اسناد تریبونال مردمی ایران چه خواهد شد؟!

بهرام رحمانی

bbahram.rehmani@gmdil.com

 

اخیرا یکی از رفقا، در رابطه با تریبونال مردمی ایران، سئوالاتی از من کرده و خواسته که آن را بنویسم، در نوع خود بی سابقه اند. اسناد تریبونال چه خواهد شد؟ اگر این اسناد به دست سازمان ملل برسد از آن ها، برای حمله به ایران استفاده نخواهند کرد؟ البته بحث ما در این مورد نسبتا طولانی و کاملا رفیقانه بود اما اساس بحث حول این دو سئوال دور می زد. البته این رفیق عزیز، تاکید کرد که خودش در رابطه با تریبونال مشکلی ندارد. این سئوال هایی ست که گویا مخالفین تریبونال این جا در محافل مختلف ادعا می کنند که تریبونال پروژه ای امپریالیستی برای حمله به ایران است.

البته افراد و گرایشاتی که چنین موضع خصمانه را علیه تریبونال دارند در نوشته و گفته هایشان به نوعی به این مساله اذعان دارند و حتی در یکی از نوشته هایی که اخیر در برخی سایت های اینترنتی منتشر شده، تریبونال را کارگرکش ... امپریالیستی نیز نامیده اند؟! در حالی که همین ها، چنین مواضع زننده و مشئئزکننده را علیه امپریالیست ها و تبلیغات جنگی امپریالیستی و طرفداران ایرانی آن ها نگرفته اند، زیر علامت سئوال بزرگی قرار دارند!

 

قبل از این که به سئوالات بپردازم ضروری می دانم که بار دیگر تاکید کنم تریبونال مردمی ایران، یکی از پروژه ها و یا کمپین های موفق و پیگیر بخش مهمی از اپوزیسیون آزادی خواه و برابری طلبی و کمونیست هایی ست که برای سرنگونی کلیت حکومت اسلامی با قدرت مردمی مبارزه می کنند، است.

البته که چنین کمپینی به یک گرایش و یا حزب و سازمان سیاسی محدود نیست و فراسازمانی و حتی فراطبقاتی است. به عبارت دیگر، ماشین آدم کشی حکومت اسلامی، هر کسی را که کم ترین مخالفتی با حکومت ابراز داشته دستگیر و شکنجه و اعدام کرده است. پس باید مخالفت با شکنجه و اعدام نیز وظیفه همه گرایشات سیاسی آن بخش از اپوزیسیون باشد که ادعای آزادی خواهی دارند. اگر در روزهای نخست قدرت گیری حکومت اسلامی، تعدادی از وابستگان حکومت سرنگون شده پهلوی اعدام شدند طولی نکشید جوخه های مرگ حکومت اسلامی در سراسر ایران رعب و وحشت، ترور و اعدام بی سابقه ای راه انداختند. اگر یکی از شعارها و خواست های جدی انقلاب 57، لغو هرگونه شکنجه روحی و جسمی و اعدام بود شاید نه هویدا و فرخ رو پارسا و خسروداد و...، به عنوان وابستگان حکومت سرنگون شده اعدام می شدند و نه پس از آن ها، هزاران انقلابی و مبارزه مخالف حکومت شاه و شیخ در این سه دهه قتل عام می شدند. بنابراین، از سلطنت طلبان گرفته تا مجاهدین، کمونیست ها، اقلیت های ملی، مذهبی و غیره توسط جوخه های مرگ حکومت اسلامی، چه در زندان ها و چه در خیابان ها و منازل و حتی در خارج کشور به خاک و خون کشیده شده اند.

حکومت جهل و جنایت و ترور اسلامی، حتی زنان و مردانی را که تنها جرم شان عشق ورزیدن به همدیگر بوده است دستگیر و شکنجه و اعدام و سنگسار کردند. زنان تن فروش، این بردگان جنسی را کشتار کردند. معتادین یعنی قربانیان قاچاق باندهای بزرگ از جمله وابسته به حکومت و سپاه پاسداران را اعدام کردند. هنوز هم پس از سی و چهار حاکمیت نکبت بار حکومت اسلامی، ماشین آدم کشی آن، هم چنان از جامعه ما قربانی می گیرد.

