هر کسی با ظن خود به مسکو رفت !

 

اجلاس مسکو که از اعضاء۱ +۵ و هیات ایرانی تشکیل شده بود، پس از جلسات مقدماتی چندی ،روز دوشنبه و سه شنبه ( ۱۸ و ۱۹ ژوییه ) برگزار شد . این اجلاس که مخصوصاً دولت روسیه تلاش فراوان داشت تا از آن بهره برداری سیاسی کند و کارت برنده ای برای پوتین در معاملات سیاسی و اقتصادی با آمریکا و جامعه اروپا بدست آورد، بدون هیچ نتیجه ای پایان یافت و در نهایت کوه موش زایید : شرکت کنندگان توافق کردند که روز سوم ماه آینده نشستی تکنیکی داشته باشند. ادامه کشاکش به نفع کیست؟ چه فرصت هایی از طرفین می سوزد و چه خطراطی در پی دارد؟

آثار و نشانه‌ های بی نتیجه بودن این نشست در اقدام‌ ها و اظهار نظرات طرفین پیش از سفرشان به مسکو تا حدود زیادی مشخص بود. به بررسی برخی از این اقدام‌ها که زمینه‌ ساز بن‌بست کنونی است، می پردازیم. امریکا، جامعه اروپا، روسیه و ایران هر کدام در تداوم بخشیدن به این بن‌بست نقش‌های مشخصی ایفا کرده اند که تأمل بر آن‌ها میتواند بر پاره‌ای از ابهامات روشنی افکند .

دستگاه رهبری باراک اوباما روز سیزده ژوئن هفت کشور دیگر را از تحریم و مجازات بدلیل کاهش خرید نفت از ایران، معاف کرد. این هفت کشور ( کره جنوبی، هند، مالزی، افریقای جنوبی، سری لانکا، ترکیه و تایوان ) به ژاپن و ده کشور اروپایی که قبلاً از مجازات معاف شده بودند، پیوستند. متعاقب این اقدام خبرِ نامه ی۴۴ سناتور آمریکا دو روز بعد در مجله ی فورین پالیسی و چند روزنامه ی انگلیسی زبان دیگر منتشر شد. در این نامه سناتورها از اوباما خواسته بودند در صورتی که ایران در مذاکرات مسکو با سه مورد پیشنهادی آن‌ها موافقت نکند، به مذاکرات خاتمه دهند. این سه مورد عبارت بودند از:

۱ ــ تعطیل تأسیسات فوردو در نزدیکی قم که محل تولید اورانیوم بیست در صدی است.

۲ ـ توقف همه ی غنی سازیهای بالاتر از ۵ در صد، که قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل آنرا به ایران اجازه نداده است و

۳ ــ انتقال همه ی اورانیوم غنی شده ی بالای ۵ در صد که تخمین زده می‌شود حدود صدو پنجاه کیلو گرم باشد، به خارج از ایران. ( ۱ )

این موضعگیری سفت و سخت سناتورها که بازتاب دهنده ی سیاست آمریکا و لابی اسراییل است، با موضعکیری کشورهای اروپا یکسان نیست. آن‌ها مانند آمریکا بر این باور نیستند که ایران می‌خواهد به ساخت بمب اتمی دست پیدا کند، اما قصد ایران به دستیابی به توانایی ساخت انرژی هسته ای را انکار نمی‌کنند و بهمین دلیل است که در ادامه اعمال تحریم ها با آمریکا هم نظرند.

جمهوری اسلامی ایران، از دیگر سو، غنی سازی اورانیوم به هدف های صلح آمیز را حق

مسلم خود میداند و در این مورد به معاهده ی منع گسترش سلاح های هسته ای ( ان. تی.

پی. ) که خود از امضا کنندگان آن بوده، اشاره می‌کند و بر همین مبنا و با اشاره به اینکه

همه ی فعالیت‌ های غنی سازی ایران همواره تحت نظارت بین‌المللی بوده است، انتظار دارد جامعه جهانی این حق را به رسمیت بشناسد و تحریم ها را، دست کم در مورد فروش نفت، لغو کند. در همین رابطه بود که سعید جلیلی، دبیر عالی امنیت ملی ایران، در مصاحبه با شبکه خبری رشین تودی ( Russian Today ) ( دوشنبه ۱۸ ژوئن ) ضمن اظهار خوشبینی به مذاکرات مسکو گفت: ما پنج زمینه ی عمده را مطرح کردیم، چهار مورد آن‌ها مربوط به انرژی هسته ای بود و یکی از آن‌ ها نیز در باره موضوعات مختلف. او و دیگر هیات های جمهوری اسلامی ایران با اشاره به این حق و سو ء استفاده از اختلافات سیاسی غرب و آمریکا با روسیه و هم پیمانان آن بر سر مسائل جهانی، بخصوص خاور میانه، همواره در سطح رسمی موضعی حق بجانب و تهاجمی از خود نشان داده اند. موضعگیری خامنه ای در سخنرانی اخیر خود و اینکه گفت: ما هنوز به قله نرسیده‌ ایم کارت سبزی بود برای عاملین اجرایی سیاست‌های مذاکراتی نظام در ادامه ی همان سیاست حمله به جلو برای سرپوش گذاشتن بر بحران سیاسی و اقتصادی داخلی و شکست های پی در پی در نشست های تا کنونی خود باگروه ۱+ ۵ .

