هر روز را به مبارزه علیه اعدام تبدیل کنیم !

 

ده اکتبر روز مبارزه با لغو حکم اعدام فرصت مناسبی برای همه ی آزادیخواهان و مدافعین حق حیات و کرامت انسانی فراهم می‌کند تا بار دیگر بر خواست همیشگی خود مبنی بر لغو حکم اعدام پای فشارند. با وجودیکه در اعلامیه مصوبه ده دسامبر سال ۱۹۴۸ حق حیات برای هر فرد به رسمیت شناخته شده و تصریح شده است که : احدی را نمی‌توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد. و سازمان ملل متحد در دسامبر سال ۲۰۰۷ با تصویب قطعنامه ای از کشورهای عضو که هنوز مجازات اعدام را ادامه می‌دهند، خواسته است که تا لغو مجازات مرگ اجرای احکام اعدام را به حالت تعلیق در آورند، اما متأسفانه این نا انسانی ترین مجازات همچنان در دهها کشور جهان از جمله کشور ما اجرا می شود، کشوری که طبق گزارش‌ های سازمان های حقوق بشر داخلی و بین‌المللی در صدر جدول اعدام های جهان قرار دارد.

در عین حالیکه داده‌ های آزمون شده ی بین‌المللی نشان داده است که مجازات اعدام در برابر جرم و جنایت تأثیر باز دارنده ندارد و برای نمونه در ایالات متحده در سال ۲۰۰۴ میزان متوسط قتل در ایالت هایی که مجازات مرگ اعمال می‌شود ۷۱ و نیم در صد در میان هر صد هزار نفر، و نسبت آن در ایالت هایی که در آن ها مجازات اعدام لغو شده دو و چهار دهم در صد بوده است و در کانادا پس از لغو حکم اعدام، قتل نفس ۴۴ در صد کاهش داشته است. هنوز هم بسیارند دولت هایی که کشتار و اعدام را تنها ابزار بقای خود میدانند و با دستاویزهای گوناگون ارتجاعی ی ایدئولوژیک، تمامیت خواهانه، شووینیستی و استبداد منشانه پایه‌ای ترین قوانین حقوق انسانی را زیر پا می‌گذارند و مخالفین و دگر اندیشان را اعدام می کنند.

رژیم جمهوری اسلامی، از جمله این حکومت هاست که، بی‌اعتنا به مقررات بین‌المللی، منشورهای حقوقی ای که خود از امضا کنندگان آن بوده و حتی زیر پا گذاشتن قوانین خود ساخته، بیش از سی سه سال است که چه در ملاء عام، چه پنهان و زیر شکنجه، چه بطرز دسته‌ جمعی و به شیوه قصابی و قطعه قطعه کردن اعضاء بدن، به حذف و اعدام مخالفین، روشنفکران، آزادیخواهان، ملیت های ستمدیده، حق طلبان مذهبی، غیر مذهبی و دگر اندیشان ادامه داده است. چرخه ی حیات ننگین و تجاوز کارانه ی رژیم به هدف حفظ جو ارعاب و سرکوب و سرپوش کذاشتن بر بحران های همیشگی ی سیاسی و اقتصادی با خون صد ها هزار انسانی می‌چرخد که یا برای خواست های ابتدایی ملی خود، یا به خاطر داشتن عقیده و مذهبی دیگر و یا برای پایه‌ای ترین حقوق مدنی و شهر وندی مبارزه کرده اند.

این همه، اما، نتوانسته است مردم ستمدیده و محروم کشورمان را از مبارزه علیه رژیم جنایت پیشه و تجاوزگر سرمایه داری جمهوری اسلامی باز دارد و حتی آنجا که رژیم دامنه ی اعدام ها را به غیر خودی ها و پس از رویداد سال ۸۸ به کسانی که به آن‌ ها عنوان جریان فتنه نام نهاده بود، بسط داد، قادر نشد جریان مبارزه ی حق طلبانه ی آحاد جامعه را مانع شود.

در جامعه ما که فرد را بخاطر داشتن اندیشه‌ ای دیگر، مذهبی دیگر، یا احقاق ابتدایی ترین حقوق مدنی و حتی شرکت در تظاهراتی مسالمت آمیز دستگیر، شکنجه و مورد تجاوز قرار می‌دهند و به شنیع ترین شیوه به قتل می رسانند، باید سر لوحه برنامه مبارزاتی همه ی سازمان ها و تشکل های دمکراتیک و مردمی لغو حکم اعدام، شکنجه و سنگسار باشد. در عین حال، نباید فراموش کرد که دستیابی نهایی به این هدف متضمن سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در اتحاد دمکراتیک اکثریت آحاد جامعه است. به امید شکل‌گیری جبهه ای سراسری علیه اعدام دست همه عاشقان راه آزادی و شان و کرامت انسانی را می فشاریم.

 

تحریریه سایت

 

۸ اکتبر ۲۰۱۲