در این میان، تریبونال که به صدای رسای همه این قربانیان حکومت اسلامی و بازماندگان آن ها و جان بدربردگان از قتل گاه های حکومت اسلامی در خارج کشور تبدیل شده است، برخی گرایشات ظاهرا چپ، آن چنان از موضع خصمانه به این تریبونال می تازند و اولویت سیاسی خود را برای شکستن آن گذاشته اند قطعا باید هر انسان آزاده ای این عمل آن ها را محکوم می کند؟! چون که این عمل دشمنان کمربسته تریبونال، نه انتقادی است و نه روشنگری و آگاه گری با خود دارد، تنها یک مشت تهمت و افتراست که به سوی تریبونال پرتاب می کنند.

حکومت سرمایه داری اسلامی، سی و چهار است که در جامعه ما، به لحاظ سیاسی و اجتماعی خفقان و سانسور نفس گیری را حاکم کرده است و به لحاظ اقتصادی نیز خون کارگران و مردم محروم جامعه را می مکد و زندگی اکثریت مردم این کشور را به تباهی کشانده است. فقر و بی کاری و گرانی سبب شده است که در جامعه ایران، آسیب های اجتماعی از خط قرمزها بگذرند و قربانی بیش تری از جامعه بگیرند.

اما با این وجود، دهه نخست حکومت اسلامی، دهه رعب و وحشت، ترور و کشتار بیش تری را در تاریخ ثبت کرده است. اعدام چندین هزار زندانی سیاسی در سال 67 اوج بربریت و آدم کشی حکومت اسلامی بود. در حالی که حکومت اسلامی از همان روزهای به قدرت رسیدنش، ماشین آدم کشی خود را راه انداخت و با گذشت زمان سرعت یبش تری به آن داد که تا به امروز ادامه دارد.

حکومت اسلامی، در ادامه آدم کشی های خود در داخل کشور، حتی نویسندگانی چون مختاری، پوینده، زال زاده، شریف و غیره را بدون این که رسما دستگیر و زندانی و اعدام کنند، نخست آن ها ربودند و سپس جنازه مثله قربانیان شده شان را در حاشیه شهرها رها کردند. یا پروانه فروهر و داریوش فروهر این زوج سیاسی مسن را در منزل شان با ضربات متعدد چاقو تکه و پاره کردند.

در خارج کشور نیز شاپور بختیار، عبدالرحمان قاسملو و همراهانش، کاظم رجوی، صدیق کمانگر، حمید بهمنی، غلام کشاورز، شرفکندی و همراهانش، فریدون فرخزاد و صد ها تن دیگر از فعالین اپوزیسیون را در ترکیه و پاکستان و عراق ترور کردند.

به این ترتیب، ماشین آدم کشی حکومت اسلامی، هر کسی رت که به نظرشان مخالف حکومت شان بود زیر گرفته، له کرده و نابود کرده است. پس مبارزه برای آزادی همه زندانیان سیاسی، لغو شکنجه و اعدام و محاکمه سمبولیک عوامل و عناصر و سران حکومت اسلامی و کلیت آن، به دلیل جنایت علیه بشریت، نباید به یک گرایش و سازمان و حزبی و نهادی محدود شود. هر فرد و جریانی که ادعای آزادی خواهی دارد باید بدون چون و چرا و بدون هیچ گونه اما و اگری خواهان لغو آزادی همه زندانیان سیاسی، خواهان لغو هرگونه شکنجه روحی و جسمی و اعدام و نهایتا خواهان سرنگونی حکومت اسلامی با قدرت مردمی باشد.

در حال حاضر که حکومت اسلامی بر سر قدرت است و ماشین جنگی آن نیز هم چنان آدم می کشد باز هم وظیفه هر فرد و سازمان و حزب و نهاد و شبکه ای ست که مدافع حرمت و موجودیت انسان و آزادی هایش است؛ به خصوص نیروهایی که در خارج کشور به سر می برند و مشکلات امنیتی و جانی هم چون داخل کشور را ندارد باید از هر امکانی برای افشای جنایات حکومت اسلامی، جلب توجه افکار عمومی مردم جهان و نهادهای بین المللی به جنایات این حکومت و به مبارزات عادلانه مردم ایران، بهره جویند.