بی سبب نبود که رستم قاسمی، نماینده ایران در اپک، روز چهارشنبه گذشته بمنظور فشار به عربستان سعودی و کشورهای خلیج که با تولید فراوان نفت نگذاشتند قیمت آن افزایش پیدا کند، به زور به جلسه ی مقدماتی اپک که به آن دعوت نشده بود، رفت و تلاش کرد با مذاکره با علی نعیمی، وزیر نفت عربستان سعودی، سطح تولید را همان سی ملیون بشکه در روز، یعنی سه ملیون کمتر از سطح کنونی بقبولاند. این کار زمانی به انجام رسید که آقای اوتینگر(Oettinger ) مقام عالی رتبه جامعه ی اروپا جلسه آنروز را ترک کرده بود. ( ۲ ) رستم قاسمی در این جلسه اذعان داشت که قیمت نفت به سطح سال ۲۰۰۸ سقوط کرده است. قرار بر این بوده است که رستم قاسمی پیش از جلسه ی اصلی روز پنج‌ شنبه، برای حل و فصل مسائل خود با وزیر نفت عربستان سعودی ملاقات داشته باشند.

دعوت نکردن از رستم قاسمی به جلسه مقدماتی اوپک در روز چهارشنبه مشخصاً پاسخی به بی توجهی هیات های ایران در نشست ها و جدی نگرفتن جامعه ی جهانی و مقررات آنست. گروه ۱+۵ نیز با پیشنهادهای خود در مقابل جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه اگر سه شرط پیشنهادی آنرا بپذیرد، غرب در عوض از اعمال تحریم های بیشتر خود داری خواهد کرد، قطعات یدکی هواپیما و میله های سوخت غنی سازی به ایران خواهد داد و در سطحی محدود با ایران همکاری اتمی خواهد داشت، بیشتر بر مسائل مورد نظر خود تأکید کردند، مسائلی که از نظر هیات ایرانی موضوعیتی نداشت.

بموازات این اقدام‌ها و در حاشیه ی مذاکرات مسکو نشست هایی با هیات ایرانی صورت

گرفته که در عین فرعی بودن اهمیت مساله سوریه را در دعواهای بین ایران و غرب برجسته می کند. یکی از این نشست ها دیدار وزرای خارجه بریتانیا و ایران در روز پنج شنبه ی گذشته بود، دیداری که در حاشیه یک کنفرانس امنیتی در افغانستان، پس از حمله نوامبر گذشته به سفارت بریتانیا در تهران، برای نخستین بار در سطح وزرای دو کشور صورت گرفت که به تقاضای علی اکبر صالحی انجام شده بود. ایسنا ضمن تأیید خبر گزارش کرد که بر نامه ی این دیدار شامل مذاکره بر سر مساله سوریه، ایرانیانی که در بریتانیا زندگی می‌کنند و مذاکرات آینده در باره برنامه مورد مشاجره هسته ای است که در مسکو بر گذار میشود.

اهمیت این دیدار های حاشیه‌ای زمانی مشخص می‌شود که در نظر بگیریم با روی کار آمدن مجدد پوتین و سیاست تهاجمی او در جریان انتخابات گذشته نسبت به آمریکا و نسبت دادن کارشکنی به آن، فروش هلیکوپتر های جنگی به سوریه و بی توجهی پوتین به اوباما حتی در اجلاس گروه ۸ کمپ دیوید که اوباما میزبان آن بود، دوره ی سردی روابط دو کشور آغاز شده و حتی تأثیر خود را بر روابط دو کشور گذاشته است. الکسی ک. پوشکف، رئیس کمیته امور خارجه پارلمان روسیه با اشاره به سردی روابط دو کشور گفت : در رابطه بین روسیه و آمریکا بحران بوجود آمده است، از ینرو ست که هر دو طرف از ایجاد موازنه ناتوانند، زیرا منافع آن‌ها متفاوت است. ( ۳ ) در آمریکا هم فعالیت‌ هایی از سوی کنگره برای تحمیل محدودیت‌ های گذرنامه ای و بانکی بر ماموران روسی که متهم به نقض حقوق بشرند آغاز شده است. این همه، بی اعتمادی دستگاه حاکمه روسیه نسبت به آمریکا را تشدید کرده است. خانم لیپمن، تحلیل گر مرکز کارنگی مسکو معتقد است که : امریکا در روسیه، عامل ایجاد اختلال، تضعیف کننده، لطمه زننده و یک تهدید محسوب میشود، و روسیه باید همواره حالت آماده باش و دفاعی داشته باشد. ( ۴ ) همانجا )

