستی" ، این حرکت تاریخی را تخطئه کنیم. تردید ندارم که موضعگیری هیات اجرایی لکه سیاهی برکارنامه این سازمان است و در این شرایط سخت ، که شاهد و شنونده دردها و رنجهای خانواده ها و بازماندگان هستم ،درد و رنجی وحشتناکتر را باید تحمل کنم وشاهد موضعگیری هیات اجرایی و رفقایی که در سه دهه با آنان برای آزادی و سوسیالیسم جنگیده ام ، باشم. موضعگیری باصطلاح ضد امپریالیستی سازمانی، که بخشی از سازمان ما بوده اند و خود را همچنان راه کارگر میداند باشم . متاسفانه این رفقا نه فقط با این کمپین حقیقت جویی نیستند وبه شکستن سکوت و انکار یاری نمی رسانند ،بلکه بخاطر منافع فرقه ای و تنگ نظرانه و ایدلوژیک درمقابل آن ایستاده اند.

در روزهای این دادگاه است که بازماندگان و خانواده ها سخن میگویند و این شهادتهاست که مبنای قضاوت افکار عمومی نسبت به رژیمیست که بیش از سه دهه حکومتش گورستانهای آشکار و پنهان در سراسر ایران بر پا کرده است . اینان تصویری از ایران اسلامی ارائه کرده ند : از کشتارها وجنایت سازمانیافته درسرا سرکشور، از تابوتها و سلولهای انفرادی و قیامت و اعدامیان و خودکشیها ، توابها و انسانهای وارونه شده و تهی شده، از رگبارها و تک تیرهای شمرده شده در این دهه، از کودکان و نوجوانان زندانی ، از مادران زندانی ، از راهروی انتظار برای شکنجه و دادگاه و اعدام ، از چشم بندها و قپانیها و شلاق ، ساکها و یادگاریها اعدامیان ،از ملاقات ها و تحقیرهای روزانه خانواده ها توسط پاسداران ، از نگرانی و تهدید بی پایان اسیران ، از خاوران و گورهای دسته جمعی، از قنات های جهرم و اجساد مثله شده و نابود شده قربانیان ، از بلدورزها و نشانه های تخریب شده در گورستانها، از خواهران و برادران و شوهران اعدامی ، از نسل کشی وحشیانه در سراسر ایران ، از مجاهد و فدایی و پیکاری و راه کارگری و توده ای و کومله ای و دمکرات ، از کرد و لر و عرب و فارس و ترکمن و بلوچ ، از مسلمان و بهایی و با دین و بی دین، و همه همه از درد و زخم عمیقی که این کشتارها و سرکوبها بوجود آورده، از تهی شدن انسان از انسانیت انسان زندانی سخن میگویند ، اینجا از تعداد و اسامی سخن نیست اینجا سخن اززندگی و زندگیهای ویران شده دهها هزار خانواده ای است که رنجی عظیم و غیرقابل باور کشیده اند، اینجا پلاتفرمی برای بازگویی درد ها و رنجها مردمی است که هرگز امکان دادخواهی نداشته اند اینجا ما از درد وحشتناکی که سکوت و خیانت، انکار و امتناع از گفتن حقیقت در این سه دهه ببار آورده است ،سخن میگوییم. ما اینجا آمده ایم سکوت را بشکنیم، امتناع کنندگان و انکارکنندگان حقیقت را با شواهد مسلم رسوا کنیم... اینجاست که میتوان در یک زمانه کوتاه و فشرده تصویری از این دهه بدست آورد ،به آه و درد و رنج و زخم عمیقی که بر پیکره جامعه ایران و مردمش وارد آمده ، پی برد و برای اولین از زبان طیف گسترده ا ی از قربانیان و خانواده های آنان از گرایشات گوناگون سیاسی شنید که اینان چه تاریخ و سرگذشت وحشتناکی از سر گذرانده اند و چگونه این سکوت گورستانی ،این زخم و درد را عمیق تر کرده و چگونه این درد مشترک همه کسانی بوده است گه دگرباره میاندیشنده اند. به این سبب است که این دادگاه جایگا هی فراتر از منافع این و آن گروه و جریان سیاسی دارد . این کمپینی معین و روشن و تک مضمونی است که میخواهد به نقص حقوق انسانی مردم ایران در دهه خونین 60 بپردازد. این کمپین میخواهد بی قید و شرط از تمام قربانیان نقص حقوق بشر در ایران دفاع کند ، میخواهد انسان بخاطر انسان بودنش از حقوق انسانی و منزلت برخوردار باشد و هیچ قدرتی قادر نباشد به حقوق انسانی شهروندان آن تجاوز کند. میخواهد به سیکل معیوب اعدام و شکنجه ، انتقام و نفرت و تجاوز پایان داده شود، میخواهد مسئولان حکومتی پاسخگوی سیاست ها و اقداماتشان در مقابل مردم باشند.