بنابراین، تریبونال مردمی ایران، یک کمپین مستقل و شبکه ای از فعالین سیاسی، خانواده های جان باخته گان و جاه بدربردگان کشتارهای حکومت اسلامی با گرایشات مختلف است که اساسا هدفش افشای جنایات حکومت اسلامی و جلب افکار عمومی بین المللی به آدم کشی حکومت اسلامی و دفاع از مبارزات بر حق و عادلانه مردم ایران است؛ و این که نگذار جنایات حکومت اسلامی به فراموش سپرده شود و یا پرده پوشی گردد. به خصوص هنگامی که یک جناحی از این حکومت که خود مستقیما دست اندرکار و سازمانده و پیش برنده جنایات دهه شصت بود امروز ماسک اپوزیسیون بر خود زده، در جهان پراکنده شده و با حمایت نهادها و دولت های بورژوازی سعی دارد به این جنایات خود سرپوش بگذارد تا بلکه سهم خود را از جناح حاکم فعلی بگیرند و کل حکومت جهل و جنایت و ترور اسلامی را هم چنان نگاه دارد. از این رو، کلیت عوامل و عناصر و سران و ارگان های حکومت اسلامی، در سرپوش گذاشتن جنایات دهه شصت و به فراموشی سپردن آن، با همدگیر هم جهت و هم فکر هستند.

اما پس از این مقدمه برمی گردم به دو سئوال بالا. تاکنون نمونه ای در جهان نداریم که کشوری با متحدانش به یک کشور دیگر، در اعتراض به سرکوب و شکنجه و اعدام شهروندان آن کشور توسط حکومتش، حمله نظامی کنند. اگر این جوری بود حکومت اسلامی باید در همان سال های نخست حکومتش با تهاجم دولت های قدرت مند مواجه می شد. کسانی که چنین سئوالاتی را پیش می کشند فراموش می کنند که دولت های سرمایه داری جهان، هیچ مشکلی با سرکوب و کشتار شهروندان توسط حاکمان دیکتاتور و قداره بند ندارند. در بهترین حالت نهادهای بین المللی، چون عفو بین الملل و یا کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، در نشست های سالانه خود، قطعنامه هایی را در محکومیت شکنجه و اعدام در کشورهایی چون ایران منتشر می کنند که این قطعنامه ها، هیچ گونه قدرت و پشتوانه اجرایی ندارند. به علاوه این که کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در برخی موارد نماینده ویژه کشوری نیز انتخاب می کنند که در رابطه با نقض حقوق بشر در آن کشور، گزارش تهیه کند و به نشست کمیسیون حقوق بشر ارائه دهد. بنابراین، سازمان ملل و شورای امنیت برای حمله به کشوری نیازی به تهیه گزارش از زندان های آن کشور و شکنجه و اعدام شهروندان و مبارزان آن در زندان ها ندارند. این یکی از وظایف روتین و دایمی نهاد بین المللی درباره هر کشوری، به ویژه کشورهایی که هنوز قانون وحشیانه اعدام در آن ها وجود دارد، است. به علاوه این که آرشیوهای سازمان ملل و دولت ها، مملو از قتل عام های حکومت های آدم کشی چون حکومت اسلامی ایران است. بر این اساس نیز آن ها، نیازی به اسناد تریبونال مردمی ایران ندارند که با اتکا به آن به ایران حمله کنند. اگر هم تصمیم به چنین حمله ای بگیرند نه با اسناد می توان جلو آن ها را گرفت و نه با اسناد می توان آن ها را وادرا به حمله کرد. آن ها، همواره در راستای منافع اقتصادی، سیاسی، و نظامی خود و با تصمیم گیری ارگان هایشان دست به حمله و جنگ می زنند.