در این آشفته بازار جهان که نظام سرمایه داری در بحران عمیق بسر می‌برد و حتی پیشرفته‌ ترین کشورها همچنان اذعان دارند که اقتصادشان به رکود مزمن گرفتار است، نمایندگان رسمی جمهوری اسلامی پیشاپیش برای نشست مسکو تکلیف تعیین می کردند! علی سعید لو با اظهاراتی از موضع بالا ضمن اشاره به مذاکرات آتی مسکو و نشان دادن خوشبینی خود، می گوید: مذاکرات آتی ایران و گروه۱ +۵ در مسکو با حفظ خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران که همان غنی سازی ۲۰ در صد است مثبت خواهد بود. ! ( ۵ ) یا سعید جلیلی برای پنج قدرت جهانی که حق وتو دارند و آلمان که خود به لحاظ اقتصادی همواره در اروپا حرف اول را میزده است، این‌گونه برنامه می دهد: آن‌ها امروز در معرض یک انتخاب هستند که بخواهند از مسیرهای بن‌بست گذشته خارج شوند و در مسیری که همکاری با ملت ایران است، گام بردارند. ما قطعنامه های شورای امنیت را غیر قانونی میدانیم. !

یا سردار محمد رضا نقدی در مصاحبه با فارس نیوز می‌گوید : مردم ایران حاضرند ثابت کنند که قدرت‌های جهانی هیچ اند و نمی‌توانند علیه ایران جنگ بپا کنند یا بر ایران فشار وارد کنند.... خزعبلات حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران نیز که می گوید: ۶۰ در صد انرژی جهان را ایران تأمین می کند.. و این ایران را برای سلطه بر اقتصاد جهان آماده می کند. فشار و تحریم ایران را فقط قوی‌تر کرده است. (۶ ) همگی جز مصرف خودی در بین جیره خواران سرکوبگر بسیجی و سپاه و عمله و اکره لباس شخصی امنیتی ی متجاوز، مصرف دیگری ندارد. چنین بر خوردهای غیر مسئولانه ای همچون برخورد های پیشین در مورد محو اسرائیل از نقشه جغرافیا تنها به سود کارتل های نظامی و جناههای جنگ طلب در آمریکا و اسرائیل خواهد بود و ایران و منطقه را با خطر جنگی غیر قابل پیش‌بینی مواجه خواهد کرد. ادامه ی تحریم ها نیز اوضاع وخیم اقتصادی را به ضرر اکثریت مردم وخیم تر می کند .

مردم ایران به تجربه با فقر و فلاکتی که رژیم موجب آن بوده است، آشنایند و میتوانند با ارقام رسمی خود حکام فاشیست به آن ها ثابت کنند که در یک سال گذشته تورم۸ / ۲۱ در صد، و از آغاز سال جاری تا کنون ۵/ ۹ درصد و قیمت مسکن و خوراک ۷/ ۴۴ افزایش داشته است. ( ۷ ) . مردم ایران باتجربه ی سی سه ساله میدانند که دعواهای رژیم با غرب نه بر سر منافع آن‌ها بلکه به هدف باز هم چپاول بیشتر سرمایه های ملی و تثبیت خود بمثابه رژیمی که بزرگترین خدمت را با نابودی صنایع داخلی و سرمایه های ملی و باز کردن دروازه های کشور به روی کالاهای وارداتی به همان کشورهایی کرده است که سی سه سال علیه اش شعار های پوچ و بی‌معنی سرداده و حنجره پاره کرده است. مردم ایران بخوبی آگاهند که گره کور و همه ی بن‌بست هایی که این رژیم بوجود آورده است را تنها با ارتقاء آگاهی و خود سازماندهی سراسری جهت دفن این لاشه متعفن و بنای یک جامعه لائیک، خود مدیر و آزاد، میتوانند باز کنند .

در جهان سرمایه و رشد ناموزون و مرکب آن، جمهوری اسلامی حلقه ی زنگ زده ای بیش نیست. با همبستگی پویا و یکپارچه خود آنرا بگسلیم !

 

تحریریه سایت

21 زوئن 2012

۱ ــ مجله فارین پولیسی ۱۵ ژوئن ۲۰۱۲

۲ ـــ روزنامه وال استریت ژورنال ۱۳ ژوئن ۲۰۱۲

۳ ـــ اینتر نشنال هرالد تریبیون ۱۳ ژوئن

۴ ــ همان روزنامه

۵ ـــ ایرنا شنبه ۱۶ ژوئن

۶ ـــ روزنامه نیویورک تایمز، ۲۰ ژوئن

۷ ـــ گزارش همشهری آنلاین، بانک مرکزی جمهوری اسلامی