من در گفتگوبا دست اندرکاران کمیسیون حقیقت یاب و ایران تریبونال دریافته ام که این تشکلی است از پایین و از همه طیفهای سیاسی و اجتمایی و ملی در ایران و استقلا لش از جریانات دولتی و احزاب سیاسی دیگر کشورها اصلی ترین شرط برای برپایی آن بوده است. تمام اعضای هیات تحقیق و ژوری، دادستان و گروه گردآورنده اسناد و شواهد ، تما م تدارک کنندگان این کمپین ، داوطلبانه و آزاد در این کارزار شرکت کرده اند و از افریقای جنوبی و کانادا و سوئد و انگلیس و آمریکا و بلژیک و ... وکلایی شریف و آزاده تمام هزینه های شرکت در کمپین را خود پرداخته اند و بسیاری از بازماندگان و خانواده ها ی قربانیان و جانباختگان دهه 60 از طریق وامهای بانکی و قرض واز طریق کمکهای مالی دوستان و آشنایان و برگذاری جشن ها و مراسمهایی هزینه های این کمپین را تامین کرده اند. گزارشا ت مالی و هزینه ها در طول همه این سالها از طریق سایت ایران تریبونال انتشار یافته است و مسئولین و فعالین این کمپین ، هر دو هفته گزارشات منظم به اعضا داده اند و همه چیز آشکار و روشن است. به گفته فعالین و مسئولان این کمپین، آنان هرگز کمکی دولتی دریافت نکرده اند و خود بسیار بر روی استقلال این کمپین پافشاری دارند . شکل یابی این کمپین از پایین و از طرف بازماندگان کشتارهای دهه 60 و خانواده ها ی قربانیان ، خود نشانه ای آشکار از استقلال آن است. شرکت فردی افراد در کمپین و تک مضمونی بودن آن ، وخصلت جنبشی بودن ان باعث شده که کمپین با کندی ، آهسته و در طی 5 سال بتواند به نتیجه برسد. طبعا اگر کمک ها و پشتیبانی مالی بزرگی وجود داشت قطعا این همه زمان طولانی برای تشکیل کمیسیون حقیقت یاب لازم نداشت و حتما با سر و صدای بسیار رسانه ای همراه بود اما از اقبال این همه از گرایشات سیاسی مختلف روبرو نمیشد.

خوشبختانه این کمپین عادلانه با همدلی بسیاری روبرو شده است و علیرغم تمام تجربیات منفی در کمپینهای گذشته دراین سه دهه ، ایران تریبونال با گامهای استوار پیش میرود و خواهد رفت. امید و آرزوی من آنست که هیات اجرایی این سیاست نادرست را اصلاح کند و به کمپین شکستن سکوت و انکار و دادگاه دهه خونین بپیوندد.

آخرین کلام :من خواهان شورش در سازمان شما علیه باصطلاح رهبران آن نیستم اما خواهان پاسخگویی رهبران این سازمان هستم تا در لحظات تاریخی تصمیماتی بدینگونه اتخاذ نکنند.

علی دماوندی

21 ژوئن 2012