برای مثال، آیا می توان هیات حاکمه آمریکا، از کاخ سفید و کنگره آمریکا تا سیا و پنتاگون را با نشان دادن اسناد تریبونال ایران و جنایت حکومت اسلامی علیه بشریت، قانع کرد به ایران حمله کنند؟ مگر آرشیوهای آن ها پر از تروریسم حکومت اسلامی در جهان، به ویژه حمایتش از گروه های تروریستی مذهبی و غیره پر نیست که صد مرتبه برایشان مستندتر از اسناد تریبونال برای پیش برد اهداف شان علیه ایران نیست؟ این بحث ها بسیار عقب مانده وپیش پا افتاده و عوام فریب هستند.

به علاوه مگر تاکنون مشکل سرمایه داری جهانی و دولت های امپریالیستی، مشکل شان با حکومت های دیکتاتوری بر سر این بود که شهروندان خود را سرکوب می کنند و مخالفین شان را زندانی و شکنجه و اعدام می کنند؟ مگر تا دوره فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد میان دو بلوک رقیب سرمایه داری و امپریالیستی، یکی از دخالت هایشان آشکارشان در امور داخلی کشورهای مختلف جهان راه انداختن کودتاهای خونین نبود؟ آیا هم اکنون که به جای کودتاگران خودشان از طریق ناتو و غیره لشرکشی می کنند و کشورها را به اشغال خود در می آورند دلیلش سرکوب زنان، جنبش های اجتماعی، اعدام مخالفین و غیره توسط حاکامان قداره بند و آدم کش است؟ اگر چنین است چرا مثلا، کاری به کار شیخ های آدم کش و زن ستیز و آدم کش عربستان سعودی ندارند؟

اصولا حکومت های امپریالیستی با حکومت هایی چون حکومت اسلامی ایران، زمانی در می افتند که اتفاقا بازی های تعیین شده آن را به خوبی رعایت نکنند. یعنی مشکل آمریکا و متحدانش با حکومت اسلامی، حتی بر سر غنی سازی اورانیوم هم نیست، بلکه اساسا مخالفت اصلی آن ها با حکومت اسلامی ایران، دخالتش از سر تقویت و تسلیح گروه های تروریستی اسلامی در کشورهایی چون عراق و افغانستان و لبنان و غیره است. آن ها، در وهله نخست با فشار آوردن بر حکومت اسلامی، تلاش می کنند آن را وادار به رعایت قواانین بازی خود کنند.

حتی اگر حکومت اسلامی در رابطه با غنی سازی اورانیوم واقعا عقب نشینی کند و با آژانس و دولت های 5 به علاوه یک به توافق برسد و پس از آن ده هزار نفر را از مردم ایران را قتل عام کند روشن است که با عکس العمل جدی دولت های امپریالیستی روبرو نخواهد شد. هنوز این دولت ها، در رابطه با قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67، موضع نگرفته اند. در حالی که امروز هزاران شاهد زنده و صدها هزار صفحه سند در این مورد وجود دارد. بنابراین، پرواضع است که مشکل آن ها با حکومت اسلامی، بر سر منافع خودشان و در چارچوب رقابت های سرمایه داری شان است نه بر سر منافع مردم ایران و مخالفین حکومت اسلامی.

تریبونال مردمی، اولین هدفش جلب توجه افکار عمومی مردم جهان و نهادهای بین المللی انسان دوست و مخالف اعدام و خشونت و جنگ به جنایت و نسل کشی های حکومت اسلامی است. به همین دلیل نیز این دادگاه علنی و باز و با حضور رسانه ها برگزار می شود تا هر چه بیش تر توجه افکار عمومی مردم ایران و جهان به جنایات حکومت اسلامی جلب شود. به علاوه این که این اسناد هم به زبان انگلیسی و به فارسی به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

باید توجه کنیم که یکی از بهانه ها و یا توجیهات دولت های امپریالیستی به یک کشور، به خصوص در دهه های اخیر، بر سر دست یابی برخی کشورها به سلاح های اتمی بوده است. تازه این توجیه نیز زمینه سازی برای حمله است نه مستقیما دلیلی برای حمله نظامی به یک کشور. مثلا آمریکا، دهه های پیش لیبی را بمباران کرد و حکومت قذافی در مقابل این حمله عقب نشست و نیروگاه های اتمی خود را بست و با آمریکا و دولت های غربی قدرت مند سازش کرد. این دولت ها در این مدت نزدیک به سه دهه، نه تنها هیچ کاری به آدم کشی های قذافی نداشتند، بلکه رابطه دوستی نیز با وی و حکومتش داشتند.

قبل از لیبی نیز دولت های غربی و در راس همه آمریکا، نه مشکلی با صدام حسین داشتند و نه با القاعده و طالبان. در حالی که هم حکومت صدام حسین و هم طالبان مخالفین خود را در زندان ها می گذاشتند و در بیرون نیز سرکوب و ترور می کردند. فراتر از آن، طالبان و القاعده با حمایت دولت های غربی و در راس همه آمریکا در افغانستان به قدرت رسیدند. حکومت صدام حسین نه تنها از سوی حکومت های امپریالیستی چین و روسیه، بلکه از سوی امپریالیست های انگلیس، فرانسه، آلمان، آمریکا و غیره نیز مورد حمایت قرار می گرفت.

حمله به افغانستان، پس از واقعه 11 سپتامبر و حمله تروریستی به برج های دوقلوی سازمان تجارت جهانی صورت گرفت. تیم جنگ طلب بوش در کاخ سفید از احساسات مردم آمریکا و جهان به دلیل این حمله تکان دهنده و هولناک تروریستی و کشته شدن بیش از سه هزار انسان، فرصت را برای حمله به این کشور، غنیمت شمردند. و به بهانه مبارزه با تروریسم به افغانستان حمله کردند و این کشور را به اشغال خود درآوردند.

حمله به عراق نیز با بمباران های هوایی پدر بوش و تحریم اقتصادی این کشور از سال 91، به بهانه جنگ خلیج و حمله ارتش عراق به کویت شروع شد. در حالی که دولت های اروپایی و حتی سازمان ملل با حمله نظامی به عراق مخالف بودند. از این رو، برای حمله نظامی به این کشور در 20 مارس 2003 به یک سناریوی بزرگ تری نیاز داشتند. این سناریوی آن ها، با حمله ارتش صدام حسین به کویت تکمیل گردید. مارس ۲۰۰۳ با حمله یک ائتلاف بین ‌المللی به رهبری آمریکا و بریتانیا به عراق آغاز شد. نیروهای اصلی حمله کننده به عراق شامل ارتش های آمریکا، لهستان و انگلستان بوده است.

هر چند این جنگ با خروج آخرین تیپ رزمی آمریکایی در ۱۹ اوت ۲۰۱۰، ظاهرا به ‌طور رسمی خاتمه یافت. اما تروریسم دولتی و تروریسم گروه های اسلامی و ناسیونالیستی در این کشور، هم چنان از مردم عادی قربانی می گیرد.

دو توضیح عمده برای آغاز این جنگ توسط جرج بوش رییس جمهور وقت آمریکا مطرح شد که یکی از آن‌ها رابطه صدام حسین با القاعده و دیگری نابودکردن سلاح های کشتار جمعی عراق بنابر توافق نامه 1991 بود. هیچ موقع سلاح های کشتار جمعی در عراق پیدا نشد.

روز شنبه ۲۳ اکتبر ۲۰۱۰، وب سایت ویکی لیکس، ۴۰۰ هزار سند محرمانه درباره جنگ عراق را منتشر کرد. صدها هزار سند از گزارش‌های دقیق و روزانه ارتش آمریکا در جنگ عراق، مربوط به سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ را منتشر کرد. ویکی لیکس، پیش از این نیز اسناد اشغال افغانستان را منتشر کرده بود.

انتشار این اسناد، به ویژه با اعتراض شدید دولت های افغانستان، عراق، حکومت اسلامی ایران، انگلستان، ناتو و در راس همه دولت آمریکا روبرو شده است. دولت هایی که هر کدام در جنگ و کشتار و تروریسم در عراق و افغانستان درجهت منافع خود، نقش مستقیم و غیرمستقیم داشته اند و هنوز هم دارند.

بر اساس اسناد تازه منتشر شده ویکی لیکس که به ۴۰۰ هزار سند می ‌رسد، پس از تهاجم سال ۲۰۰۵ صدها غیرنظامی عراقی در ایست‌ های بازرسی ارتش آمریکا کشته شدند. بر اساس این مدارک، ارتش آمریکا تعداد کشته‌ های عراقی را ۱۰۹هزار نفر برآورد کرد که ۶۶ هزار و ۸۱ تن از آن ها غیرنظامی بودند. این در حالی ست که پنتاگون پیش تر اعلام کرده بود که آمار قربانیان غیرنظامی را ثبت نمی ‌کند.

این اسناد از جمله، شکنجه در زندان های عراق و تعداد غیرنظامیانی که جان خود را از دست داده اند. این اسناد هم چنین به دخالت حکومت اسلامی در عراق و نقش آن در تسلیح و آموزش شبه نظامیان مخالف اشاره دارند.

اما ژولیان آسانژ، پایه گذار ویکی لیکس، به خبرنگار سی. ان. ان. گفته است: این اسناد را روز شنبه صبح، در یک کنفرانس مطبوعاتی در لندن به رسانه ها معرفی کردیم. اسناد نشان می دهند که ارتش آمریکا از به کار بردن شکنجه در زندان های عراق با خبر بوده و اکثرا برای جلوگیری از آن اقدامی نکرده است. این اسناد هم چنین نشان می دهند سربازان آمریکائی پس از بستن خیابان ها صدها نفر از عراقی ها را به قتل رسانده اند. طبق گزارش های داخلی ارتش آمریکا، بین سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ روی هم رفته ۱۰۹ هزار عراقی کشته شده اند که ۶۳ درصد (بیش از ۶۸ هزار نفر) از آن ها غیرنظامی بوده اند.

هر کسی که ذره ای حس انسانیت دوستی داشته باشد طبیعی ست که هم با حمله نظامی امپریالیست ها به عراق و افغانستان و لیبی مخالفت کرده و هم اکنون نیز با دیدن عمق و ابعاد فجایع مردمی در این کشورها و جنگ تروریست های دولتی و غیردولتی در عراق، افغانستان و لیبی، بدون تامل و با صراحت با حمله نظامی به ایران نیز مخالفت می کند. بر خلاف ادعاهای سران و مقامات و سخن گویان دولت های اشغالگر، نه تنها در این کشورها دموکراسی و آزادی برقرار نشده است، بلکه آن امنیت سابق مردم نیز کاملا از بین رفته است. هم اکنون گفته می شود بیش از 70 درصد خاک افغانستان در کنترل نیروهای طالبان است. یعنی اگر نیروهای اشغالگر از آن کشور بیرون بروند حکومت کرزای یک روز هم نمی تواند بر سر قدرت بماند.

به عقیده من، هرگونه همکاری و همراهی با سیاست های امپریالیستی در تحریم های اقتصادی ایران و حمله به کشور و یا هر کشور دیگری، جنایت بزرگی علیه بشریت است.

به این ترتیب، کسانی که ادعا می کنند اگر اسناد تریبونال در اختیار سازمان ملل قرار گیرد بهانه ای برای حمله به ایران پیدا خواهند کرد اگر تخیلات ساده انگارانه نباشد، عوام فریبانه است. اساسا چنین تفکری دانسته و ندانسته در خدمت اهداف حکومت اسلامی قرار می گیرد. یعنی اگر جنایات حکومت اسلامی، در نزد افکار عمومی مردم ایران و جهان و در نزد نهادهای بین المللی بیش از این افشا شود و مستند گردد احتمال دارد امپریالیست ها، به ایران حمله کنند بنابراین، نباید چنین کمپین هایی علیه حکومت اسلامی راه بیافتد. به دارندگان چنین تفکراتی یا به درستی بگوییم چنین تخیلاتی، باید صد آفرین گفت که این چنین بیدارند و اولویت مباررزه ضدامپریالیستی خود را علیه تریبونال مردمی ایران گذاشته اند!

آن محفل بی عمل و بی تاثیری که در قلب اروپا، هم چنان در خانه های تیمی خود با امپریالیسم مبارزه می کند؛ آن دیگری از حزب الله دفاع می کند؛ سومی برای مرگ فلان آیت الله حکومت اسلامی اشک می ریزد، بی ربط ترین محافل به جنبش کارگری کمونیستی و ضدسرمایه داری هستند. اتفاقا دو محفل نخست، طرفدار زندان و شکنجه و اعدام هستند. این محافل به معنای واقعی، در هیچ کمپین جدی علیه حکومت سرمایه داری اسلامی ایران و یا در دفاع از جنبش کارگری کمونیستی بین المللی در مقابل سیستم سرمایه داری و حکومت های سرمایه داری حضور ندارند. خودشان نیز به طور مستقل منشا اثر هیچ حرکت نظری و عملی نیستند. بر این اساس، تنها راهی که برای بقای محفل خود انتخاب کرده اند فحاشی و تهمت و افترازنی به دیگران از جمله تریبونال مردمی ایران است تا دست کم از این طریق اسم شان بر زبان های بماند.

تریبونال مردمی، اولین هدفش جلب توجه افکار عمومی مردم جهان و نهادهای بین المللی انسان دوست و مخالف اعدام و خشونت و جنگ و نسل کشی های حکومت اسلامی است. به همین دلیل نیز این دادگاه علنی و باز و با حضور رسانه ها برگزار می شود تا هر چه بیش تر توجه افکار عمومی مردم ایران و جهان به جنایات حکومت اسلامی جلب شود. به علاوه این که این اسناد هم به زبان انگلیسی و به فارسی به صورت کتاب منتشر خواهند شد. بنابراین، این تریبونال نیز مانند هر کمپین سیاسی و اجتماعی دیگری خالی از کمبود ایراد و اشکال نیست و می توان آن ها در فضایی سالم و صادقانه مورد نقد قرار داد؛ اما نمی توان آن را بدون هیچ سند و مدرکی کورکورانه و غیرمسئولانه به امپریالیست ها نسبت داد. تریبونال مردمی ایران، هیچ بده و بستان مخفی با هیچ کس، هیچ نهاد، هیچ حزب و هیچ دولتی ندارد و همه اسناد و گزارشات و اطلاعیه هایش و منابع مالی اش نیز در سایت خود تریبونال منتشر شده اند و هر کس می تواند با مراجعه به آن ها، قضاوت عادلانه خودش را داشته باشد.

چهارشنبه سوم آبان 1391 - بیست و چهارم کتبر 2012

ضمیمه:

پخش مستقیم تلویزیونی محاکمه جمهوری اسلامی ایران

به دنبال برگزاری موفقیت آمیز مرحله اول محاکمه جمهوری اسلامی ایران در لندن، مرحله دوم دادگاه ایران تریبونال، به مدت سه روز از ٢٥ تا ٢٧ اکتبر ٢٠۱٢ برابر با ٤ تا ٧ آبان ١٣٩١ در شهر لاهه برگزار می شود.

جلسات دادگاه، روزانه از ساعت ٩ صبح تا ٣٠/۵ بعد از ظهر به وقت اروپای مرکزی و ٣٠/١٠ صبح تا ٧ بعد از ظهر به وقت ایران، مستقیم به صورت زنده از کانال ماهواره ای زیر پخش می شود.

Hotbird 11471 ver 27500 5/6.aso

پخش مستقیم تلویزیونی، همزمان در لینک زیر در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.

http://www.irantribunal.com/ASNAD/Livestream-Tribunal.html

سایت ها و شبکه های تلویزیونی و رادیوئی می توانند با هماهنگی با آدرس زیر، برنامه را مستقیم به صورت زنده از سایت ها، شبکه هائی تلویزیونی و رادیوئی خود پخش نمایند.

سایت ها و وبلاگ ها می توانند با مراجعه به سایت ایران تریبونال در زمان پخش، تصویر تلویزیونی را درسایت خود لینک کنند.

nima.sarvestani@irantribunal.com

کارزار مردمی ایران تریبونال